🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
#روضه_حضرت_معصومه(_س)
# گریز به شب جمعه روضه امام حسین (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
🎇السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ ،
⬅️اجرو مزده شما عزیزان با فاطمه زهرا(س) انشاالله درهرگوشه ای ازاین مجلس نشسته ای حاجت روا بشید امشب بریم در خونه دوخت گرامی موسی بن جعفر حضرت معصومه (س) روضه بخونم برایتان و التماس دعا.......
🔸آمد زمدینه تاکه درقم باشد
🔸درمملکت امام هشتم باشد
🔸یعنی که خدا نخواست تا مرقد او
🔸مانند مزار فاطمه گم باشد
⬅️میخام بگم محبت بین امام رضا ع و حضرت معصومه س مثال زدنیه.
بقدری این عشق و علاقه زیاد بود ، اصلا نمیتونستند دوری همدیگه رو تحمل کنند، (لذا امام رضا نامه نوشتن، بی بی رو دعوت کردند به مرو.)
اما چرخ روزگار طوری چرخید… که این خواهر و برادر نتونستن همدیگه رو ملاقات کنند انشاالله هیچ خواهری را چشم انتظار برادر نکنه اما بی بی چقدر مسافتی برای دیدن برادر طی نمو د اما به برادر نرسیداما عزیزان┈
بی بی رو اینقدر قشنگ تشییع جنازه کردند،اینقدر قمی ها قشنگ احترام گذاشتند،اینقدر اَمدند مثل پروانه دور بی بی گشتند،یه ذره بی بی احساس غربت نکرد،
یاد شهدا امام شهدا اموات جمع حاضر از این مجلس ومحفل فیض ببرنددرشب جمعه شب زیارتی آقا ابا عبدالله قرار داریم گریزی هم در این خصوص داشته باشیم بهره امواتمان باشه
⬅️شب جمعه شب زیارتی عزیز فاطمه است امشب
بی بی دو عالم این مادر غم دیده کربلاست مهمان ابا عبدالله است مگر چه کردند کربلا با عزیزفاطمه ای عزاداران )شعیان امیرالمو منین کاری کردند کربلا با عزیز فاطمه که آه وناله وفریادشان بلند شد اجرو مزد همه شما عزاداران بامادر پهلو شکسته
)راوی میگه)روزعاشورا شمر لنت الله علیه از گودی قتلگاه امد بیرون اما لرزه براندامش افتاده تمام این دست وپاه تمام این بدن می لرزه میگه رفتم سوال کردم چرا لرزه به اندامت افتاد درجواب گفت آن لحظه ای که من بر روی سینه ای عزیزفاطمه بودم
وای حسین وای حسین...
گفت آن لحظه ای که من داشتم سر از بدن جدا می کردم در ان لحظات از گوشه گودال قتلگاه صدای ناله ای شنیده می شد از ان وقتی که ان صدا به گوشم رسید لرزه به اندام افتاد
مگر چه صدای بود چه ناله ای بود چه فریادی بود ..
ناله مادری بودکه فریاد می زد غریب مادر حسین مظلوم مادر حسین شهید مادر حسین..
🔻ایا ای تشنه لب مادر حسین جان
🔻به خون اغشته ای مادرحسین جان
انشاالله یک شب جمعه ای من وشما کربلا باشیم
آه کربلا رفته ها ای کسانی که دل تنگ کربلا سدید شب جمعه مادر کربلاست کنار ضریح شش گوشه
یاحسین یا حسین..
🔸ایا ای تشنه لب مادر حسین جان ..
🔸به خون اغشته ای مادر حسین جان
🔸چرا بی سرفتاده پیکر تو مادر..
🔸به روی نیزه ها بینم سرتو..
⏪امان امان امان ازدل فاطمه امان ازدل مادر
حسین آرام جانم..حسین روح روانم
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
۱۴۰۳/۲/۱۹
حاج محمود کریمی4_5992161079424192829.mp3
زمان:
حجم:
11.88M
📌 وفات حضرت معصومه (س) ۱۴۴۴
🎙 بـا مدّاحــی: #حاج_محمود_كريمى
🕌 قم، حـــرم حضـرت معصومه (س)
#روضه_حضرت_معصومه
.
#روضه_حضرت_معصومه
#روضه #حضرت_معصومه
مداح :حاج حسن شالبافان
▪️▪️▪️
هر کس گدایی میکند بر ساحت زهرا
باید بیاید قم بیاید خدمت زهرا
معصومه یعنی نور، یعنی عصمت زهرا
پیداست در صحن و سرایش جنت زهرا
مانند زهرا روشنایِ خانه این بانوست
راضیه و انسیه و حنانه این بانوست
کوثر شده زهرایِ اطهر میشود بی شک
انسیه الحورای دیگر می شود بی شک
معراج را معنا و مظهر می شود بی شک
بندِ دل موسی بن جعفر می شود بی شک
*اومدن یه عده درِ خانۀ آقا در زدن .. با حضرت کار داشتن، فرمودن آقا نیستم رفتن بیرونِ شهر چه کار دارید؟ سوال داشتیم محضرِ امام کاظم .. سوالتون چیه؟! سوالا رو گرفتن جواب دادن ..
