✅قرآن،عرفان،فلسفه
درباب #فلسفه ازدوحیث میتوان سخن گفت: روش فلسفی و علم فلسفه
فلسفه عبارتاست از: خردورزی استدلالی درباره وجود به نحوکلی.براین اساس فلسفه پیش ازآنکه علم باشد،یک سنخ مواجهه باعالم ویک نوع نگاه به موجودات وهستی میباشد.چنانچه انسان سعی کندازمجرای قواعدعقلی پیرامون هستی وحقیقت عالم فکرکند فعل او رانگاه وروش فلسفی گویند.امادرطول زمان سعی شدکه این نوع نگاه به یک علم مدون باقوانین مشخص وقواعد متعین تبدیل شود. لذا بامساعی ارباب فکرواصحاب نظر علمی به نام فلسفه شکل گرفت.
به موازات این دوتلقی،مخالفین ومنتقدین فلسفه به دوگروه تقسیم میشوند.گروه اول انتقاداتی به #علم_فلسفه دارند. البته انتقادات این گروه به مثابه رشدوتکامل فلسفه میباشد.وگروه دوم باسنخ نگاه فلسفی وبالتبع باعلم فلسفه مخالف میباشند.
#مکتب_تفکیک جزء گروه دوم است.
یکی از روشهای
#استاد_محمدرضا_حکیمی در جهت نقد روش وسنخ نگاه فلسفی،استناد به مسلماتعندالخصم است. یعنی ایشان سعی کرده شواهدیاز کلام خودفیلسوفان درجهت اثبات نقض ونفی نگاه فلسفی ارائه کند.ازجمله استنادبهکلام #علامه_طباطبایی درجهت عدم جمع بین #قرآن و روش #فلسفه و#عرفان است. ایشان درکتاب (مقام عقل)اعتقاد داردکه مرحوم علامه قائل به جدایی دین وفلسفه وعرفان بوده.
#حکیمی دراین باره میگوید:
(این طرز فکرخاص اصحاب مکتب تفکیک نیست اهل نظروابتلامیدانند دین ماهیةً و منشاءً چیزی است وفلسفه چیزی وعرفان چیزدیگر.ازاینگونه اعترافات صریح از سوی پختگان اهل فن بسیاراست ازجمله علامه طباطبایی ایشان کسانی راکه در صددجمع بین فلسفه وعرفان ودین بر آمدهاند رابه چهاردسته تقسیم میکند: اول_کسانی که خواستندمیان ظواهردینی وعرفان جمع کنندمثل ابن عربی.
دوم_کسانی که خواستندبین فلسفه وعرفان جمع کنندمثل فارابی وسهروردی سوم_کسانی که خواستندمیان ظواهر دینی وفلسفه جمع کنندمانندقاضی سعید چهارم_کسانی که خواستندمیان همه یعنی فلسفه،دین وعرفان جمع کنندمثل ابن سینا وصدرالمتالهین وسپس درباره حاصل تلاش وکوشش این چهاردسته میفرماید: با وجودهمه این تلاشهااختلاف ریشهای میان این سه طریق(فلسفه،عرفان،دین)به قوت خودباقی است وکوششهای فراوانی که برای ریشه کن کردن این آتش به عمل آمده نتیجهای نداشته جز ریشهایتر شدن این اختلاف وشعلهورترشدن آتش ناسازگاری بطوریکه دیگردرمانی برای آن نمیشود مانندمرگ که درمانی ندارد.این سخن صریح یکی ازبزرگان وشارحان فلسفه اسلامی است وحجتی است برای کسانی که به فلسفه نگاهی سطحی اندیشانه و تعصب آلود دارند شایدکه متنبه شوند.)
🔻اما اصل سخن #علامه_طباطبایی درجلد پنجم کتاب #تفسیر_المیزان چنین است:
(بالجملة فهذه طرق ثلاثة فى البحث عن الحقائق والكشف عنها: الظواهر
الدينية وطريق البحث العقلى وطريق تصفية النفس،أخذبكل منهاطائفة من
المسلمين على مابين الطوائف الثلاث من التنازع والتدافع وجمعهم فى ذلك
كزوايا المثلث.)
مرحوم #حکیمی عبارت«الطوائف الثلاث » را به «الطـرق الثلاثـة» ترجمـه
كرده است.به عبارتی علامه میفرمايد: «جمع ميان ظاهرگرايان،فيلسوفان وعارفان»ممكن نشده و
نخواهدشد.درحالی که مرحوم حكيمى ترجمـه كرده اند:«جمع ميان ظواهردین، عرفانوبرهان»ممكن نشده ونخواهد شد.
به عبارتی مرحوم علامه بین مقام ثبوت واثبات تفکیک قائل شده وفرموده: در مقام ثبوت وآنچه درعالم خارج محقق شده این است که طايفههای سه گانه، یعنی: فقهاومتکلمین، فیلسوفان واهلمنطق، عارفانواهل تصوف، افراد وارباب این سه طریق اختلافاتشان زیاد است ودر طول تاریخ بایکدیگر نزاع داشتند.ونتوانستهاند به یک توافق کلی دست یابند. به عبارتی سخن علامه پیرامون مقام اثبات نیست یعنی نمیگوید که: خود طرق سهگانه یعنی ظواهردین با طريق بحث عقلى وطريق تصفيه نفس بایکدیگر غيرقابل جمع اند. مرحوم علامه در تکمیل سخن خود میگوید:
(وقدعرفت أن الكتاب يصدق من كل من الطـرق ماهـوحق وحاشاأن يكون
هناك باطن حق ولايوافقه ظاهره وحاشا أن يكون هناك حق من ظاهر أو بـاطن
والبرهان الحق يدفعه ويناقضه.....امكان ندارد(حاشا)كه ظاهروباطن قرآن باهم نسازندياظاهروباطن، مخالف برهان عقلى باشند.) یعنی اگر مرحوم حکیمی به این قسمت دوم کلام مرحوم علامه توجه میکردند دچار چنین خلط مهمی نمیشدند.
جالب اینجاست که باآنکه علامه در قسمت دوم صراحتا ظواهردین وطریق عقلی وطریق ذوق وشهود را بایکدیگر قابل جمع میداند بازهم جناب حکیمی به کلام خود پافشاری میکند ومیگوید:
(اختلاف ريشهای ميان اين سه
طريق(فلسفه، عرفان و دين)به قوت خود باقى است)!!!!
این بیان نشان دهنده آن است که مرحوم حکیمی بیش ازآنکه دعو فهم وتفسیر سخن علامه را داشته باشد در صدد اثبات نگاه تفکیکی خود بوده است.
#محسن_بهرامی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
💠فلسفه نظری
@falsafeh_nazari