هِی بهم میگن میگذره
اینطوری نمیمونه که
منم میدونم رد میشه و میره ولی بعضی روزا و احساسات خاک شده
بعضی خستگیا هیچوقت جبران نمیشه .
ولی تو رفتارتون با آدمایی که اورثینکرن خیلی خیلی خیلی بیشتر دقت کنید :)
اونا به یه حرف ساده شما بیش از حد فکر میکنن و ترسهای مختلف میاد سراغشون...
از چشم افتاده را، لایق دیداری دوباره نیست
به قول دافنه دوموریه که میگه:
روزی با خودم فکر میکردم اگر اورا با غریبه ایی ببینم دنیا را به آتش میکشم. اما امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست و چه میکند.
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
با تمام تلاشم برای کنترل کردن ، بالاخره قطره ای از میان اشک های سمجم سبقت گرفت و روی صورتش چکید ؛ چش
تنم را در اغوش کشیدی ، دستت را نوازش وار روی پاره ای گوشت که در سینه ام می تپید گذاشتی
با صدازدن نام تو ، جان گرفت و خندید ..
اما کاش تا همیشه دستت به آرامی روی قلبم می ماند ، کاش هیچ گاه سنگ زدن هایت را به شیشه قلبم نمی دیدم . کاش هیچ گاه خرده شیشه هایم که درون سینه ام اسیر بودند ، دستان مهربان مادرم را زخمی نمی کردند..
_دلی
«أتمني أن تشفي من
الأشیاء التي لا تتحدث عنها…!»
امیدوارم از چیزهایی
که در مورد آن صحبت نمیکنید شفا پیدا کنید..