دُهُل |سیدمحمد الحسینی
این مطلب را چند روز گذشته منتشر کرده بودم ..
دوست و همکار ارجمندم جناب مولوی نقد زیر را نوشته اند
بسماللهالرحمنالرحیم
دغدغه مندان فرهنگی هرگاه با پدیده های فرهنگی مواجه می شوند در همان وهله ی اول توجهشان به مدرسه جلب می شود و همه هم فکر می کنند که کار در مدرسه خیلی راحت است؛ هر کسی که از کنار مدرسه عبور میکند، سنگی به سوی آن میاندازد؛ اگر بحث کار فرهنگی پیش بیاید، مدرسه زیر سؤال میرود؛ اگر صحبت از حجاب شود، میپرسند: «مدرسه کجاست پس؟》اگر قرار باشد صرفه جویی کنیم فریاد می زنیم پس مدرسه چه کار می کند و...
«اتفاقاً سؤال این است که غیر از مدرسه، چه کسی برای نسل جوان و نوجوان، با این حجم از دانشآموزان درباره غزه و طوفان الاقصی و جنگ ۱۲ روزه و شهدا کاری کرده است؟ کدام نهاد فرهنگی، کار فرهنگی مؤثر و ماندگاری انجام داده است؟»
جنگ نشان داد که نسل جوان در مقیاسی وسیع، پای انقلاب و پرچم ایران ایستاده است. این، دقیقاً محصول همین مدرسهای است که امروز مورد همه به آن می تازند.
وقتی میپرسید «مدرسه چه کرده است؟»
باید دقیقتر بپرسید: «انتظار شما از مدرسه چه بوده که محقق نشده؟»
مدرسه اگر همه کارها را کرد ولی فقط یک فیلم سینمایی تاییدیه گرفت و آمد و همه کارهای تربیتی مدرسه را با خاک یکسان کرد چه؟
آموزش و پرورش به عنوان بزرگترین نهاد فرهنگی و تربیتی و آموزشی چند درصد از کل بودجه کشور را دارد؟ چندمین اولویت دولت ها و مجلس بوده است که در مطالبه از مدرسه اولین اولویت همه قرار می گيرد؟
اما بیایید ببینیم درباره کدام «مدرسه» حرف میزنیم:
مدرسهای که سرانه بودجه ای آن کمتر از سرانه یک خانواده چهارنفره در سال است؛
مدرسهای که ورودی معلمانش هر سال تحت تأثیر کمبودها و تصمیمهای نهادهای دیگر است، نه نظامی مستقل و هدفمند در تربیت معلم.
مدرسهای که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۳ حتی یک معاون یا مربی پرورشی استخدام نکرده است؛
مدرسهای که به دلیل کمبود نیرو، معاونانش مجبور به تدریس در کلاسها هستند و در این سال ها همیشه از نیروهای ستادی آن کم شده ولی مسئولیت ها و وظایفش بیشتر شده است.
مدرسهای که حتی اگر بهترین عملکرد را داشته باشد، در صف حقوق و مزایا همیشه آخرین است؛
اینها تنها بخشی از واقعیت مدرسهای است که انتظار داریم بار تمام کار فرهنگی را به دوش بکشد.
مدیر مدرسه برای مدیریت یک کارخانه انسانسازی تربیت نمیشود، بلکه از میان معلمان انتخاب میشود. او باید همه مسیر و فوت و فن مدیریت را با سعی و خطا یاد بگیرد. برای مدیریت بر عواطف، احساسات و مشکلات و پاسخگویی به همه، تنها یک میلیون و پانصد هزار تومان حق مدیریت دریافت میکند و همیشه زیر سؤال است.
دانشآموزان ورودی این مدارس با چه ویژگیهایی هستند؟
جامعه را ببینید؛ بچهها فرزندان همین جامعهاند، چه در اعتقادات و چه در عمل، چه در فقر و غنا و چه با ظواهر مختلف. این مدرسه است که از همین ورودیها، نسل دانشآموزان را کنترل، همجهت و قابل هدایت میکند.
معلوم است که مدرسه را نمیشناسیم. قصد من سرپوش گذاشتن بر ضعفهای مدرسه در تربیت نیست، اما اگر مدرسه را نشناسیم، همیشه به آن سنگ خواهیم زد؛ حقیر خودم معلم بودهام، مدیر مدرسه بودهام و در سطوح مختلف کارشناسی و مدیریتی فعالیت کردهام.
یک پیشنهاد دارم: هر کسی فکر میکند میتواند مدرسه را متحول کند، مأموریت بگیرد و مدیر مدرسه شود؛ یا حداقل یک ماه در دفتر مدرسه بنشیند و ببیند مدرسه با چه مسائلی روبروست.
و درباره روز تخممرغ که گفته شده بود در همه مدارس بزرگداشت گرفتهاند: بله، یکی از ساحتهای تربیتی، تربیت زیستی و بدنی است و در وضعیتی که مدارس ما دارند، توجه به این ساحت اهمیت دارد. اینکه دانشآموزان حداقل به اهمیت این ماده غذایی پی ببرند، نه تنها موجب تمسخر نیست، بلکه جای تشکر دارد.
بنده حقیر به عنوان یک معلم اعلام آمادگی می کنم که درباره نقش مدرسه و مسائل و مشکلات ساختاری آن مناظره و گفتگو کنم تا ببینیم مدرسه با همین امکانات در حال جهاد است
@molavihossein
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
دوست و همکار ارجمندم جناب مولوی نقد زیر را نوشته اند بسماللهالرحمنالرحیم دغدغه مندان فرهنگی هر
این هم پاسخ بنده به جناب مولوی و سایر دغدغه مندان
بسماللهالرحمنالرحیم
با درود و تشکر از نقد دلسوزانه و دقیق شما که از جایگاه یک فرهنگی آگاه و دغدغهمند بیان شده است. متن شما دریچهای را به روی واقعیتهای عمیق و اغلب نادیده گرفته شدهی نظام تربیتی و آموزشی ما گشود.پاسخ اینجانب به عنوان نویسندهی آن تصویرنوشته، نه به قالب بحث و جدل و مغالطه، بلکه در قالب تأمل و تکمیل دیدگاههاست:
۱. حق با شماست.دغدغهی اصلی بنده نیز همان "سنگ انداختن" بیرویه و ناآگاهانه به سمت مدرسه بود. تصویرنوشته نه به قصد نادیده گرفتن زحمات فرهنگیان، بلکه از سر درد و حیرتی بود که چرا بار اصلی این عرصه، یکطرفه بر دوش آموزش و پرورش گذاشته میشود. نقد شما بهجا و صحیح است که پیش از هر پرسشی، باید حجم عظیم اقدامات و همچنین محدودیتهای طاقتفرسای مدرسه را دید.
۲.بیان دقیق و جزءبهجزء مشکلات ساختاری مدرسه،از بودجه ناچیز تا کمبود نیروی پرورشی و مدیریتی، حقایقی است که هر منتقدی پیش از اظهارنظر باید از آنها آگاه باشد. سپاسگزارم که با بیانی روشن و مستدل، این واقعیتها را برشمردید. این موارد، پاسخی جامع به پرسش اصلی تصویرنوشته است: "مدرسه با این شرایط، اساساً چه امکانی برای برنامهریزی گسترده دارد؟"
۳. پیشنهاد شما برای گفتوگو درباره نقش مدرسه و مشکلات ساختاری آن،پیشنهادی بسیار ارزشمند و سازنده است. من نیز این آمادگی را اعلام میکنم که در فضایی متعهد و دلسوزانه، این گفتوگو را پی بگیریم. هدف نهایی، نه اثبات حقانیت یک طرف، بلکه واکاوی ریشههای مشکل و یافتن راهحلهایی است که از هدررفت انرژی فرهنگیان و نقدهای بیثمر جلوگیری کند.
۴. بیش از یک دهه از سابقه حرفه ای ام در مدارس بوده ام و اکنون نیز بدون ارتباط نیستم .
نقطه مشترک ما،"دغدغهی تربیت نسل آینده" است. تصویرنوشته از جنس فریاد بود برای توجه به یک خلأ، و پاسخ شما از جنس تحلیل بود برای نشان دادن دلایل آن خلأ. این دو، نه در تضاد، که مکمل یکدیگرند. ما نیاز داریم همزمان با فریاد برای توجه به مسائل بزرگتر، واقعیتهای میدان را نیز با دقت تحلیل کنیم.
از اینکه وقت گذاشتید و با دقت و انصاف به نقد پرداختید، صمیمانه سپاسگزارم. اینگونه گفتوگوهاست که میتواند افقهای تازهای بگشاید.
با احترام
سید محمد الحسینی
آیفون ۱۷ با این قیمت وارد کشور شده و در یک ساعت تمام میشود.
اینها باید در تاریخ ثبت شود. باید ثبت شود که چگونه عدهای در میان شدیدترین و وحشیانهترین جنگ اقتصادی تاریخ علیه کشورمان با خروج ارز از کشور و واردات کالای لوکس آمریکایی به چیزی جز رانت و منافع حقیرانه خود فکر نکردند و از مکیدن آخرین قطرههای خون این سرزمین هم دریغ نکردند.
آنکه در این شرایط اقتصادی مملکت مجوز واردات چنین کالایی را گرفته و مسیر صد ساله را در یک شب طی میکند، تاجر و بازرگان نیست بلکه رانتخوار و دزدی است که آسیباش به مملکت هزاران بار بیشتر از کیفقاف و جیببر و حتی پادوی اسرائیل است.
آن سوی دیگر هم مشتری چنین کالایی است. استاد دانشگاه اگر بگوید که هنوز در این مملکت بوی زندگی جاری است و در پارکها بوی زندگی و غذا جاری میشود باید هزار فحش و ناسزا بشوند اما اگر همین الان ایشان بگوید که در این شرایط ارز مملکت نباید صرف واردات چنین کالایی شود، دوباره با هزاران توهین مواجه خواهد شد.
@dohhol
دیروز در جلسه شورای اجتماعی استان طرح مدیریت اجتماعی محله محور مطرح شد ...
تا اینجا فعلا داشته باشید تا بعد
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
دیروز در جلسه شورای اجتماعی استان طرح مدیریت اجتماعی محله محور مطرح شد ... تا اینجا فعلا داشته باشید
این طرحی که من در جلسه شنیدم چیز جدیدی نداشت ، توصیه می کنم مسئولین محترم مستند "جوانمرگ" را ببینند . مستند در باره فرمان جهاد سازندگی و علل شکست این طرح است . طرحی که برکت زیادی در ابتدا داشت اما زمانیکه در دام وزارت خانه شدن افتاد جوان مرگ شد .
شادی روح بازیگر متعهد و محبوب، #محمد_کاسبی، صلوات و فاتحهای قرائت فرمایید.
بنده خدایی خواست تفریح کند به دروغ به رهگذری گفت ته کوچه نذری می دهند .
طولی نکشید که عده زیادی صف کشیدند .نهایتا خود دروغ گو هم درصف ایستاد که نکند راست باشد .
@dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم. شماره۲۶ صفت زمانی در انسان رشد می کنند که از پیامد عمل خبر نداشته باشیم و ندانیم منفعت دا
#حرف_مهم
شماره ۲۷
کار تربیتی و فرهنگی نتیجه گرا نیست ، مسیرش مسیر رنج است باید مسیر بعثت، غدیر، کربلا و ظهور را طی کرد . بعثت برانگیختگی و آگاهی به فطرت و درون است ، غدیر لطف و رحمت خدا است ولایت درونی است ، کربلا شهامت مواجهه با گرفتاریها، چالش ها و برچسب ها اینجا باید از خیلی چیزها گذشت شاید حتی از آبرو و درنهایت ظهور .آخرین مرحله سهل الوصول نیست اما ممکن الوصول است باید این مسیر طی شود .بنابراین فکر نکنید که کار تربیتی می کنید ، کار فرهنگی می کنید ؛ او فرمود ؛ ء انتم تزرعونه ام نحن الزارعون
تربیت شدن دقیقا یعنی ترک شدن صحنه فیلم شهید بروجردی آنجا که شخصی مردم را برای نماز صبح بیدار می کرد ببینید .
با یاد دادن خوبی کسی خوب نمی شود با خوبی کردن ، خوبی آموزش داده می شود . باید از خودگذشتگی دید تا یاد گرفت . دین و تربیت به شدت واقع گرا هستند بنابراین تا عمل نکنی اتفاقی نمی افتد تا پدر و مادر نشوی نمی توانی مربی باشی چون علم حاصل تعلیم نیست حاصل معلوم است . قرار نیست کسی را آگاه کنیم ، آگاهی درون همه وجود دارد با رهایی از تعلق بیدار می شود .
ادامه دارد ...
لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره #حرف_مهم برایم ارسال کنید .
@dohhol
دیشب از فکر تو میان نماز،
بین آیات سورهی توحید ...
لَم یَلِد را یَلِد ولَم خواندم؛
رکعتش را درست یادم نیست !!
@Dohhol
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینکه صنعت هستهای به صلاح ما نیست، صنعت موشکی به صلاح ما نیست، صنعت خودرو به صلاح ما نیست و...، مخصوص امروز نیست و غرب از همان دوره پهلوی داشتن صنعت فولاد و ذوب آهن و نفت و غیره را هم به صلاح ما نمیدانست.
از نگاه غرب صلاح ما در رواج همجنسبازی است. در ساخت فیلمهای تاریک و زشت از وطن خود و پاشیدن لجن به سر و صورت خودمان است. تحصیل با پول ایران و مهاجرت به غرب به هنگام ارائه خدمات است. درگیری مذهبی است. قبیلهگرایی و عشیرهگرایی است. تجزیه طلبی و جنگ زبانی و تعصب شدید روی تُنبان قبیله است. «این خرابه نامیدن» وطن است. کاسه لیسی و تملق گویی حاکمان و فرهنگ غرب است. رواج ولنگاری است. فروپاشی سنتهای ملی و دینی است. خودحقیرپنداری است.
از نگاه غرب صلاح ما در این چیزهاست.
@dohhol