4_5881899111338217641.ogg
زمان:
حجم:
443.8K
#امام_علی_ع_شهادت
#روضه_امام_علی_ع
بابا نرو که بی تو می میرم
🏴🏴
#روضه_امام_علی_ع
#شب_نوزدهم
#ماه_مبارک_رمضان
#شب_قدر
#روضه و توسل ویژۀ شهادت امیرالمومنین علیه السلام
#مداح: حاج حیدر خمسه 👌😭
◾️◾️◾️◾️◾️
∞═↷↭↶༺┄═∞
این مرد که در گوشۀ بستر نگران است
والله که مظلوم ترین مرد جهان است
از زندگی پُر غم خود سیر شد امشب
خیبر شکن از قصه زمین گیر شد امشب
خورشید دلش خون شدُ ماه زمین خورد
سخت است بگویم اسدالله زمین خورد
بعضیا میگن کجا زمین خورد ؟!.. میگم الان برات .. زیرِ بغل هاشو پسراش گرفتن، نزدیکایِ خونه رسیدن دست امام حسن و امام حسینُ کنار زد ، عرضه داشتن چه میکنید بابا؟!! فرمود خونُ پاک کنید از سر و روم .. بزارید خودم رو پاهام بیام .. زینب اگه منو اینجور ببینه میمیره .. تا رهاش کردن ، خورد زمین .. این بارِ اول نبود که تو کوچه زمین میخورد .. شاید این روضه صدا گریۀ زن ها رو بلند کنه نزارید صداشون برسه .. اولین بار که کوچه زمین خورد ، بچه ها خبر دادن مادرمون دیگه نفس نمیکشه .. از مسجد تا خونه راهی نبود نوشتن سه بار عبا گرفت زیرِ پاش با صورت زمین میخورد پامیشد صدا میزد فاطمه م ...
خورشید دلش خون شدُ ماه زمین خورد
سخت است بگویم اسدالله زمین خورد
در بستر مظلومیت آقای حنین است
این مردِ جگر سوخته بابای حسین است
*یه خاطره بگم از یه شهید گریزِ روضه مُ از اینجا باشه .. شهید عباس صابری از شهدای دفاع مقدسِ ، تو عالم رویا امیرالمومنینُ دید حضرت فرموده بودن تو میای پیش ما خیلی زود، عرضه داشت آقا چه جور؟!! زمانِ جنگِ؛ حضرت فرموده بودن میری فلان لشکر پیش فلان مسئول میگه اعزامت کنن؛
الله اکبر .. یعنی میشه امشب یه امضا هم برا ما بزنی آقا .. نمیگم اون که به شهدا دادی به منم بده من به این حرفا نمیام .. امشب اومدم دلمُ آروم کنی .. من گریه نکنم میمیرم .. گفت امضات رو زدیم تو مالِ مایی ، فردا میری پیشِ فلانی میگی منو بابام فرستاده ..
دیدی وقتی میری نجفم، دم در زبونت به هیچ چی نمیچرخه .. یهو میگی سلام بابا ..
فرمانده ش میگه اومد لشکر ما رو پیدا کرد گفت قراره من بیام تو نیروهای شما ، قبولش نکردن گفتن ما اینجور که نیرو جذب نمیکنیم .. گفت منو بابام فرستاده .. دیشب امیرالمومنین نشانی شما رو داد .. میگه یهو بهم ریختم به خودم اومدم ، گویا یه جوری به اونم یه نشانی دادن .. پذیرشش کرد ، اعزام شد ذی الحجه رسید به جبهه ها و خط مقدم ، چله گرفت .. بهش گفتن شب هفتم محرم پیشِ مایی ، عاشورا تشییع جنازه تِ .. روزِ عاشورا تشییع شد بدنِ این شهید .. جانم به این روزی ..
میخوام بگم عباس صابری ، تو عاشورا تشییع شدی اما خبر داری بدنِ آقات سه روز و سه شب رویِ ربگِ بیابان ..
بر تاول به روی تنت گریه ام گرفت
بز خشکی به رویِ لبت گریه ام گرفت
ای حسین ...
#روضه_امیرالمومنین_علیه_السلام
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
🏴🏴
#روضه_امام_علی_ع
#شب_نوزدهم
#ماه_رمضان
#روضه و توسل ویژۀ شهادت امیرالمومنین علیه السلام
مداح#حاج محمد طاهری 👌
∞═┄༻↷↭↶༺┄═∞
طرف اومد بره دید آقا امیرالمومنین سفرش پهنه، گفت آقا مهمون نمیخوای؟!
حضرت فرمود تو نمیتونی از غذای من بخوری گفت چرا نمیتونم شما میخوری من نمیتونم!
تا اومد دندون به این نون بزنه انگار میخواست دندونش بشکنه گفت: آقا این چه نونیه؟ حضرت فرمود من که گفتم تو نمیتونی بخوری اما دست خالی نمیری الان معرفیت میکنم یه جاسفرش پهنه همه چی سرسفرش هست برو اونجا دست خالی نمیری، نشونی داد رفت نشست سر سفره امام حسن .. آقا دید یه لقمه میخوره یه لقمه کنار میزاره" گفت عزیزم میخوای ببری ببر برا چی کنار میزاری؟!
گفت تو راه میومدم یه آقایی یه نونی داشت میخورد نزدیک بود دندونم بشکنه میخوام برای اون ببرم .. حضرت شروع کرد به گریه کردن گفت سفره برای اون آقاست ..
الهی بمیرم امشب خونه دخترش بود، یه خورده نمک آورد شیر آورد حضرت فرمود دخترم کی دیدی بابات با دو جور غذا افطار کنه؟! میگه اومدم گفتم خوب حالا بابا ناراحت میشه، ظرف نمکُ برداشتم فرمود نه بزار نمک باشه شیرُ بردار ببر انگار آقا میدونه بچه یتیما شیرمیارن چند روز غذاش فقط شیره ..
میگه دیدم بابا افطار کرد،اومد تو صحن خانه هی نگاه به آسمون ها میکنه، هی صدامیرنه: انا الله واناالیه راجعون ..
گفت بابا یه شب مهمون دخترت شدی دلم وخون کردی چرا انقدر آیه استرجا میخونی بابا .. صدا زد دخترم دیگه وقتشه خیلی وقته منتظر یه همچین لحظه ای ام .. دلم برای مادرت خیلی تنگ شده ..
حیوانات سر راهشُ گرفتن، مرغابی ها هی میومدن عبایِ آقا رو میکشیدن، خیلی عجیبه والله آقایی که سفارش مرغابی ها رو کرد به دخترش سفارش مارونمیکنه؟!..
از آبُ غذاشون گفت یادت نره دخترم دوباره اومد جلو در، قلاب در جلوی آقا رو گرفته اشیا همه میخوان یه کاری کنن مولا نره به سمت مسجد ..
آخ بمیرم .. هرجوری بود خودشُ رسوند مسجد بالایِ ماذنه رفت اذانُ گفت خود حضرت اومد قاتلُ بیدار کرد فرمود: اینطوری که خوابیدی خوابِ شیاطینِ ..
الهی بمیرم عجب نمازی خوند .. هنوز اونایی میرن محراب مسجد کوفه کآن آخرین نماز علی رو میفهمن روح اون نمازِ آخر مولا هنوز تو مسجد کوفه هست، چنان نانجیب ابن ملجم ملعون با شمشیر بر فرقش .. گفت:
ای تیغ همیشه بی خبر می آیی
یک روز به شکل میخ در می آیی
امروز تو شمشیری و فردا قطعاً
در قالب یک تیر سه پر می آیی
یک مرتبه کم شتاب باشی خوب است
با قاعده با حساب باشی خوب است
فکر دل فاطمه نبودی اما
فکر جگر رباب باشی خوب است
ناگهان دریای خون محرابُ منبر را گرفت
جوی خون سرچشمه ساقی کوثر را گرفت
تیغ آن ملعون به یک ضربت دو جا آمد فرود
هم علی جان داد هم جان پیمبر را گرفت
یک برادر سر به روی سینه بابا گذاشت
یک برادر نیز بر زانوی خود سر را گرفت
جامعه بعد از امیرالمومنین گمراه شد
چون خدا از مردم ناشکر رهبر را گرفت
حضرت سر داخل چاه می کرد میگفت خدا اینا لیاقت علیُ ندارن .. علیُ از این مردم بگیر .. هرکی لایقشونِ بر اینا حکومت بکنه .. برو تاریخُ بخون ببین بعد علی چه کسی حاکم شد .. همون که تو کوچه شمشیر به بازوی فاطمه زد تا مغیر اومد کوفه زینب گفت داداش بیا از این کوفه بریم .. حسن جان من دیگه اینجا نمیمونم ..
جامعه بعد امیرالمومنین گمراه شد
چون خدا از مردم ناشکر رهبر را گرفت
وقت رفتن سوی مسجد میخ در مانع نبود
دست زهرا بود آنکه شال حیدر را گرفت
دست زهرا تا قیامت حافظ جان علیست
مثل وقتی که میانِ شعله ها در را گرفت ..
