دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۲۸🌹•✾••┈ ✅ مسلم ایرانی تنها داوطلب 🔸راوی نقل میکند: در این حال آن
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۲۹🌹•✾••┈
✅ با قلبی پر از نور و ایمان
🔸پس امیرالمؤمنین قرآن را به جوان داد، او هم با قرآن به سمت لشکر اصحاب جمل شتافت. امیرالمؤمنین نگاهش کرده و فرمود:
«به راستی که این جوان از کسانی است که خداوند قلبش را پر از نور و ایمان کرده است، او کشته خواهد شد و من واقعاً از همین برایش میترسیدم! این قوم بعد از کشتن او هرگز رستگار نخواهند شد.
🔸جوان ایرانی به همراه قرآن رفت تا در برابر لشکر عایشه ایستاد. طلحه و زبیر سمت راست و چپ کجاوهٔ عایشه ایستاده بودند. جوان که صدایی رسا داشت، با صدای بلند صدا زد: ای گروههای مردم! این کتاب خدا است، امیرالمؤمنین شما را به کتاب خدا فرا میخواند و میخواهد که به آنچه خداوند در این قرآن نازل فرموده، حکم کنیم. پس به اطاعت از خدا و عمل به کتابش برگردید.
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۲۹🌹•✾••┈ ✅ با قلبی پر از نور و ایمان 🔸پس امیرالمؤمنین قرآن را به جو
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۰🌹•✾••┈
✅ ای کاش میفهمیدند
🔸عایشه، طلحه و زبیر سخنان او را میشنیدند، ولی چیزی نگفتند؛ لشکریان وقتی اینگونه دیدند، به سمت جوان که قرآن در دست راستش بوده آمده، دست راستش را قطع کردند.
🔸مسلم، جوان ایرانی، قرآن را با دست چپ خود برداشت و با بالاترین صدا همان سخن اولش را تکرار کرد؛ لشکر به سمت او آمده، دست چپش را نیز جدا کردند.
🔸جوان، قرآن را در بر کشید در حالی که خونش بر قرآن جاری بود و باز سخننش را برای آنان با صدای بلند تکرار کرد، اینبار لشکر بر او حمله آورده، او را به شهادت رساندند؛ جوان بیجان افتاد، لشکر عایشه او را تکهتکه کردند طوری که زردی چربی شکمش پیدا شد.
🔸راوی میگوید: امیرالمؤمنین ایستاده بود و آنها را میدید. وقتی شهادت جوان را دید به اصحابش رو کرده و فرمود:
🔸به خدا من هیچ شکّ و شبههای نداشتم که این لشکر گمراه و باطلاند، ولی دوست داشتم که این مطلب (گمراهی و باطل بودنشان) برای همه شما روشن شود، بعد از اینکه شخص صالح، حکیمبنجبله عبدی را به همراه عدهای اشخاص صالح کشتند و بعد از اینکه با کشتن این جوان گناهشان دو برابر شد، در حالی که جوان آنان را به کتاب خدا و حکم به آن و عمل طبق آن فرا میخواند، ولی به سمت او یورش بُرده، او را کشتند و با این کشتارشان برای هیچ مسلمانی شکّ و شبههای باقی نمیماند.
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۰🌹•✾••┈ ✅ ای کاش میفهمیدند 🔸عایشه، طلحه و زبیر سخنان او را میشنی
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۱🌹•✾••┈
✅ نصرت نمیشوند!...
🔸پس از شهادت جوان ایرانی، آتش جنگ شعلهور شد و درگیری شدت یافت.
🔸امیرالمومنین فرمود: «همگی به آنها حمله کنید به اسمِالله حم لاینصرون (نصرت نمیشوند).»
🔸حضرت خود نیز حمله کرد در حالی که امام حسن، امام حسین و اصحاب رسولالله با آن حضرت بودند. پس خودش را در دل سپاه دشمن زد، به خدا سوگند یک ساعت بیشتر روز نگذشته بود که دیدیم همه لشکر عایشه تکهپاره، چپ و راست، روی زمین زیر سُم اسبان افتادهاند.
