eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
594 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
دوست و همکار ارجمندم جناب مولوی نقد زیر را نوشته اند بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم دغدغه‌ مندان فرهنگی هر
این هم پاسخ بنده به جناب مولوی و سایر دغدغه مندان بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم با درود و تشکر از نقد دلسوزانه و دقیق شما که از جایگاه یک فرهنگی آگاه و دغدغه‌مند بیان شده است. متن شما دریچه‌ای را به روی واقعیت‌های عمیق و اغلب نادیده گرفته شده‌ی نظام تربیتی و آموزشی ما گشود.پاسخ اینجانب به عنوان نویسنده‌ی آن تصویرنوشته، نه به قالب بحث و جدل و مغالطه، بلکه در قالب تأمل و تکمیل دیدگاه‌هاست: ۱. حق با شماست.دغدغه‌ی اصلی بنده نیز همان "سنگ انداختن" بی‌رویه و ناآگاهانه به سمت مدرسه بود. تصویرنوشته نه به قصد نادیده گرفتن زحمات فرهنگیان، بلکه از سر درد و حیرتی بود که چرا بار اصلی این عرصه، یک‌طرفه بر دوش آموزش و پرورش گذاشته می‌شود. نقد شما به‌جا و صحیح است که پیش از هر پرسشی، باید حجم عظیم اقدامات و همچنین محدودیت‌های طاقت‌فرسای مدرسه را دید. ۲.بیان دقیق و جزءبه‌جزء مشکلات ساختاری مدرسه،از بودجه ناچیز تا کمبود نیروی پرورشی و مدیریتی، حقایقی است که هر منتقدی پیش از اظهارنظر باید از آنها آگاه باشد. سپاسگزارم که با بیانی روشن و مستدل، این واقعیت‌ها را برشمردید. این موارد، پاسخی جامع به پرسش اصلی تصویرنوشته است: "مدرسه با این شرایط، اساساً چه امکانی برای برنامه‌ریزی گسترده دارد؟" ۳. پیشنهاد شما برای گفت‌وگو درباره نقش مدرسه و مشکلات ساختاری آن،پیشنهادی بسیار ارزشمند و سازنده است. من نیز این آمادگی را اعلام می‌کنم که در فضایی متعهد و دلسوزانه، این گفت‌وگو را پی بگیریم. هدف نهایی، نه اثبات حقانیت یک طرف، بلکه واکاوی ریشه‌های مشکل و یافتن راه‌حل‌هایی است که از هدررفت انرژی فرهنگیان و نقدهای بی‌ثمر جلوگیری کند. ۴. بیش از یک دهه از سابقه حرفه ای ام در مدارس بوده ام و اکنون نیز بدون ارتباط نیستم . نقطه مشترک ما،"دغدغه‌ی تربیت نسل آینده" است. تصویرنوشته از جنس فریاد بود برای توجه به یک خلأ، و پاسخ شما از جنس تحلیل بود برای نشان دادن دلایل آن خلأ. این دو، نه در تضاد، که مکمل یکدیگرند. ما نیاز داریم همزمان با فریاد برای توجه به مسائل بزرگتر، واقعیت‌های میدان را نیز با دقت تحلیل کنیم. از اینکه وقت گذاشتید و با دقت و انصاف به نقد پرداختید، صمیمانه سپاسگزارم. اینگونه گفت‌وگوهاست که می‌تواند افق‌های تازه‌ای بگشاید. با احترام سید محمد الحسینی
آیفون ۱۷ با این قیمت وارد کشور شده و در یک ساعت تمام می‌شود. اینها باید در تاریخ ثبت شود. باید ثبت شود که چگونه عده‌ای در میان شدیدترین و وحشیانه‌ترین جنگ اقتصادی تاریخ علیه کشورمان با خروج ارز از کشور و واردات کالای لوکس آمریکایی به چیزی جز رانت و منافع حقیرانه خود فکر نکردند و از مکیدن آخرین قطره‌های خون این سرزمین هم دریغ نکردند. آنکه در این شرایط اقتصادی مملکت مجوز واردات چنین کالایی را گرفته و مسیر صد ساله را در یک شب طی می‌کند، تاجر و بازرگان نیست بلکه رانت‌خوار و دزدی است که آسیب‌اش به مملکت هزاران بار بیشتر از کیف‌قاف و جیب‌بر و حتی پادوی اسرائیل است. آن سوی دیگر هم مشتری چنین کالایی است. استاد دانشگاه اگر بگوید که هنوز در این مملکت بوی زندگی جاری است و در پارک‌ها بوی زندگی و غذا جاری می‌شود باید هزار فحش و ناسزا بشوند اما اگر همین الان ایشان بگوید که در این شرایط ارز مملکت نباید صرف واردات چنین کالایی شود، دوباره با هزاران توهین مواجه خواهد شد. @dohhol
دیروز در جلسه شورای اجتماعی استان طرح مدیریت اجتماعی محله محور مطرح شد ... تا اینجا فعلا داشته باشید تا بعد
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
دیروز در جلسه شورای اجتماعی استان طرح مدیریت اجتماعی محله محور مطرح شد ... تا اینجا فعلا داشته باشید
این طرحی که من در جلسه شنیدم چیز جدیدی نداشت ، توصیه می کنم مسئولین محترم مستند "جوانمرگ" را ببینند . مستند در باره فرمان جهاد سازندگی و علل شکست این طرح است . طرحی که برکت زیادی در ابتدا داشت اما زمانیکه در دام وزارت خانه شدن افتاد جوان مرگ شد .
شادی روح بازیگر متعهد و محبوب، ، صلوات و فاتحه‌ای قرائت فرمایید.
بنده خدایی خواست تفریح کند به دروغ به رهگذری گفت ته کوچه نذری می دهند . طولی نکشید که عده زیادی صف کشیدند .نهایتا خود دروغ گو هم درصف ایستاد که نکند راست باشد . @dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم. شماره۲۶ صفت زمانی در انسان رشد می کنند که از پیامد عمل خبر نداشته باشیم و ندانیم منفعت دا
شماره ۲۷ کار تربیتی و فرهنگی نتیجه گرا نیست ، مسیرش مسیر رنج است باید مسیر بعثت، غدیر، کربلا و ظهور را طی کرد . بعثت برانگیختگی و آگاهی به فطرت و درون است ، غدیر لطف و رحمت خدا است ولایت درونی است ، کربلا شهامت مواجهه با گرفتاریها، چالش ها و برچسب ها اینجا باید از خیلی چیزها گذشت شاید حتی از آبرو و درنهایت ظهور .آخرین مرحله سهل الوصول نیست اما ممکن الوصول است باید این مسیر طی شود .بنابراین فکر نکنید که کار تربیتی می کنید ، کار فرهنگی می کنید ؛ او فرمود ؛ ء انتم تزرعونه ام نحن الزارعون تربیت شدن دقیقا یعنی ترک شدن صحنه فیلم شهید بروجردی آنجا که شخصی مردم را برای نماز صبح بیدار می کرد ببینید . با یاد دادن خوبی کسی خوب نمی شود با خوبی کردن ، خوبی آموزش داده می شود . باید از خودگذشتگی دید تا یاد گرفت . دین و تربیت به شدت واقع گرا هستند بنابراین تا عمل نکنی اتفاقی نمی افتد تا پدر و مادر نشوی نمی توانی مربی باشی چون علم حاصل تعلیم نیست حاصل معلوم است . قرار نیست کسی را آگاه کنیم ، آگاهی درون همه وجود دارد با رهایی از تعلق بیدار می شود . ادامه دارد ... لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره برایم ارسال کنید . @dohhol
دیشب از فکر تو میان نماز، بین آیات سوره‌ی توحید ... لَم یَلِد را یَلِد ولَم خواندم؛ رکعتش را درست یادم نیست !! @Dohhol
سلام برهمگی راست میگن ایشون ؟!
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینکه صنعت هسته‌ای به صلاح ما نیست، صنعت موشکی به صلاح ما نیست، صنعت خودرو به صلاح ما نیست و...، مخصوص امروز نیست و غرب از همان دوره پهلوی داشتن صنعت فولاد و ذوب آهن و نفت و غیره را هم به صلاح ما نمی‌دانست. از نگاه غرب صلاح ما در رواج همجنس‌بازی است. در ساخت فیلمهای تاریک و زشت از وطن خود و پاشیدن لجن به سر و صورت خودمان است. تحصیل با پول ایران و مهاجرت به غرب به هنگام ارائه خدمات است. درگیری مذهبی است. قبیله‌گرایی و عشیره‌گرایی است. تجزیه طلبی و جنگ زبانی و تعصب شدید روی تُنبان قبیله است. «این خرابه نامیدن» وطن است. کاسه لیسی و تملق گویی حاکمان و فرهنگ غرب است. رواج ولنگاری است. فروپاشی سنت‌های ملی و دینی است. خودحقیرپنداری است. از نگاه غرب صلاح ما در این چیزهاست. @dohhol
در متن زیر سعی کردم حق امیر کبیر و دین او بر اراک برای سو یا حسن استفاده از نامش را ادا کنم
اراک میراث ناتمام؛ در سایه‌سار صدارت امیرکبیر ✍سید محمد الحسینی نام‌گذاری روزی به نام امیرکبیر و صدارتش برای اراک، در نگاه اول، اقدامی شایسته و احترام‌آمیز به یکی از نوادر تاریخ معاصر ایران به نظر می‌رسد. اما برای ذهن نقاد جامعه‌شناس، این اقدام، بیش از آنکه پاسخ باشد، سرآغاز پرسش‌هایی ژرف است. چرا امیرکبیر؟ آیا این تنها به دلیل تأسیس کارخانهٔ دخانیات و چند واحد صنعتی در دوران صدارت کوتاه اوست؟ و اصلاً، در عصر پیچیدهٔ کنونی، بازخوانی زندگی یک صدراعظم قاجاری «به چه کارمان می‌آید»؟ پاسخ به این پرسش‌ها، مستلزم عبور از تاریخِ روایی و ورود به قلمرو «تاریخ تحلیلی» و «جامعه‌شناسی تاریخی» است. امیرکبیر برای ما، نه یک تابلوی موزه‌ای، که یک «الگوی کنشگری اصلاح‌گر» است. او نمایندهٔ آن لحظه‌ی نادر در تاریخ ایران است که خردِ تجددخواه، در تقابل با ساختارهای سنتیِ فروپاشیده و قدرت‌های فراملی ایستاد و کوشید پروژه‌ای برای «نوسازی بدون وابستگی» را تعریف کند. شهر اراک، به عنوان یکی از کانون‌های نخستین صنعت مدرن در ایران (با محوریت کارخانهٔ نساجی)، همواره در گفتمان توسعهٔ ایران، جایگاهی نمادین داشته است. این شهر، محصول همان نگاه اصلاح‌گرایانه‌ای است که امیرکبیر تجسم آن بود: حرکت به سمت خودکفایی، ایجاد صنایع مادر، و قطع وابستگی به تولیدات خارجی. اراک، در واقع، یکی از معدود «امکان‌های محقق‌شده» از پروژهٔ ناتمام امیرکبیر است. اما نقد جامعه‌شناختی در اینجاست که چرا این شهر، با آن پتانسیل عظیم، نتوانست به «اکوسیستمی برای توسعهٔ پایدار» تبدیل شود؟ پاسخ را باید در «فقدان تداوم» جست. پروژهٔ امیرکبیر، با برکناری و شهادت او، نیمه‌تمام ماند. به همین ترتیب، توسعهٔ صنعتی اراک نیز غالباً فاقد پشتوانه‌ی یک استراتژی کلان، نهادسازی دموکراتیک و پیوند ارگانیک با بافت اجتماعی-فرهنگی شهر بود. اراک به «شهر کارخانه» تبدیل شد، نه به «شهر اندیشهٔ صنعتی». اینجا همان نقطه‌ای است که تاریخ معاصر، تجربهٔ تلخ «توسعهٔ آمرانه» در دورهٔ پهلوی را نیز به ما یادآوری می‌کند؛ توسعه‌ای که اگرچه شاخص‌های کمی را ارتقا داد، اما از بُعد کیفی و مشارکت‌جویانه تهی بود. امیرکبیر، در گفتمان امروز ما، یک «نماد» است. نمادِ: ۱.عزم ملی برای خودکفایی: در دورانی که اقتصاد ایران در محاصرهٔ منافع استعماری بود، او با تأسیس کارخانه‌ها، نشان داد که «می‌شود» و «باید» بر توان داخلی تکیه کرد. ۲.نوسازی بدون وابستگی فرهنگی: تأسیس دارالفنون، نشان از درک او از ضرورت تربیت نیروی انسانی متخصص داشت؛ نیرویی که هم علم بیاموزد و هم هویت ملی خود را فراموش نکند. ۳.مقاومت در برابر فساد ساختاری: مبارزهٔ او با رشوه‌خواری و اخاذی درباریان، درس‌هایی گران‌بها برای جامعهٔ امروز ایران، که با پدیدهٔ فساد دست به گریبان است، در خود دارد بنابراین، امیرکبیر نه یک «خاطره»، که یک «راهبرد» است. پرسش «به چه کارمان می‌آید» زمانی پاسخ می‌یابد که بدانیم بحران کنونی ما، بحران «فقدان الگوی توسعهٔ بومی و متکی بر خرد جمعی» است. امیرکبیر، به عنوان یک الگو، به ما می‌آموزد که توسعه، بدون استقلال، عدالت‌خواهی و نهادسازی علمی، ناممکن است. اگر پروژهٔ امیرکبیر تداوم می‌یافت و اراک به عنوان یکی از پایگاه‌های اصلی این پروژه محسوب می‌شد، شاید امروز شاهد این موارد بودیم: ۱. اراک به عنوان قطب فناوری و پژوهش: دارالفنون تنها در تهران نماند، بلکه شاخه‌هایی از آن در شهرهای صنعتی مانند اراک تأسیس می‌شد و این شهر را به کانون تولید علم و فناوری تبدیل می‌کرد. ۲.توسعهٔ متوازن منطقه‌ای: صنعت، نه به صورت جزیره‌ای، که در پیوند با کشاورزی پیشرفته و خدمات مدرن، چرخه‌ای کامل از توسعه را در منطقهٔ اراک ایجاد می‌کرد. ۳.شکل‌گیری یک هویت شهری مدرن و نقاد: شهروند اراکی، با پشتوانهٔ یک تاریخ پرافتخار صنعتی و فرهنگی، خود را نه مصرف‌کننده، که تولیدکننده و نقاد فرآیندهای توسعه می‌دانست. این سناریو، در واقع، آینه‌ای است در برابر ما که نشان می‌دهد «چه می‌توانست باشد» و اکنون «چقدر فاصله داریم». آیا قدر این شهر زرپرور را می‌دانیم؟ «قدر دانستن» تنها با برگزاری مراسم و نام‌گذاری‌ها محقق نمی‌شود. قدرشناسی واقعی، در «بازتولید روحیهٔ امیرکبیری» در مدیریت و کنشگری شهری است. آیا امروز، مدیران اراک، با همان عزم ملی و دوراندیشی، در حال ترسیم نقشهٔ راه برای تبدیل این شهر به یک قطب اقتصادی-فناوری در قلب ایران هستند؟ آیا شهروندان اراک،با همان غیرتی که امیرکبیر در حفظ منافع ملی داشت، از تولید داخلی و سرمایه‌گذاری در شهر خود حمایت می‌کنند؟ ادامه در پست بعدی @dohhol