eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
594 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
دوست عزیزم آقای دکتر تابنده مطالب زیر را نیز به متن فوق اضافه نمودند که جای تامل دارد
Tabande Jadid: سلام و ادب مطلب ارزشمندی مرقوم فرمودید. این نکات هم مطرح هست: اینکه ایشان تا زمان فوت ازدواج نکردند نشاندهنده عدم وجود هم کفو حضرت است. سقوط و انحطاط اجتماعی این مقطع نیاز به بررسی دارد. حرکت بانو تنها نبوده و سی و سه خواهر و برادر ایشان هم چنین کرده‌اند. اتفاقا بر عکس آنکه می‌گویند حضرت به سمت شمس الشموس عازم بوده‌اند چندان صحیح به نظر نمی رسد. به نظر می‌رسد این خواهران و برادران عظیم‌الشان با مأموریت شیعه سازی منطقه در یک جغرافیایی بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر مربع سفر کرده‌اند از باکو تا طبس تا قم تا شیراز تا آشتیان تا یمن و حتی یک یا دو نفرشان تا شمال افریقا تا جایی که بنده می‌دانم هیچ‌کدام از این خواهران عظیم‌الشان ازدواج نکرده بودند! کسی چه می‌داند شاید اصطلاح چهل دختران، چهل اختران و مواردی نظیر آن که در برخی نقاط ایران مطرح است، ناشی از تاثیر اجتماعی این حضور عظیم باشد. از این میان در ایران سه تن از فرزندان حضرت باب‌الحوائج بسیار گسترده‌تر عمق اجتماعی یافته‌اند: نخست حضرت بانو فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها در قم دوم حضرت شاه‌چراغ احمد بن موسی عليه السلام در شیراز سوم حضرت حسین بن موسی علیهما‌ السلام در طبس که در شرق کشور محور فرهنگ و دین است و ما در مرکز و غرب کشور کمتر توفیق زیارتش را داریم. (قم شرق کشور) سال‌ها پیش که درس جغرافیای نهضت موسوی را از استاد عزیزم یاد گرفتم، عظمت این حرکت اجتماعی گسترده را اندکی لمس کردم. جالب اینجاست که این حرکت خاص فرزندان حضرت باب‌الحوائج موسی‌بن‌جعفر عليه‌السلام، خواهران و برادران شمس‌الشموس علی‌بن‌موسی‌الرضا عليه‌السلام به الگویی برای شیعه تبدیل شد. حرکت امام موسی صدر به سمت لبنان، حرکت شهید بهشتی به سمت آلمان و همین سالها امر رهبر انقلاب به ماندن رزمندگان ایرانی در بوسنی و هرزگوین نمونه‌ای از همین نوع زندگی است. رسالت هجرت از سرزمین اسلام به سرزمین کفر، فراموش‌شده‌ی طرح‌ریزی استراتژیک است. چه خوب است جوانان این سرزمین با کوله‌ای بر پشت و اندیشه‌ای شیعی به مناطق مختلف دنیا سفر کنند و با زندگی و حیات شیعی در آنجا اندیشه اهل‌بیت را شکوفا کند. البته قم از سال ۹۴ و در زمان زین‌العابدین علیه‌السلام پی‌ریزی شد برای مقاومتی میان‌مدت و بلند مدت در برابر طاغوت، حضور و رحلت بانو به این امر قوام ابدی داد ان شاءالله
دلخوش به خنده های من خیره سر نباش دیوانه ها به لطف خدا غالبا خوشند
در غربت مرگ بیم تنهایی نیست یاران عزیز آن طرف بیشترند
این مطلب را چند روز گذشته منتشر کرده بودم ..
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
این مطلب را چند روز گذشته منتشر کرده بودم ..
