.
#حضرت_رقیه سلام_الله_علیها
من نوکری از خاک ایرانم رقیه
یک گوشه چشمی کز گدایانم رقیه
من اقتدا کردم به تو از روز اول
ای مرجع تقلید دورانم رقیه
هر ساله در راه حرم گفتم حسین و
این اربعین با گریه میخوانم رقیه
جا ماندن از کرب و بلا هم چاره دارد
با هر نفس گویم اگر ،جانم رقیه
این روز و شب ها که پر از درد فراقم
من را نگاهی کن، پریشانم رقیه
از سفره های نذزی ات حاجت گرفتم
از بچگی نزد تو مهمانم رقیه
قلبم کباب از غربتت؛زهرایِ مولا
با روضه ی ویرانه گریانم رقیه
#مرتضی_عابدینی ✍
.
.
#غزه
غزه نه، اصلاً تصور کن همین تهران ماست
اصفهان و بهبهان و یزد و رفسنجان ماست
چشم هایت را ببند و زخم ها را دوره کن
فرض کن که مقصد اینبمب ها ، ایران ماست
غزه نه ، اصلاً تصور کن که بیخ گوش ما
مرگ جولان می دهد، مرثیه هم مهمان ماست
دخترت را با عروسک زیر آواری ببین
آن چه می افتد میان خاک و خون ها ، جان ماست
پیکر دردانه ات را در کفن ، ای وای من
گفتنش هم خنجری بر سینه ی سوزان ماست
حق که معلوم است و باطل هم عیان تر از عیان
مرد میدان شو ، که سنگر ،سنگرِ ایمان ماست
#مرتضی_عابدینی ✍
#مقاومت_اسلامی
.
.
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
_گفتگو با عمه زینب در دل خرابه
زمین به آسمون بره،یا آسمون بیاد زمین
آروم نمیگیرم دیگه،بابائی مومیخوام همین
شبای دوری از بابا تا سحر هق هق میکنم
اگه نیاد تو بغلم ،نمی خوابم، دق می کنم
تو شاهدی که دخترا، زبون درازی میکنن
خسته میشن، از سر لج دوباره بازی میکنن
دست همو میگیرن و می پرن و تاب میخورن
اَدامو در میارن و با قد خم آب میخورن
گرسنمه تو جمعشون ، از غذای لذیذ میگن
از عمودورم که بهم ،خارجی وکنیز میگن
معجرِ روی سرمو ، یه مرد پرغرور کشید
نمیدادم گوشواره مو، یکی اومد به زور کشید
لاله ی گوشمو ببین ، خونی که لخته بسته و
شبیه مادرت شدم پهلویی که شکسته و
میبینی روضه خون شدم ، گریه کنم رونیزه هاس
تسبیح این شبای من ، بابا بابا بابا باباس
به شوق دیدنش شب سردو تحمل میکنم
موهای سوخته مو ببند،دردو تحمل میکنم
دندونای شکستمو یه جوری پنهون میکنم
یه فکری هم برای این لبای پر خون میکنم
ولی بگو جلو بابام قد خم وچکار کنم؟
زخم سرم ، تاول پام، این ورم و چکار کنم؟
تو هم دیگه نمی شنوی صدای آه و ناله رو
دردسرت شدم ببخش،حلال کن این سه ساله رو
#مرتضی_عابدینی ✍
#پنجم_صفر #شب_سوم_محرم
.
.
#پنجم_صفر #شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
دیگه برام تو آسمون
یه دونه هم ستاره نیست
چشای من بد میبینه
لبای تو ک پاره نیست
عروسکام مثل خودم
بد جوری آواره شدن
بابا درست میبینی تو
گوشای من پاره شدن
خوش اومدی عزیز من
خوش اومدی قرار من
حیف دخترا نمیبینن
تو اومدی کنار من
من هر جا گفتم بابایی
با تازیونه زدنم
جون تو ، من رقیه ام
فقط کبوده بدنم
دلم گرفته بابایی
خسته شدم اسیر شدم
به قد خم خرده نگیر
منم مث تو پیر شدم
سر تو روی نیزه ها
ماه تو آسمونمه
ی چی میخواستم بگمت
بابایی رو زبونه
سرت رو دیدم تو تنور
دلیل بغض و نالمه
راست و حسینی بِم بگو
میخوره من سه سالمه ؟
#مرتضی_عابدینی ✍
.
.
