eitaa logo
فلسفه تابع وحی
292 دنبال‌کننده
45 عکس
41 ویدیو
71 فایل
معرفی اندیشه فلسفه تابع وحی (فتوح) ارتباط با مدیر کانال: @yahyaab
مشاهده در ایتا
دانلود
💠میراث شناسی ولایت میراث ولایت پژوهی و تحقیقات صورت گرفته در خصوص «ولایت» در چند محور قابل دسته‌بندی است: اول؛ کتب «کلامی» که به بحث امامت پرداخته‌اند که خود بر چند نوع هستند: بسیاری از کتب کلامی به اصول اعتقادات، ازجمله «امامت» پرداخته‌اند؛ این کتاب‌ها عمدتاً امامت را در دو حوزه تبیین کرده‌اند: 1. اثبات امامت به نحو کلی و 2. اثبات امامت و وصایت امیرالمؤمنین ع و دیگر ائمه معصومین ع. برخی از آثار کلامی نیز به‌صورت اختصاصی به موضوع «امامت» پرداخته‌اند و یا در آثار متأخر، عناوینی همچون ولایت تشریعی و ولایت تکوینی ائمه:نیز به چشم می خورد. دوم؛ برخی تحقیقات پیرامون «ولایت‌فقیه» که با صبغه «فقهی» انجام شده است و به موضوع «ولایت» نیز پرداخته اند. سوم؛ مباحث گسترده‌ای که حول بحث «ولایت» در آثار عرفانی وجود دارد. برخی از این آثار به‌صورت اختصاصی به موضوع «ولایت» پرداخته‌اند که برخی از آن‌ها با عنوان «ولایت نامه» و یا «رساله الولایه» شناخته می¬شوند. همچنین برخی محققین و شیعه شناسان معاصر با مشرب عرفانی به این حوزه ورود پیدا کرده¬اند. چهارم؛ بخش‌هایی از جوامع حدیثی که به بحث امامت پرداخته‌اند و یا آثاری که به گردآوری، دسته‌بندی و شرح روایات پیرامون امامت و ولایت اختصاص یافته¬اند. نظر به اهمیت بحث «ولایت» در عرفان، رساله ها و مکتوبات متعددی در تبیین و تشریح این اصل نگاشته شده است که عمدتاً شامل رساله هایی است که تحت عنوان «رساله الولایه» یا «ولایت¬نامه» تألیف شده اند که از جمله آنان می توان به این موارد اصلی اشاره کرد: 1. «رساله‌الولایه»،‌ تألیف‌ علامه‌ سید محمدحسین‌ طباطبایی; 2. «مصباح‌الهدایة‌ الی‌الخلافة‌ والولایة‌«، تألیف حضرت‌ امام‌ خمینی; 3. «رسالة الولایة»، از محمدرضا قمشه‌ای (صهبا)‌ 4. «رسالة‌الولایه»‌ از میرزا احمد آشتیانی (۱۳۰۰- ۱۳۹۵ ق) نیز از دیگر رسائلی است که بر موضوع «ولایت» تمرکز دارد و اصلی ترین مباحث و موضوعات این مسأله را از زبان عارفان در خود جای داده است. همچنین «ولایتنامه» از محمدبن‌حیدر سلطان‌علیشاه‌گنابادی (1251- 1327 ق) كه از اقطاب سلسله نعمت‏اللهی است، از جمله این رسائل متصوفه در این موضوع است. همچنین برخی محققین سعی کرده اند دیدگاه عارفان را در موضوع «ولایت» تبیین و جمع بندی کنند که از این میان به دو نمونه اشاره می کنیم: 1. «ولایت در عرفان» تألیف حسین روحانی نژاد (تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1385) 2. «ولایت در عرفان» (با تکیه بر آراء امام خمینی (ره))، تألیف ابوالفضل کیاشمشکی. (قم: نشردارالصادقین، 1378) شیعه شناسی با رویکرد عرفانی- فارغ از حوزه وسیع و گسترده اسماعیلیه که با همین رویکرد فعالیت می کند- در هانری کربن ظهور و بروز پررنگی داشته است که اندیشه های او را در این زمینه می توان در کتابی با عنوان «چشم اندازه های معنوی و فلسفی اسلام ایرانی»‌ (ترجمه انشاءالله رحمتی، تهران، 1391) مشاهده کرد، کتابی که باورهای او را در تفسیر اسلام ایرانی و شیعی به خوبی نمایان ساخته، جلد اول این کتاب «تشیع دوازده امامی»‌ است. امتداد جریان کربن و البته به مراتب تاریخی تر و مستندتر، را می توان در شیعه شناسی آقای محمدعلی امیر معزی دنبال کرد. ایشان که به نوعی میراث دار هانری کربن به حساب می آید و در همان فرانسه مشغول است، در مقایسه با کربن، بسیار جدی تر به میراث شیعه در قرن سوم نزدیک شده و سعی کرده است با استفاده از روشهای پژوهشی جدید و مرور متون کهن شیعی و بر اساس شناختی از روایت و حدیث شیعی و جریان های فکری قرون اول دارد، تمام وجوه باطنی آن را انتخاب و برجسته کرده و تشیع باطنی را اصل و تشیع معتدل امامی را یک انحراف از تشیع به شمار آورد. علاوه بر مقالاتی از آقای امیرمعزی منتشر شده است دو کتاب اصلی که می تواند تفکرات او را نمایندگی کند عبارت است از: 1. «تشیع، ریشه ها و باورهای عرفانی» (تهران، نامک، 1393) انتشار یافته که حاوی دیدگاه های امیر معزی در ارائه تصویری عرفانی از تشیع است. 2. «راهنمای ربانی در تشیع نخستین» (تهران، نامک، 1396) که رساله دکترایش بوده که به فارسی ترجمه شده است. 📚https://eitaa.com/fotoooh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠💠💠 در ادامه به مفوم شناسی «ولایت» در فلسفه، عرفان، کلام و فقه می پردازیم
💢«ولایت» در فلسفه «ولایت» در دانش فلسفه، دارای اصطلاح یا مفهومی ممتاز نیست و اساساً این واژه در ادبیات فلسفی استعمال رایجی ندارد هرچند می‌توان مبتنی بر برخی اصول و قواعد فلسفی این مفهوم را بازسازی کرد و علی المبنا، آن را تعریف نمود؛ فلسفه ازآنجاکه از احکام «موجود» سخن می‌گوید، مفهوم «ولایت» می‌بایست بیانگر رابطه خاصی میان دو موجود باشد که یکی بر دیگری تسلط و تفوق دارد، چنین رابطه‌ای در فلسفه تحت عنوان «علیت» شناخته می‌شود. این رابطه حقیقی و تکوینی، منجر به احاطه و اشراف علت بر معلول و همچنین فقر و وابستگی معلول نسبت به علت می‌گردد. در این صورت خداوند متعال، ولیِّ هستی‌بخش نسبت به تمام موجودات است و قوام تمام عالم به اوست و همه عالم تحت ولایت او هستند. بنابراین «ولایت» در دستگاه فلسفی می‌بایست در سلسله علیّت تعریف شود که در دستگاه صدرایی با «تشکیک در وجود» همراه می‌شود. بر این اساس می‌توان گفت: مراتب بالای وجود بر مرتبه پایین‌تر، «ولایت» دارد. حال با توجه به برهان «امکان اشرف»1⃣ می‌توان سرسلسله ولایت بر عالم موجودات را به دست موجودی در عالی‌ترین مرتبه سپرد که آن را می‌توان بر حجت خدا تطبیق داد. اگرچه بتوان با تناظرسازی، مفهوم «ولایت» را در فلسفه با بهره‌گیری از مفاهیمی همچون «علیت» و «تشکیک در وجود» بازتعریف کرد و «امام» را در قله هرم هستی جای داد، اما ترسیم چنین مقام تکوینی از امام در عرفان نظری متداول است و نه در فلسفه. همچنین در فضای هستی‌شناسی فلسفی، چنین متداول است که از اولین مخلوقات به «عقول» تعبیر می‌شود. فلاسفه مشاء به اقتضای قاعده الواحد، صدور کثرت از واجب الوجود را با نظریه عقول عشره توجیه کرده‌اند؛ خداوند منشأ صدور عقل اول است و سلسله عقول در عالم مجردات تا «عقل فعال» ادامه می‌یابد. این عقول واسطة فیض وجود به عالم مادیات هستند و در این میان عقل فعال واسطة مجردات با عالم ماده است چرا که حاوی کلیات و صور وجودی اشیاء است. به لحاظ معرفت‌شناختی نیز عقل فعال مشایی، عامل معرفت حصولی انسان است که معقولات و کلیات از این طریق به نفس انسانی راه پیدا می‌کند. به عقیده آن‌ها این عقل، نفوس و دیگر امور را از قوه به فعل تبدیل می‌کند و اوست که نفوس و عقول جزیی را در این عالم افاضه می‌کند.2️⃣ براین اساس می‌توان نوعی منزلت ولایت برای «عقل فعال» نسبت به دیگر موجودات تصویر نمود. 3️⃣ بر همین اساس فارابی در حکمت عملی، ریس مدینه فاضله را فردی می‌داند که با استکمال مراتب عقل، به عقل فعال متصل شود و از او استمداد کند. از منظر او، فیلسوف یا نبی است که همچون قلب در بدن، ریاست مدینه فاضله را برعهده می‌گیرد و با اتحاد با عقل فعال به اکمل مراتب انسانیت و اعلی درجات سعادت می‌رسد و می‌تواند دیگران را نیز به سوی سعادت رهنمون سازد. 4️⃣ 1️⃣«قاعدة أخرى هي قاعدة إمكان الأشرف مفادها أن الممكن الأشرف يجب أن يكون أقدم في مراتب الوجود من الممكن الأخس و أنه إذا وجد الممكن الأخس فلا بد أن يكون الممكن الأشرف منه قد وجد قبله»، صدرالمتألهین، الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، ج‏7، ص244. چنانچه ملاصدرا نیز آورده است پیشینه این قاعده به شیخ اشراق، ابن‌سینا و حتی ارسطو باز می‌گردد، البته از آنجا كه كتاب اثولوجيا از ارسطو نيست و متعلق به افلوطين است، می بایست افلوطین را به جای ارسطو ذکر کرد. 2️⃣ . ابن سینا، الشفاء(الالهيات) (قم‏، مكتبة آية الله المرعشى، ‏1404ق) ص401 و (الطبيعيات)، ج‏2، النفس، ص208 3️⃣ . شیخ اشراق «عقل فعال» را همان «روح القدس» در شرع دانسته که واسطه وجود عنصری در مخلوقات و عامل نفخ روح در انسان‌ها است و به واسطه آن، همه فضایل در نفوس انسانی منقش می‌گردد و آن را با بسیاری از مفاهیم قرآنی همچون «روح» و «قلم» تطبیق داده است (مجموعه مصنفات شيخ اشراق، تهران‏، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى‏، 1375، ج‏4، ص88). نظریه عقل فعال، بعدها در حکمت متعالیه نیز امتداد یافت (بنگرید: الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، ج‏3، ص461، ج‏9، ص140 و نیز سیدمحمد حسین طباطبایی، نهایه الحکمه (قم، دفتر نشر اسلامی، 1426ق) ج2، ص174). 4️⃣ . آراء اهل المدينة الفاضلة و مضاداتها (بيروت‏، مكتبة الهلال‏، 1995م) ص121 و نیز كتاب السياسة المدنية (بيروت‏، مكتبة الهلال‏، 1996م) ص77 و 81.
🔸 متن 10 جلسه بحث راجع به عرفان شیعی (تقریر آقای رئوفی - ویرایش آقای وافی) 👇 🌐 http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/q-tfs-002-269-hekmat/q-tfs-002-269-hekmat-shiaee-00001.html
1Z0000086(After conversion).mp3
زمان: حجم: 46.7M
📣 فایل صوتی نشست علمی پژوهشی "معرفی و نقد کتاب روش شناسی علم کلام" با حضور نویسنده محترم ✳️حجة‌الاسلام استاد دکتر رضا برنجکار ✳️ استاد ناقد: حجة‌الإسلام دکتر مهدی عبداللهی ✳️دبیرعلمی: استاد دکتر زهرا دلاوری پاریزی 🔊رسانه علوم انسانی اسلامی 🆔https://eitaa.com/joinchat/1640431707C83fef8f05c
فلسفه تابع وحی
📣 فایل صوتی نشست علمی پژوهشی "معرفی و نقد کتاب روش شناسی علم کلام" با حضور نویسنده محترم ✳️حجة‌الا
این گفتگو از منظر بحث نسبت عقل و وحی (نقل) که یک نزاع تاریخی میان فلاسفه و متکلمین است حاوی نکات خوبی است. فلاسفه سعی دارند بنیان معرفت را بر عقل مستقل از وحی بنا گذارند به این دلیل که اثبات خداوند و نبوت و وحی از طریق عقل ثابت می شود لذا عقل مقدم بر وحی است و در این مرحله نمی توان از وحی استفاده کرد. دراینصورت اگر قبل از اثبات وحی، به وحی استناد کنیم، دور پیش می آید! پاسخ ساده این مغالطه این است که استفاده از وحی انحائی دارد ؛ اگر استفاده از وحی متوقف بر «تعبد به وحی» باشد یعنی به یک امر تعبدی از وحی استناد کنیم، بله مشکل فوق پیش می آید، اما اگر وحی ، عقل و قلب و فطرت انسان را «هدایت» کند که عمده نقش وحی همین است، این امر متوقف بر اثبات و پذیرش قبلی وحی و خداوند نیست. به تعبیر استاد برنجکار چطور شما برهان حرکت را از ارسطو نقل می کنید، اما نمی توان برهان « لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ‎﴿الأنبياء: ٢٢﴾‏» را عرضه کرد؟ آیا آنجا که برهان ارسطو را بیان می کنید، می گویید: اول به ارسطو ایمان بیاورد بعد برهانش را بپذیر؟! آیا قرآن و انبیاء در خطاب به کفار اول خودشان را اثبات می کردند سپس با آنها سخن می گفتند؟ آیا انبیاء و وحی برای اثبات خود نیازمند به فلاسفه بودند، مردم را اول به فلاسفه ارجاع می دادند سپس بعد از پذیرش توحید و نبوت می گفتند : بیاید از وحی بهره مند شوید؟! به لحاظ تجربی هم اگر بررسی کنید چه در گذشته و چه درحال حاضر کسانی که مومن می شوند، با براهین فلاسفه نبوده و همین کتاب آسمانی و معارف وحیانی است که قلوب را زنده می کند. متأسفانه مغالطه ساده فوق حتی درعلم کلام هم پذیرفته شده است و باعث گردیده مخاطب این علم ، کفار فرض شوند و با دلیل عقلی به اثبات اعتقادات بپردازند و در نتیجه در حداقل های معارف متوقف شده اند و از بسیاری از گنجینه های معارف اعتقادی بی بهره مانده اند.
فلسفه تابع وحی
این گفتگو از منظر بحث نسبت عقل و وحی (نقل) که یک نزاع تاریخی میان فلاسفه و متکلمین است حاوی نکات خوب
جالب توجه است که اصلی ترین کتاب فلسفی، یعنی اسفار، مخاطب خود را برادران دینی معرفی می کند، نه عموم انسان ها...