eitaa logo
محفل شعر قند پارسی
350 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
568 ویدیو
112 فایل
ارتباط با ادمین‌های کانال : محمد محمدی‌رابع @shiraz_wound ارسال شعر ‌و مطلب : حسین کیوانی @h_keyvani
مشاهده در ایتا
دانلود
"روایت عطار از رفتار امام علی(ع) با ابن‌ملجم پیش از شهادت" چونک آن بدبخت آخر از قضا ناگهان آن زخم زد بر مرتضی مرتضی را شربتی کردند راست مرتضی گفتا که خونریزم کجاست؟ شربت او را ده نخست آنگه مرا زانک او خواهد بُدن همره مرا شربتش بردند او گفت اینت قهر حیدر اینجا خواهدم کشتن به زهر مرتضی گفتا به حقّ کردگار گر بخوردی شربتم این نابکار من همی ننهادمی بی‌او به هم پیش حق در جنت‌الماوی قدم پ.ن: روایت عطار از ماجرا، بعد عرفانی_ تاویلی دارد؛ هرچند مستندات تاریخی و دینی هم، سفارش امام(ع) به رفتاری انسانی با ابن‌ملجم را تایید می‌کند. البته روایت سنایی در باب سوم حدیقه، نشان‌دهنده‌ی قتل ابن‌ملجم در مکان نزدیک به شهادتگاه امام است؛ گویا ماخذ تاریخی او، متفاوت با بسیاری از منابع شیعی است. @mmparvizan
زبانحال مولا علی علیه السلام در فراق حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها جهانِ بی تو تمامش چه ارزشی دارد؟ پس از تو صبحش و شامش،چه ارزشی دارد؟ پس از "اقامه" ی خوابیده ات،نماز شهر رکوع و رکن و قیامش چه ارزشی دارد؟ که مسجدی که تو را با سکوت بیرون کرد اذانِ بر سر بامش چه ارزشی دارد؟ علیه کوثر قرآن حدیث بافت و رفت مشخص است کلامش چه ارزشی دارد پیام داد:" شریک مصیبتت هستیم" به غیر زخم،پیامش چه ارزشی دارد؟ تمام دلخوری ذوالفقار از این بود "که تیغ،بین نیامش چه ارزشی دارد؟" "کدامشان زده سیلی"..حسین می پرسد.. تو رفته ای و "کدامش"، چه ارزشی دارد؟ به دل نگیر سلام مرا جواب نداد... پس از تو شهر، سلامش چه ارزشی دارد؟ ........................................................... کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
کو عید،کسی را که عزادار تو باشد؟ امسال را به نام تو "سالِ پدر" گذاشت آن کس که سینِ اولِ ما را "سحر" گذاشت در سفره ی دلم که پر از سیر و سرکه بود وقت اذان صبح،نگاهی "سفر" گذاشت.. سجاده ای گشوده شد و سینِ بعد را یک "سجده"ی بلند که نه...مختصر گذاشت فرصت نداد سینِ "سلامِ" نماز را تیغی که دست زخم تو را بازتر گذاشت! در ظرف سینِ پنجمِ این سفره می توان۱ "سی سال خار دیده و خون جگر" گذاشت! شهر مدینه پیش قدمهات میخ ریخت کوفه کمی ملاحظه کرد و تبر گذاشت! وقتی که آمدی همه گفتند:" علی رسید".. گفتی:" به جسم آمد و جان، پشتِ در گذاشت".. سین ششم،"سکوتِ نفس گیرِ خانه" بود بر حالت دو چشم تو تا زهر اثر گذاشت هر کاسه ای یتیم رسید و یتیم رفت! این زخم زهر خورده ی سنگین،مگر گذاشت؟ تحویل سال بود که با تو بهار رفت... تنها نشانه ای سر هر رهگذر گذاشت.. ناگاه تیری آمد و بر ظرف آب خورد! ناگاه نیزه آمد و بر سفره،"سر" گذاشت...!۲ ۱-اشاره به حدود پنج سال حکومت امام علی علیه السلام... ۲-‌ علاوه بر تداعی سین های سفره،زمانی که سر مبارک امام را به دربار عبیدالله بردند،او بر سر سفره ی غذا بود.. ...............................،. کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1