.
#نوحه
#زمزمه
#بازگشت_به_مدینه
مدینه کاروان از ره رسیده
غریب و بیکس و مهنت کشیده
تماشا کن که زینب بی حسین است
رسیده از سفر قامت خمیده
دم پیری بی یاور شد – عزادار برادر شد
دو چشمانش از غم تر شد
زدم ناله – خودم دیدم – غم دلبر
زدم بوسه – به قدی خم – بر آن حنجر
وای حسین وای ۳
برای جد خود روضه بخوانم
نما گریه بر آن قد کمانم
کنار قتله گه کردم صدایت
تماشا کرده ای اشک روانت
دمی که سینه سنگین شد – محاسن از خون رنگین شد
جسارت بر همه دین شد
نمی گویم – چه شد از آن – همه غوغا
همین پیراهن از او مانده یا جدا
وای حسین وای ۳
انیس سینه ام آهی حزین است
به یاد علقمه قلبم غمین است
دگر سوغاتیم یک مشک پاره / برای مادرم ام البنین است
کجا بودی ام البنین – که با عمود آهنین
شده سقا نقش زمین
ز بعد او – عدو رویش – به ما وا شد
شبیه خارجی ها با – حرم تا شد
#قاسم_نعمتی ✍
#ورود_کاروان_به_مدینه
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
.👇
.
#زمزمه #زمینه
#وفات_حضرت_ام_البنین
#حضرت_ام_البنین سلام الله علیها
#عبدالله_باقری ✍
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
"زبانحال جناب بشیر با حضرت ام البنین سلاماللهعلیها"
گفتم از چهار تا قرص قمرت / گفتی از حسین بگو
گفتم از چهار تا یاس پرپرت / گفتی از حسین بگو
وقتی گفتم از غم هر پسرت / گفتی از حسین بگو
((پس با اجازه بیبی))
حسینت و تنها دیدن
از بعد علقمه بهش میخندیدن
دور حسین اومدن و ...
تیر سه شعبه توی قلبش زدن و ...
خم شده بود رو ذوالجناح
با نیزه سجده بُردنش توو قتلگاه
رو خاکا بی یار و غریب
اُفتاده بود شَیبُالخَضیبْ خدُّالتَّریب ۲
آجرکِالله یا اُمَالبنین ۳
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
گفتم از عباس و مشک و اضطراب / گفتی از حسین بگو
گفتم از تشنه لبیش کنار آب / گفتی از حسین بگو
گفتم از شرمندگیش پیش رباب / گفتی از حسین بگو
((پس با اجازه بیبی))
تنهایی گیر آوردنش
با زور نیزه ته گودال بُردنش
پیِ اذیتش بودن
زنده بود و توو فکر غارتش بودن
سواره زد ؛ پیاده زد
حرمله تیر آخر و ایستاده زد
آخ! پیرمردا اومدن
نشستن و عصا به پیکرش زدن ۲
**
مادر! بسه یا باز بگم؟
کار و تموم کردن و ریختن توو حرم
میون اون شعله و دود
توو خیمهها قحطی معجر شده بود ۲
آجرکِالله یا اُمَالبنین ۳
.
#بازگشت_به_مدینه
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
👇
هدایت شده از (طور عشق)رضا یعقوبیان
۲۰
(بازگشت اهلبیت به مدینه)
یا محمد
زینب تو ز کربلا آمد
سوی دیار آشنا آمد
با دل خون غرق عزا آمد
یا رسول الله خون شده دلم
یا رسول الله از تو خجلم
یا رسول الله زینب توام
داغ حسینت گشته قاتلم
یا رسول الله وا محمدا۴
یا محمد
از سفر آمده سویت زینب
روزم در این سفر شده چون شب
از این مصیبت شده جان بر لب
یا رسول الله گویم این خبر
یا رسول الله گشته خونجگر
یا رسول الله جد اطهرم
زد داغ حسین بر دلم شرر
یا رسول الله وا محمدا۴
یا محمد
رنج و محن به کربلا دیدم
گل های پرپر از جفا دیدم
سر بریده از قفا دیدم
یا رسول الله شمر دون رسید
یا رسول الله خنجرش کشید
یا رسول الله از ظلم و ستم
سر حسینت از قفا برید
یا رسول الله وا محمدا۴
یا محمد
ظلم و ستم شام بلا دیدم
سرها به روی نیزه ها دیدم
من گریه های بی صدا دیدم
یا رسول الله مردمان شام
یا رسول الله بهر انتقام
یا رسول الله سنگ کین زدند
بر سر و روی ما ز روی بام
یا رسول الله وا محمدا۴
#رضا_یعقوبیان
#سبک_تسبیحات_حضرت_زهرا
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
@yaghubianreza
.
۲۰
(ورود اهل بیت به مدینه)
یا محمد
زینب تو ز کربلا آمد
سوی دیار آشنا آمد
با دل خون غرق عزا آمد
یا رسول الله خون شده دلم
یا رسول الله از تو خجلم
یا رسول الله زینب توام
داغ حسینت گشته قاتلم
یا رسول الله وا محمدا۴
یا محمد
از سفر آمده سویت زینب
روزم در این سفر شده چون شب
از این مصیبت شده جان بر لب
یا رسول الله گویم این خبر
یا رسول الله گشته خونجگر
یا رسول الله جد اطهرم
زد داغ حسین بر دلم شرر
یا رسول الله وا محمدا۴
یا محمد
رنج و محن به کربلا دیدم
گل های پرپر از جفا دیدم
سر بریده از قفا دیدم
یا رسول الله شمر دون رسید
یا رسول الله خنجرش کشید
یا رسول الله از ظلم و ستم
سر حسینت از قفا برید
یا رسول الله وا محمدا۴
یا محمد
ظلم و ستم شام بلا دیدم
سرها به روی نیزه ها دیدم
من گریه های بی صدا دیدم
یا رسول الله مردمان شام
یا رسول الله بهر انتقام
یا رسول الله سنگ کین زدند
بر سر و روی ما ز روی بام
یا رسول الله وا محمدا۴
#رضا_یعقوبیان
#سبک_تسبیحات_حضرت_زهرا
#ورود_به_مدینه
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
#بازگشت_به_مدینه
@yaghubianreza
.
4_5951703148920834346.mp3
زمان:
حجم:
1.85M
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
#نوحه_سنتی ثلاث
#زنجیرزنی
ندارد چشم من سویی ندارد پای من قدرت
بیا مادر سر راهم که بر می گردم از غربت
گلم از من جدا مانده
دلم در نینوا مانده
وجودم مبتلا مانده
حسینم کربلا مانده
➖حسین جانم(۲)
➖حسین ای جان جانانم(۲)
چه سوغات سفر مادر ز فرزندت من آوردم
ببین خونین ببین گلگون همان پیراهن آوردم
به فرزندت جفا گشته
لبِ تشنه فدا گشته
اسیر کینه ها گشته
جدا سر از قفا گشته
➖حسین جانم(۲)
➖حسین ای جان جانانم(۲)
چهل منزل اسیری و چهل منزل کتک خوردن
چهل منزل به پای سر به روی نیزه ها مُردن
تمامی یه طرف مادر
امان بزم و طشت زر
امان از خواهری مضطر
لب و چوب و شراب و سر
➖حسین جانم(۲)
➖حسین ای جان جانانم(۲)
(حسن ثابت جو)✍
#بازگشت_به_مدینه
https://emam8.com/upload/sabks/97/8/44923_1397815000030_1760574.mp3
@madehin14 زمزمه بازگشت اسرا به مدینه.mp3
زمان:
حجم:
3.01M
#نوحه #زمزمه #آواز_شورمحلی
#بازگشت_به_مدینه
مدینه کاروان از ره رسیده
غریب و بیکس و مِحنت کشیده
تماشا کن که زینب بی حسین است
رسیده از سفر قامت خمیده
دم پیری بی یاور شد – عزادار برادر شد
دو چشمانش از غم تر شد
زدم ناله – خودم دیدم – غم دلبر
زدم بوسه – به قدی خم – بر آن حنجر
وای حسین وای ۳
برای جد خود روضه بخوانم
نما گریه بر آن قد کمانم
کنار قتله گه کردم صدایت
تماشا کرده ای اشک روانت
دمی که سینه سنگین شد – محاسن از خون رنگین شد
جسارت بر همه دین شد
نمی گویم – چه شد از آن – همه غوغا
همین پیراهن از او مانده یا جدا
وای حسین وای ۳
انیس سینه ام آهی حزین است
به یاد علقمه قلبم غمین است
دگر سوغاتیم یک مشک پاره / برای مادرم ام البنین است
کجا بودی ام البنین – که با عمود آهنین
شده سقا نقش زمین
ز بعد او – عدو رویش – به ما وا شد
شبیه خارجی ها با – حرم تا شد
شعر #قاسم_نعمتی ✍
نغمه پردازی: #حاج_اسماعیلی
#ورود_کاروان_به_مدینه
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
#ورود_به_مدینه
.
#بعد_از_اربعین
عزیمت قافله اهلبیت ع از کربلا به سوی مدینه
-----------
خیز و ببین یا اَخا می روم از کربلا
با غم تو همنوا می روم از کربلا
قافله ی خسته را قامت بشکسته را
می برم از نینوا می روم از کربلا
داده ام اینجا ز کف دُرّ گران با صدف
دستِ تهی حالیا می روم از کربلا
شام بلا رفته ام از تو جدا رفته ام
باز جدا از شما می روم از کربلا
گشته ز جور زمان گلشن و باغم خزان
با غمشان مبتلا می روم از کربلا
خسته و خونین جگر با غمِ جان همسفر
با دلِ در خون رها می روم از کربلا
داغ تو شد منتشر شهر نبی منتظر
من ز غمت در عزا می روم از کربلا
می روم از کوی تو بی خبر از روی تو
ای همه دَم دلربا می روم از کربلا
**
حاج محمود تاری «یاسر» ✍
#بازگشت_به_مدینه
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
.
زمینه؛ عَظَّمَ الله لكِ اﻻجر.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
#حضرت_ام_البنین علیهاالسلام
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
#زمینه
🔹عظَّمَ الله لكِ اﻻجر🔹
صلى الله على الباكين
عَظَّمَ الله لكِ اﻻجر، يا امبنين
خبر سنگينه، خبر پر درده
خبر آوردن، زينب بىحسين برمىگرده
زینب... ولی دیگه نه اون زینب
زینب با قامتِ کمون میاد
جونش میون قتلگاه مونده
حالا با حال نیمهجون میاد
واى از كربلا، وای از کربلا
واى از كوفه و شام بلا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صلى الله على المظلوم
مادری لالایی میخونه، آروم آروم
رباب غم داره، پای گهواره
هنوز مىسوزه، يادِ خشکیِ لبِ شيرخواره
لالا بخواب آروم جون من
انگار هوا هوای بارونه
لالا بخواب عمو توی راهه
الان به خیمه آب میرسونه
واى از كربلا، وای از کربلا
واى از كوفه و شام بلا
شاعر و نغمهپرداز:
#حمید_رمی
#حسین_حاجی
#وفات_حضرت_ام_البنین
امام حسین ع
. #بعد_از_اربعین عزیمت قافله اهلبیت ع از کربلا به سوی مدینه ----------- خیز و ببین یا اَخا می روم
.
#روضه_ورود_به_مدینه
السلامُ علیکَ یا جَدّاه
آمده زینبت به ناله و آه
خسته از غربت و مصیبتِ راه
قدکمان از مصائبی جانکاه
گرچه پیروز آمدم به حضور
خانمانسوز آمدم به حضور
همه هستی ز دست دادم و باز
روی پاهای خود سِتادم و باز
ایستادم، ولی فتادم و باز
شد ادامه رهِ جهادم و باز
بازگشتم سوی مدینه ولی
نه حسین است همرهم، نه علی
نه به دل، جز غمی بجا مانده
نه مرا محرمی بجا مانده
نه بجز ماتمی بجا مانده
نه سپاهِ کمی بجا مانده
ماند بر خاک، یااباالقاسم
هیجده کشته از بنی هاشم
همه را کشته ناگهان دیدم
بارشِ نیزه و سنان دیدم
قتل و غارت ز دشمنان دیدم
لشکری در پیِ زنان دیدم
نه علمدار در کنارم بود
نه کسی آشنا و یارم بود
ناگه از نیزهای سری افتاد
بر زمین پاره پیکری افتاد
چشمِ خولی، به دختری افتاد
دستِ جلاد، معجری افتاد
ناگزیر، اَمر بر فرار آمد
بدترین شامِ روزگار آمد
همه جا دود و آتش و خون بود
خیمهها سوخت، ماه محزون بود
یاسهایت کبود و گلگون بود
وضعِ اهلِ حرم دگرگون بود
تازه آغاز شد اسارت ها
چه بگویم من از جسارت ها
□ □ □
سخنی بهر مادرم دارم
زخمهایی به پیکرم دارم
آه در قلبِ مضطرم دارم
معجری باز بر سرم دارم
غم مخور، زینبِ تو غوغا کرد
خطبه ها کارِ معجز آسا کرد
مادرا دیدهی تر آوردم
اُسرا را به محضر آوردم
لشکری پاره معجر آوردم
خبر از شاهِ بی سر آوردم
تا مسیرم ز قتلگه طی شد
چقدر سر بریده بر نی شد
کامِ لب تشنگان خنک نشدند
زخمها خالی از نمک نشدند
هیچ یک فارغ از کتک نشدند
غیرِ زینب، ز کس کمک نشدند
در دفاع از حرم، هنر کردم
همه جا خویش را سپر کردم
هیچکس ناسزا نگفت بما
تهمت و ناروا نگفت بما
کوفه اصلاً خطا نگفت بما
بزمِ شام از جفا نگفت بما
من نگویم ز اِفتِرا چیزی
تا بماند قضيهی هیزی
خبرِ سخت، شامِ ویران است
در خرابه سهساله مهمان است
آنکه خورده شکست، عدوان است
کاخِ دشمن، به موجِ طوفان است
زین سفر مانده بهرِ سوغاتی
پاره پیراهنی، جراحاتی
#بازگشت_به_مدینه
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#بازگشت_به_مدینه
#حضرت_رباب
برگشت خیل قافله ، اما رباب ماند
با اشک و آه و درد و غم بیحساب ماند
در زیر سایبان نه ، که در زیر آفتاب
با داغ طفل و با پسر بو تراب ماند
تاراج شد عقیق سلیمان کربلا
جای نگین خاتم او در رکاب ماند
یک سال روضه خواند و ز چشمان اشکبار
بر قبرِ لاله، ژاله و بوی گلاب ماند
یک دشتِ تشنه مانده و یک شطِّ پُر ز آب
او یک سوال داشت ولی بی جواب ماند
یک جرعه آب کم شود از شط چه می شود؟
وجدان آب با گله اش در عذاب ماند
#جواد_کریم_زاده ✍
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
.
.
#نوحه
#بازگشت_به_مدینه
مدینه کاروان از ره رسیده
غریب و بیکس و مهنت کشیده
تماشا کن که زینب بی حسین است
رسیده از سفر قامت خمیده
دم پیری بی یاور شد
عزادار برادر شد
دو چشمانش از غم تر شد
زدم ناله – خودم دیدم – غم دلبر
زدم بوسه – به قدی خم – بر آن حنجر
وای حسین وای ۳
برای جد خود روضه بخوانم
نما گریه بر آن قد کمانم
کنار قتله گه کردم صدایت
تماشا کرده ای اشک روانت
دمی که سینه سنگین شد
محاسن از خون رنگین شد
جسارت بر همه دین شد
نمی گویم – چه شد از آن – همه غوغا
همین پیراهن از او مانده یا جدا
وای حسین وای ۳
انیس سینه ام آهی حزین است
به یاد علقمه قلبم غمین است
دگر سوغاتیم یک مشک پاره
برای مادرم ام البنین است
کجا بودی ام البنین
که با عمود آهنین
شده سقا نقش زمین
ز بعد او – عدو رویش – به ما وا شد
شبیه خارجی ها با – حرم تا شد
وای حسین وای
#قاسم_نعمتی ✍
#ورودمدینه
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
ویابه #سبک_خدایی_رهبری_رفت_از_برما
.👇
.
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
پرستوی مهاجر
ای مدینه سوی تو با دیدۀ تر آمدم
با برادر رفته بودم، بی برادر آمدم
ای مدینه دربرویم وامکن راهم مده
چون که بی امید جان خود براین درآمدم
ای مدینه تاکه گویم شرح حال خویش را
همچو مادر برسر قبر پیمبرآمدم
ای مدینه همره یک کاروان رنج وملال
سوی تو با کودکان ناز پرور آمدم
ای مدینه سوختم از آتش داغ حسین
چون پرستویی مهاجر گرکه بی پرآمدم
کاخ استبداد را با خطبه ام آتش زدم
دشمنان را ناتوان دیدم ، توانگر آمدم
وقت رفتن قاسم وعباس واکبر داشتم
بی علی اکبرو عباس واکبر آمدم
دیده ام خونین بدن گلهای باغ عشق را
ازکنار گلشنی در خون شناور آمدم
یوسف آل علی را دشمنان کشتند ومن
همره پیراهنش با دیدۀ تر آمدم
گرکه ریزم برسر خود خاک غم،عیبم مکن
کزکنار پیکری صد چاک وبی سر آمدم
گرکه نشناسد مرا عبدالله جعفر بگو
زینبم من کز سفر با دیدۀ تر آمدم
کزخودم دادم نشان، ازاین دیار «وفایی» با
اشک ریزان رفتم و،با دیدۀ تر آمدم
#سیدهاشم_وفایی ✍
#بازگشت_به_مدینه
.