امحا
بهم قول میدی یروز وقتی دیگه اشکی برای ریختن و دردی برای کشیدن نبود، دوباره برام بخونی؟ میخام که بش
کسی در رگهای من
تورا آواز میخواند.
تو گلومون عربده بود، ولی صدامونو کم کردیم...میدونم!
تو قلبمون زخم زیاد بود ولی ردشو محو کردیم...میدونم!
همه اینا رو میدونم عمر من ولی میخوام بشنومت..
امحا
نادیده گرفتن ساید تیره و ضعیفترم از بزرگ ترین اشتباهای زندگیم به حساب میاد گاهی حس میکنم باید تظا
چقدر به خودم، عذرخواهی
به چشام، اشک. به عمرم، زمان. به ساید ضعیفم، یخورده آزادی عمل و به بزرگ شدنم بچگی بدهکارم
هدایت شده از فرض کن اینجا؛
زمان:
حجم:
324.1K
الآن وقت خراب کردن عطر مستکنندت نیست؛
وقت روبهرو شدن با ترسهاست!
و با دست دیگهش روی قلبش فشار داد و گفت:
_من همیشه اینجام؛
حتا وقتی هوا بارونیه من اینجا کنارتم اگر بهم نیاز داشته باشی!
مهم نیست کجا و چرا من کنارتم وقتی اسممو صدا کنی
فیلتر سیگارش رو از بین لباش برداشت و بعد گذاشتن بین انگشتاش، گفت:
_پس با من بکش؛ حتا سیگارتو
+ دردام چی؟
_اونرو باهم زندگیش میکنیم..