فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔹به نام مهربان تر از هر مهربان
🇮🇷امروز چهارشنبه
21/ شهریور/1403
07/ ربیع الاول/1446
11/ سپتامبر/2024
🍃صبح آمده برخیز
💞چون رقصِ شفق
🍃 در برِ این صبح،
💞با نورِ خداوند درآمیــز
🍃تا بوسه زند حضرت خورشید
💞 به چشمانِ تو اے خِطهے زرخیـز
🌹سلام
💞روزتون
🍃پر از سلامتی
🥀ذکر امروز« یا حی و یا قیوم"
️ اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
️ بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
❤️وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ
❤️و آنها كه نهايت كوشش را در انجام طاعات بخرج ميدهند اما با اين حال دلهايشان ترسان است از اينكه سرانجام به سوي پروردگارشان باز ميگردند.
👈" سوره مومنون آیه ۶۰ "
🤲اَللّهُمَّ نَوِّر قُلُوبَنا بِالْقُرآن
🤲 اَللّهُمَّ زَیِّن اَخْلاقَنا بِزینَةِ الْقُرآن
🤲 اَللّهُمَّ ارْزُقنا شَفاعَةَ الْقُرآن
🍃 التماس دعا 🍃
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پروردگارا ...!
به فکرمان منطق
به قلبمان آرامش
به روحمان پاکی
به وجودمان آزادی
به دستهایمان قدرت
به پاهایمان راستی
به گوشهایمان تشخیص
به چشمهایمان زلالی
به زبانمان حقیقت
به سینه مان وسعت
به ارزیابیمان انصاف
به زندگیمان عشق
به عشقمان تعهد
و به تعهدمان صداقت،
عطا بفرما ...❤️🍃
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
💎👈شش جا، ذات آدمها رو بشناس ...
زمان جر و بحث و اختلاف نظر،
وقتی ازشون انتقاد می کنی ...!
تو شرایطی که مطابق میلشون نیست !
در زمان قطع محبت و سرویس همیشگی که میدادی !
زمانی که بهشون نیاز داری !
وقتی که پای منافعشون وسطه !
و وقتی سود و فایده ای براشون نداره ! ❤️
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌺دکتر الهی قمشهای چه زیبا میگوید:
- وقتی نمیبخشید
- وقتی به کاری که دوست ندارید ادامه میدهید
- وقتی وقتتان را تلف میکنید
- وقتی از خودتان مراقبت نمیکنید
- وقتی از همه چیز شکایت میکنید
- وقتی با پشیمانی و افسوس زندگی میکنید
- وقتی شریک نادرستی برای زندگیتان انتخاب می کنید
- وقتی خودتان را با دیگران مقایسه میکنید
- وقتی فکر میکنید پول برایتان خوشبختی میآورد
- وقتی شکرگزار و قدرشناس نیستید
- وقتی در روابط اشتباه میمانید
- وقتی بدبین و منفیگرا هستید
- وقتی با یک دروغ زندگی میکنید
- وقتی درمورد همه چیز نگرانید
_ قدم به قدم به نابودی روح و روان خودتان نزدیک تر می شوی
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
👌آدمها دو تکه دارند:
یک تکه از آدمها دلت را به دست میآورد،
تکه دیگرشان دلت را میشکند.
یک تکه از آدمها لبخند به لبت میآورد،
یک تکهشان اشکت را درمیآورد.
یک تکه از آدمها دستودلباز است،
تکه دیگرشان حساب همهچیز را دارد.
یک تکه از آدمها دلگرمت میکند،
یک تکهشان پشیمانت میکند.
یک تکه از آدمها خاطره خوش میسازد،
تکه دیگرشان ساختهها را ویران میکند.
آدمها را بهخاطر تکه روشنشان دوست داریم،
بهخاطر تکه تاریکشان از آنها بیزار میشویم.
گاهی بهخاطر یک تکه، تکهی دیگر را میپذیریم،
گاهی قیدش را میزنیم. 🌺🍃
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
#سرگذشت_افسون
#قضاوت_ممنوع
#پارت_اول
سلام افسون هستم ازیه خانواده ی۶نفره که دوتابرادردارم یه خواهر..
کودکی خیلی خوبی داشتم چون باعشق محبت پدرومادرم بزرگ شدم ومیتونم به جرات بگم خیلی هاحسرت زندگی ماروداشتن چون پدرم اوضاع مالیش خیلی خوب بودبه خانوادش بیشترازهرچیزی اهمیت میداد..ما تویه محله ی باکلاس اصفهان زندگی میکردیم ومادرم خاطرحسادت اطرافیان بافامیل خیلی رفت و امد نمیکرد بیشتر بادوستای خانوادگیمون درتماس بودیم.. شایددرسال دوسه بارخاله عمه دایی وعموم رومیدیدیم..دوران کودکی روپشت سرگذاشتم به سن نوجوانی رسیدم باخواهرم افسانه که دوسال ازمن بزرگتربودمیونه ی خوبی داشتم...من فرزندیکی مونده به اخری بودم بعدازمن داداشم مجیدبودومحسن برادربزرگترم که فرزنداول خانواده بوددانشجوی معماری..یادمه۱۴سالم بودکه پدرم بزرگم ((پدرمادرم))فوت کردوبعدازمدتهاماتوجمع فامیل حاضرشدیم میشنیدم هرکس که من رومیدیدمیگفت ماشالله دختردومیه نسرین جون چه بزرگ شده خوشگل!تعریف ازخودم هم نباشه واقعا هم خوشگل بودم چشمای ابی درشتی داشتم که ازپدرم به ارث برده بودم پوستی سفیدوموهای بلندبوری که زیرشال یاروسری به زورپنهانش میکردم ازبس پرپشت بود..
ادامه در پارت بعدی 👇
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
#سرگذشت_افسون
#قضاوت_ممنوع
#پارت_دوم
سلام افسون هستم ازیه خانواده ی۶نفره که دوتابرادردارم یه خواهر
برعکس من افسانه به مادرم رفته بودپوستی سبزه داشت صورتش پرازجوش بودخیلی هم دکترمیرفت امافایده نداشت تااینکه بعدهارفت تهران یه سری داروصابون استفاده کردبهترشد
من ودوتاازداداشام چشمامون ابی بوداماافسانه چشماش قهوه ای بود.گاهی که باهم بیرون میرفتیم کسی باورش نمیشدماخواهرباشیم چون ازنظرظاهری اصلاشبیه هم نبودیم وبگم هرچقدرافسانه درس خون بودمن علاقه ای به درس نداشتم وبازورکلاس خصوصی معلم بالامیومدم..بعدازمرگ پدربزرگم مادرم ازلاک خودش امدبیرون کم کم رفت امدمابافامیل درجه یک بعدازسالهاشروع شد..یه کم که خودم روشناختم به سروضعم خیلی اهمیت میدادم به خودم میرسیدم وبخاطرزیبای خدادادی هم که داشتم خیلی به چشم میومدم وقتی وارددبیرستان شدم چشم گوشم بیشتربازشدومیدیدم که خیلی ازپسرهابهم ابرازعلاقه میکنن امازیادتوجهی نمیکردم تااینکه باعلی اشناشدم..علی یه پسردانشجوبودکه تایم بیکاریش روتویه کامپیوتری نزدیک مدرسه کارمیکرد..
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
💕گاهی سکوت
شرافتی دارد که گفتن ندارد!
همیشه درفشار زندگی
اندوهگین مشو
شاید خداست
که درآغوشش می فشاردتت!
اگریقین داری روزی پروانه میشوی بگذار روزگار
هر چه میخواهد پیله کن
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
✨اعتماد بنفس این نیست که وقتی جایی رفتید خود را از همه بهتر و بالاتر بدانید..!
اعتماد به نفس یعنی؛
وقتی وارد جمعی میشوید خود را با هیچکس "مقایسه" نکنید!👌
#اعتمادبهنفس
#مقایسه
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
8.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی شهیدان عاکفی با قلم و صدای خواهر شهیدان قسمت هفتم
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
#ریشه_ضرب_المثل_ایراد_بنی_اسرائیل
✍بنی اسرائیل، قوم حضرت موسی علیه السلام بودند که کتاب آسمانی شان تورات بود. حضرت موسی از جانب خدا مامور هدایت این قوم شده بود. این پیامبر بزرگ الهی، قومش را از زیر سلطه خفت بار فرعون نجات داد؛ چرا که بنی اسرائیل برده هایی برای فرعون بودند و او خود را خدای اینها می دانست و به کارگری خویش در آورده بود. هرکس که فرعون را قبول نمی کرد، فرعون دستور قتل و حتی مُثله کردن او را صادر می کرد.
🍂حضرت موسی با اینکه در کنار خود فرعون بزرگ شده بود، با عقاید شرک آمیز او مخالف بود و بارها به دستور خداوند او را را به راه راست هدایت کرد اما فرعون نپذیرفت و همچنان ادعای خدایی می کرد.
🍃به کمک خدا حضرت موسی توانست با بنی اسرائیل از دست فرعون نجات پیدا کند. خداوند دریا را برای موسی و قومش شکافت اما فرعونیان در همان دریا غرق شدند و هلاک گردیدند. حضرت موسی معجزات فراوانی داشت مانند: عصایی که تبدیل به اژدها میشد، معجزه ید بیضاء و …
🍂اما بسیاری از افراد قوم موسی به او ایمان نیاوردند و بهانه های عجیب می گرفتند. مثلا می گفتند:
🍃ای موسی! ما تا خدا را با چشم هایمان نبینیم ایمان نمی آوریم!(بقره–۵۵)
🍂ای موسی! ما از غذاها خسته شدیم! به خدا بگو برایمان عدس و پیاز و سیر و خیار بفرستد!(بقره ۶۱)
🍃ای موسی ما اینجا می نشینیم تو با خدایت برو و با دشمنان بجنگ! هر وقت پیروز شدید ما پایمان را در شهر می گذاریم! (مائده
🍂یا اینکه با تمام معجزاتی که از حضرت موسی دیدند، گوساله پرست شدند! و به خدای حقیقی کفر ورزیدند.
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
#حکایت
✍مردی، نزد فقیهی رفت و گفت
ای عابد سوالی دارم، عابد گفت بگو!
گفت : نماز خودم را شکستم!
عابد گفت: دلیلش چه بود؟
🔸مردگفت : هنگام اقامه نماز دیدم دزدی
کفش هایم را ربود و فرار کرد. برآن شدم که نماز بشکنم و کفشم را از دزد بگیرم،،،
و حال می خواهم بدانم که کارم
درست است یا نادرست؟
🔹عابد گفت : کفش تو چند درهم قیمت داشت؟
مردگفت: ۵درهم!
✍عابد گفت:اى مرد! کار بجا و پسندیده ای
کرده ای! زیرا نمازی که تو می خواندی
۲ درهم هم نمی ارزید.
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh