خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
صدای بارون ..
شبی ک رفتی
تا صبح پا ب پای بارون باریدم:)))
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
از یه جایی به بعد دیگه نخواستم برای بودن و حرف زدن با آدما تلاش کنم و از همونجا به بعد، دیگه هیچکس ت
واسه بودن ادما تلاش نکنید
تنهایی خیلی قشنگه:)
ببخش اگه چشای من بعدت ،
می گرده دنبال یکی شبیه تو ؛
اگه آشنا شدم با هزار و یک نفر ،
ولی تهش دلم با خودم غریبه شد ؛)
دیگه بزرگ شدی عزیزم؛ نمیشه فرار کنی. باید از پس غمها، دلتنگیها، تصمیمهای سخت و طوفان احساسات متناقض تنهایی بربیای. اگر شانس بیاری، بتونی دو کلام در موردشون با کسی حرف بزنی، اما بارش رو در نهایت خودت به دوش میکشی، تنهای تنها.