قبلاً صلاحم در برابر مشکلات گریه بود ، اما الان گریه دیگه کافی نیس من میخندم اما نه یه خنده عادی بلکه عربده میکشم👊🏽👊🏽.
اتفاقا منم اوپن مایندم ، مخصوصا سر اونی که دوسش دارم هرکی نزدیکش بشه قشنگ اوپنش میکنم .
دلم تنگ شده .
دلم تنگ شده برای روزایی خوشی که داشتم ، روزایی که تموم شد رفت ، روزایی که خط لبخندم از اینجا تا تهران کش میومد ، برای فروردین ، برای ماه رمضون ، برای شبای قدر و الینا ، برای اردیبهشت ، برای مشهدِ بهار ، برای خرداد و کثافت کاریامون با اکیپ ، برای شهید رئیسی ، برای تیر ، برای شب بیداریام و فیلم ترکیه ای دیدن ، برای باد خنک کولر ، برای محرم ، برای ثارالله ، برای شربت تو ظرف سفالی تو ثارالله ، برای مرداد ، برای کربلا ، برای مشایه ، برای گرمای نجف ، برای چای عراقی ، برای راه طولانی موکب تا حرم ، برای گِیتای مرز ، برای موکب آستان قدس ، برای شهریور ، برای اربعین ، برای وعده صادق ، برای کلاس های پیش نیاز ،
و برای همه خاطراتی که فقط یه بار زندگیشون کردم :)
من آشپزیو خیلی دوس دارم و کلیم دستور پخت غذاهای باحال بلدم ولی مامانم انقدر وسواسیه که نمیزاره یه روغن تو آشپزخونه جابه جا کنم خب زن بزا کارمو بکنم.