هدایت شده از چای و ایوون
نیازمند اینم که ناشناس گلشید رو پیدا کنم؛ یه چیزی باید بهش بگم.
خیلی اوقات پیش میاد شما با یک شخصی مشکل داری، حالا يا منطقی و يا غیرمنطقی. بدیهیترین چیز اینه که زمانی که میخوای ابرازش کنی، باید مستقیماً و یا غیرمستقیم به خودش بگی. نه اینکه بری کنار یکعده و راجعبهش بدگویی کنی، اونهم زمانی که خود شخص حتی دلیلش رو نمیدونه. و دوم، باید مخاطبت خود شخص باشه. شما هیچ اجازهای نداری راجعبه اطرافیانش که بیگناه هستن نفرتپراکنی کنی. مگر حرفحساب شما این نیست که ما قلدریم؟ خب. میخواستی بگی قلدر که گفتی. دیگه نسبت دادن صفت "سگ" یا "واقواق کردن" یا "نوچه" به اطرافیانمون، نهایت دریدهدهانی شما رو میرسونه. نمیفهمم چرا دوست دارید دست به هر ریسمانی بزنید فقط برای اینکه اون نفرته رو بپراکنید. خلاصه که انقدر خودتونرو اذیت نکنید، نیازی به ریم زدن و پنهانکاری و بازیگری نیست، پیوی من همیشه مشخصه. همونجا نفرتهاتون رو بکوبید توی صورتم. تنفر و هیجانات شما ربطی به ممبرهای من یا اطرافیانم نداره.
یکنفر اینجا خیلی مستجابالدعوهست. لطفاً خودترو نشون بده، میخوام گونه و پیشونیات رو ببوسم.
گلشید اگر آره واقعا خیلی خوشحال شدم. احساس میکنم یک سنگینی برداشته شد از روی روحم.
دیشب قبل از خواب دعا کردم مثل مادر زمانی که فرزندش نیست، سهمش رو کنار میذاره، صدیقهی طاهره سهم زیارت منهم کنار بذاره. خوابیدم. صبح مادرم بیدارم کرد گفت این دو روز خل شدی، بلند شو، کولهات آمادهست. پاشو لباس بپوش برو.