بر میگشتن تو راه بر خوردن به امام کاظم سلام الله، سلام و احوال پرسی کجا بودید آقاجان منزل شما بودیم سوال داشتیم .. سوال ها رو دخترتون فاطمه معصومه جواب دادن .. حضرت فرمودن ببینم جوابِ سوال ها رو تا نگاه حضرت افتاد دیدن حضرت هی می فرماید: «فداها أبوها ..» نمیشه ساده از این جمله گذشت .. امام معصوم داره اینطور می فرماید «فداها أبوها ..» این جمله رو دیگه کجا، کدوم بابا به کار برد ؟.. اینجا اگه اینا شنیدن بابا به قربونت بره همه دوست بودن، مُحب بودن .. اما یه جا دیگه سراغ دارم یه بابا گفت فاطمه جان فداها أبوها .. کاری کردن بین در و دیوار هی گفت بابا ..*
بابا اگر این است دختر باید این باشد
چون فاطمه حق است اُم المؤمنین باشد
وا میشود سجادهاش، وا میشود درها
درهای الطاف خداوندی به نوکرها
از نسل اسماعیلها تا نسل هاجرها
در محضرش از فضهها هستند و قنبرها
در کهکشانش شاعران منظومه میگویند
معصوم ها یا حضرت معصومه میگویند
دستِ کریمه برکتش مثل کریمان است
قم ظاهراً خشک است، در باطن گلستان است
باران نمی خواهد همیشه نورباران است
هر زائر قم زائر شاه خراسان است
محتاجم و دور کس دیگر نمیگردم
از محضر او دست خالی بر نمیگردم
*وقتی این خانمُ دفن کردن یه عده رفتن طوس محضرِ امام رضا حضرت یه نگاه بهشون کرد فرمود ما یه امانتی تو شهرِ شما داریم .. یه فاطمه از ما تو شهرِ شما دفن شده .. زیارتش میرید یا نه .. لذا اونجا حضرت فرمود هرکسی خواهرم در قم رو زیارت کنه انگار منه امام رضا رو زیارت کرده ..*
چون فاطمه نور است و شرحی در بیانش نیست
چون زینب است و جز رضا ورد زبانش نیست
گرچه شکسته، حرفی از قد کمانش نیست
بر آسمان نیزه ماه کاروانش نیست
بیکس نشد یک لحظه هم در این مسیر اصلاً
بیمار شد اما نشد اینجا اسیر اصلاً
باید از آقا گفت یا خواهر که تنها شد
او را زدند اشرار بالا سر که تنها شد
گودال شد عرش خدا مادر که تنها شد
غارت شد از هر گوشه ای پیکر که تنها شد
در ازدحام خیمه زینب ناتوان افتاد
روبندۀ زنها بهدست این و آن افتاد
شاعر :سیدپوریا هاشمی _ رضا دینپرور
آی گریه کن ها؛ هفده روز این فاطمه تو شهر قم مهمان بود .. انقدر احترامش کردن، انقدر فهمیده بودن طوری شد زن ها اومدن به شوهرهاشون گفتن این چند روزه از اینجا عبور نکنید گفتن چرا؟ گفتن آخه یه فاطمه تو این خونه ست .. آخ برات بمیرم برات مادر، نامرد بی هوا زد تو صورتش ..
بعد هفده روز هم که بی بی از دنیا رفت، چه تشییع جنازه ای کردن اهالی قم تو تاریخ نوشتن محل دفن بی بی قبلا باغی بوده، قبر رو سادات و بزرگان شهر قم آماده کردن آخه دخترِ امام احترام داره .. لذا وقتی بدنُ گذاشتن زمین هیچ کسی جرات نمی کرد به این بدن دست بزنه .. همه رفتن عقب خدا چه کار کنیم ..(خبره های روضه جلوتر رفتن ..) یه وقت دیدن دو تا سوار از سمت قبله دارن میان ..( ان شالله هیچ وقت داغ مادر نبینی ..) یه وقت اگه بخوان بدن یه خانمُ دفن کنند اول از همه یکی میگه نامحرما برن کنار، باید دو تا محرم باشن .. لذا میگن امام رضا اومد، جواد الائمه اومد .. این بدنُ با احترام نماز خواندن بدنُ دفن کردن .. باید یکی بره داخل قبر، یکی هم از بالا بدن رو روانۀ خانۀ قبر کنه .. ( چی میخوام بگم؟) اگه این روایت چهل و پنج روزِ شهادتِ بی بی رو بخوام بگم مثه این شبا علی هی رفت تو قبر بیرون آمد .. هی نگاه به قبر میکرد نگاه به فاطمه می کرد .. قهرمان خیبر به چه کنم، چه کنم افتاد .. یه وقت دید دو تا دست شبیه به دستان پیغمبر .. هی میگفت الی .. این دو تا بدن ..
یه جا دیگه هم برات بگم .. بنی اسد هی نگاه به این بدن می کردن یه وقت دیدن یه سوار از سمتِ قبله آمد .. بنی اسد کنار برید .. من این بدن ها رو خوب می شناسم .. برید یه قطعه بوریا بیارید .. ای بی کفن ..
به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند
به خاک گفتم اگر شد تنت بپوشاند
#وفات_حضرت_معصومه
👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
#روضه_حضرت_معصومه
#روضه #حضرت_معصومه
مداح :حاج حسن شالبافان
▪️▪️▪️
هر کس گدایی میکند بر ساحت زهرا
باید بیاید قم بیاید خدمت زهرا
معصومه یعنی نور، یعنی عصمت زهرا
پیداست در صحن و سرایش جنت زهرا
مانند زهرا روشنایِ خانه این بانوست
راضیه و انسیه و حنانه این بانوست
کوثر شده زهرایِ اطهر میشود بی شک
انسیه الحورای دیگر می شود بی شک
معراج را معنا و مظهر می شود بی شک
بندِ دل موسی بن جعفر می شود بی شک
*اومدن یه عده درِ خانۀ آقا در زدن .. با حضرت کار داشتن، فرمودن آقا نیستم رفتن بیرونِ شهر چه کار دارید؟ سوال داشتیم محضرِ امام کاظم .. سوالتون چیه؟! سوالا رو گرفتن جواب دادن ..
بر میگشتن تو راه بر خوردن به امام کاظم سلام الله، سلام و احوال پرسی کجا بودید آقاجان منزل شما بودیم سوال داشتیم .. سوال ها رو دخترتون فاطمه معصومه جواب دادن .. حضرت فرمودن ببینم جوابِ سوال ها رو تا نگاه حضرت افتاد دیدن حضرت هی می فرماید: «فداها أبوها ..» نمیشه ساده از این جمله گذشت .. امام معصوم داره اینطور می فرماید «فداها أبوها ..» این جمله رو دیگه کجا، کدوم بابا به کار برد ؟.. اینجا اگه اینا شنیدن بابا به قربونت بره همه دوست بودن، مُحب بودن .. اما یه جا دیگه سراغ دارم یه بابا گفت فاطمه جان فداها أبوها .. کاری کردن بین در و دیوار هی گفت بابا ..*
بابا اگر این است دختر باید این باشد
چون فاطمه حق است اُم المؤمنین باشد
وا میشود سجادهاش، وا میشود درها
درهای الطاف خداوندی به نوکرها
از نسل اسماعیلها تا نسل هاجرها
در محضرش از فضهها هستند و قنبرها
در کهکشانش شاعران منظومه میگویند
معصوم ها یا حضرت معصومه میگویند
دستِ کریمه برکتش مثل کریمان است
قم ظاهراً خشک است، در باطن گلستان است
باران نمی خواهد همیشه نورباران است
هر زائر قم زائر شاه خراسان است
محتاجم و دور کس دیگر نمیگردم
از محضر او دست خالی بر نمیگردم
*وقتی این خانمُ دفن کردن یه عده رفتن طوس محضرِ امام رضا حضرت یه نگاه بهشون کرد فرمود ما یه امانتی تو شهرِ شما داریم .. یه فاطمه از ما تو شهرِ شما دفن شده .. زیارتش میرید یا نه .. لذا اونجا حضرت فرمود هرکسی خواهرم در قم رو زیارت کنه انگار منه امام رضا رو زیارت کرده ..*
چون فاطمه نور است و شرحی در بیانش نیست
چون زینب است و جز رضا ورد زبانش نیست
گرچه شکسته، حرفی از قد کمانش نیست
بر آسمان نیزه ماه کاروانش نیست
بیکس نشد یک لحظه هم در این مسیر اصلاً
بیمار شد اما نشد اینجا اسیر اصلاً
باید از آقا گفت یا خواهر که تنها شد
او را زدند اشرار بالا سر که تنها شد
گودال شد عرش خدا مادر که تنها شد
غارت شد از هر گوشه ای پیکر که تنها شد
در ازدحام خیمه زینب ناتوان افتاد
روبندۀ زنها بهدست این و آن افتاد
شاعر :سیدپوریا هاشمی _ رضا دینپرور
آی گریه کن ها؛ هفده روز این فاطمه تو شهر قم مهمان بود .. انقدر احترامش کردن، انقدر فهمیده بودن طوری شد زن ها اومدن به شوهرهاشون گفتن این چند روزه از اینجا عبور نکنید گفتن چرا؟ گفتن آخه یه فاطمه تو این خونه ست .. آخ برات بمیرم برات مادر، نامرد بی هوا زد تو صورتش ..
بعد هفده روز هم که بی بی از دنیا رفت، چه تشییع جنازه ای کردن اهالی قم تو تاریخ نوشتن محل دفن بی بی قبلا باغی بوده، قبر رو سادات و بزرگان شهر قم آماده کردن آخه دخترِ امام احترام داره .. لذا وقتی بدنُ گذاشتن زمین هیچ کسی جرات نمی کرد به این بدن دست بزنه .. همه رفتن عقب خدا چه کار کنیم ..(خبره های روضه جلوتر رفتن ..) یه وقت دیدن دو تا سوار از سمت قبله دارن میان ..( ان شالله هیچ وقت داغ مادر نبینی ..) یه وقت اگه بخوان بدن یه خانمُ دفن کنند اول از همه یکی میگه نامحرما برن کنار، باید دو تا محرم باشن .. لذا میگن امام رضا اومد، جواد الائمه اومد .. این بدنُ با احترام نماز خواندن بدنُ دفن کردن .. باید یکی بره داخل قبر، یکی هم از بالا بدن رو روانۀ خانۀ قبر کنه .. ( چی میخوام بگم؟) اگه این روایت چهل و پنج روزِ شهادتِ بی بی رو بخوام بگم مثه این شبا علی هی رفت تو قبر بیرون آمد .. هی نگاه به قبر میکرد نگاه به فاطمه می کرد .. قهرمان خیبر به چه کنم، چه کنم افتاد .. یه وقت دید دو تا دست شبیه به دستان پیغمبر .. هی میگفت الی .. این دو تا بدن ..
یه جا دیگه هم برات بگم .. بنی اسد هی نگاه به این بدن می کردن یه وقت دیدن یه سوار از سمتِ قبله آمد .. بنی اسد کنار برید .. من این بدن ها رو خوب می شناسم .. برید یه قطعه بوریا بیارید .. ای بی کفن ..
به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند
به خاک گفتم اگر شد تنت بپوشاند
#وفات_حضرت_معصومه
👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•باز هم میشوم ..
#روضه #حضرت_معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج رضا گرمابی
●━━━━━━───────
"السلام علیک یا بنت ولی الله
السلام علیک یا اخت ولی الله
السلام علیک یا عمة ولی الله
یا فاطمة المعصومه اشفعی لی فی الجنة"
بازم هم میشوم کبوتر تو
زیر این گنبد منوّر تو
من نمک گیر سفره ات شده ام
دست خالی نرفتم از بَر تو
مادرِ من کنیزتان بوده
پدرم بوده نیز نوکر تو
جای کرب و بلا و طوس و نجف
شده ام خاک بوس محضر تو
ما عجم ها چقدر خوشبختیم
شده ایران مسیر آخر تو
اشک هایم دخیل میبندد
به ضریح فرشته پرور تو
از ضریح تو یاس میریزد
مثل چادر نماز مادر تان
چقدر از مدینه دور شدی
پای دلتنگیه برادر تان
*نامه نوشت خواهرم حرکت کن به سمت طوس.. اما مأمون مطلع شد دستور داد هر طوری شده نذارید خواهر پاش برسه.. در ساوه جلوشون و گرفتن خیلی عزیزانشون و به شهادت رسوندن.. بعضی از نقلها میگن به دست زنی بی بی مسموم شد.فرمود:
حتی پرسیدن نزدیکترین مکان به ساوه کجا هست. قم رونشون دادن.. حرف قم که اومد راه افتادن کمتر از بیست روز در قم زنده نموندن.. تعبیر از منه انقدر زیر لب میگفتن رضا جان! یقینا هم همین بوده در این عالم پیدا نمیکنی انقدر عاطفه بین خواهر و برادر مثل حضرت رضا و حضرت معصومه و وجود نازنین سیدالشهدا و حضرت زینب... انقدر ناله زد در غم دوری برادرش امام رضا انقد گریه کرد..*
چقدر از مدینه دور شدی
پای دلتنگیه برادرتان
خسته از راه دور آمده ای
خسته ای از فراق دلبرتان
مثل مادر خمیده ای اما
نگرفته به میخ در پَرتان
محملت پرده داشت شکر خدا
سایبان بوده بر روی سرتان
گر چه شد حمله بر عشیرهٔ تو
شد غارت نشد زیورتان
در میان هجوم دست نخورد
*آخه قم هم هجوم آوردن شام هم هجوم آوردن.. قم چطور هجوم آوردن شام چگونه
وقتی خبر دادن بی بی وارد قم شد همه ی بزرگان قم آمدن، نقل و نبات سلام و صلوات..گفتن دختر موسی ابن جعفره خواهر امام رضاس عمه ی جوادالائمه اس..دور محمل بی بی رو گرفتن همهمه شد شلوغ شد سلام و صلوات... اما بمیرم امان از دل زینب..آخه شام هم هجوم آوردن، چگونه؟ یکطرف رقاص ها ایستادن
یکطرف خواننده ها ایستادن.. یکطرف بالای پشت بامها رفتن دامناشون رو پر از سنگ کردن.*.
شهر قم بر تو احترام گذاشت
پیش رویت فقط سلام گذاشت
بیبی جان!
پیرِ قم با بزرگِ مردم قم
سر به پای تو چون غلام گذاشت
بهر تو قم گذاشت سنگ تمام
کی دگر سنگ به روی بام گذاشت
کی به قم دختر ولی الله
پای در مجلس عوام گذاشت
*بی بی رو آوردن بیت النور.. مردها از اون کوچه رد نمیشدن میگفتن ناموس خدا میان این کوچه زندگی میکنه. اگه کاری هم پیش میومد زنها رو میفرستادن.. حتی چشمشون هم به منزل بی بی نیفته. قم اینطوری استقبال کردن بی بی رو بردنش تو بیت النور جای امن.. اما زینب رو کجا بردن؟! سادات! دست و پای زن و بچه رو بستن به زنجیر و طناب آوردن تو مجلس یزید.. زینب نگاه کنه ببینه سر بریده داداش روبه روشه.. نامرد با چوب داره به لب و دندان داداشش میزنه... حسین حسین..*
«اللهم عجل لولیک الفرج»
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_حضرت_معصومه
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حاج_رضا_گرمابی
#وفات_حضرت_معصومه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•ای حرمت ....
#روضه #حضرت_معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس حجت الاسلام سید رضی مرتضوی
●━━━━━━───────
"السلام علیک یا مولاتنا یا فاطمه المعصومه، یا بنت موسی ابن جعفر اشفعی لنا فی الجنه.."
ای حرمت کعبه جان همه
عمه ی سادات بنی فاطمه
فاطمه ی فاطمه بنتُ الامام
حضرت معصومه عليها سلام
دختر موسایی و طور تو قم
وادی سینا ست به طور تو گم
دختری و بر همه عالم امی
قائمه ی عرش خدا در قمی
تربت زهرا حرم پاک توست
پیکر پاک علما خاکِ تو ست
فیض بود خاک کف پای تو
فیضیه یک قطره ز دریای تو
بی بی جانم!
