🌺
#زندگی_به_سبک_شهدا ❤️
🌺شهید کابلی در صحبتهای اولیه خواستگاری سه چیز خواسته بود:
من دوست دارم با کسی ازدواج کنم که سه خصلت داشته باشد:⤵️
🔻بنده خوبی برای خدا باشد،
🔻 همسر خوبی برای شوهرش باشد
🔻 مادر خوبی برای فرزندانش.
اگر امروز پدرم من را از خانه بیرون کند من هیچ چیزی از خودم ندارم
🕊فقط ماهی ۱۸۰۰ تومان حقوق میگیرم اگر قبول می کنی بسم الله
#مدافع_حرم
#شهید_حاج_رحیم_کابلی 🌹
@fadayiane_banoye_damshgh
✅ #زندگی_به_سبک_شهدا
🌸 محمد فرزندم ...
زندگی کن برای مھدی(عج)؛
درس بخوان برای مھدی(عج)؛
ورزش کن برای مھدی(عج)؛
🌸 محمد،
من تو را از خدا برای خودم نخواستم،
تو را از خدا خواستم برای مھدی(عج)...
وصیت #شهید_حمید_رضا_اسدالهی از عاشقان شهید ابراهیم هادی به فرزندش
🌱🌱🌱
#زندگی_به_سبک_شهدا🌷
📌عروس سید می خواهم!
🍃شهید مرتضی کریمی شالی متولد ۲۵ دی ماه ۱۳۶۰ است. همسرش فاطمه سادات موسوی نیز متولد دیماه ۱۳۶۶در شهر شال قزوین است.
☘من و مرتضی همشهری بودیم. اصالتمان برمیگردد به روستاهای اطراف قزوین. البته مدتی میشد که خانواده همسرم به محله شهرک ولیعصر تهران نقلمکان کرده بودند.
☘ با دخترعموها و دخترداییهای مرتضی هم مدرسهای بودم. ما اصالتاً قزوینی هستیم، بخش شال شهرستان بوئینزهرا. خانواده آقا مرتضی هم اهل همانجا بودند، اما بعد از ازدواج به تهران مهاجرت کردند.
☘همسرم گفته بود عروس سید میخواهم که اقوام آنها مرا معرفی کردند. سال اول دبیرستان بودم که ازدواج کردم. من دختر پر جنب و جوشی بودم و اخلاقم طوری بود که زود با بچهها دوست میشدم.
☘ الان همینطورم خیلی سریع با همه جوش میخورم. با هرکس برخوردی داشتم زود جذبشان میکردم. خانواده آقا مرتضی برای پسرشان یک دختر سادات میخواستند. یکی از اقوام هم که ما را میشناخت واسطه شد و ما را به هم معرفی کرد. آنموقعها اول دبیرستان بودم. آنقدر سن هردویمان پایین بود که معیارها و ملاکهای سختی برای ازدواج نداشتم.
#قسمت_اول
#مدافع_حرم
#شهید_مرتضی_کریمی🌷
#سرم_فدای_فدائیان_بانوی_دمشق💔
#زندگی_به_سبک_شهدا🌷
📌 عروس سید میخواهم
🍃وقتی خواستگاری آمد با اینکه او را ندیده بودم، انگار سالها بود که او را میشناختم و یک دل نه صد دل عاشقش شده بودم، ولی به خاطر سن کمی که داشتم خانوادهام راضی نبود.
🍃یادم نیست چه چیزهایی از هم پرسیدیم و به هم گفتیم. هردوی ما خجالتی بودیم، ولی از من قول گرفت که وقتی ازدواج کردیم و به تهران آمدیم درسم را ادامه بدهم، ولی بعد از ازدواج آنقدر گرم زندگی شدم که نشد.
🍃من و آقا مرتضی سال ۸۲ زیر یک سقف رفتیم. من آن زمان حدوداً ۱۵ سال داشتم و آقا مرتضی دامادی ۲۲ ساله بود. همان روز اولی که ایشان را دیدم مهرش به دلم افتاد. انگار قبلاً میشناختمش، با او صحبت کرده بودم و باهم آشنا بودیم. نمیدانم.
🍃حس عجیبی داشتم که قابل بیان کردن نیست. همان روز اول دلبستهاش شدم. سن کمی داشتم که ازدواج کردم. من آقا مرتضی را ندیده بودم فقط گفته بودند قرار است خواستگار بیاید، چیزهایی از ایشان شنیده بودم. با این وجود احساس میکردم شناخت کاملی دارم. بعد از چندماه رفت و آمد و خواستگاری که بیشتر همدیگر را شناختیم علاقه دو طرفه شکل گرفت.