دوست و همکار ارجمندم جناب مولوی نقد زیر را نوشته اند بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم دغدغه‌ مندان فرهنگی هرگاه با پدیده های فرهنگی مواجه می شوند در همان وهله ی اول توجهشان به مدرسه جلب می شود و همه هم فکر می کنند که کار در مدرسه خیلی راحت است؛ هر کسی که از کنار مدرسه عبور می‌کند، سنگی به سوی آن می‌اندازد؛ اگر بحث کار فرهنگی پیش بیاید، مدرسه زیر سؤال می‌رود؛ اگر صحبت از حجاب شود، می‌پرسند: «مدرسه کجاست پس؟》اگر قرار باشد صرفه جویی کنیم فریاد می زنیم پس مدرسه چه کار می کند و... «اتفاقاً سؤال این است که غیر از مدرسه، چه کسی برای نسل جوان و نوجوان، با این حجم از دانش‌آموزان درباره غزه و طوفان الاقصی و جنگ ۱۲ روزه و شهدا کاری کرده است؟ کدام نهاد فرهنگی، کار فرهنگی مؤثر و ماندگاری انجام داده است؟» جنگ نشان داد که نسل جوان در مقیاسی وسیع، پای انقلاب و پرچم ایران ایستاده است. این، دقیقاً محصول همین مدرسه‌ای است که امروز مورد همه به آن می تازند. وقتی می‌پرسید «مدرسه چه کرده است؟» باید دقیق‌تر بپرسید: «انتظار شما از مدرسه چه بوده که محقق نشده؟» مدرسه اگر همه کارها را کرد ولی فقط یک فیلم سینمایی تاییدیه گرفت و آمد و همه کارهای تربیتی مدرسه را با خاک یکسان کرد چه؟ آموزش و پرورش به عنوان بزرگترین نهاد فرهنگی و تربیتی و آموزشی چند درصد از کل بودجه کشور را دارد؟ چندمین اولویت دولت ها و مجلس بوده است که در مطالبه از مدرسه اولین اولویت همه قرار می گيرد؟ اما بیایید ببینیم درباره کدام «مدرسه» حرف می‌زنیم: مدرسه‌ای که سرانه بودجه ای آن کمتر از سرانه یک خانواده چهارنفره در سال است؛ مدرسه‌ای که ورودی معلمانش هر سال تحت تأثیر کمبودها و تصمیم‌های نهادهای دیگر است، نه نظامی مستقل و هدفمند در تربیت معلم. مدرسه‌ای که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۳ حتی یک معاون یا مربی پرورشی استخدام نکرده است؛ مدرسه‌ای که به دلیل کمبود نیرو، معاونانش مجبور به تدریس در کلاس‌ها هستند و در این سال ها همیشه از نیروهای ستادی آن کم شده ولی مسئولیت ها و وظایفش بیشتر شده است. مدرسه‌ای که حتی اگر بهترین عملکرد را داشته باشد، در صف حقوق و مزایا همیشه آخرین است؛ این‌ها تنها بخشی از واقعیت مدرسه‌ای است که انتظار داریم بار تمام کار فرهنگی را به دوش بکشد. مدیر مدرسه برای مدیریت یک کارخانه انسان‌سازی تربیت نمی‌شود، بلکه از میان معلمان انتخاب می‌شود. او باید همه مسیر و فوت و فن مدیریت را با سعی و خطا یاد بگیرد. برای مدیریت بر عواطف، احساسات و مشکلات و پاسخگویی به همه، تنها یک میلیون و پانصد هزار تومان حق مدیریت دریافت می‌کند و همیشه زیر سؤال است. دانش‌آموزان ورودی این مدارس با چه ویژگی‌هایی هستند؟ جامعه را ببینید؛ بچه‌ها فرزندان همین جامعه‌اند، چه در اعتقادات و چه در عمل، چه در فقر و غنا و چه با ظواهر مختلف. این مدرسه است که از همین ورودی‌ها، نسل دانش‌آموزان را کنترل، هم‌جهت و قابل هدایت می‌کند. معلوم است که مدرسه را نمی‌شناسیم. قصد من سرپوش گذاشتن بر ضعف‌های مدرسه در تربیت نیست، اما اگر مدرسه را نشناسیم، همیشه به آن سنگ خواهیم زد؛ حقیر خودم معلم بوده‌ام، مدیر مدرسه بوده‌ام و در سطوح مختلف کارشناسی و مدیریتی فعالیت کرده‌ام. یک پیشنهاد دارم: هر کسی فکر می‌کند می‌تواند مدرسه را متحول کند، مأموریت بگیرد و مدیر مدرسه شود؛ یا حداقل یک ماه در دفتر مدرسه بنشیند و ببیند مدرسه با چه مسائلی روبروست. و درباره روز تخم‌مرغ که گفته شده بود در همه مدارس بزرگداشت گرفته‌اند: بله، یکی از ساحت‌های تربیتی، تربیت زیستی و بدنی است و در وضعیتی که مدارس ما دارند، توجه به این ساحت اهمیت دارد. اینکه دانش‌آموزان حداقل به اهمیت این ماده غذایی پی ببرند، نه تنها موجب تمسخر نیست، بلکه جای تشکر دارد. بنده حقیر به عنوان یک معلم اعلام آمادگی می کنم که درباره نقش مدرسه و مسائل و مشکلات ساختاری آن مناظره و گفتگو کنم تا ببینیم مدرسه با همین امکانات در حال جهاد است @molavihossein
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
دوست و همکار ارجمندم جناب مولوی نقد زیر را نوشته اند بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم دغدغه‌ مندان فرهنگی هر
