eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🏴 زمینه یا واحد شهادت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام 🏴بند اول مولای یا موسی بن جعفر در کنج زندان بودی مضطر شد قلبت رنجیده از دنیا ای وارث بر غمهای مادر با سیلی،میشدی نقش زمین زندان بانِ تو سندیِ لعین شد قلبِ،شیعه واسه تو غمین۲ موسی بن جعفر ای وای آقا 🏴بند دوم شد زخمی پای تو از زنجیر بودی کنج زندان بی تقصیر میدادت آزار آنجا دشمن با زخم زبان و با تحقیر میداد او،به تو فحش و ناسزا میخوردی،لگد از او بی هوا میزدی،ناله یاد کوچه ها۲ موسی بن جعفر ای وای آقا 🏴بند سوم یا سیدی موسی بن جعفر ما سائل تو و تو سرور یا باب الحوائج از کرم رفع مشکل کن از این کشور ما را در،این بلا یاری کن واسه شیعه بیا کاری کن از ایران،رفع بیماری کن۲ موسی بن جعفر ای جان آقا ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی 👇👇👇
. 🏴 حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام و حضرت علیه السلام 🏴بند اول عبد صالح خدا،ید تو مشکل گشا۲ مددی امام هفتم،پسر حضرت زهرا۲ مادرم به تو کنیز،عبد درگاهت عزیز۲ مددی امام هفتم،نظری به این گداها۲ به فدای تو،جان ناقابل دل به تو مایل،دل به تو مایل نام زیبایت،رافع مشکل دل به تو مایل،دل به تو مایل (باب الحوائج و،از عالمی سری تو والد رضا،موسی بن جعفری) (مددی مولا مولا مولا) 🏴بند دوم تو سجیّت الکرم،تو عزیز و محترم۲ ای به زخم همه دلها،نام تو شفا و مرهم۲ تویی استاد کلیم،کریم و ابالکریم۲ خود جنت حرم تو،و گدای توئه حاتم۲ ای سلام ما،بر روان تو بر همان جسم،ناتوان تو ای سلام ما،بر جوان تو آنکه خفته در،آسِتان تو (باب الحوائج و،از عالمی سری تو والد رضا،موسی بن جعفری) (مددی مولا مولا مولا) 🏴بند سوم شه مدفونه به طوس،الدخیل شمس الشموس۲ مددی امام هشتم،نکنی منو تو مایوس۲ دل من پر کشیده،از می ات سر کشیده۲ اومده خدمتت آقا،تو حریم تو به پابوس۲ بی پناهم من،تو پناهم ده در حریم خود،جا و راهم ده کوه عصیانم،تو امانم ده خط بطلانی،بر گناهم ده (سلطانی مایی و،ما جملگی فقیر ای والد جواد،ای شاه بی نظیر) (مددی مولا مولا مولا) ✍♪کربلایی امیرحسین سلطانی .👇👇👇
4_6019461253062200906.mp3
14.71M
📋 نیمه جونم ناتوونم دیگه خسته‌م بعد چند سال (ع) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نیمه جونم / ناتوونم / دیگه خسته‌م بعد چند سال شب و روزام / ماه و سالم / یه جورن توو این سیاه‌چال می‌خونم با / دل پُر خون / روز و شب روضه‌ی گودال به گلوی جد ما، بوسه زد نیزه و تیر سخته گفتنش ولی، عمه‌ی ما شد اسیر مردم کوفه و شام، زدنش از روی بام شیعه‌ها گریه کنید، بردنش بزم حرام « من غریبم ای خدا، من غریبم ای خدا» غمِ غربت / غمِ دوری / غم تنهایی و پیری غمِ شیعه / غمِ زندون / غل و زنجیر و اسیری جز تو یا رب / کیو دارم / اگه دستم و نگیری ابن شابِک اومد و، روضه شد زندونِ من یا علی گفتم و اون، تشنه شد به خون من ای خدا زندان بسه، درد بی‌پایان بسه کاشکی بود پیشم رضا، این همه هجران بسه « من غریبم ای خدا، من غریبم ای خدا» کنج زندون / می‌سازم با / غم تلخ این اسارت منو هرچی / بزنی باز / راضی‌ام به این مصیبت اما ای کاش / نمیکردی / تو به مادرم جسارت مگه نشنیدی یه روز، جلو چشمای حسن وسط کوچه‌ی تنگ، مادرم رو بد زدن دست به بازو می‌گرفت، دست به پهلو میگرفت بعد اون روز مادرم، از علی رو می‌گرفت « من غریبم ای خدا، من غریبم ای خدا» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. 🏴سبک شهادت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام 🏴بند اول اسیر زندونم و از زمونه سیرم قعر سیه چال بلا به غم اسیرم برده توون من رو سنگینیه زنجیر خسته شدم دیگه از این فضای دلگیر شبیه مادرم شدم پیر و زمینگیر زخم زبون سندی،دلیل پیریه من دیگه دلیل ندارم،برای این شکستن به ضربه تازیونه،امونم و بریده حالا به زهر کینه،جونم به لب رسیده خلصنی یا الهی ذکر شبانه روزم دارم شبیه شمعی آب میشم و میسوزم غریب آقام واویلا... 🏴بند دوم قامت من خمیده و گرفته حالم شبیه مرغ بی پرم شکسته بالم نشسته تو گلوی من یه بغض سنگین ناسزا میشنوم من از سِندیه بی دین واسه همینه میکشم دندون به آستین بهم میخنده سِندی،میشکنه حرمتم رو با نیش و با کنایش،می بره طاقتم رو میزنه بی هوا هِی،سیلی به صورت من بسکه زده به پهلوم،خمیده قامت من خلصنی یا الهی ذکر شبانه روزم دارم شبیه شمعی آب میشم و میسوزم غریب آقام واویلا... ✍♪کربلایی امیرحسین سلطانی 👇👇
. 📋 کنج زندون مثل شمعی نیمه جون (ع) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کنج زندون مثل شمعی نیمه‌جون میزنه سوسو چراغ آسمون زندون کجا و وسعت کهکشون زندون کجا و غربت آسمون چه یوسفی اسیر زندون شده ای روضه‌خون این روضه‌ها رو نخون زندون سیاه و سرد و تاریک و تار افتاده رو سجاده با حال زار دیوار و در با روضه‌هاش بیقرار ای وای از این غم پاشیده رو دنیای ما گَرد غم موسای ما دلخون شده از ستم پاهاش شد از زنجیر و غل پُر ورم ای وای از این غم «واویلتا، واویلتا؛ واویلتا، واویلتا» وای من غم زد شَرَر بر جان او یک یهودی بوده زندان‌بان او سوزونده داغ روضه قلب ما رو توو گریه‌هاش صدا زده خدا رو روشن شده زندون چرا خدایا شاید بازم صدا زده رضا رو داره عجب رکوعی و سجودی از دست ابن شابَک یهودی مونده چقد روی تنش کبودی موسی بن جعفر زندونه یا غروبِ آسمونه عجل وفاتی واسه چی می‌خونه از روضه مدینه داد نشونه موسی بن جعفر «واویلتا، واویلتا؛ واویلتا، واویلتا» *شاعر: ✍ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .👇
. 🎤 خسته ام از این همه غم از شب تار جدایی ای تمام دلخوشی ام ای رضاجانم کجایی لحظه ی آخر بیا ای نور چشمان تر من کن نظاره ای رضاجان غرقِ در خون پیکر من یابن الزهرا نور عینی نور چشمان حسینی گرچه در زندان هارونم اگر در کاظمینم از همینجا زائر شش گوشه ی جدم حسینم در دلم دارم تمنا بعد از این رنجی که بردم کاش میشد مثل جدم سرجدا جان میسپردم یابن الزهرا نور عینی نور چشمان حسینی کاش این جسم مرا بر خاک غم ها میکشیدن کاش مانند عمویم دست من را میبریدن کاش تا روز ازل از غصه جان بر لب نمایم بی کفن بر خاک غم من هم سه روز و شب بمانم یابن الزهرا نور عینی نور چشمان حسینی شعله ور از آتش غم در شب تنهایی ام من غرقه ی دریای اشکم کشته شد شیدایی ام من من که با اشک دو دیده سوده ی الماس سُفتم کنج تنهایی نشستم با حبیبم راز گفتم من که عمری کنج زندان ناله ی دلگیر دارم روی جسمم صد اثر از حلقه ی زنجیر دارم کس ندارد از دل زارم خبر یا رب غریبم همرهم دارم نشان از سلسله بر تن حبیبم یابن الزهرا نور عینی نور چشمان حسینی تاب کرده طاقتم را غصه های بی کرانه گاه ضرب سیلی و گه ضربه های تازیانه هر کجا زد دشمنم با تازیانه بر سر من زنده میشد پیش چشمم خاطرات مادر من یابن الزهرا نور عینی نور چشمان حسینی یک نفر میزد مرا اما چه گویم زین همه سوز مادر من با چهل تن در کشاکش بود آن روز صد بهارم بر خزان آمد نگار من نیامد چشم من مانده به ره اما قرار من نیامد یابن الزهرا نور عینی نور چشمان حسینی 1384 .👇
. در دل چاه تاریک یوسفی پنهان است جانشین پیمبر کنج یک زندان است وارث نور حضرت زهرا بین تاریکی بین غربت آشنایی که میکشد با خود درد تنهایی درد غربت نغمه دارد به لب ها کجایی رضا جان در دل تار شب ها کجایی رضا جان **** گرد پیری نشسته بر روی گیسویش مانده رد سلاسل بر روی بازویش غصه ای کهنه بغض سنگینی استخوانش را میفشارد سالیانی در عمق تاریکی روز و شب ها را میشمارد گرد پیری به رویش به مویش نشسته تازیانه پرش را سرش را شکسته **** نور نسل سپیده باب حاجاتی تو افتخار رضایی عشق ساداتی تو باب حاجاتی نام زیبایت خورده پیوندی با ابالفضل روی لب هایم میرسد ذکرت در کنار هر یا ابالفضل باب حاجات این دل فقط کاظمین است آنکه اذن دخولش فقط یا حسین است محمد صمیمی 1387 👇
. (ع) 🔘🔘🔘🔘🔘🔘 بند1⃣ ای هفتمین نور امامت تو شاهی و منم غلامت از باب قبله دست رو سینه ای مهربون میدم سلامت ..... تا کاظمینت آقاجون ، امشب دلم پر میزنه به پشت در نشسته و ،با التماس در میزنه عمریه که داره دم از، موسی بن جعفر میزنه ..... تو که امیدِ، هر بی پناهی بر این گدا کن، شاها نگاهی باب الحوائج، بگیر تو دستم تا نره این دل، رو به تباهی ابالرضا ،بگیر تو دستم ..... بند2⃣ گوشه ی زندونِ بلایی زخمیه دستِ بی حیایی بسکه عذاب کشیدی آقا دیگه برات نمونده نایی ..... از بس که اون سندی پست، میزد تو رو بی بهونه شبیه زینب رو تنت، داری هزار تا نشونه میکردی افطار آقا جون، با لگد و تازیونه ..... محاسنِ تو ،دیگه سپیده از غصه جونت ،بر لب رسیده چقدی شد تو، نحیف و لاغر زیر لگدها قدِت خمیده ابالرضا، داد از غریبی ...... بند3⃣ خیری ندیدی این همه سال عذاب کشیدی توو سیاه چال این لحظه یِ آخر میخونی یاد حسین روضه ی گودال ..... عزیز زهرا تشنه لب، یکه و تنها بی پناه آروم آروم نفس میزد، به رویِ خاکِ قتلگاه زخم میزدن هی جای زخم چندین نفر نه! یک سپاه ...... یکی با کینه ،از راه رسیدو نشست رو سینه ،خنجر کشید و خنجر حیا کرد، ولی حرومی با چنتا ضربه ،سر رو بریدو مظلوم حسین، غریب مادر به قلم: .👇👇👇
تا ابد برای نوکر ...mp3
1.59M
تا ابد برای نوکر، میرسه روزی از این در رزق کربلا بگیر از، سفره موسی بن جعفر الهی که قسمت بشه باشی رو برو دو گنبد طلا یکی پدر امام رضا یکی پسر امام رضا حال دلامون خوبه توو صحن و سرای کاظمین کاشکی یه شب توو حرمش دم بگیریم حسین حسین یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر # حتی اون که بدکاره بود، با یه لطف تو بنده شد حتی اون که می‌زد تورو، شد مرید و شرمنده شد بخدا که نوکریتون آقا مثه پادشاهیه برام اگه که بگن چیکاره ای میگم غلام بن غلام خاک قدوم زائرات تربت اعلای منه اشکی که میریزم برات امید فردای منه یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر شاعر و نغمه‌پرداز:
تو را بردند نامردان.mp3
3.85M
تو را بردند نامردان از این زندان به آن زندان 🎙 #️⃣ #️⃣ تو را بردند نامردان از این زندان به آن زندان شدی با خون دل مهمان از این زندان به آن زندان شنیدم در غل و زنجیر با توهین پی در پی تو را انداخت زندانبان از این زندان به آن زندان مناجاتت دو چندان شد پس از هر سجده ات رفتی صدای جذبه قرآن از این زندان به آن زندان به جای آه و نفرین ذکر میگفتی و جاری شد دعای بارش باران از این زندان به آن زندان عبایت را کشیدند و امان از هتک حرمت ها شدی حیران و سرگردان از این زندان به آن زندان تو را بردند نامردان از این زندان به آن زندان ... سر افطار خوردی تازیانه های محکم را به جای آب و قدری نان از این زندان به آن زندان به دست سندی بن شاهک ملعون زمین خوردی بمیرم با تنی لرزان از این زندان به آن زندان سکوت و کظم غیظت زهر دشمن را دو چندان کرد چه مظلومانه دادی جان از این زندان به آن زندان به یاد جد لب تشنه گلویت سوخت و خواندی فدایت ایها العطشان از این زندان به آن زندان .