🔸امیرالمؤمنین تأییدشده و یاریشده [از طرف خدا] برگشت و خداوند پیروزی را نصیب آن حضرت کرد و اختیار دشمن را به دست او داد.
🔸پس، حضرت دستور داد آن جوان ایرانی و همهٔ آنهایی را که با او به شهادت رسیدهبودند، در لباسهایشان با خون خود پیچیدند و لباسهایشان را درنیاوردند. حضرت هم بر آنها نماز خواند و به خاکشان سپرد.
🔸همچنین دستور دادند مجروحان را نکُشند و فراریها را دنبال نکنند و فرمان داد همهٔ دارایی لشکر دشمن را برای حضرت جمع کردند، آنها را بین اصحاب خود تقسیم فرمود.
🔸و به محمدبنابوبکر دستور داد که خواهرش را به بصره بُرده، چند روزی او را آنجا نگه دارد، بعداً او را به منزلش در مدینه بفرستد.
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۱🌹•✾••┈ ✅ نصرت نمیشوند!... 🔸پس از شهادت جوان ایرانی، آتش جنگ شعله
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۲🌹•✾••┈
✅ مادر مسلم، جوان آگاه ایرانی
🔸عبداللهبنسلمه میگوید: من جزو کسانی بودم که در جنگ جمل حاضر بودم. وقتی سروصدای جنگ تمام شد، مادرِ آن جوان را دیدم که بالاسرش ایستاده، شروع کرد به گریه، جوانش را میبوسید و این شعر را میخواند:
▪️یاربِّ إنّ مسلماً أتاهم/یتلو کتابَ اللهِ لایخشاهم
▪️یأمُرُهم بالأمرِ مِن مولاهم/فخضّبوا مِن دمِهِ قناهم
▪️وأمُّهُم قائمةٌ تراهم/تأمُرُهم بالغَیِّ لاتنهاهم
🔸خدایا! مسلم[پسرم] نزد آنها رفت، کتاب خدا را میخواند و از آنها نمیترسید.
🔸آنان را به دستور مولایشان فرامیخواند، ولی نیزههای خود را از خون او رنگین کردند.
🔸در حالیکه مادرشان [امالمؤمنین!!] ایستاده، نگاهشان میکرد و آنها را به ستم دستور میداد و نهیشان نمیکرد.
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۲🌹•✾••┈ ✅ مادر مسلم، جوان آگاه ایرانی 🔸عبداللهبنسلمه میگوید: من
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۳🌹•✾••┈
✅ شهادت مسلم در آیینهای دیگر
🔸امیرالمؤمنین صبح پنجشنبه دهم جمادیالاول با مردم به سمت لشکر دشمن راه افتاد. مالکاشتر فرمانده جناح راست لشکر و عمار یاسر و فرمانده جناح لشکر حضرت بودند و آن حضرت پرچم را به دست جناب محمد حنفیه داد.
🔸سپس پیش آمد تا در موضعی ایستاده و به مردم اعلام فرمود که عجله نکنید تا برای لشکر عذرم را تمام کنم.
🔸پس ابنعباس را فراخواند و قرآنی به او داد و فرمود: «با این قرآن نزد طلحه، زبیر و عایشه برو و آنها را به آنچه در این کتاب هست فرابخوان و به طلحه، زبیر و زبیر بگو مگر شما با اختیار خود با من بیعت نکردید، پس چه چیز باعث شده که بیعتم را بشکنید؟! این کتاب خدا بین من و شما حاکم باشد.»
🔸ابنعباس میگوید: اول نزد زبیر رفتم، پیش من او از دیگری ثابت قدمتر در راه ما بود. درباره برگشت [به سوی حقیقت] با او صحبت کردم و گفتم: امیرالمؤمنین به تو میفرماید: «مگر با اختیار خود با من بیعت نکردی، پس چرا جنگ با من را حلال شمردی؟! و این قرآن و آنچه در آن هست بین من و تو حاکم باشد، اگر میخواهی قضاوت را به او بسپاریم.
🔸زبیر گفت: پیش صاحبت برگرد که ما به زور بیعت کردیم و احتیاجی هم به محاکمهاش ندارم.
