هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
بسم الله الرحمن الرحیم
#امیرالمومنین_ع_مدح
#سیدحمیدرضا_برقعی
▶️
صدا آری صدا جان جهان را زیر و رو میکرد
پیمبر در همه عمر آن صدا را جستجو میکرد
نفس های خودش بود آن صدای با طمأنینه
صدایی که شب معراج با او گفتگو میکرد
@hosenih
نمیدانم چرا اما پیمبر بعد معراجش
عبای مرتضی را بیشتر از پیش بو میکرد
خدا آن شب سخن میگفت با صوت یداللهی
خدا پیش محمد دست خود را داشت رو میکرد
خدا مشغول خلقت بود دنیا را همان موقع
علی در مسجد حنانه کفشش را رفو میکرد
@hosenih
نفهمیدیم مولا را نفهمیدیم بعد از جنگ
علی شمشیر را با اشکهایش شست و شو میکرد
اگر او یازده تن را به جای خود نمیآورد
چگونه با نبود او زمین یک عمر خو میکرد
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
بسم الله الرحمن الرحیم
#امیرالمومنین_ع_مدح
#احمد_علوی
▶️
با خیالت غزلی در شُرف آغاز است
در هوای تو دلی منتظر پرواز است
طرح انگور ضریح تو یادم آورد
که در میکده ات رو به خلایق باز است
ما همه مست غدیر خم چشمت هستیم
مستی از دست تو یک مستی بی اندازه ست
باز هم نام تو را بر لبش آورده مسیح
به امید دم تو در صدد اعجاز است
هر طرف می نگرم روی تو را می بینم
دائم از مأذنه نام تو طنین انداز است
@hosenih
دل که با حال و هوای تو هوایی باشد
مقصد راه قرار است رهایی باشد
دوستت دارم و سلمان به همه ثابت کرد
عاشقت فرق ندارد که کجایی باشد
از تمنای وصال تو فقط باید گفت
راوی شعر اگر شیخ بهایی باشد
من به نادانی خود معترفم میدانم
محفل انس تو باید علمایی باشد
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ام
تا کجا بین من و دوست جدایی باشد
من فقط چشم به راهم که ببینم روزی
گنبد همسرتان نیز طلایی باشد
@hosenih
ای به الطاف تو اصحاب کرم وابسته
شده یک عمر به مدح تو قلم وابسته
وسط این همه وابستگی بی حاصل
شکر بسیار که هستم به حرم وابسته
هر غریبی که به ایوان نجف می آید
می شود با زدن چند قدم وابسته
جنس بازار تو عشق است و امید است و رضاست
شده ام سخت به این پند قلم وابسته
در دم و بازدم من جریان داری تواست
نفس های تو هستم همه دم وابسته
عاشقان تو به فقری ابدی خو کردند
تا نباشند به دینار و درم وابسته
ما از آن پاک دلانیم که آرامش ما
هست چون موج خروشان به عدم وابسته
ریشه در خاک عدم داشت که با حضرت نور
بینهایت شده بودید به هم وابسته
@hosenih
به تو مستان لقب ساقی کوثر دادند
بیخود از خود شده و نادعلی سر دادند
از شراب تو به جبریل تعارف کردند
شوق پرواز تو را هم به کبوتر دادند
جامی از عشق تو را حضرت سلمان نوشید
جرعه ای نیز به مقداد و ابوذر دادند
گاهی اوقات به این فکر می افتم که چرا
به یکی کم به یکی چند برابر دادند
کاش می شد که میان همه تقسیم کنند
ساغر معرفتی را که به قنبر دادند
معجزاتی که خدا داد به پیغمبرها
همه را جمع نمودند و به حیدر دادند
@hosenih
مستم از جام شرابی که پر از آگاهی ست
شعر من از سر سرمستی و خاطر خواهی ست
مستم آنقدر که دیوانه خطابم کردند
مستم آنقدر که گفتند علی اللهی ست
شرح این قصه بلند است بلند است بلند
در شگفتم که چرا عمر به این کوتاهی ست
تا در آغوش غزل های صغیر افتادم
روحم آشفته تر از وحدت کرمانشاهی ست
چاه ها بی خبرند از غم بی پایانت
راز اندوه تو در بغض کبوتر چاهی ست
جاده ای که به تو ای شاه نجف ختم نشد
آخرش دربدری، بی خبری، گمراهی ست
@hosenih
آبرومند تر از نام علی نامی نیست
چه کسی گفته که در نام تو ایهامی نیست
نام تو نام خدا، نام خود قرآن است
تو نباشی به خدا دینی و اسلامی نیست
قاضیان از تو بریدند که در این دوران
پرچم عدل برافراشته بر بامی نیست
روز و شب نامه نوشتیم برای تو ولی
دیرگاهیست که از سمت تو پیغامی نیست
ابر و چاه و مه و خورشید و فلک می دانند
که شب چشم تو اصلاً شب آرامی نیست
دوش دیدم که ملک بر در میخانه نوشت
که شرابی به جز از عشق تو در جامی نیست
خواجه لطف غزلش را به تو مدیون بوده ست
او خبر داشته بی لطف تو الهامی نیست
@hosenih
مولوی مست شد و از نفست وام گرفت
شهریار آمد و از دست خودت جام گرفت
عشقت آتش شد و در خرمن عمان افتاد
هر که مجنون تو شد بی سر و سامان افتاد
نیّر از نور وجود تو منور گردید
محتشم سوخت و آتش به نیستان افتاد
غربت و داغ تو را با دل و جانش حس کرد
چشم هر کس که به سالار شهیدان افتاد
بوستان شیفته ی آل محمد گردید
سعدی عاشق شد و راهش به گلستان افتاد
چارده بند به پروانه عنایت شد و بعد
کشتی شعر در امواج خروشان افتاد
یازده میکده در خوشه ی انگورت بود
که یکی نیز به دامان خراسان افتاد
چشم های تو به دنبال دو شاعر می گشت
قرعه ی فال به نام من و باران افتاد
@hosenih
سرخوشانی که در این میکده پیری دارند
مثل تو از غم دنیا دل سیری دارند
باید از میثم تمار و ابوذر پرسید
چه امیری چه امیری چه امیری دارند
دار برپاست و ریگ ربذه سوزان است
عاشقان تو عجب راه خطیری دارند
اهل بیت تو سر سفره ی افطاریشان
چه یتیمی چه فقیری چه اسیری دارند
دید محراب که در لحظه ی شق القمرت
ابروانت چه مراعات نظیری دارد
شعر ما تشنه ی نقد است تو نقادی کن
شاعران روحیه ی نقد پذیری دارند
@hosenih
باز در حلقه ی ذکر تو نشستیم علی
ما مسلمان شده ی روی تو هستیم علی
تا تو بر حقی و حق دور سرت می گردد
ما بر آنیم که جز حق نپرستیم علی
توبه کردیم نگوئیم خدایی اما
باز هم در حرمت توبه شکستیم علی
دست از هر چه به جز توست در عالم شستیم
به تو پیوسته و از خلق گسستیم علی
شیر در کاسه ما نیست ولی اشک که هست
ما یتیمان همگی کاسه به دستیم علی
ادامه شعر👇👇👇
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
بسم الله الرحمن الرحیم
#امیرالمومنین_ع_مدح
#احمد_علوی
▶️
به زمین نبسته ام دل به هوای آسمانش
زده ام گره دلم را به پر کبوترانش
شده ام اسیر لطفش شده ام گدای نانش
همه عمر برندارم سر خود از آستانش
که فقط سپرده ام دل به علی و خاندانش
@hosenih
به ورای عرش رفته که بسازد آشیانه
لب آسمان هفتم شده غرق در ترانه
ملکی به گرد پایش نفسی رسیده یا نه
به جز از خدا نبوده به خدا در آن میانه
نگران جبرئیلم که شکسته نردبانش
@hosenih
چه کسی دوباره نان را به فقیر می رساند؟
جریان چشمه ها را به کویر می رساند؟
خبر جناب خم را به غدیر می رساند؟
چه کسی سلام ما را به امیر می رساند؟
خبر شکسته جامی که به لب رسیده جانش
@hosenih
به جنون کشانده ساقی دل مبتلای ما را
متجیرم چه نامم بشر خدانما را
بگذار تا بخوانم نغماتی آشنا را
علی ای همای رحمت! تو چه آیتی خدا را؟
که قبیله ی قلم ها شده قاصر از بیانش
@hosenih
شده لطف بی دریغش همه عمر شامل من
به خدا نشسته یادش همه شب مقابل من
احدی خبر ندارد که په کرده با دل من
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست بنما سر سفره میهمانش
@hosenih
غمی از خزان نباشد که بهارمان می آید
شبی از مسیر دریا به دیارمان می آید
دم احتضار بی شک به کنارمان می آید
دو جهان بدون حیدر به چه کارمان می آید؟
نمی از فضیلتش را بشنو ز دشمنانش:
@hosenih
خبر صحیح مسلم شده صادر از بخاری
که علی ست اصل ثابت، که علی ست فیض جاری
که علی ست جان احمد، که علی ست نور باری
که علی ست خشم ایزد که به تیغ ذوالفقاری
زده ریشه ی ستم را به دو دست پرتوانش
@hosenih
نشنیده اند آیا که خدای حی سرمد
