eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از امحا
«حتی دیگه نمی‌دونم توام واقعی‌ای؛ یا فقط ساخته‌ی ذهنمی.»
هدایت شده از امحا
نوبتِ من شد؛ نجاتم نده.
_منظورت چی بود که تا با ذوق اینکه همزادم کلی متن نوشته و کنجکاوی اینکه چه اتفاقی افتاده کانالو باز کردم پیامارو پاک کردی. خستگیم بیشتر شد +متاسفم اگر می‌دونستم نگاهی مشتاق در انتظارشونه، قطعا پاکشون نمی‌کردم متاسفم همزاد:)
"و او در اوج سکوتش؛ روزی میان فریادهایش می‌مرد."
هدایت شده از امحا
بیا که گریه کنیم برای بی‌مهری به‌وقتِ آبان‌ها
امحا
باید یادم بره باید یادم بره که داره یه‌سال می‌شه چرا نشه؟ این‌همه ماه تونستم الان چرا باید برگردم پ
بعد رفتنت؛ شمردن روزها بی‌معنی به نظر می‌رسید اما حالا... دو آبان از رفتنت می‌گذره! دوسال که تموم شب‌هاش به سه‌شنبه‌ی آخر و آخرین فریادی که کشیدم، ختم شد. سه‌شنبه‌‌ای که بی‌هوا صبح شد اما امان از اولین پلک، اولین تپش حین هوشیاری؛ که ترس رو هم‌‌چون گَردِ مرگ، به وجودم بخشید!
امحا
بعد رفتنت؛ شمردن روزها بی‌معنی به نظر می‌رسید اما حالا... دو آبان از رفتنت می‌گذره! دوسال که تموم شب
"ترس" یادته؟ بارها بهت گفته‌بودم... گفتم که ترس من‌ از‌ مرگ‌ نیست؛ از‌ این‌ می‌ترسم‌ که‌ یه‌ شب‌ بعد‌ کُلی‌ خاطره‌ ساختن‌، خندیدن، آرزو‌کردن‌ و رویا‌بافی‌ کنارهم‌ بخوابیم‌ و‌ وقتی‌ صبح‌شد‌، فقط‌ یه‌نفرمون‌ بیدار‌شه‌ درحالی‌که‌ اون‌یکی‌ هنوز‌ درون‌ رویاهامون‌ باقی‌مونده‌ باشه!
امحا
"ترس" یادته؟ بارها بهت گفته‌بودم... گفتم که ترس من‌ از‌ مرگ‌ نیست؛ از‌ این‌ می‌ترسم‌ که‌ یه‌ شب‌ بعد
اما می‌گفتی "ما اومدیم که بگذرونیم! محکومیم به این جبر پس مجبوریم به باور داشتن! باوری که بتونه گره بشه میون طناب‌ِ رشته‌رشته‌ات و نگه‌ات‌داره برای من؛ نگه‌ات داره برای نفس کشیدنِ همراه من! پس ترس‌هاتو بزار برای بهار، اون بهاری که شکوفه‌‌های امیدش رو به سرما می‌فروشه تا بهار فاصله‌ زیاده، و تقویم زندگیِ من توی آبان جامونده! پس تا هستم، آبان رو جای ترس؛ زندگی کن!"