🔸از نزد او پیش طلحه رفتم در حالی که مردم خود را آماده کارزار میکردند، قرآن در دستم بود. دیدم طلحه، زره پوشیده و حمایل شمشیر را بسته و چهارپایش ایستاده [و آماده] است.
🔸به او گفتم: «امیرالمؤمنین به تو می، فرماید: چه چیز باعث شده که خروج کنی و به چه علت شکستن بیعت خود با من را جایز شمردی در حالی که هنوز عهد و بیعت بر گردن تو است؟!
🔸گفت: برای خونخواهی عثمان خروج کردم! آیا پسرعمویت گمان میکند که چون کوفه را گرفت، همه کارها را به دست گرفته؟! به خدا به مدینه نامه نوشتم که در مکه برایم بیعت بگیرند.
🔸گفتم: از خدا بترس ای طلحه! برای تو نیست که خونخواهی عثمان را بکنی، فرزندان او برای خونش از تو سزاوارترند، این ابانبنعثمان است که برای خونخواهی پدرش برنخاسته.
🔸طلحه گفت: ما قویتر از او در این قضیه هستیم. پسر عموی تو عثمان را کشت و کار ما را با نیرنگ از دست ما گرفت!
🔸گفتم: خدا را به یادت میآورم که درباره مسلمانان و هدردادن خونشان بترسی، و این قرآن بین ما و شما حاکم باشد. به خدا با پیامبر از درِ انصاف رفتار نکردید که زنهای خودتان را در خانههای خود محفوظ نگه داشتید ولی زنِ محفوظ پیامبر را بیرون کشیدید!!
🔸طلحه رویش را از من برگرداند و به لشکرش صدا زد: با این قوم بجنگید که شما نمیتوانید در مقابل استدلال پسر ابوطالب بایستید!
🔸گفتم: ای ابومحمد! آیا پسر ابوطالب را با شمشیر میترسانی؟! آگاه باش که به خدا حتماً حتماً کارت را با شمشیر میسازد.
🔸گفت: همان شمشیر بین ما و شما باشد.
🔸ابن عباس میگوید: از نزد آن دو پیش عایشه رفتم، عایشه در کجاوهای که با زرههای پشت در پشت پوشیده شده بود بر شترش به نام «عسکر» قرار داشت، کعببنسورقاضی افسار شتر را به دست گرفته بود و دور و برش قبیله ٱزد و ضبّه بودند؛ وقتی عایشه مرا دید گفت: برای چه آمدی؟ ابنعباس! به خدا اصلاً به هیچ حرف تو گوش نمیدهم! پیش صاحبت برگرد و به او بگو: بین ما و تو جز شمشیر نیست.
ادامه دارد...
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۳🌹•✾••┈ ✅ شهادت مسلم در آیینهای دیگر 🔸امیرالمؤمنین صبح پنجشنبه دهم
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۴🌹•✾••┈
... ادامه
✅ شهادت مسلم در آیینهای دیگر
🔸اطرافیانش فریاد زدند: برگرد، ابنعباس![برگرد] تا خونت نریزد!
🔸پیش امیرالمؤمنین برگشتم و جریان را گفتم و عرض کردم: منتظر چه هستید؟ به خدا این قوم جز شمشیر در مقابل شما نمیآورد، پس قبل از اینکه آنها به شما حمله کنند به آنها حمله کن.
🔸فرمود: از خدا میخواهیم که از ما در مقابل آنها پشتیبانی فرماید.
🔸ابنعباس میگوید: به خدا از جایم تکان نخورده بودم که سر و کلهٔ تیرهای آنان مانند ملخهای پراکنده پیدا شد، عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! نمیبینی که این قوم چه کار میکنند؟! فرمان بده تا آنان را برانیم.
🔸حضرت فرمود:[صبر کنید] تا برای بار دوم برای شما عذر را تمام کنم.
🔸بعد فرمود: چه کسی این قرآن را میگیرد و آنان را به آن فرا میخواند؟ او کشته خواهد شد و من پیش خدا ضامن خواهم بود که خدا بهشت را روزیاش خواهد کرد.
🔸هیچ کسی برنخاست جز جوانی که قبای سفیدی به تن داشت، تازه به سن جوانی رسیده بود، از قبیله «عبدالقیس» به نام مسلم، گویا دارم او را میبینم، عرض کرد: من آن را به آنها عرضه میکنم، یا امیرالمؤمنین! و جانم را در راه رضای خدای متعال میگذارم.
🔸حضرت از روی دلسوزی از او صرف نظر کرد و برای بار دوم صدا زد: چه کسی این قرآن را میگیرد و بر این قوم عرضه میکند؟ و باید بداند که کشته خواهد شد و بهشت برای او خواهد بود.
🔸خود مسلم برخاست و عرض کرد: من عرضهاش خواهم کرد.
🔸باز حضرت از او صرف نظر کرد و برای سومین بار صدا زد و باز کسی جز همان جوان برنخاست.
🔸حضرت این بار قرآن را به او دادند و فرمود: برو به سوی آنها و قرآن را به آنان عرض کن و ایشان را با آنچه در قرآن هست فرا بخوان.
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۴🌹•✾••┈ ... ادامه ✅ شهادت مسلم در آیینهای دیگر 🔸اطرافیانش فریاد زد
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۵🌹•✾••┈
✅ عایشه فرمان میدهد
🔸جوان آمد و در مقابل صفهای دشمن ایستاد و قرآن را باز کرد و گفت: این کتاب خدای عزّوجلّ است و امیرالمؤمنین شما را به آنچه در این قرآن هست فرا میخواند.
🔸عایشه گفت: با نیزهها او را بزنید، خدا زشتاش کند!
🔸لشکر هم با نیزه به سمتاش شتافتند و از هر طرف به او ضربه زدند.
مادر جوان حاضر در صحنه بود! وقتی این واقعه را دید فریاد زد و خودش را روی پسرش انداخت و او را از جایش کشانکشان برداشت.
🔸عدهای از لشکر امیرالمؤمنین آمدند و کمکش کردند و جوان را آوردند و مقابل امیرالمؤمنین گذاشتند.
▫️مادر میگریست و برایش روضه میخواند و میگفت:
▪️یارَبّ اَینَ مُسلماً دُعاهُم/یَتلو کِتابَ اللهِ لاٰیَخْشاهُم
فَخضَّبوا مِن دَمِهِ قَناهُم/ وَ اُمُّهُم قٰائِمةٌ تَراهُم
تأمُرُهُم بِالقَتلِ لاٰتَنهاهُم
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۵🌹•✾••┈ ✅ عایشه فرمان میدهد 🔸جوان آمد و در مقابل صفهای دشمن ایست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۶🌹•✾••┈
✅ و در آیینهای دیگر...
🔸امیرالمؤمنین قرآن را برداشت و خواست تا کسی برای لشکر جمل بخواند:
وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ٱقْتَتَلُواْ فَأَصْلِحُواْ بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنۢ بَغَتْ إِحْدَىٰهُمَا عَلَى ٱلْأُخْرَىٰ فَقَٰتِلُواْ ٱلَّتِى تَبْغِى حَتَّىٰ تَفِىٓءَ إِلَىٰٓ أَمْرِ ٱللَّهِ ۚ فَإِن فَآءَتْ فَأَصْلِحُواْ بَيْنَهُمَا بِٱلْعَدْلِ وَأَقْسِطُوٓاْ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَ
و اگر دو گروه از مؤمنان به نزاع و جنگ پرداختند، پس میان آنان صلح و آشتی برقرار كنید. سپس اگر یكی از دو گروه بر دیگری تجاوز كرد، با متجاوز بجنگید تا به فرمان خداوند بازگردد. پس اگر متجاوز بازگشت (و دست از تجاوز برداشت)، میان آن دو گروه به عدالت صلح برقرار كنید و عدالت ورزید كه خداوند عدالتپیشگان را دوست دارد./حجرات۹
مسلم مجاشعی عرض کرد: هان! من این کار را انجام میدهم.
حضرت او را بیم داد که دست راست و چپش قطع خواهد شد و کشته میشود. عرض کرد: غصّه مخور، یاامیرالمؤمنین! که این در راه خدا کم است.