خیل رسل مدح سرای تو اند
زائر ایوان طلای تواند
فرش گدایان درت بال حور
آینه های حرمت چَشم نور
گر چه پیش رویت چون بنشیند رضا
فاطمه در فاطمه بیند رضا
گر چه بر آن حجت حق خواهری
آینه ی عمه ای و مادری
*خیلی مقام داره بی بی دو عالم.حضرت صادق علیه السلام بشارت دادند به تمام شیعیان، همه شیعیان با شفاعت این بی بی وارد بهشت میشن..*
اما حیف که در فصل بهار شباب
قلب رضا گشت ز داغت کباب
مهلت ایام جزای تو شد
اشک رضا وقف عزای تو شد
فاطمه را فروغ هر دو دیده
الیتها الصدیقةُ الشهید
خصم شنیدم تو را زهر داد
داغ تو را بر دل عالم نهاد
*خاک بر دهانم.. بعضی ها نقل کردن در ساوه بی بی مسموم شده مثل مادرش زهرا ،مسموم شده مثل برادرش علی ابن موسی ، اما بی بی جان هفده روز در این شهر مقدس بودی چقدر ازت تکریم احترام کردن باید هم میکردن حقش هم به جا نیاوردند با این همه احترام...*
گر چه ز غم سوختی ای جان پاک
اما زود سپردند تنت را به خاک
اهل قم از آتش غم سوختن
اما چشم به تابوت تو میدوختند
*اما بی بی جان! یه فاطمه ی زهرا در مدینه، تنها دختر پیغمبره، اما شبانه و مخفیانه تشییع شد.بی بی جان یا فاطمه ی معصومه ..*
چشم به تابوت تو میدوختند
چوبه ی تابوت به دوش ملک
شیون زنها همگی بر فلک
جسم تو شد ای همه خلقت فدا
دفن به دست دو ولی خدا
*بدن فاطمه زهرا رو هم دو ولی خدا دفن کردند.اما اون زمانی که امیرالمومنین متحیره دید دستهای پیغمبر از درون قبر بیرون آمد الی،إلی...*
باغبانم هست و بودم را بده
یا علی یاس کبودم را بده
*امیرالمومنین هم صدا زد یا رسولالله! السلام علیک یا رسولالله اعني و السلام عليک عن ابنتک..یا رسولالله زهرا به راحتی نمیگه این همه مدت از من مخفی کرد.*
یا فاطمه ی معصومه!
قبر تو پیدا همه در چشم ما ست
خیز و بگو تربت زهرا کجاست
*بی بی جان عطر و بوی زهرا اینجا به مشام میرسه..*
تو بَضعه ی، بَضعه ی پیغمبری
چو مادرت شفیعه ی محشری
«السلام علیک یا مولاتنا یا فاطمه المعصومه عرف الله بیننا وبینکم فی الجنه »
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_حضرت_معصومه
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حجت_الاسلام_سید_رضی_مرتضوی
#وفات_حضرت_معصومه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•فرشته ای وبه روی زمین...
#روضه #حضرت_معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس حجت الاسلام یونس سمیعی
●━━━━━━───────
"السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِکَةِ"
*اول بریم کنار حرم فاطمه معصومه سلام الله علیها..کنار حرم اون خانمی که امروز زائرش امام زمان بود .*
اگر چه بال پریدن به آسمان داری
فرشته ای و به روی زمین مکان داری
نه از فرشته هم انگار برتری بانو
چرا که دختر موسی ابن جعفری بانو
رسیده از حرمت بیشمار رحمت ها
اگر به پای تو افتاده اند بهجت ها
در بهشت که نه، بی گمان بهشت اینجاست
نوشته اند حریم تو، مرقد زهراست
*مرحوم مرعشی میومد؛ شاگردش میگه تا میومد می گفت:« السلام علیک یا فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)سوال کردم ...آقا داستان پدرش رو گفت؛ چهل شب ختم قرآن کرد.. تا از امیر المومنین بپرسه مزار زهرا کجاست؟بعد چهل توسل و ختم قرآن، آقا امیر المومنین صدا زد:"علیک بالکریمة" اگه میخواهی زهرا رو زیارت کنی دختر موسی بن جعفر رو زیارت کن. بعد فرمود: بنا به دلایلی نمیشه قبر مادرت رو نشونت بدم ؛ اما خدا تمام اون جلال و عظمت و جبروتی که برای قبر حضرت زهرا،
قرار داده برای قبر این خانم هم قرار داده؛ لذا هر موقع دلت برای زیارت مادرت تنگ شد روبروی حرم فاطمه معصومه بگو:"السلام علیک یا فاطمه «سلام الله علیها"
چراغهای حریمت ستاره و ماه است
چقدر گوشهٔ هر صحن آیت الله است
نشسته ایم و به لب إشفعی لنا داریم
اگر چه در سر سجاده ربّنا داریم
قرار بود قرارِ دل رضا باشی
چگونه میشود آخر از او جدا باشی
غریب میروی و هیچکسی کنارت نیست
تمام زندگیت، هستیت کنارت نیست
خدا نخواست ببینی غم برادر را
نخواست باز ببیند شکسته، خواهر را
گمان مکن که شود باز کربلا تکرار
قرار نیست رَوَد خواهری سرِ بازار
نه طوس کرب و بلا باشد و نه قم کوفه
نه شهر شام و نه آن روضه های مکشوفه
سری به نیزه ندیدی پیش چشمانت
طناب داغِ اسارت ندیده دستانت
کسی که داغ برادر کشید زینب بود
کسی که نالهٔ مادر شنید زینب بود
غروب بود و همین که رسید در گودال
تمام موی سرش شد سفید در گودال
از اینطرف روی نیزه سرِ برادر رفت
از آنطرف پیِ یک گوشوار لشکر رفت
شکست قلب زمین و زمان به تنگ آمد
به سمت معجر زینب همین که دست آمد
«صلی الله علیک یا اباعبدالله...ای حسین»
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_حضرت_معصومه
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حجت_الاسلام_یونس_سمیعی
#وفات_حضرت_معصومه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦• روی قبرم بنویسید...
#روضه #حضرت_معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس سید مجید بنی فاطمه
●━━━━━━───────
روی قبرم بنویسید که خواهر بودم
سال ها منتظر روی برادر بودم
روی قبرم بنویسید جدایی سخت است
این همه راه بیایم، تو نیایی سخت است
یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم
سال ها می شود از پیرُهنش بی خبرم
روی قبرم بنویسید ندیده رفتم
با تن خسته و با قدِّ خمیده رفتم
بنویسید همه دور و برم ریخته اند
چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند
*هی روضه ها داره برات تداعی میشه. وقتی بی بی وارد قم شد مردم سر از پا نمیشناختند.. گفتن دختر امام اومده خواهر امام اومده همه با دسته گل اومدن بدرقهٔ بی بی، تاریخ اینجا یک طوری یاد میکنه. هم مردم قم هم مردم ایران افتخار میکنن از بالا پایین خانه ها گل پایین میریختن گفتن خواهر امام احترام داره دختر امام احترام داره..*
آی بنویسید همه دور و برم ریخته اند
چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند
بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد
به خداوند قسم بال و پرم سنگ نخورد
چادرم دور و برم بود به پایی نگرفت
معجرم روی سرم بود به جایی نگرفت
*حالا خودش داره روضه میخونه..*
من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟
من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟
* تو گودال بود بدن بی سر دید.. تا حالا جلو بچه ها کسی نتونسته بود بشنوه کسی با زینب بلند حرف بزنه. زینب تو گودال جلو بچه ها کتک خورد، جلو بچه ها ناسزا شنید، یه زینبی میگم اما یادت باشه یه کاری تو شام کردن گودال یادش رفت..فقط همین و بهت بگم یه کاری کردن که زین العابدین تا طرف سلام داد دید میشناسه
گفت :یه سوال؛ پول داری یا نه ؟؟ بله آقا جان.. فرمود؛ بِده این نیزه داران, سرها رو جلو ببرن آخه آنقدر به بهونه ی سرها به ناموس ما نگاه نکنن..
«حسیـــن...»
ای سر بُریده بال و پرم را نگاه کن
داغی که مانده بر جگرم را، نگاه کن
پاشو کمک بده تا سوار شتر شم
نامحرمانِ دور و برم را نگاه کن
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_حضرت_معصومه
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#وفات_حضرت_معصومه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•نه توجسارت دیده ای ....
#روضه_حضرت_رقیه سلام الله علیها گریز به #روضه_حضرت_معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج #مهدی_رسولی
●━━━━━━───────
با سر رسیده ای، بگو از پیکری که نیست
از مصحف ورق ورق و پرپری که نیست
*روضه برا ساداته، الهی قربون اون خانمی که صدا میزد داداش..*
نه تو به غارت رفته ای، نه من به غارت
نه تو جسارت دیده ای، نه من جسارت
پس ما دو تا قربان آن خواهر برادر
*سر رو دادن، بغل گرفت، خوش اومدی قربونت بشم، نگران بود، گفت: بابا اول بگو امشب میمونی یا میری؟ چیکاره ای بابا؟ آخ جونم بابا! آخ عمرم بابا! آخ نفسم بابا! این خاصیت دختره ها، تا سر رو بغل کرد گفت بابا یا منو ببر یا بمون پیشم امشب..*
بابا!
شبها که سر به سردیِ این خاک مینهم
رو دست مهربان نوازشگری که نیست
*گفت قربونت اومدی سر حرفم باز شده، به خودت قسم چند روزه لام تا کام حرف نزدم..*
بابا!
دستی کشید عمه بر این پلک ها و گفت
حالا شدی شبیه همان مادری که نیست
*الان اگه من روضه نخونم میگن لابد داره نفس تازه میکنه، لابد داره آب میخوره، اما اگه طولانی بشه نخوندنم، بعضیا میگن چیشد؟ عادت خانم اینه چادر رو سر میکشه گریه میکنه، چادر رو برمیدارن، چیشد دیگه روضه خون نمیخونه؟ خرابه رو ریخته بود به هم نازدانه، گفت بابا، روضه کوتاهش خوبه..تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل..*
گفت بابا
ما بودیم، حرمله بود
*از این هم بدتر میشه؟ آره صبر کن*
ما بودیم، حرمله بود، عمو نبود
*نازدانه همه رو ریخته به هم، یهو دیدن صداش دیگه نمیاد، من امشب باید دلتو یه جا دیگه ببرم، هرچی گوش دادن، صبر کردن، نه دیگه حرف نمیزنه، آروم آروم همه بچه ها سرِ زانو، چیشد؟ زینب اومد، اصلا بابا رو بده من، دیگه نمیخواد، تا سر رو گرفتن دیدن نازدانه افتاد رو زمین، صدای ناله ها بلند شد، صدای گریه ی زینب بلند شد، خوب چی میخوای بگی؟ تا خودِ خرابه یک کلمه به احترام زینب حرف نزده، چند روزه یه کلمه حرف نزده، اما وای از اون روزی که بزرگتر خودش ناله بزنه، دیگه بقیه رو نمیشه نگه داشت، تازه سر حرفش وا شد، کی؟ دیدن از گوشه ی خرابه صدا داره میاد، صدای کیه؟*
*لالا لالا لالا...رباب زبون گرفته*
لالا لالا لالا
یکم دیگه دووم بیار
*چی زینبو پیر کرد؟ گفت حسین به کی بگم باورش میشه؟ پنجاه سال گریه کردم، میدونی باعث مرگ زینب چیه؟ ربابه...
گفت: پسرم!
به کمک عمه جونت، بچه ها رو خوابوندم
تو سخت ترین شام غریبون عالم
حالا توی این بیابون، دنبال تو میگردم
گل نازم، خیلی پریشونه حالم
کجایی گل نازم، صدا کن منو بازم
بیا تا برات از دستام گهواره بسازم
لالایی لالایی، یعنی الان کجایی؟
لالایی لالایی، کجای کربلایی؟
لالایی لالایی، نکنه رو نیزه هایی
* تا نامه ی امام رضا رو بست، یه نگاه کرد به داداش هاش گفت بلند شید، گفتن چه خبره؟ گفت دوباره یه علی رو دستشو بستن، یه فاطمه باید بلند شه، دوباره یه لشکر اومدن پشت در، این لحن نامه ی داداشم به من عین ناله های امیرالمؤمنینه.. *
تا از صمیم دل به علی اقتدا کند
میخواست جان خسته ی خود را فدا کند
دانی چرا به پشتِ در آمد گل نبی؟
گلچین مگر ز ساحت قدسش حیا کند
*امام زمان عذر میخوام ..*
مادر زنی نبود که بیخود فغان کند
از در سوال کن ز چه این سان نوا کند؟
و لَستُ اَدری خَبَراً مِسماری
مادرم زمین خورد
وَ لَستُ اَدری خَبَراً مِسماری
با پا به در زد
و لَستُ اَدری خَبَراً مِسماری
به نیت قتل پسر زد
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#کربلایی_مهدی_رسولی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•گدای کریمه شدن...
#روضه #حضرت_معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس استاد حاج منصور ارضی
●━━━━━━───────
در این روزگاری که دل بیقرارست
گدایِ کریمه شدن افتخارست
ثوابِ زیارت برایم نوشتند
خودم نه دلم سویِ تو ره سپارست
دوباره حرم قسمتم نه نشد آه
چقدر این دلِ بی نوا بدبیارست
چنان گنبدت جلوه دارد در عالم
که صحنِ تو در آسمان ها مدارست
کسی که قدم میزند در حیاطت
رویِ فرشِ بالِ ملائک سوارست
نگاهت مرا از غریبی درآورد
ببین خنده رویِ لبم آشکارست
همین هم نشان از کرم خانه دارد
گدا زاده ای با شما هم جوارست
کریمه کرم کن گدایِ خودت را
گدایی که در ماتمت سوگوارست
چکید اشک تو بر زمین بعد از آن بود
که از ساوه تا قم درختِ انارست
دلم خون شد از این غم و ماجرایت
دلت تنگ بوده برایِ رضایت
*وارد شد در این شهرِ مقدس .. تمام مردم به استقبالش اومده بودن .. همه گل دستشون بوده .. آخه برا اولین بارِ دخترِ امام داره میاد.مرد و زن احترام گذاشتن. ولی چون در ساوه به بی بی زهر داده بودن ، مریض احوال بود و خانه ای براش آماده کردن .. هفده روز در آن خانه زندگی کرد و مهمان بود .. مردم قم حتی نذاشتن مردی واردِ محله بشه .. بمیرم برات خانم ..*
تفسیر کن دوریِ خواهر از برادر را
تعبیر کن خوابِ حرم بوسیِ مادر را
جاری بکن در قم کمی از حوضِ کوثر را
ماتمکده کن کشورِ موسی ابن جعفر را
ای زینبی که از حسینِ خود جدا ماندی
با ما بگو آیا به زیرِ نیزه ها ماندی؟
آیا زِ تو کس هتک حرمت کرد نه هرگز
در قم دلِ تو حسِ غربت کرد نه هرگز
کس خنده در اوجِ مصیبت کرد نه هرگز
کس غارتِ خلخالُ و زینت کرد نه هرگز
اینها که گفتم یک به یک آمد سرِ زینب
ای وای سوغاتِ سفر شد معجرِ زینب
قم با سلام و تهنیت دنبالِ تو آمد
با سر به طوفِ کعبۀ آمالِ تو آمد
با شاخه هایِ گل به استقبالِ تو آمد
دستِ محارم زود زیرِ بالِ تو آمد
زینب ولی با خیل نا محرم کجاها رفت
پیشِ دو چشمش خیزران پایین و بالا رفت..
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_حضرت_معصومه
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#استاد_حاج_منصور_ارضی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•معصومه یعنی...
