eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. نداشت رونقی از صبح ، گر چه بازارم چه غم که آخر شب میشوی خریدارم چقدر خرج منِ روسیاه میکنی و . . . چه سود؟!...بار گناه است کلِّ انبارم قبول...من بدم اما تو دوستم داری قبول...من بدم اما ... دوستت دارم سلاح آخر یک طفل گریه کردن اوست شبیه کودک لج رفته ، اشک میبارم کنار خانه ی زهرا ، مرا تو خانه بده بگو که شامل اَلجّار ، ثُمَّ ، اَلدّارم” به روضه روضه ی شب های جمعه محتاجم به کوچه کوچه پیِ روضه هات آوارم ببند پای مرا پایِ کارِ هیئتها گره بزن دل من را . . . به تو گرفتارم به هر که گفت که کارِ تو چیست؟...میگویم میانِ حلقه ی سینه زنان . . . میوندارم” خراب بزم خرابه شدم که دختر گفت: بیا عمه پدر آمده به دیدارم بیا دخترک حرمله...بیا اینجا ببین...ببین...نگفتم که من پدر دارم کشید موی مرا زجر و طعنه ام میزد زهی خیال که دست از سرِ تو بردارم ز بس که زیر پایش مرا لگد میزد عجیب در طلب شانه ی علمدارم... شعرِ برای *
امام حسین ع
نداشت رونقی از صبح ، گر چه بازارم
👆 نداشت رونقی از صبح ، گر چه بازارم چه غم که آخر شب میشوی خریدارم چقدر خرج منِ روسیاه میکنی و . . . چه سود؟!...بار گناه است کلِّ انبارم قبول...من بدم اما تو دوستم داری قبول...من بدم اما ... دوستت دارم سلاح آخر یک طفل گریه کردن اوست شبیه کودک لج رفته ، اشک میبارم کنار خانه ی زهرا ، مرا تو خانه بده بگو که شامل
اَلجّار ، ثُمَّ ، اَلدّارم” 

به روضه روضه ی شب های جمعه محتاجم 

به کوچه کوچه پیِ روضه هات آوارم 

ببند پای مرا پایِ کارِ هیئتها 

گره بزن دل من را . . . به تو گرفتارم 

به هر که گفت که کارِ تو چیست؟...میگویم 

میانِ حلقه ی سینه زنان . . . 
میوندارم” خراب بزم خرابه شدم که دختر گفت: بیا عمه پدر آمده به دیدارم بیا دخترک حرمله...بیا اینجا ببین...ببین...نگفتم که من پدر دارم کشید موی مرا زجر و طعنه ام میزد زهی خیال که دست از سرِ تو بردارم ز بس که زیر پایش مرا لگد میزد عجیب در طلب شانه ی علمدارم...  ایمان دهقانیا .
. یا جواد الآئمه(ع) . یک جوان غریب و یک شهری که ز پیر و جوان مقابل اوست مَحرم هرکسی همسرش است همسر این جوان ، قاتل اوست . سینه ات را ز داغ خون کردند جگرت را به زهر پاشیدند ناله از زجر زهر میکردی به تو اما چقدر خندیدند . آنقدر زهر ، زهر خود را ریخت که به جسمت دگر توان نرسد پشت در هلهله بپا شده بود که صدایت به این و آن نرسد . اِی بهار رضا ،خزان شده ای تو کجا و نشانه ی پیری؟ وسط حجره ی غریبی خود داری انگار روضه میگیری . روضه ای از جفای همسر خود از غم غربتت سخن داری هِی به یاد مدینه می افتی زیر لب ذکر یا حسن داری . از لبت ، پاره پاره ی جگرت لخته لخته بر آستین میریخت پیش لبهای تشنه از عطشت کاسه ی آب بر زمین میریخت . پیکرت را کشان کشان تا بام میبرند ، آه ، میروی از حال یادت افتاد روضه ای دیگر سر گودال تا ته گودال . پیکر تو سه روز بر روی بام این خودش ماجرای درد و غم است باز باقیست جای شکرش که رویِ این بام ، ریگ داغ کم است . خواهر و مادرت که لازم نیست به تنِ بی سرِ تو سر بزنند یا ببینند عده ای با تیغ زخم بر روی زخمِ تر بزنند . سَرِ آخر کفن نصیبت شد تنِ تو بی کفن نمی ماند نانجیبی بر رویِ جسمت اسبِ با نعل نو نمیراند ....................................................... .
. روز را شب می کنم با درد بی بال و پری هیچ دردی نیست از این درد ، درد بد تری ماجرای من شده مانند مرد یخ فروش آب دارد می شود عمر و ندارم مشتری نیمه ی شب از خیابان ها سراغم را بگیر روزگار عاشقی یعنی همین در به دری گریه هایم را بگیرى زیر گریه میزنم هر چه را دارم بگیر از من بده چشم ترى کربلایم دیر دارد میشود کاری بکن بی کسی ام را نکن با دوری ات یادآوری یا ولی الله، کارم لنگ گوشه چشم توست رب نمی بخشد مرا تا از گناهم نگذری نوجوان بودم شدم دیوانه ی کویت حسین آه از آن ساعتی که... روضه های کوثری... تازه میگردد برایم روضه ی عصر دهم چشم من هر بار می افتد به معجر، روسری پیش چشم مادرت پیش نگاه خواهرت حنجرت را ریش ریشش کرد آخر خنجری نعل تازه ساختند و بر تنِ تو تاختند پشت و رویت را یکی کردند از خیره سری مثل نعلی که کمی از پیکرت را کند و برد برد همراه خودش انگشت را انگشتری بچه هاى فاطمه از قافله جا مانده اند ساربان آهسته تر داری مگر سر مى برى زجرهای زجر این ضرب المثل را باب کرد: صد پسر در خون بغلتد گم نگردد دختری”  گروه یا مظلوم ✍ .
. من قرارم بی تو بی قراریه بیا برگردیم حسین ، چه کاریه یاد حرف مادر افتادم ، میگفت : امون از رنج و بلای ماریه یادگارای حسن پشت سرت لشکری خیره به رویِ اکبرت تورو به لالایی رباب بگو چی میاد سر گلوی اصغرت؟! بگو بچه هات رو خارا راه نرن طرف آتیش این سپاه نرن واسه بازی کردن هر جا که میرن برن اما سمت قتلگاه نرن کاش علمدار حرم به من بگه غصه هاش و میخرم ، به من بگه اگه عباس به تو گفت برادرم بگو که یه خواهرم به من بگه برا آزار دلم دف میزنن صحبت از بیابون طف میزنن نمیتونم ببینم نانجیبا سرت و میبرّن و کف میزنن روز چندم تورو از من میگیرن جلو مردم تورو از من میگیرن اینا که یه جو مروت ندارن سر گندم تورو از من میگیرن پیشونیّ و روت و بوسه بزنم گوشه ی ابروت و بوسه بزنم نکنه خنجر شمر کاری کنه نتونم گلوت و بوسه بزنم به چشات حسرتِ دریا مونده بود غمِ تو رو دلِ صحرا مونده بود قربونِ چندتا تارِ موهات حسین که لا انگشتایِ شمر جا مونده بود پُرِ زخمیُّ و سراپا نیزه ای اجتماعی از هزارتا نیزه ای روضه های تشنگیت جایِ خودش روزه ت و سنان شکست با نیزه ای یه طرف زمینه که روضه خونه یه طرف آسمونه که گریونه سرِ تو بینِ زمین و آسمون سرِ شاخه ی درخت آویزونه .