🔸پس مسلم قرآن را برداشت و لشکر جمل را به خدا دعوت کرد، دست راستش جدا شد. بعد قرآن را به دست چپ برداشت، آن دستش هم قطع شد. قرآن را به دندانهای خود برداشت، آنگاه او را به شهادت رساندند.
🔸مادرش گفت:
▪️یارَبّ اَنَّ مُسلماً أتاهُم/بمحکمِ التَّنزبلِ إذ دعاهُم
یَتلوا کِتابَ اللهِ لایَخشاهُم/فَرمَّلوهُ رُمِّلَتْ لِحاهُم
▪️پروردگارا! مسلمانی با کتاب محکم الهی نزد آنها آمد آنگاه که آنها فراخواندند.
▪️کتاب خدا را خواند و از آنها نترسید، ولی او را به خونش آغشته کردند؛ خدا محاسناشان را به خونشان آغشته سازد!
🔸امیرالمؤمنین فرمود: الآن جنگ [با لشکر جمل] جایز شد.
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۶🌹•✾••┈ ✅ و در آیینهای دیگر... 🔸امیرالمؤمنین قرآن را برداشت و خو
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۷🌹•✾••┈
🔴 شخصیت حذیفه در یک نگاه
✅ حذیفه که بود؟
🔸حذیفه، پسر یمان از اصحاب خاص رسولالله و پرچمدار آن حضرت بود.
🔸به او صاحب «سرّ رسولالله فیالمنافقین» میگویند، چون از بین اصحاب آن حضرت، او تنها کسی بود که اسامی منافقین را میدانست. لذا حتی عمربنخطاب! وقتی کسی از دنیا میرفت، میدید آیا حذیفه بر نماز او حاضر شده یا نه؛ اگر حذیفه حاضر میشد؛ او هم میرفت.
🔸حذیفه این ویژگی را داشت که در #جریانهای_دشمنشناسی میداندار بود: برای نمونه میتوان به جریان #لیلةالعقبه - که دوبار تکرار شد- اشاره کرد که در هر دو، آن کسی که منافقین (دشمنان خانگی) را میبیند و میشناسد، در بازگشت از #غزوه_تبوک و دیگری در برگشت از ریالآخرین_حج_پیامبر و #ماجرای_غدیرخم.
🔸نیز میتوان ماجرای #فرار_مشرکین از #جنگ_احزاب را ملاحظه کرد.
🔸نمونه دیگر، شاهد بودن او در قضیه #مِیگساری_ابوبکر در روز ماه رمضان است.
🔸حذیفه خود میگوید: اصحاب رسولالله درباره خیر و خوبی سوال میکردند، ولی من از شرّ و بدی میپرسیدم تا مبادا گرفتار آن شوم.
🔸حذیفه از معدود افرادی بود که بعد از رسول خدا ثابت قدم ماند و از مسیر حقّ منحرف نشد و در زمره شیعیان خالص امیرالمؤمنین باقی ماند.
🔸او جزو افراد اندکی است که در نماز بر سیده زنان عالم «حضرت فاطمهزهرا» که نیمهشب و مخفیانه برگزار شد حضور داشت.
🔸اگر ما هیچ دلیلی بر فضیلت و بزرگواری این شخصیت نداشتیم جز همین که در این #نماز_استثنایی در تاریخ عالم بشریّت تشرّف حضور یافت، کافی و بس بود. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
🔸امیرالمؤمنین فرمود:
خُلِقَتِ الاَرضُ لِسبعَة، بِهِم یُرزقُونَ و بِهِم یَمطرونَ و بِهِم ینصُرون: #اَبوذرّ و #سَلمان #وَالمِقداد و #عَمّار و #حُذَیفة و #عَبدُاللهبنمَسعودْ.
قٰالَ: وَ أنا إمامِهُم و هُم الَّذینَ شَهِدوا الصَّلاةَ عَلی فٰاطِمَة
🔸زمین برای هفت نفر آفریده شد، به خاطر وجود آنهاست که به مردم روزی میرسد، برای مردم باران میبارد و مردم [از جانب خداوند] یاری میشوند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّار، حذیفه و عبداللهبنمسعود.
