eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
امحا
«بوی مِه میدی.»
-از توئه، بوی تو رو می‌دم.
-نگام کن دوباره شنید، دوباره اون صدا رو شنید و برای لحظه‌ای انگشت‌های اون داخل موهاش متوقف شد و با وجود اینکه دیگه نمی‌ترسید حس کرد از شدت گیجی و یه حس آشنا که به خوبی اون رو میشناخت و با تمام پوست و استخونش ازش نوشته بود سرعت ضربان قلبش رو بالا برده و پروانه های بی رنگِ درونش رو به پرواز در آورده اما طولی نکشید دوباره وحشت راه نفسش رو برید با تمام صدایی که براش باقی مونده بود فریاد کشید و سرش رو به مدام به چپو راست حرکت داد: _نه، این صدای تو نیست... صدای تو نیست. -بازمانده
انگار بعدِ تو من‌‌ هم‌ به‌ من‌ برنمی‌گرده
امحا
-نگام کن دوباره شنید، دوباره اون صدا رو شنید و برای لحظه‌ای انگشت‌های اون داخل موهاش متوقف شد و با و
_دلم برات تنگ شده بود... لبخندی زد و دست‌هایش را دور شانه‌اش حلقه کرد و محکم‌تر در آغوشش کشید. +منکه جایی نرفته بودم بغض دوباره میهمان گلویش شده بود قطره اشک سمجی را از پشت پلک‌هایش پس زد و سپس با صدای لرزانی پاسخ داد: _درسته..نرفته بودی...خیال که جایی نمی‌ره
که قرار بود کنارهم فریاد بکشیم و تا دم دم صبح به این دنیا بخندیم؛ به این دیوونه خونه
که قرار بود دوباره با هم بخونیم من میرم بد شمو تو اما خوب بمون
امحا
که قرار بود دوباره با هم بخونیم من میرم بد شمو تو اما خوب بمون
مثل روزایی که زیر لب می‌خوندیم شهرو که بگردی آدمای غمگین دنبال رویاهاشونن تو آشغالای رنگی
دیشب گوشه خیابون از ماشین پیاده شدم دستاتو گرفتم و زیر دونه‌های برف میون دست‌هات چرخیدم دویدیم وسط بزرگراه دیوونگی کردیم و اشک ریختیم خیره به نگاهت باهات فریاد کشیدم -می‌دونی این دنیا بدون تو بدون من می‌دونی زندونه نده قسم به جون من- همون لحظه بهت گفتم دیگه کافیه می‌خوام همین‌جا تموم شه چون اون لحظه قشنگ ترین لحظه برای پایانمون بود