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
اولای این سفر ، خاطره هاش تو ذهنمه
روی شونه ی عمو بازی می کردم یادته؟
کنار محمل ما میومدی توی مسیر
هی میگفتی دور دخترم بگردم یادته؟
چادرِ نمازی که خودت خریدی برا من
پیرهن گلدارم و ، النگوهامو یادته
موهای بلندمو اون روزا که نسوخته بود
شونه میزدی برام، گل موهامو یادته
حالا اومدی تو ویرونه ، اونم این دل شب
باید این تلخی دوری رو برام عسل کنی
جای این سکوتی که رقیه رو پیر میکنه
خوبه که دستاتو وا کنی، منو بغل کنی
من سرشکسته تو ، هزار تا بوسه میزنم
به همه نشون میدم ، میگم که بابای منه
بغل من بابایی ، از سر نیزه بهتره
اینجا هیشکی تو رو با سنگ و عصا نمی زنه
نفسم در نمیاد بخوام باهات حرف بزنم
تو چشات زل میزنم ، تو درد و از چشام بخون
میبینی چی مونده از دختر دردونه ی تو
لکنت زبون و چند تا تیکه پوست رو استخون
راستی بابا تو بگو، از اون شب تنور بگو
دلم و آروم کن و، اسم منو صدا بزن
دوباره رفتی رو نیزه به عمو بگو بیا
یه سیلی تو صورت این زجر بی حیا بزن
بابای قشنگ من ، قربون این زخم لبات
نمیخوای به داد من ،تو این غریبی برسی
نمیزارم دیگه از تو بغلم جایی بری
تو فقط مال منی ،نمیدمت به هیچ کسی
آخرای عمرمه برام دعا کن بابایی
گفتم از لبات و یادم اومد از بزم شراب
یکی گفت "اُسکتی یا جاریه" و دلم گرفت
اونجا که دستای ما رو بسته بودن با طناب
#مرتضی_عابدینی ✍
#شب_سوم_محرم
.
.
#حضرت_رقیه سلام_الله_علی
ها
ای سایه ی روی سرم ، با سر رسیدی...
امشب به مهمانی این دختر رسیدی
تو که به ویرانه،صفا دادی عزیزم...
از نیزه چندین دفعه افتادی عزیزم؟
ای که شبیه قرص ماهی ، میدرخشی
شانه نشد موی سرم ، بابا ببخشی
حتما خبر داری که ابرویم شکسته..
از ضربه ای ناجور ،پهلویم شکسته...
با چشم تارم زخم هایت را که دیدم
یک کربلا را در میان دل کشیدم
دردانه ت کنج خرابه نیمه جان است
ترتیب دندان های من ،یک در میان است
دیدمپس از تو ، بغض قوم بی حیا را
بزم شراب و ازدحام کوچه ها را
از منگرفته معجرم را مردکی پست
بابا کشید موی سرم را مردکی پست
لبخند دختر ها زند آتش به جانم
دق میکنمآخر از این لکنت زبانم
دانی که چهل منزل چه غمهایی کشیدم..
من را ببر به حرمت موی سپیدم...
#مرتضی_عابدینی✍
#پنجم_صفر #شب_سوم_محرم
.
.
#زبانحال_حضرت_زینب
#اربعین
از جگر سوخته ی حضرت زینب سلام الله علیها....
بزارید گریه کنم ، دلم گرفته بی حساب
شاید آروم بگیرم ، بعدِ یه دنیا اضطراب
دلخوشیِ زندگیم رقیه ی تو بود حسین
گوشه ی خرابه خواهرت شده خونه خراب
بعد دیدن تنت رو خاک گرم کربلا
خاطرات غارت خیمه منو میده عذاب
از همون لحظه که اصغرت رو لب تشنه زدن
هیشکی آب نمیخوره جلوی چشمای رباب
جگرم میسوزه و مُردنم آرزوم شده
از همون دم که دیدم سرت رو تو طشت شراب
هرجا رفتم این روزا، همه منو نشون دادن
انگاری که خنده کردن به اسیر داره ثواب
مَحرمام که جون دادن ، حرمت من شکسته شد
آخه هیچ کسی دیگه برام نمیگیره رکاب
پشت نیزه ی سرت ، بر سرمون داد میزدن
دست بچه ها و زینبت رو بستن با طناب
بعد عباسِ علمدار و علیِ اکبرم
منو بردن توی کوچه و بازارا بی نقاب
حرفامو باهات زدم میرم که وقت رفتنه
این جدایی از تو ، قلب زینب و کرده کباب
#مرتضی_عابدینی ✍
👇
.
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اربعین
یک زن قامت خمیده همچو مضطرها رسید
خواهری بشکسته از داغ برادرها رسید
خواهری که دست هایش بسته در زنجیر شد
در روایت آمده بعد از حسینش پیر شد
زینب آمد کربلا ، با آهِ سوزانِ خودش
از اسارت آمده پیش حسین جانِ خودش
از سفر با خاطرات تلخ و رنجور آمده
تاول پا شاهد است او از رهِ دور آمده
هر نفس مرثیه خوان غربت خون خداست
او شهید زنده بعد از ماجرای کربلاست
اربعین شد ،با هزاران آه و ناله آمده
سینه اش آتش گرفته بی سه ساله آمده
با خودش یک کوله درد بی شمار آورده است
درد و دل های فراوان بهر یار آورده است:
ای برادر جان ، سرت را بر سر نی دیده ام
بعد تو هم ازدحام، هم مجلس مِی دیده ام
کوفه و شام بلا ، آمد بلاها بر سرم
ماجرایی شد حسینم ، ماجرای معجرم
مو سپید و قد کمانم، خواهری دل خسته ام
من به دیدارت در این ثانیه ها دل بسته ام
میروم اما دلم را میگذارم نینوا
تا نفس دارم بگویم ای امان از کربلا
#مرتضی_عابدینی ✍
.
امام حسین ع
. #امام_حسین (ع) عمریست که مجنون سرکوی حسینم دلبسته ی آن تیغ دو ابروی حسینم برسنگ مزارم بنویسید پس
.
#حسین_جان
طلب مزد ندارم ز تو ای شاه وفا
عذرخواهم که نمردم وسط روضه ی تو
#مرتضی_عابدینی ✍
.
.
#امام_حسین
تقدیم به روح شهدا علی الخصوص شهید مداح
#حاج_عادل_رضایی
آخر ماهه میون روضه ها بگو حسین
اگه دلتنگی برای کربلا بگو حسین
دلت از دنیا گرفته ، یه پناه امن میخوای
به سفارش آقا امام رضا بگو حسین
بُعد منزل نبُوَد در سفر روحانی
دلتو پر بده تا صحن و سرا بگو حسین
اگه میخای میون این همه سختی و بلا
بگیره دل پر از غمت جلا بگو حسین
مادرم پای علم دستمو رو سینه گرفت
هی میگفت همراه دسته ی عزا بگو حسین
مزد نوکری میخوای مادرشو قسم بده
بنشین میون جمع فقرا بگو حسین
خالیه این روزا جای عادل عزیزمون
(خالیه این روزا جای همه ی رفیقامون)
به نیابت از تموم شهدا بگو حسین
از ازل عالم و آدم برا او ضجه زدن
مثه ناله ی امام مجتبی بگو حسین
به نیابت از قدیمیا یه کم روضه بگم:
بی حیا برید سرش رو از قفا ،بگو حسین
الهی بمیره نوکرش که توی قتلگاه
میزدن به پیکرش سنگ و عصا ، بگو حسین
#مرتضی_عابدینی ✍
.
.
#امام_حسین
خوب است که در پای غمش چشم تری هست
پس پشت درِ خانه ی مولا خبری هست
هرگز نکشم دست از این عاشقی خویش
تا ریشه در آب است امید ثمری هست
#مرتضی_عابدینی
.............
.
.
#نوحه_سنتی #زمزمه
#امام_حسین
#سبک_ای_صفای_قلب_زارم
ای همه دار وندارم ، کن نگاهی بیقرارم
میگذره با تو حسین جان، زندگی و روزگارم
تویی آقای من ، منم نوکر حسین
صدایت میزنم ، شه بی سر حسین
حسین جانم حسین....
فکری بر حال گدا کن، درد نوکر رو دوا کن
قاطی خوبات مرا هم ، راهی کرب و بلا کن
دلم تنگه برات ، برا صحن و سرات
الهی تو حرم ، بشه جونم فدات
حسین جانم حسین....
پا علم بودم همیشه ، عشق تو تکرار نمیشه
هیچ کسی واسه ی نوکر ، مثل اربابش نمیشه
تویی یارم حسین ، تو غمخوارم حسین
بگیر دست مرا ، گرفتارم حسین
حسین جانم حسین..
عمریه پا تو اسیرم ، یا حسین نعم الامیرم
مددی کن بین روضه ، من برای تو بمیرم
حسینه بر لبم ، گدایی منصبم
شفاعت کن مرا ، غلامِ زینبم
حسین جانم حسین...
#مرتضی_عابدینی ✍
#نوحه_امام_حسین
👇