🔸حضرت فرمود: و من امامشان هستم. آنها کسانی هستند که در نماز بر حضرت فاطمه زهرا حضور داشتند.
ادامه دارد...
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۷🌹•✾••┈ 🔴 شخصیت حذیفه در یک نگاه ✅ حذیفه که بود؟ 🔸حذیفه، پسر یمان
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۸🌹•✾••┈
... ادامه
✅ حذیفه که بود؟
🔸امام رضا فرمود: حذیفه(هنگام وفاتش) گفت: «خدایی را سپاس که مرا به اینجا رساند در حالی که به حکومت و ولایت هیچ ستمگری تن ندادم و با هیچ صاحب حقی، دشمنی نکردم»
🔸و مخفی نماند که قبول استانداری از طرف حذیفه، همیشه و هر زمان با اجازه امام زمان خویش امیرالمؤمنین بوده است.
🔸از حذیفه نقل شده که میگفت: «اگر لب رودی باشم و دستم را دراز کرده تا کفی از آب بردارم آنگاه هر چه را که میدانم برایتان بگویم، قبل از این که دستم به آن برسد مرا میکُشند.»
🔸پدر حذیفه، یمان، در جنگ اُحُد حضور داشته است. وقتی جنگ مغلوبه شد، مسلمانان گمان کرده او دشمن است، اشتباهاً او را کشتند. حذیفه هر چه فریاد میزد، مسلمانان متوجه نمیشدند تا اینکه پدرش، یمان، به شهادت رسید. وقتی حذیفه دید پدرش به دست مسلمانان کشته شد، برایشان استغفار کرد و گفت: «خدا شما را ببخشد که او از همه رحمکنندگان بیشتر رحم میکند.»
🔸این قضیه به گوش مبارک پیامبر رسید، با شنیدن این قضیه حذیفه نزد آن حضرت موقعیت بهتری پیدا کرد.
🔸حذیفه در جواب نامهای که ابوذر برای او در زمان حکومت عثمان نوشته این چنین میگوید:
🔸... برادرم! به عقیده من همانا مرگ برای من و تو بهتر از ماندن است! چون فتنههایی بر ما سایه افکنده، پشت سر هم میآیند مانند شب تاریک، که مرکبش راه افتاده ولی پایش گیر است، فتنههایی که شمشیرها در آن برهنه و بلند میشوند، گویا از آسمان مرگ میبارد، کسی که بخواهد در آن قد عَلَم کند یا صاحب فتنه باشد یا جولانی بدهد کشته میشود. هیچ قبیله عربی نه از شهری و نه از روستایی نمیماند مگر اینکه این فتنه بدون استثنا گریبانگیر آنها میشود، پس عزیزترین آن زمان کسی است که سرکشیاش از همه بیشتر و خوارترین آنها کسی است که از همه باتقوا تر باشد.
🔸پس خدا ما و تو را از آن زمانی اهل آن چنین اوضاعی دارند نجات دهد. هرگز دعا برای تو را در قیامت و قعود و شب و روزها رها نمیکنم...
✅پسران حذیفه
حذیفه چهل روز بعد از به خلافت ظاهری رسیدن امیرالمؤمنین در سال ۳۶ هجری در مدائن از دنیا رفت. به دو پسر خود «صفوان» و «سعید» وصیت کرد که ملازم امیرالمؤمنین باشند و از آن حضرت پیروی کنند. آن دو هم در صفین در خدمت امیرالمؤمنین بودند و در رکاب آن حضرت به فیض شهادت نائل شدند.
🔸فرزند دیگر او «سعد» نام دارد که تا زمان قیام توّابین زنده بود و در مدائن میزیست. او از بزرگان شیعه در آن شهر بود که همراه شیعیان پیرو برای انتقام از قاتلان حضرت سیّدالشهدا به کوفه آمد.
🔸پس رحمت الهی بر او، پدر و فرزندان با سعادتش باد.
