eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
19هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
446 فایل
#کانال_نوحه_وروضه_یازینب_سلام_الله_علیها http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات التماس_دعای_فرج_وعاقبت_بخیری ⛔️کپی مطالب بدون نام کانال ممنوع⛔️ پذیرش تبلیغات ⬇️ @Gomnam1028
مشاهده در ایتا
دانلود
. |⇦•گرفتمت به روی..‌ علیه السلام اجرا شده به نفس حاج‌محمد رضا بذری ●━━━━━━─────── گرفتمت به روی دست بارون خجالت بکشه حتی فرات، خجالت از این لب و صورت بکشه بابات برا یه قطره آب اومده منت بکشه منت کشیدم و اما نشد آبی به لبهات برسه حرمله هم شد باعث این اتفاق و حادثه حتی لبهات به گریه وا نشد جون کندی بی سرو صدا سه شعبه خوردی بی هوا فقط میخوام صبراز خدا حسین..... *دیدی انگشتتو تو آب میبری میاری بالا، چند قطره از انگشتت میریزه به خدا این چند قطره علی رو زنده نگه میداشت نامردا چه کردن با این بچه..* کاش یکی بود که تو رو به یه جرعه آب مهمون کنه فکر نمیکردم حرمله اینجور منو حیرون کنه باباتو بین حرم و معرکه سرگردون کنه چشم انتظاره مادرت رباب بی طاقته دم حرم تو رو به خیمه ببرم دیدی چی اومده سرم پاشو علی راحت بگیر بخواب دلم شکست فدا سرت اگه بپرسه مادرت میگم‌ که خوابه پسرت میترسم از لحظه ای که دم غروب غوغا کنن برای غارت حرم دور حرم دعوا کنن غروب، نیزه ای تو خاک بزنن تن تو رو پیدا کنن به سر نیزه میبندن سرتو میریزه خون از حنجرت همش دعای مادرت نیفته از نیزه سرت نگاه کن اشکای خواهرتو تو بغلش پیراهنت میخونه وقت رفتنت داداشی تشنه کشتنت *اگه کربلا میرفتیم انقدر گریه نمیکردیم که این روزا داریم برا فراق وبرا دوری گریه میکنیم..* چشمی که محرم ، به غمت خوب بگرید مهرش به دل فاطمه بهتر بنشیند آن گریه قبول است که زهرا بسپندد آن روضه قبول است که مادر بنشیند ای ابر چه میشد وسط ظهر بیایی یک قطره ی تو بر لبِ اصغر بنشید مثلا تو رو تاب میدم مثلا به تو آب میدم مثلا تو صدام کردی من با خنده جواب میدم مثلا عمو برگشته شدم اره خیالاتی مثلا همه جمعیم وتوی آغوش باباتی لالایی گلم، تشنه ی یه جرعه آب علی لالایی گلم، بیا بغلم بخواب علی گفت.... درد اگ نشه دوا خوب نمیشه رگای شده جدا خوب نمیشه جای تازیانه خوب شده ولی جای ناخنش چرا خوب نمیشه ــــــــــــــــــ 👇
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. بیابانی که خون بر قلب زینب شد همینجا بود همانجا که تن تو نامرتب شد همینجا بود تنت پامال سم چند مرکب شد همینجا بود اسیر مردمان نامؤدب شد همینجا بود همینجا بود افتادی و من هم با تو افتادم تو در گودال جان دادی و من صدبار جان دادم صدایت قطع شد بین حرم واویلتاه افتاد نگاهت قطع شد از ما به سمت ما نگاه افتاد سرت را میبرید و سمت ما لشکر به راه افتاد سرت با شمر بیرون رفت تن در قتلگاه افتاد تنور و دامن شمر و درخت و بر سنان رفتی مگر خواهر نداری روی دست این و آن رفتی به دنبال سرت غم بی قرین خوردم چهل منزل چه طعنه ها که از شمر لعین خوردم چهل منزل به پایت سنگها از آن و این خوردم چهل منزل تو از نیزه زمین خوردی زمین خوردم چهل منزل چهل منزل به هر سنگی که خوردی سنگ هی خوردم سرت را که بغل کردم ببوسم کعب نی خوردم الا یا ایهاالساقی ادرکاسا و ناولها شترها بی جهاز آمد فراوان گشت مشکلها بگویم دختران رفتند بی محرم به محملها چه ها بر ما گذشت آه ای برادر بین محفلها عزیزم روضه ها باز است دل را آب و آتش کرد فقط سربسته میگویم سکینه چند جا غش کرد تو را از من گرفتند و عزا کردند عیدم را بگویم چه کشیده ها که خوردم چه کشیدم را نمیدیدند اگر نامحرمان شمع چکیده‌م را نشان میدادمت یک لاخه از موی سفیدم را جوانی هام قربان سر تو که مقدس بود همان بزم شراب شام بهر پیری ام بس بود ✍ ................. دنیای بی تو نداره تعریفی دنیای بی تو رو اصلا نمیخوام روم نشد حتی به یک نفر بگم چی به روز ما آورده شهر شام کوچه بازار و دیدم ولی حسین دلم از بزم شراب شون پره اونی که خیزرون و زد به لبت قیامت چوب گناشو می خوره با چشام دیدم که پژمرده شدی زیر دست و پای شمر ، لاله ی من قرار این نبود که از پیشم بری رفیق پنجاه و چند ساله ی من کربلا کاری ازم بر نیومد تا که زخم بدن تو خوب بشه حالا گریه می کنیم من و رباب تا که زخمای تن تو خوب بشه بعد تو روی خوشی رو ندیدم بعد تو غم یه قدم عقب نرفت هیچکی مثل من تو سختی کشیدن راه صد ساله رو تو یه شب نرفت ✍ ............... علیها_سلام رفتنت مثل رفتن خورشید بعد تو سهم دخترت شامه توی تاریکی خرابه ی شهر روی ماهت چیزی که میخوامه حق داری حرف نمی زنی با من خسته ای تازه از سفر اومدی خیلی تحویل گرفتی دختر تو تا که گفتم بیا با سر اومدی اومدی و خرابه روشن شد تو برا ما همیشه نور بودی طوری که بوش میاد بابای گلم چن شبی مهمون تنور بودی . نمیشه خوب ببینمت آخه دشمنا نور چشمامو بردن خدا می دونه مردای شامی چی به روز سر تو آوردن همونی که گرفته پیرهن تو دوتا گوشواره ی منم برده میشه از اخم صورتت فهمید به رگ غیرت تو برخورده نکنه دیدی دستامو بستن نکنه دیدی ماجراها رو نگو که دیدی می زدن طعنه نگو که دیدی می زدن ما رو کاش منو می زدن همیشه ولی رو سر تو شراب نمی دیدم بلایی رو که اومده سرمون بابا حتی تو خواب نمی دیدم ✍ ‌
Mohjat.NetNamahang Mano Karbala 1403 Rasoli [Mohjat_Net].mp3
زمان: حجم: 1.67M
🎤 گرچه باور نمیکنم اما منم و کربلا خدا را شکر مردم آقای مهربانم باز راه داده مرا خدا را شکر حالا منمو چشم ترمو باران اباعبدالله حالا منمو کوه غممو درمان اباعبدالله ای به قربان اباعبدالله **** کربلایی و مبتلا داری شهر عشقی برو بیا داری بر سر قدس و کعبه جا داری با دو گنبد طلا خدا را شکر حالا منمو چشم ترمو باران اباعبدالله حالا منمو کوه غممو درمان اباعبدالله ای به قربان اباعبدالله **** هرکه دل بی قرار عباس است کارِ دل نیست کارِ عباس است هرکه پروردگار عباس است اوست تنها خدا – خدا را شکر درد ما چیست عاشقی مستی ای که درمان دردها هستی اینکه لطفت نکرده تا حالا درد ما را دوا خدا را شکر حالا منمو چشم ترمو باران اباعبدالله حالا منمو کوه غممو درمان اباعبدالله ای به قربان اباعبدالله شعر: من و کربلا 1403
. حاج محمد رضا طاهري چه تلخ می شود اين روضه ها بدون شما چه تلخ تر همه ی عمر ما بدون شما منم غریبه و شب تیره و مسیرم سخت کجا روم چه کنم بی شما بدون شما پيامبرفرمودند: أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة. من و علی ، دو پدر این امت هستیم. يعني تا امام زمان، همه ي امامان باباهاي ما هستند،اگه يه بچه با باباش حتي زيارت بره،بچه است،دستش رو باباش رها كنه،احساس كنه باباش رو گم كرده،بي قرار ميشه،فقط ناله ميزنه و اشك مي ريزه،ديدي تا حالا؟سئوال ميكني بچه چي شده؟فقط گريه ميكنه،هق هق ميكنه، كدوم از ما همچين حالي داريم؟ كدوم از ما از آقامون خبر داريم؟از اين باباي مهربون. کجاست خیمه سبزت که راه گم کردم مرا بخوان نروم هیچ جا بدون شما تمام لطف نفسهای ما حضور شماست چگونه بال زنم تا خدا بدون شما قسم به شال عزایی که بسته ای به کمر چرا امام زمان،شال عزا به كمر بسته؟آقايي كه مي فرمايد: در اين مصائب اگه اشك چشمم خشك بشه خون گريه مي كنم.وقتي امروز ببينه عمه اش زينب با قد خميده داره ميآد،ديگه رو پا ايستادن امام زمان مشكل ميشه. قسم به شال عزایی که بسته ای به کمر چه سرد می شود این روضه ها بدون شما ....... اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اسمت رو بنويس جزو زائران روز اربعين،حاشا به كرم آقا،اگه دل هايي كه امروز برا حرمش مي تپه،جزو زائراش ننويسن، مولا عباس چاوش وقتي با جوانها اومدند كربلا،پاي پياده، ابي عبدالله در عالم رؤيا اومد ديدن اينها، مولا عباس داره در رؤيا مي بينه،تا اومدند از جا بلند شن،آقا فرمودند:بشينيد مولا عباس،خيلي خسته شديد اين همه راه پياده اومديد، جان حسين بشينيد،مولا عباس چند تا دليل داشته اومدن من،اولين اينكه بدونيد:هر كي ميآد زيارتم من ديدنش ميام،هر ديدي يه بازديدي داره، يه دليل ديگه اش، مولا عباس وقتي مي اومديد يه پيرمردي جلوي جلسه ي شما، جلوي در،كفش هاي نوكرها رو جفت ميكنه،دوست داشت با شما بيآد كربلا،گرفتار بود،پول نداشت،آه كشيد، سلام من ِ حسين رو بهش برسونيد،بگيد :حسين فراموشت نكرده... حالا هركي مي خواد زائر بشه بسم الله، دست ادب روي سينه ات بگذار: اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ. حالا يه سلام از زبون بي بي زينب بگيم: أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ ....... گفت:حسين؛ من همون زينبم كه شام رو روي سر اونها ويرون كردم،اما ديگه طاقت ندارم 🔻منم آن كوهي كه از داغت در هم شكستم 🔻شكستم آن گونه كه نشناسي من كه هستم حسين جان يادت ِ، من متحير بودم بالاي گودال ِ،هي ميگفتم:اين حسين ِ من ِ، من باور نمي كردم، تو خودت از گلوي بريده صدا ميزدي،اُخي اِليَّ، اشتباه نيومدي زينب، من حسينتم، حالا حسينم، امروز اگه من خودم رو معرفي نكنم نمي شناسي. منم همون همسفر ِ زار و تنها كه هنوز باور نداره تو اين دنيا فاتحه خون ِ تو شده رو اين خاك ها آب مي ريزم رو مزارت اي تشنه لب رسيده وقت ديدارت اي تشنه لب مي خوام بميرم كنارت اي تشنه لب سالار زينب يا حسين اي تشنه لب تو از رو نيزه ديدي كه هرچي من كشيدم من از پاي نيزه سنگ ها رو بر جون خريدم يادت ميآد افتاد سرت از نيزه ها دويدم و بغل گرفتم تو رو تا سرت نمونه زير پاي ِ مركب ها يادم ميآد تو مجلس ِ نامحرم ها سر تو بالا آمد از تشت طلا كه چشم هاي بي حيا برگرده از ما سالار زينب يا حسين اي تشنه لب ..... اگرچه پای فراق تو پیرتر گشتم مرا ببخش عزیزم که زنده برگشتم شبیه شعله شمعی اسیر سو سو یم رسیده ام سر خاکت ولی به زانویم 👈يادته چه طور مي رفتي كنار بدن علي اكبر؟ديگه قوَّتي تو پاهات نبود،زينب همون حال رو داره بیا که هر دو بگرییم جای یکدیگر برای روضه مان در عزای یکدیگر حالا زينب رسيده كنار عشقش مي خواد روضه بخونه،بگه حسين:بيا با هم روضه هامون رو مرور كنيم من از اصابت آن سنگهای بی احساس تو از نگاه یتیمت به نیزه ي عباس به زخم ِ کاری ِ نیزه که بازی ات میداد به نقش های کبودی که بر تنم افتاد بر آن صدای ضعیفت، بر این نفس زدنم برای چاک لبانت، به زخم هاي تنم همین بس است بگویم که زخم تسکین است كه گوش های من از ضرب دست سنگین است 👇
* چگونه؟ با که بگویم ؟دو دل جدا ماندند که پاره های دلم بین بوریا ماندند چگونه با تو بگویم که نوزده کودک ز جمع قافله ي خواهر ِ تو جا ماندند یکی دو تا که در آن شب درون خیمه و دود میان حلقه ی آتش به شعله ها ماندند یکی دو تا که زمان هجوم جان دادند و چند تای دگر زیر دست و پا ماندند دو طفل در بغل هم ز درد دق کردند دو طفل موقع غارت ز ما جدا ماندند یتیم های تو را جمع کردم اما از فشار حلقه ي زنجیر بی صدا ماندند ........ چهل شب است که با کودکان نخوابیدم چهل شب است که از خیزران نخوابیدم 👈 روز اربعين ِ ابي عبدالله است،بزرگان ما امروز رو حواسشون از روز عاشورا هم بيشتر بود، يكي از بزرگان روز اربعين بهم مي ريخت، ازش سئوال مي كردي چرا اينجوري شديد؟ مي گفت:من يه سال اربعين كربلا بودم، انگار هنوز صداي ناله ي بچه هاي حسين توي گوشم ِ. * چهل شب است نه انگار چهارصد سال است هنوز پیکر تو در میان گودال است هنوز گرد تنت ازدحام می بینم به سمت خیمه نگاه حرام می بینم هر آنچه بود کشیده ز پیکرت بردند مرا ببخش که دیر آمدم سرت بردند مرا ببخش نبودم سر تو غارت شد کنار مادرم انگشتر تو غارت شد ..... رسيده ام سر وداع ِ آخرمان اگر چه زودتر از من رسيده مادرمان ببين كه دست به پهلو نشسته مي گريد زداغ آن سر ِ ابرو شكسته مي گريد *** يعني حسين جان اومدم كنار مزارت، مي بينم مادرم اول رفته كنار قبر عباس نشسته. تو تشنه رفتي و بعد تو آشيانم سوخت نفس نفسم بي تو دودمانم سوخت اگر چه دست كسي سمت معجرم نرسيد زبس كه زخم زبان بود نيمه جانم سوخت به زير تابش خورشيد دخترت مي گفت كه از حرارت زنجير استخوانم سوخت زبام هاي بلند، آتشي به ني مي ريخت پس از سر تو سر و روي دخترانت سوخت بيشتر از همه تو زيارت اربعين خانم رباب اذيت شده، سه روز ميگن اهلبيت كربلا بودن، زين العابدين ترسيد از جان دادن خيلي ها،فرمان داد،عمه جان همه رو جمع كن برگرديم مدينه، ديدن رباب جلو اومد خانم جان: به من اجازه بده اينجا بمونم، بعضي ها نوشتند يك سال كنار قبر حسين يه طوري ضجه مي زد،يه طوري ناله مي زد، همه ي بيابون نشين ها با ناله ي رباب گريه مي كردند، هر چي اومدند گفتند:خانم جان يه سايه بان حداقل بذار برات درست كنيم،آفتاب سوزنده است،مي فرمود:نه،نه،خودم ديدم بدن عزيزم زير آفتاب،روي خاك هاي گرم كربلا بود رباب بر سر خود مي زد و به من مي گفت: به روي نيزه ببين طفل بي زبانم سوخت
منم   زینب منم زینب  که  جانانم  حسین است منم زینب   که ایمانم   حسین است تمام       هستیم       باشد       برادر منم زینب   همه جانم  حسین است حسین جانم حسین جان ۲ خدا  داند   که  جز   او  کس   ندارم منم زینب  که  سلطانم حسین است امیر     ‌  کربلا        جانم      فدایش منم  زینب که جانانم    حسین است حسین جانم حسین جان ۲ تمام    هستی ام    باشد    چو   بابا منم  زینب که سامانم  حسین است بود     درمان     دردم    او     برادر منم  زینب که درمانم  حسین است