هدایت شده از حسن
انحراف، نتیجه عدم تقویت مبانی معرفتی
🔵 رهبر معظم انقلاب اسلامی:
توصیهی دوّم تقویت مبانی معرفتی است؛ این خیلی مهم است. الحمدلله در شماها خوشفکر خیلی زیاد است و در زمینههای مختلف فکر میکنید، کار میکنید، منتها محیطهای جوان از جمله دانشگاه از قدیم آماج آسیبهایی بوده، از جمله دو آسیب بزرگ متوجّه محیطهای جوان بوده که این دو آسیب یکی انفعال است، یکی انحراف است. انفعال یعنی احساس دستبسته بودن، بیفایده بودن، ناامیدی در مقابل حوادث سخت، که این با آن توصیهی قبلی برطرف میشود؛ یعنی معنویّت که تقویت شد، انفعال مطلقاً به وجود نخواهد آمد. انحراف -انحراف فکری، انحراف در مبانی معرفتی- با این توصیه برطرف میشود. ببینید ما در اوایل انقلاب جوانهایی را داشتیم که اینها مردمان مسلمانی بودند و برای اسلام وارد میدان شده بودند امّا چون مبانی معرفتیشان ضعیف بود، پایههای معرفتیشان محکم نبود -حالا به هر دلیلی محکم نبود- اینها جذب گروههای التقاطی شدند و از یک جوان مؤمن سالمِ اسلامطلب و مؤمن تبدیل شدند به کسانی که بر روی هممیهن خودشان اسلحه کشیدند، جوان را، پیر را، کاسب بازاری را هدف قرار دادند و آماج حملهی خودشان قرار دادند و آن فجایع را، آن جنایات را به وجود آوردند؛ به خاطر ضعف مبانی معرفتی جذب آن گروههای ناسالم شدند و به این راهها کشانده شدند؛ آخر هم سر از زیر پرچم صدّام درآوردند؛ یعنی آخرش هم کارشان به اینجا رسید؛ منشأ همهی اینها همان عدم استقرار فکری بود. کسان دیگری در همان زمان بودند -ما میشناختیم افراد را، بنده قبل از انقلاب با خیلی از این افراد آشنا بودم در همین مجموعههای گروهی و مانند اینها- که قرص و محکم ایستادند؛ چون مبانی فکریشان درست بود، با کتابهای شهید مطهّری مرتبط بودند، با تفکّرات علّامه طباطبائی آشنا بودند، با حرفهای مرحوم شهید صدر آشنا بودند، مبانی فکری و معرفتیشان محکم بود، [لذا] قرص و محکم ایستادند؛ بعضی هم مبانی معرفتیشان ضعیف بود و متأسّفانه رفتند. یا بعدها در اوایل انقلاب کسانی کارهای انقلابی کردند و بعد از مدّتها جزو پشیمانها شدند -جمع پشیمانها- که یکی از مسائل انقلاب ما عبارت از همین مسائل حضرات پشیمان است که یک روز انقلابی بودند و بعد، از انقلابی بودن پشیمان شدند.
این به خاطر این است که مبانیِ معرفتی ضعیف است دیگر؛ یعنی وقتی مبانیِ معرفتی ضعیف بود، طبعاً نمیتواند آنها را در مقابل حوادث، در مقابل سؤالها، در مقابل ابهامها حفظ کند و در صراط مستقیم نگه دارد. لذاست که به نظر من به مسائل ایمانی و مسائل اعتقادی و معرفتی بپردازید. ببینید، این دعا که عرض کردم -دعای بیستم صحیفهی سجّادیّه، دعای معروف مکارمالاخلاق- این جوری است: اَللَهُمَّ بَلِّغ بِایمانی اَکمَلَ الایمانِ وَ اجعَل یَقینی اَفضَلَ الیَقین؛ میگوید یقین را دارم امّا بهترین یقین قرار بده یقین من را. وَ انتَهِ بِنیَّتی اِلى اَحسَنِ النِّیّات وَ بِعَمَلی اِلى اَحسَنِ الاَعمال، تا آخر این دعا. دعا البتّه دعای عجیبی است. من توصیه میکنم که عزیزان، جوانها با این دعای بیستم صحیفهی سجّادیّه آشنا بشوند. البتّه دعاهای صحیفه فوقالعاده است؛ یعنی صحیفهی سجّادیّه بحث یک دعا و دو دعا نیست. حالا دعای بیستم را من عرض کردم، دعای بیستویکم هم به یک نحو دیگر دعای عجیبی است و دعاهای گوناگون دیگری که در این کتاب فوقالعاده باارزش وجود دارد. حالا این دعای بیستم را که دعای مکارمالاخلاق است بخوانید، به آن توجّه کنید. خوشبختانه ترجمههای خوبی از صحیفهی سجّادیّه انجام گرفته که من سه چهار مورد از این ترجمهها را دیدهام، انصافاً ترجمههای بسیار خوبی است و مورد اعتماد است؛ به اینها مراجعه کنید، از آنها استفاده کنید. این هم توصیهی دوّم ما است به شما عزیزان.
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=45639
هدایت شده از با نهج البلاغه
بسم الله
أَقِيلُوا ذَوِي الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ يَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ (#حکمت_20)
از لغزشهای بزرگواران بگذرید چراکه هیچ یک از آنان نمیلغزد مگر آنکه دستش در دست خدا است و [فورا از زمین] بلندش میکند.
✍️چند نکته: ✍️
1️⃣عثرات جمع عثرة است. #عثرة لغزشی است که به صورت نادر اتفاق میافتد وگرنه خطایی که مکرر در مکرر رخ بدهد نامش عثرة نیست.
2️⃣کلمه عثرة مجازا به معنای «به صورت تصادفی و ناخواسته از چیزی اطلاع یافتن» نیز به کار رفته است(مفردات راغب) این نکته نشان میدهد که عثرة نوعی از زمین خوردن است که در آن برای شخص، عبرت آموزی وجود داشته باشد. اقتضای این عبرت آموزی آن است که آن خطا (و حتی خطاهای شبیه به آن خطا) دیگر رخ ندهد.
3️⃣«لغزش نادر» با بزرگواری منافاتی ندارد به هر حال بزرگواری موجب عصمت نمیشود! از اصحاب مرؤات توقع اضافی نداشته باشیم! "امکان وقوع خطای نادر" را در شخصیت آنان درک کنیم!
4️⃣تعبیر یرفع (و نیز تعبیر عثر) نشان میدهد که آنچه رخ داده «فروافتادن و سقوط» است و باید از امداد الاهی (یرفع) استقبال کرد و دوباره شروع کرد و بلند شد! این شروع کردن و بلند شدن به زحمت و تلاش و کوشش نیاز دارد. مروت فروریخته را دوباره باید ساخت البته خداوند نیز کمک میکند (یرفعه).
5️⃣«اقیلوا» از مصدر «اقاله» است که حقیقتا به معنای فسخ کردن معامله یا عهدی است که پیشتر انجام شده و استحکام یافته است. فسخ کردن مثلا در بیع به این معنا است که عوضین به ملکیت صاحبان قبلیشان بازگردند و از این پس بر آنچه که قبلا انجام شده هیچ اثری مترتب نشود (شتر دیدی ندیدی)! اینکه برای بخششِ لغزشها از کلمه «اقاله» استفاده شده بدین معنا است که طوری بگذرید که ازاین پس بر آن خطا هیچ اثری مترتب نشود (کینه، دلخوری و ... که عادتا باید بر آن لغزش مترتب میشد، پس از #اقاله واقعا دیگر مترتب نشود)!
#مجاز #بخشش
#با_معارف_نهج، شماره 107
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
روش ارزيابي حديث- استاد مفيدي.mp3
زمان:
حجم:
12.2M
روش ارزیابی احادیث- استاد مفیدی https://eitaa.com/deraiat🏠
بسم الله
🔵 #عدالت_طلب افراطی صدر اسلام
#ذوالخویصرة در هنگام تقسیم غنایم جنگ #حنین، به پیامبر که غنایم را به صورت مساوی تقسیم نمیکرد، اعتراض کرد که چرا عدالت را رعایت نمیکنی؟ حضرت فرمود: اگر من عادل نباشم پس چه کسی عادل است؟ عمر میخواست گردنش را بزند اما پیامبر اجازه نداد و فرمود: رهایش کن او یارانی دارد(شخص نیست یک جریان است). ظاهرا چنان عابد کمنظیری است که شما نماز و روزهتان را در کنار نماز و روزه او ناچیز میشمارید. اینها از دین مانند خارج شدن تیر از کمان خارج خواهند شد! و بر بهترین فرقه این امت خروج خواهند کرد.
پرده دوم:
در جنگ #صفین در سپاه علی علیهالسلام بود ولی وقتی قرآن بر سر نیزه رفت، فریب خورد و طرفدار #حکمیت شد سپس با انگیزه عدالتخواهانه بر علی علیهالسلام شورید که چرا از حکمیت (که خود آن را گناهی بزرگ و موجب کفر علی میدانست!) توبه نمیکند؟ وی سرانجام سر از فرماندهی جناح راست سپاه #خوارج در #نهروان درآورد به هلاکت رسید.
یکی از راویانی که روایت اعتراض او به پیامبر را نقل کرده، میگوید: بعد از جنگ نهروان کشتههای نهروان را زیر و رو کردیم و جنازه او را یافتیم و دیدیم پیشگویی پیامبر درباره شورش او علیه بهترین فرقه امت، محقق شده و او در این شورش کشته شده است! سنن النسائي، ج5، ص: 160
پ ن:
ذو الخویصرة در زمان #عثمان هم به انگیزه #عدالت طلبی به مدینه آمده و در محاصره خانه خلیفه نقش فعالی داشت. او را از متهمان قتل خلیفه سوم میدانند! (طبری، ج 4 ص 349 و 471)
#با_معارف_نهج، شماره 110
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
هدایت شده از فلسفه تابع وحی
معیت همه قوای انسان با امام.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
معیت همه قوای انسان با امام- استاد میرباقری https://eitaa.com/fotoooh🏠
🔸نمونه ای از الزام حکومت در خصوص حجاب و پوشش توسط نبی اکرم (ص)
رسول خدا در فرمانی به عمرو بن حزم، والی نجران، فرمودند:
«این بیانی است از سوی خدا و رسول او... و مردم را از اینکه لباس کوچکی بپوشند که عورتشان آشکار شود، بازدارد و از اینکه کسی موهایش را پشت سر انباشته کند، نهی کند...»
و ينهى الناس أن يصلّى أحد في ثوب واحد صغير، إلا أن يكون ثوبا يثنى طرفيه على عاتقيه، و ينهى الناس أن يحتبي أحد في ثوب واحد يفضي بفرجه إلى السماء، و ينهى أن يعقص أحد شعر رأسه في قفاه، ...
📚 السيرةالنبوية،ج2،ص:595
https://eitaa.com/deraiat
استاد احمد عابدیبررسی کتب لغت- احمد عابدی.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
بررسی کتب لغت- استاد احمد عابدی https://eitaa.com/fotoooh🏠
🔶نسبت «دین» و «شریعت» در قرآن
خداوند متعال یک دین برای کل بشریت نازل کرده است که البته دارای مراتب و شرایع مختلف است و تحقق آن تدریجی است. دین خداوند متعال، «اسلام» است و همه انبیاء اولوالعزم (ع) نیز از این دین تبعیت می کردند.
إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ... ﴿آل عمران:١٩﴾
مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿٦٧﴾ إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ ﴿آل عمران: ٦٨﴾
أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿٨٣﴾ قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿٨٤﴾ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿آل عمران: ٨٥﴾
علاوه بر این، در روایات متعددی به این نکته اشاره شده است که خداوند واحد، دین واحد دارد و آن اسلام است.
اما شرایع مختلف است؛
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ﴿الشورى: ١٣﴾
مرحوم علامه طباطبایی ره نیز به وحدت دین و تعدد شرایع ذیل دین اشاره می کنند:
«فنسبة الشرائع الخاصة إلى الدين- و هو واحد و الشرائع تنسخ بعضها بعضا- كنسبة الأحكام الجزئية في الإسلام فيها ناسخ و منسوخ إلى أصل الدين، فالله سبحانه لم يتعبد عباده إلا لدين واحد و هو الإسلام له إلا أنه سلك بهم لنيل ذلك مسالك مختلفة و سن لهم سننا متنوعة على حسب اختلاف استعداداتهم و تنوعها، و هي شرائع نوح و إبراهيم و موسى و عيسى و محمد صلى الله عليه و آله و عليهم كما أنه تعالى ربما نسخ في شريعة واحدة بعض الأحكام ببعض لانقضاء مصلحة الحكم المنسوخ و ظهور مصلحة الحكم الناسخ»
بنابراین نمی بایست «دین» و «شریعت» را یکسان دانست، بلکه «شریعت» مرتبه ای از دین است. فراتر از «شریعت» نیز «دین» حقیقت مشترکی دارد که این شرایع به آن حقیقت تکیه دارد. اگر دین و شریعت، برابر و یکسان می بود، سخن گفتن از دین واحد، بی معنا می شد، چرا که با تغییر شریعت، دین هم کاملاً تغییر می کرد و هیچ وجه مشترکی باقی نمی ماند. بنابراین شرایع مختلف مجاری ظهور یک حقیقت واحد است که همان «ولایت خداوند متعال» است. «شریعت» از طریق «ولایت» انسان ها را به توحید و عبودیت و قرب الهی می رساند، یعنی جریان هدایت و سرپرستی خداوند متعال در باطن این شریعت، باعث تقرب، رشد و کمال مومنین می گردد. این جریان باطنی هدایت و سرپرستی از آنجا که از سوی خداوند متعال صورت می گیرد، حقیقت و هویت واحدی دارد و با کثرت شرایع، تکثر نمی پذیرد.
#دین
#شریعت
https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
📌معرفی کتاب
سنت های الهی در اعتلا و انحطاط جوامع از دیدگاه قران و روایات
نویسنده:
حجت الاسلام والمسلمین دکتر نصرالله #آقاجانی
انتشارات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
👇👇
🌻 @ahlebait110
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا:
عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسى عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- غَضِبَ عَلَى الشِّيعَةِ ، فَخَيَّرَنِي نَفْسِي أَوْ هُمْ، فَوَقَيْتُهُمْ - وَ اللَّهِ- بِنَفْسِي».
«كافي (ط - دار الحديث)، ج1، ص: 646»
استاد میرباقری:
اینکه حضرت موسی بن جعفر (ع) بلاء را برای خود خریدند تا بلاء از شیعیان رفع گردد، مخصوص شیعیان زمان خودشان نیست و همه شیعیان را در بر می گیرد لذا برای رفع بلاء و گرفتاری توسل به ایشان مثل مداومت بر صلوات بر حضرت و نماز حضرت، خیلی خوب است. (نقل به مضمون)
10/7/97
هدایت شده از • سِدࢪھ •
🔹 دَخَلَ رَجُلٌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)فَشَكَی إِلَيْهِ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِهِ فَلَمْ يَلْبَثْ أَنْ جَاءَ الْمَشْكُوُّ فَقَالَ لَهُ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ(ع)مَا لِفُلَانٍ يَشْكُوكَ فَقَالَ لَهُ: يَشْكُونِي أَنِّي اسْتَقْضيْتُ مِنْهُ حَقِّي قَالَ: فَجَلَسَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع)مُغْضَباً ثُمَّ قَالَ:كَأَنَّكَ إِذَا اسْتَقْضَيْتَ حَقَّكَ لَمْ تُسِئْ أَرَأَيْتَ مَا حَكَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ«يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ» أَتَرَى أَنَّهُمْ خَافُوا اللَّهَ أَنْ يَجُورَ عَلَيْهِمْ لَا وَ اللَّهِ مَا خَافُوا إِلَّا الِاسْتِقْضَاءَ فَسَمَّاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سُوءَ الْحِسَابِ فَمَنِ اسْتَقْضَى بِهِ فَقَدْ أَسَاءَ
📖کافی شریف، ج ۵، ص ۱۰۰
🔻مردی خدمت امام صادق (ع) رسید و از یکی از دوستان خود شکایت کرد.
طولی نکشید که فردی که از او گله شده بود نیز خدمت حضرت رسید.
امام به او فرمود: چه شده که دوستت از تو شکایت میکند؟
آن مرد عرض کرد: شکایت او به این دلیل است که من حق (واقعی) خودم را از وی تمام و کامل طلب کردم و گرفتم.
امام (ع) با حالت غضب نشستند و فرمودند: اینطور بنظر میآید که [گمان میکنی] چون حقت بوده و آن را تماما از او طلب کرده ای کار زشتی مرتکب نشده ای.
آیا کلام خدا در قرآن را ندیدهای که فرمود: «يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ»[۱](آنان از حسابرسی بد میترسند)؛ آیا گمان میکنی آنان از ظلمکردن خدا میترسند؟ به خدا قسم اینطور نیست؛ آنان بیم ندارند مگر از اینکه خداوند، حق را تمام و کامل با ایشان حسابرسی کند. این آن چیزی است که خداوند آن را «سوء الحساب» نامیده است. پس بد کرده است کسی که اینگونه حسابرسی کند.
[۱]_اشاره به آیات ۲۰ و ۲۱ سوره الرعد:
الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنقُضُونَ الْمِيثَاقَ ﴿٢٠﴾ وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ ﴿٢١﴾
همان کسانی که به عهد خدا وفا میکنند و پیمان را نمیشکنند. ﴿٢٠﴾ و آنچه را خدا به پیوند آن فرمان داده پیوند، میدهند و از [عظمت و جلال] پروردگارشان همواره در هراسند و از حساب سخت و دشوار بیم دارند. ﴿٢١﴾