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۸🌹•✾••┈ ... ادامه ✅ حذیفه که بود؟ 🔸امام رضا فرمود: حذیفه(هنگام وفا
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۹🌹•✾••┈
‼️شخصیتهای کتاب
❌ #حکمبن_عاص
حَکَمبن عاص، عموی عثمان یکی از کسانی بود که در #لیلهالمبیت میخواست رسولالله را به شهادت برساند، همان شبی که مشرکان مکه قصد ترور پیامبر را داشتند و لذا از مکه مهاجرت فرمود و امیرالمؤمنین به جای آن سرور عالم خوابید و جان نثار سید انبیا شد.
حکم، روزه فتح مکه به صورت ظاهر و مصلحتاندیشانه اسلام آورد، چون میدید چارهای برای مقابله و درگیری با پیامبر ندارد و تنها راه مصلحتی همان اسلام ظاهری است.
و وقتی پسرش مروان به دنیا آمد، طبق عادت بقیه مردم او را خدمت رسولالله بردند تا آن حضرت برایش دعا کند. حضرت فرمود: او وزغ، پسر وزغ و ملعون، پسر ملعون است!
روزی حَکَم اجازه خواست تا خدمت رسولالله برسد، حضرت صدایش را شناخت و فرمود: به او اجازه بدهید، خدا او و هرکس که از نسلش به دنیا میآید را لعنت کند؛ مگر افراد باایمانش که افراد اندکی خواهند بود. آنان در دنیا اسراف میکنند و در آخر تباه میشوند، افرادی مکار و حیلهگر که در دنیا خدا به آنها نعمت میدهد ولی در آخرت بهرهای ندارند.
پیامبر، حَکَم را به خاطرت جسارتهایی که با آن حضرت میکرد از مدینه اخراج فرمود، عثمان خدمت آن حضرت رسید و برای عموی خود شفاعت کرد! ولی پیامبر قبول نفرمود.
حَکَم به طائف رفت. او و فرزندش مروان به عنوان «طربد رسولالله» (رانده شده پیامبر) در آنجا ماندند. ابوبکر و عمر هم در دوره حکومت خود جرأت نکردند او را برگردانند حتی واسطهگری عثمان را هم نپذیرفتند.
تا اینکه خود عثمان بر سر قدرت آمد، آنگاه آنها را به مدینه آورد و مروان را نویسنده و مدیر برنامه خود کرد. امیرالمؤمنین، عماریاسر، طلحه، زبیر، سعد و عبدالرحمانبن عوف پیش عثمان رفتند و او را از این کار منع کردند ولی او از قبول سخن آنها سرباز زد.
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist
دفاع همچنان باقیست
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۳۹🌹•✾••┈ ‼️شخصیتهای کتاب ❌ #حکمبن_عاص حَکَمبن عاص، عموی عثمان یک
┈••✾•🌹 #جوانآگاهایرانی /قسمت ۴۰🌹•✾••┈
‼️شخصیتهای کتاب
❌ #سالمبنعبیدبن_ربیعه
او یکی از هفده نفری است که در ماجرای ترور پیامبر در بازگشت از #غزوه_تبوک شرکت داشته و حذیفه او را روی گردنه مشاهده کردهاست.
وی یکی از منافقینی است که در ماجرای #غدیرخم نسبت جنون - العیاذبالله- به رسول خدا دادند و جبرائیل آیه «و إن یکاد» را نازل کرد.
سالم جزو ده نفر نخستی است که در همان #سقیفه معروف #بنیساعده با ابوبکر بیعت کردند.
از سیاهترین صفحات زندگی این مرد، هجوم او به کانون وحی و بیت سیّدةالنساء است که به همراه #عمر، #قنفذ، #خالدبنولید، #مغیره و... مرتکب این جنایت شدند.
باید گفت: او یکی از گردانندگان #جریان_غصب_خلافت است که حضور فعال و مؤثری در این قضایا داشته است.
همچنین او اولین کسی است که #برتری #عرب بر #عجم را پایهگذاری کرد.
در شرح حال او همین بس که عمر هنگام مرگ گفت: اگر سالم غلام ابیحذیفه زنده بود خلافت را به کس دیگری نمیدادم!
آرشیو تخصصی کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2158231571C5c516c51de
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist