بهاری نیست در پاییز زرد آزگار ما
بگو گردیدهای ردّ نشانی از بهار ما
گمانم مهر از ما، در دل خورشید نا پیداست
که میچرخد تمام عمر بیرون از مدار ما
نوید صیحههای آمدن هرچند میپیچد
به سرعت میدود چون اسب وحشی از کنار ما
صدای پای آب از برکه های دور میآید
ولی خشکیده حتی قطره قطره آبشار ما
اگرچه فصل ها نو میشوند و سالها تکرار
و اما کهنهتر امسال هست از سال پار ما
چنان شلاق مفتی کارگر افتاده بر لاله
گمانم نشکفد زین پس گل سرخ مزار ما
هوای کشورما برگ ریز برج آبانی است
نشد اردیبهشتی رنگ، روزی کوهسار ما
مگر این بار برگیرد پس از سرمای اسفندی
رخِ گرمای نوروزی کمی هم روزگار ما!
شود در باغ تفتیده زلال تازهی جاری
بشوید دانه دانه خون دلهای انار ما
ببیند چشم ناگاه ایستگاه انتظاری را
توقف روی خط آرزو کرده قطار ما
#سید_اعلا_امیری
#شاعر_افغانستان
@golchine_sher
به رسم همدلی...!
خبر ز رفتن ماه حرم، حکایت داشت
خبر ز آمدن ابر غم، روایت داشت
خبر ز شیرینیّ راه آسمان می گفت
ولی ز تلخیّ کام زمین شکایت داشت
به رسم همدلی این داغ های «ایران» تا...
به قلب مردم «افغان ستان» سرایت داشت
در این میانه، ولی خوش به حال آن پرواز
که عزم بال زدن سوی بی نهایت داشت
چنان دراوج رسیدن دلیل می خواهد
چنین عزیز شدن ریشه در ولایت داشت
برای مردم خود مردن، اتفاقی نیست
به انتخاب شهیدان، خدا رضایت داشت
فقط به خاطر خدمت به خلق، جان دادن
خداچقدر به این خادمان، عنایت داشت...!
#شریف_عظیمی
#عضوکانال
#شاعر_افغانستان
#ایران
#همدردی
#تسلیت
#سید_ابراهیم_رئیسی
#رئیس_جمهور
#سانحه_هوائی
@golchine_sher