#قسمت_دوم
#مدافع_حرم
#شهید_مرتضی_کریمی 🌷
#سرم_فدای_فدائیان_بانوی_دمشق💔
#زندگی_به_سبک_شهدا🌷
🍃دوست داشت من ادامه تحصیل بدهم که متأسفانه نشد. میگفت دوست دارم همسرم محجبه باشد. به اخلاقیات اهمیت میداد و اهل رفت و آمد بود. روی بحث نماز و روزهام تأکید داشت. دوست نداشت خیلی با غریبه و نامحرم همکلام شوم به برخوردهایی که بعضاً نیازی نبود هم خیلی اهمیت میداد و تأکید داشت.
🍃چون ما در شهرستان ساکن بودیم خودشان در تهران یک عروسی گرفتند و ما هم ظهر در شهر خودمان مراسم مختصری گرفتیم و بعدازظهر سوار ماشین شدیم و برای مراسم شب به تهران آمدیم.
🍃مراسم سادهای بود و چون نه ما و خانواده آقا مرتضی اهل ساز و آواز نبودند عروسی در خانه مادرشوهرم برگزار شد.
🍃 خود آقا مرتضی همیشه به من میگفت: خانمی بچه بودی که آوردمت تهران. من هم دیگر عادت کردم. درست است اوایل اینکه از وارد یک فضای جدید شده بودم برایم سخت بود. باید عادت میکردم و همان اول به خودم باوراندم که باید اینجا زندگی کنم و زندگیم اینجاست پس زودتر با شرایط کنار بیایم.
🍃حدود هفت هشت ماهی نامزدیمان طول کشید. آقا مرتضی ابتدا در معاونت فرهنگی شهرداری تهران کار میکرد و بعد از دو سال که ازدواج کردیم ایشان وارد سپاه شد. تیپ حضرت زهرا(س) از سپاه محمدرسولالله(ص) تهران بزرگ، در آن مشغول به کارشد و تا زمان شهادت در آنجا خدمت کرد.
#قسمت_سوم
#مدافع_حرم
#شهید_مرتضی_کریمی 🌷
#سرم_فدای_فدائیان_بانوی_دمشق💔
#زندگی_به_سبک_شهدا #شهید_مجتبی_یداللهی
🌷ولایتمدار بود🌷
💞 وی ارادت بسیاری به حضرت آیت الله خامنه ای داشت و همیشه مطیع فرمان ولایت بود، این علاقه به حدی بود که وی محل خدمت خود را برای مدتی شهر ایرانشهر (یکی از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان) انتخاب کرد چرا که رهبر معظم انقلاب مدتی در زمان رژیم منحوس پهلوی آنجا در تبعید بود.
👮♀⬅️چه در انتخاب تیپی که در آن خدمت میکرد چه در انتخاب اولین منطقه گرمسیری برای وظیفه و چه در انجام ماموریت برون مرزی تنها عشق به ولایت را سرلوحه کارش قرار داده بود و عشق به ولایت و ولایتمداری از خصوصیات شاخصش بود .
📌راوی_ مادر شهید
📚منبع: خبرگزاری تسنیم
🔹 #زندگی_به_سبک_شهدا
🌹 شهید شاطری در نگاه سردار شهید سلیمانی
🍃شما به شاطری یک مدال نمیتوانید بدهید، بگوییم مرحبا شاطری این تپه را گرفت، بزرگتر از گرفتن یک جبهه یا یک منطقه بود.
با حقیقت عمل و اخلاق خودش، دلها را تصرف کرد. لذا بزرگی اش وقتی نمایان شد که رفت. آن وقت شما باید می رفتید جنوب لبنان و می دیدید مسیحی ها برای هیچ شهیدی در کلیساها و محله های خودشان چنین مجلسی نمی گیرند.
🍃تمام ادیان و مذاهبی که در جنوب وجود داشتند برای شهید شاطری مراسم گرفتند مردم شهرهای مختلف به او رجوع می کنند. بعضی وقت ها انسان یک فرد را از دست می دهد و برای از دست دادن یک فرد متاثر می شود که آن فرد عزیز باشد.
🍃بعضی وقت ها یک فرد به اندازه ی یک شهر است بعضی وقتها به اندازه ی یک کشور است. نماد یک مذهب است آدم افتخار می کند لذت می برد
شیعه یعنی این...
#سپهبد_شهید_حاج_قاسم_سلیمانی 🌷
#شهید_حاج_حسن_شاطری🌷
🌹شہدا
تبسم زیباےتان
دنیایـے حرفــــ دارد،
براے آنانڪہ
شهادٺــــ را رفتن پنداشتند!
