⭕️ مسئله مشارکت و پروژه فرسایش اجتماعی ایرانیان
بخش دوم
محسن دنیوی
هرچند تاثیر وقایع سال گذشته در زمینه حجاب و فرسایشی شدن تقابل ایران و آمریکا در جبهههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی در قالب پروژه مایوسسازی ایرانیان را نمیتوان نادیده گرفت و به طور طبیعی اثر خود را بر حس عمومی مردم و مشارکت آنها در امور سیاسی خواهند گذاشت، اما مرور کوتاه صورت گرفته برای این بود که نشان دهیم، پدیده مشارکت مردم ایران در انتخابات بعید است از حدی کمتر و از حدی بیشتر شود و میانگین کلی آن نسبتاً ثابت بوده است.
البته نظرسنجیهای صورت گرفته نشانههایی از ثبت پایینترین میزان مشارکت در طول تاریخ پی از انقلاب را برای انتخابات اسفند ۱۴۰۲ هشدار میدهند که شاید همین سبب شده است که رهبری تا این حد روی مشارکت تاکید داشته باشند.
پس مسئله حفظ روند مشارکت معمول در انتخابات است وگرنه تغییر فرهنگ سیاسی ایرانیان برای توجهی متفاوت به مجلس، پدیده سادهای نیست و بعید است در کوتاه مدت، اتفاق خاصی رخ دهد.
به عنوان دو نکته پایانی، خوب است به اتفاقی در بیرون از ایران و داخل ایران در زمینه انتخابات دوباره توجه کنیم.
اتفاق بین المللی این است که بازی دموکراسی در کل جهان کمرمقتر شده است. آمارهای مشارکت در کشورهای اروپایی که بعضاً بین ۸۰ تا ۹۰ درصد مشارکت را تجربه کرده بودند نشان میدهد که از بعد از سالهای ۲۰۱۰ تاکنون، به طور کلی آمار مشارکت حدود تا ۲۰ درصد به طور میانگین کاهش یافته است.
این اتفاق در آلمان و انگلستان و ایتالیا و کشورهای اسکاندیناوی که تغییرات چندانی نداشتهاند، نمایانگر اتفاقی بنیادیتر است. لازم به ذکر است که انتخابات پارلمانی در این کشورها، معنایی متفاوت از کشور ما را دارد و اهمیت بالاتری داشته و تاثیر اساسی بر ساختار سیاسی آن کشورها دارد.
نکته دوم درباره ایران هم افزایش چشمگیر نامزدهای انتخابات در این دوره است. حدود ۵۰ هزار نفر که ۳۵ درصد در سن ۳۰ تا
سال هستند و ۷۰ درصد مدرک کارشناسی ارشد و ۱۵ درصد مدرک دکتری دارند. در شرایطی که نه اوضاع اقتصادی و نه فضای سیاسی کشور تغییرات چندانی داشته است، این میل به ثبتنام نکته مهمی است که لازم مورد دقت قرار گیرد.
در شرایطی که حوادث مهرماه ۱۴۰۱ هنوز تازه است و پروژه فرسایش و مایوسسازی اجتماعی ایرانیان هم که از حدود سال ۱۳۸۲ آغاز شده به پایان دهه دوم خود رسیده است، تاثیرات عمیقی بر حس و رفتار عمومی مردم خواهند گذاشت، این میزان مشارکت نیازمند فهم و تحلیل است.
به نظر میرسد میل به تغییر آینده ایران علیرغم آنچه رسانهها به عنوان یاس اجتماعی ایرانیان قصد دارند به مردم ایران دیکته کنند، پایین نیست و این نقطه مهمی است.
#آینده_ایران
#مسئله_تغییر
#انتخابات_۱۴۰۲
@degaresh1
هدایت شده از عصر پیشرفت
⭕️ افسانه ناکارآمدی جمهوری اسلامی ایران
یادداشتی به بهانه چهل و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب
بخش اول
محسن دوباشی
محسن دنیوی
🔺یکی از گزارههایی که حتی طرفداران جمهوری اسلامی هم با احتیاط از تمامیت آن دفاع میکنند، کارآمدی جمهوری اسلامی است. کارآمدی به این معنا که شما به آنچه گفتهاید و خواستهاید رسیده باشید و بتوانید آرمانها و اهداف ذهنیتان را در واقعیت محقق کنید.
در این باره در زمانه جمهوری اسلامی ایران دو نکته قابل توجه است.
🔺نکته اول: جمهوری اسلامی در خلا و شرایط ایزوله نبوده است
ارزیابی میزان تحقق اهداف و خواستهها، باید متناسب با شرایط و میزان امکانات باشد.
چه کسی گمان میکرد که به فاصله کوتاهی از پیروزی انقلاب، کام ملت با جنگی خانمانسوز تلخ شود و کشور با هزینه بسیار، هشت سال درگیر اتفاقی ناخواسته بشود؟
یا چه کسی از میزان دشمنی آمریکا و کشورهای اروپایی با ایران پس از انقلاب اسلامی برآوردی داشت؟
فارغ از تحریمهایی که از ابتدای انقلاب بوده و ادامه دارد و فارغ از تمام طراحیها و ترورها و فشارهای اقتصادی و سیاسی و برنامهریزی برای آسیب زدن به روح و روان ایرانیان از طریق رسانه و تولید اخبار و محتوا توسط تمام مخالفان و دشمنان جمهوری اسلامی و ایران، فقط تحریمهای دو دهه اخیر از میانه دهه ۸۰ تا الان برای نابودی هر ملتی در طول تاریخ کافی است و اگر ملت ایران هنوز پابرجاست، باید این ایستادگی و علل آن مورد تامل و مطالعه جدی قرار بگیرد و روشن شود که چطور و به چه دلیلی یک ملت در قرن بیست و یکم، حاضر است پای اهدافی متفاوت از آرمانهای اسناد جهانی و اهداف توسعه هزاره اینطور مقاومت کند و مجموع فشارهای بیرونی و مخالفتهای درونی را تحمل کند و اجازه ندهد این فشارها به حدی برسد که آن ملت دچار فروپاشی شده و نظام سیاسی دگرگون شود و یا درگیری و جنگ داخلی و شورشهای مداوم شکل بگیرد و یا حداقل یک دیکتاتوری خشن برای حفظ شرایط موجود ایجاد شود؟!
🔺نکته دوم: جمهوری اسلامی ایران هر زمان چیزی را خواسته و عزم و اراده برای تحقق آن شکل گرفته، محقق کرده است
این ادعا از خود انقلاب شروع میشود که ملت ایران علیرغم میل باطنی دو ابرقدرت شرق و غرب موفق شد پهلوی را به عنوان نظام همسو سرنگون کند و نظام سیاسی ایران را از دوست اسراییل به دشمن اول اسراییل تبدیل کند.
بعد این ملت و نظام نوپای سیاسی آن تصمیم گرفتند که در جنگی نابرابر مقاومت کنند و کشور را حفظ کنند و موفق شدند با پیروزی از این نبرد بیرون بیایند.
ادامه دارد...
#آینده_ایران
#اتقلاب_اسلامی
#مسئله_تغییر
هدایت شده از عصر پیشرفت
⭕️ افسانه ناکارآمدی جمهوری اسلامی
یادداشتی به بهانه چهل و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب
بخش دوم
محسن دوباشی
محسن دنیوی
🔺در جهاد سازندگی و نهضت سوادآموزی هم باز میبینیم که چطور مردم و حاکمیت اراده کردند و خدمترسانی به روستاها با سرعتی غیرعادی محقق شد. به شکلی که در گزارش سال ۱۹۹۴ بانک جهانی، میزان خدمترسانی جهاد سازندگی به مردم روستاها را در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷، سه برابر کل دوران پهلوی اول و دوم و انتهای قاجاریه میداند.
موفقیت ملت و حاکمیت در رفع بیسوادی مطلق هم نمونه دیگری است. حتی در زمینه کنترل جمعیت و کاهش نرخ رشد خیرهکننده دهه شصت هم وقتی مردم و نظام اراده کردند، یک رکورد جهانی ثبت شد. هرچند امروز درباره این تصمیم و اشتباه بودن آن بحثهای فراوانی مطرح است اما نکته تاکید این یادداشت بر درستی و نادرستی تصمیمات نیست، بلکه تاکید بر این است که مواقعی که جمهوری اسلامی، به عنوان محصول تجمیع اراده ملت ایران و حاکمیت و نخبگان، خواسته است کاری را انجام دهد، موفق بوده است.
🔺اگر همین مسیر را در دهه هفتاد و پس از جنگ دنبال کنیم. شاهد خواهیم بود که مردم به آقای هاشمی رأی دادند تا سازندگی را تجربه کنند و این اتفاق رخ داد و درست یا غلط، اتفاق بزرگی در اواخر دهه ۶۰ تا نیمه دهه ۷۰ در مسیر ساخت کشور و آبادانی و ایجاد زیرساختها رقم خورد. در همان دوران از بین دهها انتخاب، دولت مستقر تصمیم میگیرد تا علیرغم کمبود بودجه و نبود امکانات و زیرساخت، وارد عرصه سازندگی شود و این خواسته مردم برای بازسازی کشور در دوران پس از جنگ محقق میشود.