#قسمت_اول #روضه_حضرت_معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج حسن شالبافان
●━━━━━━───────
"لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر"
معصومه یعنی نور یعنی عصمت زهرا
پیداست در صحن و سرایش، جنّت زهرا
مانند زهرا روشنای خانه این بانوست
راضیه و انسیه و حنانه این باشد
کوثر شده زهرای اطهر میشود بیشک
انسیةـ الحورا دیگر میشود بیشک
معراج را معنا و مظهر میشود بی شک
بند دل موسی بن جعفر میشود بیشک
* یه عدهای اومدن دم خونه آقا در زدن با حضرت کار داشتند.بی بی معصومه فرمود: پدرم نیستند بیرون شهر هستند. چه کار دارید؟ گفتن سوال داشتیم محضر امام کاظم. سوالاتون چیه؟ سوالها را گرفتند و جواب دادند. برمیگشتند تو راه برخوردند به آقا امام کاظم علیه السلام. آقا پرسیدن کجا بودید؟ گفتن دم منزل شما بودیم سوال داشتیم خب چه خبر؟ گفتن سوالها رو دخترتون فاطمه معصومه همه رو جواب دادن حضرت فرمودند: ببینم جواب سوالها را. تا نگاه حضرت افتاد دیدند هی میفرماید:" فداها ابوها.. "به خدا بچهها ساده نمیشه گذشت از این جمله.امام معصوم هست داره به دخترش میگوید "فداها ابوها" این جمله را دیگه کدام بابا به کار برد؟ اینجا اگر اینها شنیدند میگه بابا به قربونت بره همه دوست بودند محب بودند. اما یه جای دیگه سراغ دارم یه بابا فرمود: فاطمه جان! "فداها ابوها" کاری کردند بین در و دیوار هی گفت بابا...*
دست کریم برکتش مثل کریمان است
قم ظاهرا خشک است در باطن گلستان است
باران نمیخواهد همیشه نور باران است
هر زائر قم تو بگو زائر شاه شهیدان است
*وقتی این خانم را دفن کردند یه عدهای رفتن طوس محضر امام رضا حضرت یه نگاه بهشون کرد فرمود: ما یه امانتی تو شهر شما داریم یه فاطمه از ما تو این شهر دفن شده حواستون به خواهر ما هست زیارتش میروید یا نه؟ لذا اونجا حضرت فرمود: هر کس خواهرم را زیارت کند انگار منِ امام رضا را زیارت کرده..*
چون فاطمه نور است تو شرحی در بیانش نیست
چون زینب است و جز رضا ورد زبانش نیست
گرچه شکسته، حرفی از قد کمانش نیست
بر آسمان نیزه، ماه کاروانش نیست
بی کس نشد یک لحظه هم در این مسیر اصلاً
خانم بیمار شد اما نشد اینجا اسیر
باید از آقا گفت یا خواهر که تنها شد
او را زدند اشرار بالا سر که تنها شد
گودال شد عرش خدا مادر که تنها شد
غارت شد از هر گوشهای پیکر که تنها شد
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حاج_حسن_شالبافان
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
|⇦•ای حرمت ....
#روضه #حضرت_معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس حجت الاسلام سید رضی مرتضوی
●━━━━━━───────
"السلام علیک یا مولاتنا یا فاطمه المعصومه، یا بنت موسی ابن جعفر اشفعی لنا فی الجنه.."
ای حرمت کعبه جان همه
عمه ی سادات بنی فاطمه
فاطمه ی فاطمه بنتُ الامام
حضرت معصومه عليها سلام
دختر موسایی و طور تو قم
وادی سینا ست به طور تو گم
دختری و بر همه عالم امی
قائمه ی عرش خدا در قمی
تربت زهرا حرم پاک توست
پیکر پاک علما خاکِ تو ست
فیض بود خاک کف پای تو
فیضیه یک قطره ز دریای تو
بی بی جانم!
خیل رسل مدح سرای تو اند
زائر ایوان طلای تواند
فرش گدایان درت بال حور
آینه های حرمت چَشم نور
گر چه پیش رویت چون بنشیند رضا
فاطمه در فاطمه بیند رضا
گر چه بر آن حجت حق خواهری
آینه ی عمه ای و مادری
*خیلی مقام داره بی بی دو عالم.حضرت صادق علیه السلام بشارت دادند به تمام شیعیان، همه شیعیان با شفاعت این بی بی وارد بهشت میشن..*
اما حیف که در فصل بهار شباب
قلب رضا گشت ز داغت کباب
مهلت ایام جزای تو شد
اشک رضا وقف عزای تو شد
فاطمه را فروغ هر دو دیده
الیتها الصدیقةُ الشهید
خصم شنیدم تو را زهر داد
داغ تو را بر دل عالم نهاد
*خاک بر دهانم.. بعضی ها نقل کردن در ساوه بی بی مسموم شده مثل مادرش زهرا ،مسموم شده مثل برادرش علی ابن موسی ، اما بی بی جان هفده روز در این شهر مقدس بودی چقدر ازت تکریم احترام کردن باید هم میکردن حقش هم به جا نیاوردند با این همه احترام...*
گر چه ز غم سوختی ای جان پاک
اما زود سپردند تنت را به خاک
اهل قم از آتش غم سوختن
اما چشم به تابوت تو میدوختند
*اما بی بی جان! یه فاطمه ی زهرا در مدینه، تنها دختر پیغمبره، اما شبانه و مخفیانه تشییع شد.بی بی جان یا فاطمه ی معصومه ..*
چشم به تابوت تو میدوختند
چوبه ی تابوت به دوش ملک
شیون زنها همگی بر فلک
جسم تو شد ای همه خلقت فدا
دفن به دست دو ولی خدا
*بدن فاطمه زهرا رو هم دو ولی خدا دفن کردند.اما اون زمانی که امیرالمومنین متحیره دید دستهای پیغمبر از درون قبر بیرون آمد الی،إلی...*
باغبانم هست و بودم را بده
یا علی یاس کبودم را بده
*امیرالمومنین هم صدا زد یا رسولالله! السلام علیک یا رسولالله اعني و السلام عليک عن ابنتک..یا رسولالله زهرا به راحتی نمیگه این همه مدت از من مخفی کرد.*
یا فاطمه ی معصومه!
قبر تو پیدا همه در چشم ما ست
خیز و بگو تربت زهرا کجاست
*بی بی جان عطر و بوی زهرا اینجا به مشام میرسه..*
تو بَضعه ی، بَضعه ی پیغمبری
چو مادرت شفیعه ی محشری
«السلام علیک یا مولاتنا یا فاطمه المعصومه عرف الله بیننا وبینکم فی الجنه »
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#روضه_حضرت_معصومه
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حجت_الاسلام_سید_رضی_مرتضوی
#وفات_حضرت_معصومه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها