eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. پر از اشکم پر از شوقم پر از دردم پر از آهم من امشب هیچ کس را غیر بابایم نمی خواهم من آن گنجم که در ویرانه ای کردند مستورم منم یاقوت سرخی که نگینِ خاتمِ شاهم به آتش می کشم این شهر را با آه سوزانم پدر جان سربلندت می کنم با عمر کوتاهم تنت در بین گودال و سرت کنج تنور افتاد بیا آغوش من ای یوسف افتاده در چاهم کجا بودی که همراهت عمویم را نیاوردی دلم می خواست برگردید بالای سرم با هم به دستم سلسله دارم به پایم آبله دارم بغل کن دخترت را خسته ام من،خسته از راهم برای خود نمی نالم، به حال عمه می سوزم اگر چه زخم دارم،درد را  راندم زِ درگاهم شبی از ناقه افتادم بماند که چه شد اما دگر پاهای من بابا نمی آیند همراهم... .
. همگی از بقیع برگشتند همگی خسته و غبار آلود روی چشم حسین اشک عزا چشم عباس هم پر از خون بود زینب آمد کنار در آرام سر خود را گذاشت گوشه‌ی در با سوالی حسین را گریاند ای حسین از برادرم چه خبر؟ در کنار مزار پیغمبر تن او را به خا ک‌ها دادید؟ تن سبز غریب مادر را به سوی فاطمه فرستادید؟ بنشین خواهرم صبوری کن تا بگویم چه در بقیع رخ داد؟ بغض آقا شکست و چشمش را اشک غربت گرفت و پاسخ داد: کاش خواهر تن برادر را ساده و مخفیانه می‌بردم کاش مانند حیدر و زهرا بدنش را شبانه می‌بردم کاش خواهر زمان تشییعش زره جنگ خویش بر تن داشت کاش تابوت مجتبی خواهر جنس محکم شبیه آهن داشت نگران‌تر شدم برادر جان حرف تو بوی جنگ را دارد روی دوشت چرا شده خونی؟ شانه‌ات بوی مجتبی دارد دست بر روی این دلم بگذار تا بگویم چه شد که مبهوتم من همین قدر با تو می‌گویم که عزادار تیر و تابوتم بنشین زینبم مرو بیرون خوشی ما تمام شد خواهر دیدی آخر حسین تو زینب بی‌حسن بی‌امام شد خواهر در کنار مزار او گفتم که بمیرم برای این تن تو غصه و ماتمت چه سنگین است غارتم کرده داغ رفتن تو گر چه با غصه غارتم کردند خواهر این انتهای غارت نیست در کنار حسن همه بودیم خوردن تیر اوج غربت نیست اوج غربت برای من مانده غارت خیمه‌ها برای شما غارت پیکرم برای من داغ کرب و بلا برای شما غارت هر چه بر تنم مانده از عبایم گرفته تا نیزه این لباسی که مادرم داده از تنم می‌برند با نیزه خواهرم یک به یک سواران را می‌دوانند بر تن و پشتم بعد از آن یک نفر که جامانده خواهد آمد سراغ انگشتم .
. السلام ای آفتاب عالم بالا حسن السلام ای ماه بی همتای این دنیا حسن یا صبور الصابرین یا کعبة للسائلین یا کریم و یا رحیم و یا عطوف و یا حسن یا جلیس الذاکرین یا رغبة للراغبین اشتیاق بی مثال هر دل شیدا حسن یا انیس المومنین یا شافعاً للمذنبین ای امید شیعیان در محشر کبری حسن یا سرور" فی القبور و یا شفاء"للصدور ای دمت احیاگر صدها هزار عیسی حسن ای مناجات علی باب ملاقات علی صاحب سِرِّ علیِ عالی اعلا حسن ای صدای فاطمه ای مجتبی فاطمه ای شریک غصه های حضرت زهرا حسن اسوة" للعالمین یا مقتداء" للحسین نام تو بر پرچم خونین عاشورا حسن در همان روز ازل در وقت تقسیم مقام ثبت شد در لوح حق نوکر همه،آقا حسن کار دنیا راه ما را از حریمت دور کرد کار غفلت بود اگر هستیم کم پیدا حسن گر چه آلوده شدیم اما شما آسوده باش در دل ما هیچ کس جز تو ندارد جا حسن هم میان خانه هم در خیمه ات بی یاوری ای گرفتار بلای بی وفائی ها حسن ای نماز با زره ،ای خورده با غربت گره من نمیدانم چرا ماندی چنین تنها حسن گریه کن هایت کم است و غصه های تو زیاد ای که می سوزد برایت ماهی دریا حسن روی مرکب بودی و پای شریفت زخم شد با عصای جهل آن نامرد نابینا حسن دشمنانش جای خود این دوستانش پس چرا... ...در مدینه با همه خوبند الا با حسن .
ڪانال هیئت آنلاینa8dd9be8-b70c-4cc7-9c80-df5064e36c17.mp3
زمان: حجم: 4.55M
💚 (؏) 🔊 🏴 السلام ای آفتاب عالم بالا حسن 🎙 🎤 . مجتبی_ع ✍ السلام ای آفتاب عالم بالا حسن السلام ای ماه بی همتای این دنیا حسن یا صبور الصابرین یا کعبة للسائلین یا کریم و یا رحیم و یا عطوف و یا حسن یا جلیس الذاکرین یا رغبة للراغبین اشتیاق بی مثال هر دل شیدا حسن یا انیس المومنین یا شافعاً للمذنبین ای امید شیعیان در محشر کبری حسن یا سرور" فی القبور و یا شفاء"للصدور ای دمت احیاگر صدها هزار عیسی حسن ای مناجات علی باب ملاقات علی صاحب سِرِّ علیِ عالی اعلا حسن ای صدای فاطمه ای مجتبی فاطمه ای شریک غصه های حضرت زهرا حسن اسوة" للعالمین یا مقتداء" للحسین نام تو بر پرچم خونین عاشورا حسن در همان روز ازل در وقت تقسیم مقام ثبت شد در لوح حق نوکر همه،آقا حسن کار دنیا راه ما را از حریمت دور کرد کار غفلت بود اگر هستیم کم پیدا حسن گر چه آلوده شدیم اما شما آسوده باش در دل ما هیچ کس جز تو ندارد جا حسن هم میان خانه هم در خیمه ات بی یاوری ای گرفتار بلای بی وفائی ها حسن ای نماز با زره ،ای خورده با غربت گره من نمیدانم چرا ماندی چنین تنها حسن گریه کن هایت کم است و غصه های تو زیاد ای که می سوزد برایت ماهی دریا حسن روی مرکب بودی و پای شریفت زخم شد با عصای جهل آن نامرد نابینا حسن دشمنانش جای خود این دوستانش پس چرا... ...در مدینه با همه خوبند الا با حسن ...................... https://eitaa.com/emame3vom/51337 .
در بسترش نشسته فقط آه می کشد با چشم خیس نالۀ جانکاه می کشد در بسترش نشسته سرش درد می کند می سوزد از درون جگرش درد می کند یک عمر می شود که غمی بین سینه داشت در سر هوای رفتن شهر مدینه داشت این عمر کم به غربت و تبعید سر شده با ظلم و جور و کینه و تهدید سر شده عمرش میان حلقۀ عدوان گذشته است یعنی میان غربت و زندان گذشته است هر چند بی توان شد و بی حال و خسته بود لبهای خشک و تشنۀ خود را ز هم گشود فرمود لحظه ای پسرم را بیاورید مهدی کجاست تاج سرم را بیاورید شب می رسد دوباره بیار آفتاب را در پای بسترم برسان عشق ناب را ناگاه مخفیانه و دور از نگاه ها سر زد در آسمان حسن ماه ماه ها آمد کنار بستر بابا نشست و بعد... بغضش به حال غربت بابا شکست و بعد دارد وصیت پدر آغاز می شود دارد زمان گفتن صد راز می شود با احتضار و حال و هوای غروبی اش دستی کشید بر روی صندوق چوبی اش می خواست تا عبای پیمبر در آورد عمامه و قبای پیمبر درآورد می دید در رخ پسرش اقتدار را می داد دست مهدی خود ذوالفقار را ناگاه علت غمِ دائم شد آشکار اسرار داغ و ماتمِ دائم شد آشکار اینجا غمی به وسعت تاریخ جلوه کرد در آن نگاه غمزده یک میخ جلوه کرد بر یادگار عصمت و پاکی نگاه کرد بر لاله های چادر خاکی نگاه کرد خون در جوار چادر زهرا چه می کند؟ هیزم کنار چادر زهرا چه می کند؟ فرمود از غم دل ما زار گریه کن از غصه های حیدر کرار گریه کن بر مادری که پشت در افتاد بر زمین بر جرأت و جسارت مسمار گریه کن هنگام روزه داری ات ای میوۀ دلم با یاد مجتبی دم افطار گریه کن بر آن کسی که در وطنش هم غریب بود بر آن امیر بی کس و بی یار گریه کن بر پیکر فتاده به دریای علقمه بر حسرت نگاه علمدار گریه کن آخر پدر به سمت لباسی اشاره کرد شرح مصیبت بدنی پاره پاره کرد برکشتۀ فتاده به گودال گریه کن بر آن تن شکسته و پامال گریه کن بر خواهری که آمده گودال قتلگاه رفته کنار پیکرش از حال گریه کن بر چشم خونفشان علمدار کربلا بر زخم دست ساقی اطفال گریه کن ناله بزن به پیکرِ زیر و زبر شده فرمود گریه کن به تن مختصر شده .
. ‍ کشته شده صادق آل عبا ارض و سماء گرفته رنگ عزا دین حق را امام_بر وجودش سلام واویلتا از زهر کینه جان داده در شهر مدینه (واویلتا آه و واویلا) ....... دشمن زده آتش به کاشانه‌اش شد مثلِ بیت فاطمه خانه‌اش آتش و دود بود_ظلم نمرود بود آتش که در دور و بَرش بود گریان زهرا مادرش بود (واویلتا آه و واویلا) ...... شیخ الائمه را شبانه بردند پای برهنه بی بهانه بردند پیاده بی عبا_ دشمنش بی حیا با دست بسته نیمۀ شب افتاد یاد عمه زینب (واویلتا آه و واویلا) 👇
. گوش کن از دل افلاک خبر می آید به سرِ اهل زمین دُرّ و گهر می آید چه خبر هست؟ فرشته چقدر می آید سوره صبر در آغوش سحر می آید شد اجابت ز خدا باز دعای حیدر فاطمه دختری آورده برای حیدر دختری آمده تا همدم مادر باشد دختری آمده تا حیدر حیدر باشد خواهری آمده عشق دو برادر باشد گوییا آمده یک برهه پیمبر باشد عصمت و عفت و تقواش همه مادری است به خداوند قسم لایق پیغمبری است فاطمه محو گل روی درخشانش بود مرتضی زمزمه میکرد و غزلخوانت بود گرم بوسیدن پیشانی و چشمانت بود احمد آنروز چه می دید که گریانت بود احمد آنروز تجلی رسالت را دید یا که ظرفیت تحویل امامت را دید؟ قلمی نیست که املا کند اوصاف تو را دهنی نیست که انشاء کند الطاف تو را یا که توصیف کند وسعت انصاف تو را یا که تشریح کند قلهء اهداف تو را عقل عاجز شد و از درک وجودت شد مات به گل روی بهشتی تو بانو  صلوات بعد زهرا احدی مثل تو اکرام نشد زنی اینگونه پیام آور اسلام نشد طائر عقل کسی مَحرَمِ این بام نشد دست در دست شدی گریه ات آرام نشد دیدی از دور و برت عطر کسی می آید مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید چشم بر  هم زدی و عشق مجسم آمد بَه که بالای سرت خیر دو عالم آمد اشک از گوشهء چشم همه آن دم آمد کودکی سوی تو با دیدهء پر نَم آمد گفت خوش آمدی ای نور دو عینم زینب کمی آرام عزیزم که حسینم زینب بانوی مُلک وجودی و وجودت خیر است قلب تو وقف حسین است و جدا از غیر است پیش تو عشق حسین ،اصل سلوک و سِیر است سِیر تو کرب و بلا، کوفه و شام و دِیر است آمدی تا که بفهمیم خدا یعنی چه صابره بودن در کرب و بلا یعنی چه ای که در عشق حسینی به دو عالم عَلَمی کعبهء عشق برادر شدی و محترمی مریم از جام حیای تو چشیده است نمی نائب فاطمه، صدیقهء ثابت قدمی کوفه و شام اسیر دَمِ زهرایی توست مات و مبهوت سخنرانیِ مولایی توست جای امثال شما در کُره خاکی نیست چون زمین قابل این گوهر افلاکی نیست گفتی ای درد بیا از تو مرا باکی نیست داغها دیده ای اما لب تو شاکی نیست چه عبارات عجیبی روی آن تَل گفتی پیش آن پیکر صد چاک تَقَبَّل گفتی آمدی جلوه کنی نام علی زنده شود زن ندیده است کسی مثل تو رزمنده شود در دل جهل زمان شمسهء تابنده شود با زبان وقت بیان خنجر بُرّنده شود روی نی گفت برادر همه جا در هر راه طَیِّب الله به غوغای تو ماشاءالله ای تمنای دل خون خدا یا زینب در تو دیدند همه فاطمه را یا زینب مرحمت کن به منِ بی سر و پا یا زینب نشوم از سرِ کوی تو جدا یا زینب نظری کن که در این خانه بمانم یک عمر تا نفس هست فقط از تو بخوانم یک عمر ✍ .
. ‍ کشته شده صادق آل عبا ارض و سماء گرفته رنگ عزا دین حق را امام_بر وجودش سلام واویلتا از زهر کینه جان داده در شهر مدینه (واویلتا آه و واویلا) ....... دشمن زده آتش به کاشانه‌اش شد مثلِ بیت فاطمه خانه‌اش آتش و دود بود_ظلم نمرود بود آتش که در دور و بَرش بود گریان زهرا مادرش بود (واویلتا آه و واویلا) ...... شیخ الائمه را شبانه بردند پای برهنه بی بهانه بردند پیاده بی عبا_ دشمنش بی حیا با دست بسته نیمۀ شب افتاد یاد عمه زینب (واویلتا آه و واویلا) 👇
. با تَضرع ایستاد و رو به رویش حرف زد با خدای خویش از راز مگویش حرف زد دست بر زیر محاسن برد و گفتا: پیشکش از خطوط صورت و زیر گلویش حرف زد هر بلایی بود را روز ازل با جان خرید جان چه قابل، جان به کف از آبرویش حرف زد از گلستانش ،جوانش از هر آن چه داشت گفت از گل شش ماهه ی خوش رنگ و بویش حرف زد هق هق مولای ما آن دشت را شرمنده کرد از علی اکبر و از خُلق و خویش حرف زد در مناجاتش گریزی زد میان قتلگاه از همان سینه که می آیند رویش حرف زد سينه ی خود را برای سُمِّ مركب ها گذاشت لحظه ای كه از جنايات عدويش حرف زد ماجرا را دید تا آن جا که بین راه شام دختر آمد پای نیزه با عمویش حرف زد: با عمو می گفت این جا هستی و ما را زدند؟ از لبش از گونه اش از تار مویش حرف زد یاد ضرب سنگ ها و خون پیشانیش بود وقتی از نوع نماز و از وضويش حرف زد شرح داد و شرح داد و شرح داد و شرح داد از تمام ماجرا و مو به مويش حرف زد ✍ .
امام حسین ع
. شهادت #سید_حسن_نصرالله تایید شد
. شهید والامقام وجدان جهانیان به هوش آمده است رودی شده است و در خروش آمده است از خون بنویس شاعر از خون شهید! خون کلمات هم به جوش آمده است ✍ ............ ایتامِ غریبِ چارده معصوم‌اند از دیدن صاحب الزمان محروم‌اند "عجّل لولیّک الفرج" باید خواند تا وقت ظهور، شیعیان مظلوم‌اند ✍ ....... تقدیم به دست از تو نمی‌کشیم تا جان داریم ما با تو کجا ترس ز طوفان داریم موسی شده‌ای که نیل را بشکافی ای مرد به ایمان تو ایمان داریم ✍ ........ . ما امت حضرت رسول اللهیم با غزه و لبنان و یمن همراهیم در عرصه جنگ بین حق و باطل مائیم که حامیان حزب اللهیم ✍ .
. ‍ کشته شده صادق آل عبا ارض و سماء گرفته رنگ عزا دین حق را امام_بر وجودش سلام واویلتا از زهر کینه جان داده در شهر مدینه (واویلتا آه و واویلا) ....... دشمن زده آتش به کاشانه‌اش شد مثلِ بیت فاطمه خانه‌اش آتش و دود بود_ظلم نمرود بود آتش که در دور و بَرش بود گریان زهرا مادرش بود (واویلتا آه و واویلا) ...... شیخ الائمه را شبانه بردند پای برهنه بی بهانه بردند پیاده بی عبا_ دشمنش بی حیا با دست بسته نیمۀ شب افتاد یاد عمه زینب (واویلتا آه و واویلا) 👇
. ای باطن غم تو غم کربلا حسن میراث‌دار غربت شیر خدا حسن ای شاهد مصیبت فرق شکافته ای شاهد غم در و دیوار، یا حسن ای زخم‌خورده، زخم زبان خورده از همه سردار دست بسته‌ی قحط وفا حسن عمری اگرچه زیستی ای زاده‌ی علی هر روز را شهید شدی، مرحبا حسن بخشیده‌اند مال، کریمان به مردمان بخشیده‌ای تو آبروی خویش را حسن هرگز نبود با تو ولی با حسین بود هفتاد یار صادق و بی ادعا حسن افتاد جسم قاسم و عبداللَهت به خاک شد نذر آخر تو چه زیبا ادا حسن ............. علیه‌السلام نبود تاب و توانی که وا کند لب را گرفت با نگه خود سراغ زینب را خبر رسید و سراسیمه خواهرش آمد دوان دوان به کنار برادرش آمد رسید و چادر خود را که از سرش انداخت نگاه حیرت خود بر برادرش انداخت صدای گریه و آه بلند می‌آمد زبان خواهر دلخسته بند می‌آمد کمی بریده بریده صدا زد ای حسنم! دو چشم خود بگشا، ای ستم کشیده! منم عزیز مادر من باز خونجگر شده‌ای! شبیه مادرمان دست بر کمر شده‌ای! چرا عزیز دلم رد خون به لب داری؟! چه چشم بی رمقی و چقدر تب داری! غریب فاطمه! رنگ تنت عوض شده است تن تو سبز شده، گلشنت عوض شده است شنیده‌ام که چه رنجی ز یار می‌بینی شنیده‌ام که دو روز است تار می‌بینی خودت بگو چه کنم اشک و آهِ قاسم را بگو چگونه بگیرم نگاه قاسم را نگاه طفل به جان دادن پدر سخت است نگاه بر تو و طشت و غم جگر، سخت است گذشت واقعه و بعد غسل دادن ماه به عزت و شرف لااله الا الله تن غریب وطن را بلند می‌کردند تن شریف حسن را بلند می‌کردند برادران همه رفتند زیر تابوتش فرشته‌ها همه بردند سوی لاهوتش کنار قبر پیمبر دوباره فتنه رسید شکوه و جلوه‌ی تشییع مجتبی را دید گذشت لحظه‌ای و فتنه‌ای به راه انداخت به سوی جمع کماندارها نگاه انداخت کنار قبر نبی صحنۀ جدل شده بود تلافی همه از کینۀ جمل شده بود کنار قبر نبی از دل عقده واکردند و از کمان همگی تیر را رها کردند صدای نالهٔ واغربتا به گوش آمد چنان که غیرت عباس هم به جوش آمد غم غریبی‌ات آقای من! چه دلگیر است به پیکرت لب هفتاد چوبهٔ تیر است ......... سلام‌الله‌علیها مجتبی علیه‌السلام ✍ یک روز، جگر برابرم آوردی یک روز، سرِ برادرم آوردی ای کاش تو هم فرو بپاشی از هم ای تشت! ببین چه بر سرم آوردی ....... علیه‌السلام رسم کریم‌هاست غم یار می‌خورند درعمر خویش غصهٔ بسیار می‌خورند راز نگفته در دلشان موج میزند از دوست زهر و طعنه ز اغیار می‌خورند زیر عبا زره به تن خویش می‌کنند وقت نماز خون دل زار می‌خورند حتی سپاهیان و غلامان یک غریب نان را به نرخ درهم و دینار می‌خورند از همسرانشان طلب آب می‌کنند اما به جاش زهر شرربار می‌خورند این زهر را نه از ستم همسرانشان این زهر را ز کوچه و دیوار می‌خورند موی حسن ز غصه زهرا سفید شد رسم کریم‌هاست غم یار می‌خورند .