این هم پاسخ بنده به جناب مولوی و سایر دغدغه مندان بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم با درود و تشکر از نقد دلسوزانه و دقیق شما که از جایگاه یک فرهنگی آگاه و دغدغه‌مند بیان شده است. متن شما دریچه‌ای را به روی واقعیت‌های عمیق و اغلب نادیده گرفته شده‌ی نظام تربیتی و آموزشی ما گشود.پاسخ اینجانب به عنوان نویسنده‌ی آن تصویرنوشته، نه به قالب بحث و جدل و مغالطه، بلکه در قالب تأمل و تکمیل دیدگاه‌هاست: ۱. حق با شماست.دغدغه‌ی اصلی بنده نیز همان "سنگ انداختن" بی‌رویه و ناآگاهانه به سمت مدرسه بود. تصویرنوشته نه به قصد نادیده گرفتن زحمات فرهنگیان، بلکه از سر درد و حیرتی بود که چرا بار اصلی این عرصه، یک‌طرفه بر دوش آموزش و پرورش گذاشته می‌شود. نقد شما به‌جا و صحیح است که پیش از هر پرسشی، باید حجم عظیم اقدامات و همچنین محدودیت‌های طاقت‌فرسای مدرسه را دید. ۲.بیان دقیق و جزءبه‌جزء مشکلات ساختاری مدرسه،از بودجه ناچیز تا کمبود نیروی پرورشی و مدیریتی، حقایقی است که هر منتقدی پیش از اظهارنظر باید از آنها آگاه باشد. سپاسگزارم که با بیانی روشن و مستدل، این واقعیت‌ها را برشمردید. این موارد، پاسخی جامع به پرسش اصلی تصویرنوشته است: "مدرسه با این شرایط، اساساً چه امکانی برای برنامه‌ریزی گسترده دارد؟" ۳. پیشنهاد شما برای گفت‌وگو درباره نقش مدرسه و مشکلات ساختاری آن،پیشنهادی بسیار ارزشمند و سازنده است. من نیز این آمادگی را اعلام می‌کنم که در فضایی متعهد و دلسوزانه، این گفت‌وگو را پی بگیریم. هدف نهایی، نه اثبات حقانیت یک طرف، بلکه واکاوی ریشه‌های مشکل و یافتن راه‌حل‌هایی است که از هدررفت انرژی فرهنگیان و نقدهای بی‌ثمر جلوگیری کند. ۴. بیش از یک دهه از سابقه حرفه ای ام در مدارس بوده ام و اکنون نیز بدون ارتباط نیستم . نقطه مشترک ما،"دغدغه‌ی تربیت نسل آینده" است. تصویرنوشته از جنس فریاد بود برای توجه به یک خلأ، و پاسخ شما از جنس تحلیل بود برای نشان دادن دلایل آن خلأ. این دو، نه در تضاد، که مکمل یکدیگرند. ما نیاز داریم همزمان با فریاد برای توجه به مسائل بزرگتر، واقعیت‌های میدان را نیز با دقت تحلیل کنیم. از اینکه وقت گذاشتید و با دقت و انصاف به نقد پرداختید، صمیمانه سپاسگزارم. اینگونه گفت‌وگوهاست که می‌تواند افق‌های تازه‌ای بگشاید. با احترام سید محمد الحسینی
آیفون ۱۷ با این قیمت وارد کشور شده و در یک ساعت تمام می‌شود. اینها باید در تاریخ ثبت شود. باید ثبت شود که چگونه عده‌ای در میان شدیدترین و وحشیانه‌ترین جنگ اقتصادی تاریخ علیه کشورمان با خروج ارز از کشور و واردات کالای لوکس آمریکایی به چیزی جز رانت و منافع حقیرانه خود فکر نکردند و از مکیدن آخرین قطره‌های خون این سرزمین هم دریغ نکردند. آنکه در این شرایط اقتصادی مملکت مجوز واردات چنین کالایی را گرفته و مسیر صد ساله را در یک شب طی می‌کند، تاجر و بازرگان نیست بلکه رانت‌خوار و دزدی است که آسیب‌اش به مملکت هزاران بار بیشتر از کیف‌قاف و جیب‌بر و حتی پادوی اسرائیل است. آن سوی دیگر هم مشتری چنین کالایی است. استاد دانشگاه اگر بگوید که هنوز در این مملکت بوی زندگی جاری است و در پارک‌ها بوی زندگی و غذا جاری می‌شود باید هزار فحش و ناسزا بشوند اما اگر همین الان ایشان بگوید که در این شرایط ارز مملکت نباید صرف واردات چنین کالایی شود، دوباره با هزاران توهین مواجه خواهد شد. @dohhol
دیروز در جلسه شورای اجتماعی استان طرح مدیریت اجتماعی محله محور مطرح شد ... تا اینجا فعلا داشته باشید تا بعد
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
دیروز در جلسه شورای اجتماعی استان طرح مدیریت اجتماعی محله محور مطرح شد ... تا اینجا فعلا داشته باشید
این طرحی که من در جلسه شنیدم چیز جدیدی نداشت ، توصیه می کنم مسئولین محترم مستند "جوانمرگ" را ببینند . مستند در باره فرمان جهاد سازندگی و علل شکست این طرح است . طرحی که برکت زیادی در ابتدا داشت اما زمانیکه در دام وزارت خانه شدن افتاد جوان مرگ شد .
شادی روح بازیگر متعهد و محبوب، ، صلوات و فاتحه‌ای قرائت فرمایید.
بنده خدایی خواست تفریح کند به دروغ به رهگذری گفت ته کوچه نذری می دهند . طولی نکشید که عده زیادی صف کشیدند .نهایتا خود دروغ گو هم درصف ایستاد که نکند راست باشد . @dohhol