eitaa logo
دوبیتی و رباعی آیینی(حسینیه)
12.1هزار دنبال‌کننده
713 عکس
130 ویدیو
6 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net کانال اشعار آیینی حسینیه: 👉 @hosseinieh_net با کمالِ احترام، تبادل و تبلیغ نداریم🙏🌹 کانال ما در تلگرام: 👇👇👇👇👇👇👇👇 https://t.me/dobeity_robaey
مشاهده در ایتا
دانلود
آماده شوید! فصل ماتم آمد تا کرببلا قافله‌ی غم آمد با ناله و فریاد بگوئید به هم: ای اهل عزا! آمد@dobeity_robaey
ببین شور دل و غوغای زینب نظر کن بر دل شیدای زینب دو قربانی‌ست سهم خواهر تو رسیده نوبت گل‌های زینب@dobeity_robaey
الهی زخم باغت را نبینم خموشی چراغت را نبینم اگر خواهی نمیرد زینب تو دعاکن تاکه داغت را نبینم ✍ @dobeity_robaey
جا دارد اگر فلک کنون گریه کند با زخم دل و سوز درون گریه کند تو زینبی و مهدی زهرا شب و روز از بهر اسارت تو خون گریه کند@dobeity_robaey
امان و داد از بیداد ای دل بزن از سینه‌ام فریاد ای دل دوگل بر حنجر گل، بوسه دادند یکی زینب، یکی سجاد ای دل کسی که مثل زهرا گریه می‌کرد میان دشت و صحرا گریه می‌کرد به یاد لاله‌های پرپر دین تمام عمر خود را گریه می‌کرد امامی که در اندوه و الم ماند هزاران گل به خاک از دیده افشاند اگر می‌دید آبی، گریه می‌کرد زسوز جان خود غم‌نامه می‌خواند ✍ @dobeity_robaey
دلش را داغ و غم بیت الحزن کرد وجودش را پر از رنج و محن کرد نمی‌دانم چگونه با چه حالی تن صد چاک بابا را کفن کرد@dobeity_robaey
صدقافله غرق نور دیدن دارد در جوششی از حضور دیدن دارد یک موج حماسه‌ساز تا کرب وبلا در جاده‌ای از ظهور، دیدن دارد@dobeity_robaey
پیغامبران آشنا برگشتند از کوفه و از شام بلا برگشتند با پرچم پیروزی و آزادی و عشق یکبار دگر به کربلا برگشتند ✍ @dobeity_robaey
درون سینه‌ام غوغاست بابا عزا در صحن دل برپاست بابا دلم می‌خواست همراهت بمیرم ولی دیدم علی تنهاست بابا@dobeity_robaey
در سوگ نبی جهان پُر از ماتم شد زین داغ گران، قامت هستی خم شد دیوار و در مدینه فریادزنان می‌گفت دل فاطمه پُر از غم شد@dobeity_robaey
فتاده ناله‌ای در بندبندم ز هجران تو بابا دردمندم شب و روزم شده با گریه همراه دگر تا آخر عمرم نخندم پس از تو مانده‌ام با اشک دیده ز بار هجر تو پشتم خمیده برای تسلیت‌گفتن به زهرا به جای دسته‌گل هیزم رسیده نشسته بود تنها گریه می‌کرد غریبانه خدایا گریه می‌کرد کنار بستر پاک پیمبر چه مظلومانه زهرا گریه می‌کرد ز هجران تو اشک من روان شد زبان درد من، آه و فغان شد تو رفتی و پس از تو ای پدرجان علی تنهاترین مرد جهان شد الا ای قبله‌گاه آرزویم نشسته بغض داغت در گلویم اگرچه چشم خود را بسته‌ای باز تبسّم می‌کنی بابا به رویم پری بشکسته چون پروانه دارم چو شمعم گریه‌ی مستانه دارم برای گریه از هجران رویت میان بیت‌الاحزان خانه دارم ✍ @dobeity_robaey
من ذرّه‌ام و تو آفتابم آقـا در آتش شرم خود کبابم آقا با جوششی از سلام خود آمده‌ام لب تشنه‌ی یک جرعه جوابم آقا ✍ @dobeity_robaey