اما بہ قول سید شہیدان اهل قلم:
...حقیقیت آنست ڪہ شهدا ماندهاند
و زمان، ما را با خود برده استــــ🌷🌷
#سبک_زندگی
#زندگی_به_سبک_شهدا
❤❤❤❤❤
✨ #شبتون_شهدایی ✨🌙
⭐️دفاع مقدس آزمونی بود که کسی برای حضور در آن منع نشد.
💠فرهنگ مقاومت وجهاد مسیر همواری رابرای کسب معرفت تجربه و لیاقت ارتقا از موقعیت یک رزمنده ساده به جایگاه یک فرمانده ارشد شدن شد.
#سبک_زندگی
#زندگی_به_سبک_شهدا
❤❤❤❤
💟#زندگی_به_سبک_شهدا
🔴شهید مدافعحرم #افشین_ذورقی
💜همسر شهید نقل میکند: آقاافشین، کارکردن در منزل را عار نمیدانست و حتی اگر خسته بود و یا تازه از محلّ کار برمیگشت، در کارهای خانه کمکم میکرد. همیشه طوری برنامهریزی داشتم که با آمدنش، کاری در منزل نباشد؛ اینجور مواقع وقتی میدید کاری نیست، جاروبرقی را میآورد و منزل را جارو میکرد.
❤️برای مثال اگر از مأموریتِ یکماهه برمیگشت، اولین استکان چای یا لیوان آب را خودش میشست؛ وقتی میگفتم شما خسته هستی، میگفت من فقط به مأموریت رفتم درحالیکه شما در این مدت کارهای زیادی انجام دادهای؛ از طرفی برای بچهها هم پدر بودی و هم مادر!
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣
💟#زندگی_به_سبک_شهدا
🟢شهید مدافعحرم #یدالله_ترمیمی
☂همسر شهید نقل میکند: همیشه آقایدالله بهم لطف میکرد و اکثر وقتها با گل به منزل میومد. اولین بار، روزی بود که برای آزمایشِ قبل ازدواج، دنبالم اومده بود. موقعِ برگشتن، یه شاخه گل رز قرمز جلوی ماشین بود ولی تا انتهای مسیر، روش نشد اون گل رو بهم بده.
☘وقتی پیاده شدم، بهم گفت ببخشید یه لحظه صبر میکنید! منم مکث کردم؛ یدالله با خجالت گفت این شاخه گل برای شماست. منم روزی که پیکرش رو قرار بود برای وداع بیارن منزل، تصمیم گرفتم خونه رو براش گلباران کنم؛ تعدادی شاخه گل هم وقتی عشقم رو آوردند، به همکارانش دادم و گفتم برای مراسم تشییع، روی تابوت شهیدم بچسبونند.
☂یدالله واقعا مهربان و با محبّت بود. خوشاخلاق و خوشخنده بود و قلب رئوف و پاکی داشت. از سختیها و مشکلات بیرون، چیزی به من منتقل نمیکرد. با وجود خستگی زیاد، در کارهای منزل بهم کمک میکرد و هیچ منّتی هم سرم نمیگذاشت.
هدیه به ارواح طیبه همه شهدا فاتحه وصلوات💐💐💐💐💐
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣
هدایت شده از السلام علیک یا امام رئوف
💟#زندگی_به_سبک_شهدا
🌕شهید مدافعحرم #جواد_محمدی
🎙راوے: همسر شهید
💜فاطمه دو یا سه سالش بود که آقاجواد برایش پارچه سفید گلدار خرید. گفت: «خانم این چادر را برای دخترمان بدوز. بگذار بهمرور با چادر سر کردن آشنا شود.»
🌻از آن به بعد هر وقت پدر و دختر میخواستند از خانه بیرون بروند، آقا جواد میگفت: «نمیخواهی بابا را خوشحال کنی؟» بعد فاطمه میدوید و چادر سر میکرد و میدوید جلوی بابا و میگفت «بابا خوشگل شدم؟» باباش قربانصدقهاش میرفت که خوشگل بودی، خوشگلتر شدی عزیزم. فاطمه ذوق میکرد.
💜یک روز چادرش را شُسته بودم و آماده نبود. گفتم: «امروز بدون چادر برو.» فاطمه نگران شد. گفت: «بابا ناراحت میشود.» بالاخره هم آقاجواد صبر کرد تا چادر خشک شود و بعد بروند بیرون.
🌻وقتی آقا جواد نماز میخواند، دخترم پشت سر بابایش سجّاده پهن میکرد و همان چادر را سَر میکرد و به بابایش اقتدا میکرد و هر کاری بابایش میکرد، اوهم انجام می داد.
هدیه به ارواح طیبه همه شهدا فاتحه وصلوات💐💐💐💐💐
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