eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
18.5هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
428 فایل
#کانال_نوحه_وروضه_یازینب_سلام_الله_علیها http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات التماس_دعای_فرج_وعاقبت_بخیری ⛔️کپی مطالب بدون نام کانال ممنوع⛔️
مشاهده در ایتا
دانلود
4. کلیات صوتی.mp3
زمان: حجم: 5.91M
عبدِگنهکارت ، ( دلش بیقراره ) 3 بندت به غیر از تو ( کسی رو نداره ) 3 خدایا از بس که مهربونی تو دلیل این اشکامو ، ( میدونی تو ) 3 عمر داره میشه تباه ( خدایا ببخش ) 3 خستم از بار گناه ( خدایا ببخش ) 3 هر بار صدات کردم ( به دادم رسیدی ) 3 حاجت روام کردی ( بدیمو ندیدی ) 3 به این عبد بی‌مقدار و ناقابل نظر کن جانِ آقام ابوفاضل ابوفاضل ، ابوفاضل از همه تشنه ترم ( خدایا ببخش ) 3 جان سقای حرم ( خدایا ببخش ) 3 دامن کشان رفتی ( دلم زیر و رو شد ) 3 چشم حرامی با حرم روبرو شد ( دلم زیر و رو شد ) 3 بیا برگرد خیمه ای کَس و کارم منو تنها نگذار ، ای علَمدارم ای علَمدارم ، ای علَمدارم آب به خیمه نرسید ( فدای سرت ) 3 حسین قامتش خمید ( فدای سرت ) 3
4. کلیات صوتی.mp3
زمان: حجم: 5.91M
عبدِگنهکارت ، ( دلش بیقراره ) 3 بندت به غیر از تو ( کسی رو نداره ) 3 خدایا از بس که مهربونی تو دلیل این اشکامو ، ( میدونی تو ) 3 عمر داره میشه تباه ( خدایا ببخش ) 3 خستم از بار گناه ( خدایا ببخش ) 3 هر بار صدات کردم ( به دادم رسیدی ) 3 حاجت روام کردی ( بدیمو ندیدی ) 3 به این عبد بی‌مقدار و ناقابل نظر کن جانِ آقام ابوفاضل ابوفاضل ، ابوفاضل از همه تشنه ترم ( خدایا ببخش ) 3 جان سقای حرم ( خدایا ببخش ) 3 دامن کشان رفتی ( دلم زیر و رو شد ) 3 چشم حرامی با حرم روبرو شد ( دلم زیر و رو شد ) 3 بیا برگرد خیمه ای کَس و کارم منو تنها نگذار ، ای علَمدارم ای علَمدارم ، ای علَمدارم آب به خیمه نرسید ( فدای سرت ) 3 حسین قامتش خمید ( فدای سرت ) 3
1. من را همیشه.mp3
زمان: حجم: 5.65M
قسمت اول : ( قبل از دعای کمیل خوانده شد ) من را همیشه خواندی و نشناختم تو را از غصه ها رهاندی و نشناختم تو را این بنده‌یِ اسیر معاصی و نفس را از درگهت نراندی و نشناختم تو را بی یاد تو گذشت همه عمرِ من ولی با من همیشه ماندی و نشناختم تو را بر خوانِ رحمت و کرم و استجابتت عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را ... بی یاد تو گذشت همه عمرِ من ولی با من همیشه ماندی و نشناختم تو را .. با خدای خودت حرف بزن ، شب جمعه ، دعوتت کرده ، حرفت رو بشنوه ، دعوتت کرده راز دلت رو بشنوه ، دعوتت کرده باهاش نجوا کنی ، چرا ساکتی ؟ چرا نگاه میکنی ؟ باهاش حرف بزن ، صدات رو میشنوه ، خودش گفته بیا ، دردت رو درمان میکنم ، حاجتت رو روا میکنم ... بیکار نشین ، وصل شو ، با عالم بالا ارتباط برقرار کن ، بگو خدا گنه کارم ، معصیت کارم ، خدا دستم خالیه ، هیچی تو پروَندم ندارم ، هرچی نگاه میکنم ، گناهِ گناهِ ... اصلا خجالت میکشم سرم رو بالا بگیرم .. این بنده‌یِ اسیر معاصی و نفس را از درگهت نراندی و نشناختم تو را امسال هم که جدید شد ، منو دعوت کردی شب جمعه ، بیام باهات حرف بزنم ... زمزمه کنم ... درد دل کنم .. بر خوانِ رحمت و کرم و استجابتت عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را ... برای استفاده از دعاها و گریزهای ودسترسی آسان به آن دعا برای مادحین و ذاکرین محترم
4_5825469271202859733.ogg
زمان: حجم: 2.78M
💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚 ﷽ 👌👌 سفره دارد جمع می گردد گدا را « عفو کن » باز هم خوبی کن و مبتلا را « عفو کن » 😭😭 دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم یا رب این شرمنده یِ خطا را « عفو کن » 😭😭 بر درِ این خانه من بهرِ امیدی آمدم پس ، نگیر از من تو این حال و هوا را ، « عفو کن » 😭😭 دست خالی آمدم با دست خالی می روم یا کریم روسیاهِ بی نوا را « عفو کن » 😭😭 پیشِ مردم آبروی بنده ات را حفظ کن خوب و بد ، در هم بخر یار ، ما را « عفو کن » 😭😭 من گنهکار و تویی غفار یا رب الحسین جان اربابم بیا بنده ها را « عفو کن » 😭😭 بوده ام این روزها مصداق فابکَ للحسین گریه کن های کرببلا را « عفو کن » 😭😭 ✍ امشب اینطوری که قسم بدی ، دیگه رد خور نداره ، به دَمِ المَظلوم ... بزرگان هر موقع میخواستند حضرت علی اصغر علیه السلام را درِ خونه خدا واسطه قرار بدهند ، اینو میگفتند : به دَمِ المَظلوم ... العفو ...😭😭 🎧🎤 👌      دعای فرج     
1. من را همیشه.mp3
زمان: حجم: 5.65M
قسمت اول : ( قبل از دعای کمیل خوانده شد ) من را همیشه خواندی و نشناختم تو را از غصه ها رهاندی و نشناختم تو را این بنده‌یِ اسیر معاصی و نفس را از درگهت نراندی و نشناختم تو را بی یاد تو گذشت همه عمرِ من ولی با من همیشه ماندی و نشناختم تو را بر خوانِ رحمت و کرم و استجابتت عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را ... بی یاد تو گذشت همه عمرِ من ولی با من همیشه ماندی و نشناختم تو را .. با خدای خودت حرف بزن ، شب جمعه ، دعوتت کرده ، حرفت رو بشنوه ، دعوتت کرده راز دلت رو بشنوه ، دعوتت کرده باهاش نجوا کنی ، چرا ساکتی ؟ چرا نگاه میکنی ؟ باهاش حرف بزن ، صدات رو میشنوه ، خودش گفته بیا ، دردت رو درمان میکنم ، حاجتت رو روا میکنم ... بیکار نشین ، وصل شو ، با عالم بالا ارتباط برقرار کن ، بگو خدا گنه کارم ، معصیت کارم ، خدا دستم خالیه ، هیچی تو پروَندم ندارم ، هرچی نگاه میکنم ، گناهِ گناهِ ... اصلا خجالت میکشم سرم رو بالا بگیرم .. این بنده‌یِ اسیر معاصی و نفس را از درگهت نراندی و نشناختم تو را امسال هم که جدید شد ، منو دعوت کردی شب جمعه ، بیام باهات حرف بزنم ... زمزمه کنم ... درد دل کنم .. بر خوانِ رحمت و کرم و استجابتت عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را ...
