هدایت شده از فرض کن اینجا؛
زمان:
حجم:
324.1K
الآن وقت خراب کردن عطر مستکنندت نیست؛
وقت روبهرو شدن با ترسهاست!
و با دست دیگهش روی قلبش فشار داد و گفت:
_من همیشه اینجام؛
حتا وقتی هوا بارونیه من اینجا کنارتم اگر بهم نیاز داشته باشی!
مهم نیست کجا و چرا من کنارتم وقتی اسممو صدا کنی
فیلتر سیگارش رو از بین لباش برداشت و بعد گذاشتن بین انگشتاش، گفت:
_پس با من بکش؛ حتا سیگارتو
+ دردام چی؟
_اونرو باهم زندگیش میکنیم..
+شدم شبیه یه شمع؛
پروانهم به خاطر نورمو زنده موندنش دورم میچرخه و دوستم داره
غافل از اینکه آتیشم یه روز بالاخره میسوزنتش..
_کی گفته دوست داشتن نمیتونه به اندازه کافی نجاتدهنده باشه؟
من میچرخم دور این شمع و با همین حس؛ اونم برام اشک میریزه و رو زمین میچکه!
آخرش اینه که هردومون باهم میمونیم و با هم میمیریم.
+ آخرش اینه هردومون با همیم و با هم میمیریم:)