🔺بعد در شرایطی که آقای هاشمی و اطرافیان ایشان میخواستند در قدرت بمانند، ملت ایران آزادی سیاسی را طلب کرد و حماسه دوم خرداد را رقم زد و چه کسی میتواند انکار کند که جامعه ایران پیش و پس از دوم خرداد به لحاظ آزادیهای اجتماعی و سیاسی تغییر نکرد؟ در همان دوره دولت مردان به پشتوانه خواست ملت، تلاش در مسیر تحقق آزادی سیاسی را اولویت اول خود قرار میدهند و اتفاقی جدید را رقم میزنند.
🔺در نیمه دهه ۸۰، مسئله عدالت برای مردم ایران اهمیت یافت و در جدال سیاسی عجیبی، بین کارکشتهترین سیاستمدار ایران یعنی مرحوم هاشمی و آقای احمدینژاد، مردم ایران در انتخاباتی که آقای خاتمی برگزار کرد و به نحوی آشکار در دور دوم انتخابات رای خود را به آقای هاشمی داد، احمدی نژاد را انتخاب کردند تا در مسیر بسط عدالت تلاش کند و چه کسی میتواند انکار کند که وضعیت عدالت در جامعه ایران، پیش و پس از دولت احمدینژاد تغییر نکرد؟
🔺در ابتدای دهه ۹۰، ملت ایران خسته از فشار تحریمها و درگیریهای مداوم با آمریکا و همپیمانان اروپاییاش، گمان کرد که مذاکره و کاهش تنش با غرب، راه درست است و آقای روحانی را بر سر کار آورد و روحانی با محوریت دکتر ظریف به عنوان باتجربهترین دیپلمات غربزیسته ایرانی از قاجاریه تا الان، مذاکراتی طولانی با طرفهای غربی را از دولتهای پیشین تحویل گرفت و طولانیترین مذاکرات بینالمللی پس از جنگ دوم جهانی را رقم زد.
🔺پس با این توصیفات، نمیتوان به راحتی جمهوری اسلامی ایران که از شکلگیری تا بقای آن در زمان حاضر، حاصل جمع اراده ملت ایران بوده است را ناکارآمد به معنای مطلق دانست و این افسانهای بیش نیست که در اثر تکرار رسانهای به باور عمومی نزدیک شده است.
🔺این افسانه در عرصه های مختلف شکست خورده است. در عرصه صنعت و آبادانی در دولت هاشمی رفسنجانی، در عرصه آزادی سیاسی در دولت خاتمی، در عرصه خدمت رسانی و عدالت در دولت احمدی نژاد، در عرصه سیاست خارجی در دولت روحانی!
آنچه را که دولتمردان به پشتوانه خواسته ملت اراده کردند را جامه عمل پوشاندند و آنچه که محقق نشد ناشی از عدم خواست و اراده دولتها و عدم تجمیع و تکمیل زنجیره مردم، حاکمیت و نخبگان جامعه ایران بوده است.
در این مواقع که خواستههای محقق نشده، قدرت کارشکنی و فساد و ایجاد موانع عوامل داخلی و طراحیهای دشمنان بر اراده مردم و حاکمیت چربیده و آنچه خواستهایم به سرانجام نرسیده است.
البته موارد قابل توجهی از خواستههای مردم و حاکمیت و یا نخبگان به نقطه تلاقی و تجمیع ارادهها نمیرسد. به عبارت دیگر، مردم خواستهای دارند که حاکمیت همراهی نمیکند و یا حاکمیت اراده به انجام کاری دارد و مردم و نخبگان همراهی ندارند. در این موارد هم به طور طبیعی، کار به سرانجام نمیرسد و شاید بخشی از احساس ناکارآمدی ناشی از مرور همین موارد باشد.
اما منظری که در این یادداشت مورد توجه و تاکید بود، مرور مواردی بود که این ارادهها تجمیع شده و رابطه مردم، حاکمیت و نخبگان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اجتماعی هم راستا شده و اتفاقات بزرگ رقم خورده است.
موفقیتهایی که شاید زمان باید کمی بیشتر از آنها بگذرد تا بشود روایت بهتری از آن پیشرفتها و موفقیتها ارائه داد...
#آینده_ایران
#مسئله_تغییر