*میخوام بااین یه بیت روضه مُ بخونم:*
تکیه ی زینب نباید متکی باشد به غیر
پس نباید بازوان این دلاور را گرفت
تا جلوی درخونه یه طرف زیر بغلشُ امام حسن گرفته، یه طرف ابی عبدالله.. اما تا در خونه رسیدن حضرت فرمود زیر بغل هامُ رها کنید .. چرا باباجان؟!
فرمود نمیخوام زینب منو با این حال ببینه .. فکر نکنی فقط علی به فکر دل زینب بود! مادرش زهرا هم وقتی تو بستر بود همین امیرالمومنین کنار بستر نشسته بود داشت گریه میکرد، عرضه داشت علی جان نمیگم گریه نکن گریه کن اما نگاهت به در باشه زینبم نیاد تورو با این حال نبینه .. همه مراعات دل زینبُ کردن .. بعضی ها نوشتن پاره های جگرش داخل تشت بود تا صدای پای خواهر شنید فرمود ببرید خواهر نبینه ..
همه میدونستن این خواهر چی قراره ببینه همه منتظر این لحظه بودن ، همه دل نگران این لحظه بودن، یه لحظه اومد بالای گودال نگاه کرد:
والشِمرُ جالس علی صَدرِک ..
◾️◾️◾️◾️◾️
#روضه_امیرالمومنین_علیه_السلام
#حاج_محمد_طاهری
#ماه_مبارک_رمضان
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
🏴#شهادت_حضرت_علی_ع
🏴#شب_نوزدهم
🏴#روضه_امام_علی_ع
🎤مداح :حاج عباس طهماسب پور 👌
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🔹کیست این مرد که شب، کیسه ی خرما می بُرد؟
🔹روز می آمد و از سینه، نفس ها می برد
🔸کیست این مرد که تا تیغ،به بالا میبرد
🔸رزم را با مدد از حضرت زهرا می برد
🔻این خدا نیست ولی مقصد هر راه هست این
🔻#اَشْهد_انَّ_علیًّ_ولیُّ_الله هست این
💢کیست این شیر کن از خصم،جگر در آورد
💢از میان کمرش تیغ دو سر در آورد
💪از دلیران علی،جمله پدر در آورد
💪در چنان کند و بینداخت که پر در آورد
👌یا علی، روز و شب و شمس و قمر میگویند
👌 ها علیٌ بشر، کیْفَ بَشَر میگویند
✅گاه دریا، گهی بارش و باران میشد
✅گاه بابای یتیمان، دل ویران میشد
⬅️به سر دوش گهی مرکب طفلان میشد
⬅️خوشیه کاسه ی شیر و کفه ای از نان میشد
🔆مثل ما حیف یتیمان همگی تنهایند
🔆همگی منتظر آمدن بابایند
☑️#روضه_ی_من_تو_همین_چند_خط
🔷وای از امروز، حسن گوشه ی بستر افتاد
🔷باز هم یاد غم بستر مادر افتاد
🔶خواهر افتاد زمین تا که برادر افتاد
🔶یاد روزی که روی مادرشان،در افتاد
😭هیزم و آتش و کابوس،عجب بد دردیست
😭ضرب نامحرم و ناموس، عجب بد دردیست
☑️#یاد_بچگیاش_افتاد_یهو_کابوس_میدید
✔️#از_خواب_میپرید
✔️#نزنید_مادرمو
🔰قنفذ از راه، از آن لحظه که آمد می زد
🔰تازه میکرد نفس را و مجدد می زد
♦️وای از دست مغیره، چقدر بد می زد
♦️جای هر کس که در آن روز، نمیزد می زد
♻️آخرین حرف علی بود که خواهش میکرد
♻️زینبش را به ابالفضل،سفارش میکرد
💠زینبش ماند ببیند،غم حنجرها را
💠ماند تا داد کِشَد غارت پیکرها را
#دیگه_مسیر_روضه_داره_عوض_میشه
#افضل_اعمال_امشب_زیارت_آقامون_حسینه
❇️زینبش ماند ببیند،غم حنجرها را
❇️ماند تا داد کِشَد غارت پیکرها را
◀️تا کند جمع تن پاره ی اکبرها را
◀️کرد محکم گره ی معجر دخترها را
⚪️دید در گودیه گودال، حرامی ها را
⚪️تَبَر کوفی و سر نیزه ی شامی ها را
😭😭😭
صاف رفتی تو گودیه قتلگاه،بزار روضه رو اینجوری ادامه بدم
🔹بزا برم به بالای تل خاک غم
🔹بزا برم به بالای تل خاک غم
🔹دوباره ای برادر،برات بگیرم دم
🔹از غمی که دیدم،پیکرم چقد شد خم...
🔸مگه یادم میره،اون لحظه عجیب مقتل
🔸مگه یادم میره دیدم شدی،غریب مقتل
🔸مگه یادم میره خوردی زمین،تو شیب مقتل
😭😭
♻️مگه یادم میره شَرّی که شمر،اینجا بپا کرد
♻️مگه یادم میره باچکمه هاش، رو سینه جا کرد
♻️مگه یادم میره چند ضربه زد،سرُ جدا کرد
#حسیــــــــــــن
😭😭
🔺مگه یادم میره مُردَم سَره کوچه و بازار
🔺مگه یادم میره نامحرما میدادن آزار
🔺مگه یادم میره خون بود جلو چِشِ علمدار
🔰مگه یادم میره گریم گرفت وسط مردم
🔰مگه یادم میره سوخت چادرم،بجای هیزم
🔰مگه یادم میره اون شبی که رقیه شد گم
✳️مگه یادم میره روی سرش،جای کبودی
✳️مگه یادم میره سنگش زد اون،زن یهودی
✳️مگه یادم میره بزم شراب خودت که بودی
#حسین
✔️زیر بغلای بابارو گرفتن. نزدیک خونه که رسیدن فرمود حسنم حسینم زیر بغلامو رها کنید
✔️بابا، جون نداری، از بس ازت خون رفت توان راه رفتن نداری
✔️چیجوری میخوای قدم از قدم برداری؟
☑️فرمود: حسنم حسینم خودمم میدونم حالم چیجوریه اما میدونم اگه زینب منو اینجوری ببینه، میمیره
⬅️اگه زینب منو اینجوری ببینه،دل نداره
دختره...
🔘چقد مراعات زینبُ کردن
🔘همه جا مراعات زینبُ کردن
🔘هرچی ندید، کربلا دید
🔺زینب دل نداره فرق شکافته ببینه
🔺اومد بالا تل،،، یه بی حیایی...
🔻 از بالای بلندی خودشو انداخت رو سینه ی حسینش
🔻زینب دل نداره فرق شکافته ببینه
😭چیجوری سر بریده ی حسینُ...
🔆یه چش بهم زد دید 17سر بریده بالا نیزه
◾️◾️◾️◾️◾️◾️
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
@rozehajabbasمدح_و_روضه_امیرالمومنین.mp3
زمان:
حجم:
14.74M
🏴#شهادت_حضرت_علی_ع
🏴#شب_نوزدهم
🏴#روضه_امام_علی_ع
🎤مداح :حاج عباس طهماسب پور👌😭
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
4_5775950935389902744.ogg
زمان:
حجم:
420.7K
#روضه_امام_علی_ع
آهای بی وفامردم دلم...
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#روضه_امام_علی_ع
#شب_بیست_ودوم_ماه_مبارک_رمضان
حاج مهدی سماواتی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
امشب شبِ اون آقای مظلومی است که بدنش رو دل شب غریبانه امام حسن و امام حسین علیهم السلام برداشتن، عقب جنازه رو گرفتن، جلو جنازه بلند شد توسط جبرائیل و میکائیل، اومدن تا جایی که جلو جنازه پائین اومد، رو زمین گذاشتن، خاکارو کنار زدن، دیدن یه قبری آماده کرده نوحِ پیغمبر، امام حسن واردِ قبر شد، بدنِ بابارو داخل قبر خوابانید، بند کفن رو باز کرد، طرفِ راستِ صورتِ بابارو روی خاک های قبر گذاشت، صورت بابارو می بوسه، گریه میکنه...
امام حسن می فرمایند: از قبر بیرون اومدم دیدم پرده ای روی قبر کشیده شد، گوشه ی پرده رو کنار زدم، دیدم جدم رسولِ خدا اومده، ابی عبدالله پایینِ پایِ بابا میگه گوشه ی پرده رو کنار زدم، دیدم مادرم زهرا اومده...
اگرچه غریبانه و دلِ شب، بدنِ امیرالمؤمنین رو برداشتن، حسینی ها! اما کربلا نازنین بدنِ میوه ی دلش ابی عبدالله، سه روز و سه شب روی خاک های کربلا، حسین....
خدایا! به امشبِ بچه های علی همه ی مارو ببخش، به اشک چشم حَسنین علیهم السلام، به اشک چشم زینبین، خدایا! فرج امام زمانمان برسان، مارو هم به امام زمانمون برسان...
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_علی_علیه_السلام
#ماه_مبارک_رمضان
مداح#حاج_مهدی_سماواتی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها