eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجوریه که انگار خدا کمر همت بسته در کوتاه ترین زمان ممکن تموم تعلقات و دلبستگی‌ها و دلایل کوچیک و بزرگم تو این همه‌سال رو یجا پر بده که تهش من بمونم و خودش حکمتتو شکر خداجون. ما خر کی باشیم که بخواییم نه بیاریم
اشتباه نکنین کی گفته من مستم؟
هدایت شده از |بوکترُوِرت|
ریتای دیشبو بپیچید برم
”تو نمیتونی فصل‌ها رو رد کنی، زندگی این‌طوری کار نمی‌کنه. تو مجبوری هر خط رو بخونی، هر کرکتری رو ملاقات کنی و قرار نیست از همه‌اش لذت ببری. بعضی فصل‌ها کاری میکنن تا هفته‌ها اشک بریزی، چیزهایی رو میخونی که دوست نداشتی بخونی، لحظه‌هایی هم هست که آرزو می‌کنی هیچ‌وقت اون صفحه‌ها به پایان نرسن. ولی تو فقط باید ادامه بدی، داستان‌ها باعثِ چرخه‌ی زندگی میشن. داستانت رو زندگی کن، از دستش نده.“
"داستانت رو زندگی کن، از دستش نده!" -بازمانده
به اندازه تموم حس‌های گنگ و پیچیده‌ی قلبم، باید خودم رو بغل می‌کردم و بهش می‌گفتم نترسه! اما خودم رو بیشتر از هرچیزی گم کرده‌بودم.
امحا
گیرم که تمومش کردیم آره اما بگو چجوری می‌تونم یکی مثل تورو پیدا کنم؟ چجوری کسی می‌تونه جای کسی که ن
یه چیزی در مورد وابستگی وجود داره که هم ترسناکه هم شیرین من هنوز می‌خواستم بمونی؛ حتی وقتی می‌دونستم تو دردی. می‌خواستم بمونی حتی وقتی اون روز صبح که بارون می‌بارید و دستامون یخ زده بود، زمزمه کردی: "من کدوم غمت رو کنار زدم بدون اینکه حفره بزرگتری بین غم‌هات بشم؟ من اگه نباشم با همین نبودنم می‌تونم جای زخم‌هات رو ترمیم کنم." و من می‌دونستم تو یه زخمی؛ یه حفره تو قلبم. و خندیدم و کشیدمت توی بغلم: "تو همه چیزی. همین جا بمون."