کلیات اجرا در فضای : دلیل دارد اگر سر به زیر و غمگینم نمانده باطنی اصلاً به ظاهر دینم نگاه کردم و دیدم تمام شد عمرم هنوز جاهلم و بنده ی شیاطینم ... ( خدای من ، خدای من ، خدای من ... شب های ماه رمضان فرصتِ خوبیه با خدا خلوت کنیم ، درد و دل کنیم ، مناجات کنیم ... ) گناه کردم و از رو نرفتم و حالا مرا زمین زده این کوله بارِ سنگینم قساوتِ دلِ آلوده ام سبب شده است امام عصر خودم را اگر نمی بینم ... همیشه بر درِ این خانه محترم بودم منی که مُستحقِ ناسزا و نفرینم ... (« خودم ، اگر چه خودم را دگر نمی بخشم » اگه بخوام خودم به خودم نمره بدهم ، نمره ام خیلی پائینه ، سرمو پائین می اندازم ... ) خودم ، اگر چه خودم را دگر نمی بخشم ولی به رحمت پروردگار « خوش بینم ... » من اومدم درِ خونه ی اون خدایی که ، خودش فرمود : بیا ... اگر گنهکاری بیا ... اگرآلوده ای بیا ... « این درگه ما ، درگه نومیدی نیست ، صد بار اگر توبه شکستی بازآ ... » ، خودش فرمود : « يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ » از رحمت من ناامید نشید ... « إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا » ( زمر، 53) اگرچه شیعه نبودم تمام عمرم را خوشم به لطف علی در صفِ « مُحبینم » شنیده ام که علی همدم فقیران بود در آرزوی علی سال هاست مسکینم ( «خدا کند که بیاید کنار من باشد » هر کی را بخواهی دعا کنی ، اینجوری دعا میکنی ، میگی الهی عاقبت به خیر بشی ، ... من میخوام بگم ، عاقبت به خیری اینه ، لحظه ی آخر ، موقع جون دادن ، آقامون امیرالمومنین بیاد بالا سرمون ... ) خدا کند که بیاید کنار من باشد خدا کند که بیاید زمانِ « تلقینم » مرا به مَرهم و طِبّ و طبیب حاجت نیست که اشک روضه ی « عباس » هست تسکینم ( « اباالفضلم ، اباالفضلم » ... اینجا نباش ، بریم کنار علقمه ... « شکسته ای کمرم را ، بلند شو برویم » ... اباالفضل ، اباالفضل ، اباالفضل ... خدا نکنه هیچ کس داغ برادر ببینه ، خیلی سخته ، خیلی سنگینه ... ابی عبدالله کنار غلقمه ، قدش خم شد ! کمرش شکست ... ) شکسته ای کمرم را بلند شو برویم سکینه را چه کنم من ؟ « شهیدِ خونینم » ... ( یه بیت دیگه بخونم ، هر کی حاجت داره ، بگیره ... ) هزار شُکر که « اُمُّ البنین » نمی بیند چقدر غنچه ی تیر از تنِ تو می چینم ... آره والله ... « اُمُّ البنین » ندید ، اما هر موقع می اومد کنار قبرستان بقیع ، چند تا صورتِ قبر درست کرده ، بالاسرِ هر کدوم که می نشینه ، هی ناله میزنه : حسییین ... گفتند : « اُمُّ البنین » تو چهار تا پسراتو توو کربلا کُشتند ، بازم برای پسرِ فاطمه گریه میکنی ؟ ... ناله میزد ... آره والله ، چرا گریه نکنم ؟ «کُلُّهُمْ فَداءً لِاَبِی عَبْدِ اللّهِ الْحُسَیْن » همه بچه هام فدای حسین ... عهدی ست بینِ اُمِّ بنین و خدای خود غیرِ از رضای دوست نخواهم برای خود من دل نبسته ام به دلِ بچه های خود اصلا حسین و زینب و کلثوم جای خود ... 10/1/1402
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
#مناجات_با_خداوند #روضه_امام_حسین ( علیه السلام ) #استاد_حاج_اسماعیلی #دستگاه_همایون منم آن گناهکاری
( علیه السلام ) منم آن گناهکاری که به سوی تو دوان است تویی آن بزرگواری که کریم و مهربان است تو همیشه در فرازی تویی آن گدا‌نوازی که در اوج بی نیازی نگران بندگان است ( امشب اومدم اینو بگم : « تو اگر مرا برانی ، درِ دیگری نکوبم » ... جایی رو ندارم ، اگه تو ردم کنی ... ) تو اگر مرا برانی درِ دیگری نکوبم که به غیر از آستانت همه‌جا پُر از زیان است تو خدای مرتضایی تو همیشه با وفایی به گدای بی نوایی که ضعیف و ناتوان است ( همه باهم زمزمه کنیم ) برو ای گدای مسکین درِ خانه ی علی زن که امیر با خدا در نجفش هم آشیان است ... اما ٍ ست : خوشم اینکه خاک پای پسرِ ابوترابم همه عمر سایبانم عَلَمِ « حسین جان » است ( اهل گریه ، اهل روضه « به فدای آن شهیدی » ... دلت اینجا نباشه ، بریم کربلا ، شب جمعه است ، امشب همه ی انبیا و اولیا کربلان ، امشب کربلا یه روضه خوانی داره ، همین که لب وا میکنه زمین و زمان به گریه می افتند ... ) به فدای آن شهیدی که نخورد آب و جان داد زِ غمش هنوز زهرا شب جمعه روضه خوان است ( همین یکی دو بیت روضه ی من ، از زبان مادرش فاطمه ی زهرا ، چی میگه مادر؟ ) پسرم به تو جفا شد سرت از قفا جدا شد اثرات خنجرِ شمر، روی حنجرت عیان است پسرم کسی در عالَم کفن تو را ندارد کفن تو خاک بوده کفن تو بی‌کران است قربونت بِرَم ای آقای بی کفن ، توو گودیِ قتلگاه ، دیدن آقا زین العابدین یه بدن بی سر رو در آغوش گرفته ... آقاجان ، این بدن کیه ؟؟ صدا زد بنی اسد یه بوریا بیارید ، این بدن بابای غریبم حسینه ... هر جا نشستی ناله بزن یا حسین ... صَلَّى اللَّهُ عَلَیْک یا مَظْلُومْ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْک یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه ... 16/12/1403 کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
( علیه السلام ) منم آن گناهکاری که به سوی تو دوان است تویی آن بزرگواری که کریم و مهربان است تو همیشه در فرازی تویی آن گدا‌نوازی که در اوج بی نیازی نگران بندگان است ( امشب اومدم اینو بگم : « تو اگر مرا برانی ، درِ دیگری نکوبم » ... جایی رو ندارم ، اگه تو ردم کنی ... ) تو اگر مرا برانی درِ دیگری نکوبم که به غیر از آستانت همه‌جا پُر از زیان است تو خدای مرتضایی تو همیشه با وفایی به گدای بی نوایی که ضعیف و ناتوان است ( همه باهم زمزمه کنیم ) برو ای گدای مسکین درِ خانه ی علی زن که امیر با خدا در نجفش هم آشیان است ... اما ٍ ست : خوشم اینکه خاک پای پسرِ ابوترابم همه عمر سایبانم عَلَمِ « حسین جان » است ( اهل گریه ، اهل روضه « به فدای آن شهیدی » ... دلت اینجا نباشه ، بریم کربلا ، شب جمعه است ، امشب همه ی انبیا و اولیا کربلان ، امشب کربلا یه روضه خوانی داره ، همین که لب وا میکنه زمین و زمان به گریه می افتند ... ) به فدای آن شهیدی که نخورد آب و جان داد زِ غمش هنوز زهرا شب جمعه روضه خوان است ( همین یکی دو بیت روضه ی من ، از زبان مادرش فاطمه ی زهرا ، چی میگه مادر؟ ) پسرم به تو جفا شد سرت از قفا جدا شد اثرات خنجرِ شمر، روی حنجرت عیان است پسرم کسی در عالَم کفن تو را ندارد کفن تو خاک بوده کفن تو بی‌کران است قربونت بِرَم ای آقای بی کفن ، توو گودیِ قتلگاه ، دیدن آقا زین العابدین یه بدن بی سر رو در آغوش گرفته ... آقاجان ، این بدن کیه ؟؟ صدا زد بنی اسد یه بوریا بیارید ، این بدن بابای غریبم حسینه ... هر جا نشستی ناله بزن یا حسین ... صَلَّى اللَّهُ عَلَیْک یا مَظْلُومْ ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْک یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه ... 16/12/1403