شب و روز می فرستد صلوات بر محمد
و به این دلیل روشن که علی ستجان احمد
رسد آدمی به جایی که به جز علی نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان لامکانش
@hosenih
دل خویش را به جز او به کسی دگر نبستم
چه عنایتی نموده که هنوز مست مستم
چه کنم که عهد خود را نشکست و من شکستم
نبرید و من بریدم نگسست و من گسستم
من و لطف بی دریغش من و فیض بی کرانش
@hosenih
سحری به خواب دیدم که مسافر عراقم
غم او دوباره خیمه زده گوشه ی اتاقم
چه شود اگر بکاهد شبی از غم فراقم
چه شود اگر که امشب دل غرق اشتیاقم
برسد به کاروانی که علی ست ساربانش
@hosenih
به طواف دوست رفتم چه حریم آشنایی
چه فضای روح بخشی چه نسیم دلربایی
نکند به من بگوید پس از این همه جدایی
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
به درون خانه ای که ملک است پاسبانش
@hosenih
به حریم او ملائک همه گرم خوشه چینی
همه ی پیمبران در حرمش به شب نشینی
پر عطر آسمان ها شده زائری زمینی
دل الغدیری من شده عاشق امینی
که به جز علی نبوده همه عمر بر زبانش
@hosenih
نه به من که مست اویم می بی حساب داده
به تمام عاشقانش قدحی شراب داده
نه از این می مجازی، که از افتاب داده
ز کدام باده ساقی به من خراب داده؟
که هنوز هیچ مستی ننموده امتحانش
@hosenih
همه شب در این امیدم در دوست باز باشد
که به شب خیال رویش خوش و دلنواز باشد
غزل از علی سرودن چه کم از نماز باشد؟
شب شاعران بیدل چه شبی دراز باشد
شب بی ستاره ای که فقط اوست در میانش
@hosenih
به طواف کعبه هرکس که به دیده ی تر آید
همه هست آرزویش که علی ز در درآید
نظری اگر نماید شب بی کسی سر آید
خود کعبه نیز باید به طواف حیدر آید
به فدای آن امیری که خداست مدح خوانش
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
بسم الله الرحمن الرحيم
#امیرالمومنین_ع_مدح
#ايوب_پرندآور
▶️
ايوبم و لبريز عيوب آمده ام
با غربت سرشار جنوب آمده ام
@hosenih
بي صبر به خانۀ تو اي صاحب صبر
دنبال دو بيت شعر خوب آمده ام
⏭
دل عاشق عترت محمد باشد
همسايۀ عصمت محمد باشد
@hosenih
انكار امامت علي اي مردم
انكار نبوت محمد باشد
⏭
من معتقدم كه ذهن كوچك دارد
از آن همه عشق سهم اندك دارد
@hosenih
در دايره ولايت قرآن نيست
هر كس به ولايت علي شك دارد
⏭
پيمان خداست عهد و پيمان علي
فرمان خداست عهد و فرمان علي
@hosenih
آن روز كه دست ها فراوان بودند
اسلام سپرده شد به دستان علي
⏭
يك روز هواي نافله خواهم كرد
با غير علي مقابله خواهم كرد
@hosenih
دنيا هم اگر برابرم صف بكشد
با نام علي مباهله خواهم كرد
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
بسم الله الرحمن الرحیم
#امیرالمومنین_ع_مدح
#سيدمحمدرضا_يعقوبی_آل
▶️
صاحب اسرار «سُبْحان الَّذی اسری» علی است
مقصد سیر رسول از مسجد الاقصی علی است
طاق جفت ابروانش "قاب قوسین" رسول
آیت حق در مقام قرب "اَو اَدْنی" علی است
@hosenih
شاهد ما بر علوّش آیه های بَیّنه
بین آیات الهی آیت کبری علی است
«قُلْ هُوَ الله احد» تفسیری از اخلاص اوست
در کمال بندگی یکتای بی همتا علی است
حافظ جان علی «فَالله خَیْرٌ حافظا»
حافظ قرآن به «اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا» علی است
آیت الکرسی به اسم اعظمش مستمسک است
ای مسلمانان به قرآن "عُروةُ الوُثقی" علی است
شرح آن را از «اَلَمْ نَشْرَح لَکَ صَدْرَک» بپرس
آنکه شرح صدر می افزود بر طاها علی است
سیرْ در «ما فی السَّموات وَ ما فیِ الارض» کُن
چشم دل وا کن ببین پیدا و ناپیدا علی است
با حدیث طِیر، تا اوج خدا پرواز کن
آنکه با این بال ما را می برد بالا علی است
@hosenih
«اُدْخُلوُها بسلامٍ ذلِکَ یَوْمُ الْخُلوُد»
در مقام قاف قرآن جنت الاعلی علی است
از «اَلَمْ اَعْهَد اِلَیْکم یا بنی آدم» بپرس
تا بدانی در وفای عهدِ حق «اَوْفی» علی است
آسمان «رَبَّنا اَنْزِل عَلَیْنا مائده»
سفره دار «اَنْتَ خَیْرُ الرّازقین» مولا علی است
نور علمش"علم الانسان ما لم یعلم" است
"علم القرآن"علی و علم الاسما علی است
لوح محفوظ خدا، "من عنده علم الکتاب"
در دو عالم "یعلم الجهر و ما یخفی" علی است
در طریقت، رایت «اِنّا هَدَیْناه السَّبیل»
رهنمای «اَلَّذینَ جاهدوا فینا» علی است
اختر تابندهء «ان علینا للهدی»
ماه ظلمت سوز «واللیل اذا یغشی» علی است
در مقام صدق، سلطان نصیر مصطفی
مالک الملکی که دارد تاج"کرمنا" علی است
نوح، ایمن ماند از طوفان به یمن نام او
باء «بِسْمِ اللَّـهِ مَجْریهَا وَمُرْسَیهَا» علی است
روح رحمان، قلب قرآن، جان یاسین، نفس فجر
صاحب قدر و معارج، شاهد اسری علی است
عمره و حج و طواف و کعبه و رکن و مقام
زمزم و سعی و صفا و مروه و مسعی علی است
"یا علی و یا عظیم و یا غفور و یا رحیم"
یا الهی مظهر اسمائک الحسنی علی است
یاد او "تنهی عن الفحشاء و المنکر کند"
در نماز قرب "ذکرالله اکبر" یاعلی است
سجده، راز سر به مُهری بود و آخر فاش شد
رازدار «سبح اسم ربک الاعلی» علی است
بشنو از احمد حدیث حیثما دار علی
تا ببینی هر طرف رو آورد حق با علی است
ذوالفقار اثبات حق و نفی باطل می کند
بی گمان فاروق اعظم در جهان تنها علی است
@hosenih
تیغش «انزلنا الحدید» و ضربتش «بأسٌ شدید»
بهترین توصیف فتحش "لا فتی الا علی" است
خشم او "صب علیهم ربک سوط عذاب"
"و یقول الکافر یا لیتنی کنت تراب"
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
بسم الله الرحمن الرحیم
#امیرالمومنین_ع_مدح
#امیرحسین_کمال_زارع
▶️
جلوه هایت روشنی بخشیده چشم کور را
محو رویت کرده حتی دیدگان حور را
@hosenih
چشم وا کردی پس از آن چشمه ها جاری شدند
زان دو دریا منشعب کردند رود نور را
مثل خورشیدی که می تابد به جان ذرّه ها
سایه افکندی به نور خویش کوه طور را
کرده احیا قلب های از نفس افتاده را
عطر گیسویت برانگیزاند اهل گور را
نرگس مست تو را ساقی که قدری داد شرح
آب کرد از شرم، کم کم دانه انگور را
پیش درگاهت شهان زانوی مسکینی زدند
عزتی دادی سلیمان گونه از بس مور را
لطف فرما خاک پایت کن مرا در راه عشق
یا به نعلینت بدوز این وصله ی ناجور را
@hosenih
جان عالم می رود وقتی که می خندی به ناز
گویی اسرافیل دارد می دمد شیپور را
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#یا_علی
#امیرالمومنین_ع_مدح
#امیرحسین_کمال_زارع
▶️
جلوه هایت روشنی بخشیده چشم کور را
محو رویت کرده حتی دیدگان حور را
@hosenih
چشم وا کردی پس از آن چشمه ها جاری شدند
زان دو دریا منشعب کردند رود نور را
مثل خورشیدی که می تابد به جان ذرّه ها
سایه افکندی به نور خویش کوه طور را
کرده احیا قلب های از نفس افتاده را
عطر گیسویت برانگیزاند اهل گور را
نرگس مست تو را ساقی که قدری داد شرح
آب کرد از شرم، کم کم دانه انگور را
پیش درگاهت شهان زانوی مسکینی زدند
عزتی دادی سلیمان گونه از بس مور را
لطف فرما خاک پایت کن مرا در راه عشق
یا به نعلینت بدوز این وصله ی ناجور را
@hosenih
جان عالم می رود وقتی که می خندی به ناز
گویی اسرافیل دارد می دمد شیپور را
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
#امیرالمومنین_ع_مدح
با غُلامیِ غُلامش فَخر بر عالم کنیم
"غَم بَری" را قَنبر از شیر خدا آموخته
شاعر: #علی_اصغر_یزدی
@hosenih
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه