داستان یک مثل
بیله دیگ، بیله چغندر!
دو دروغگو با هم صحبت میکردند. دروغگوی اولی گفت: در آبادی ما، چغندرهایی روییده میشود که از بس بزرگ است، چهل زارع با بیل، یک چغندر را از زمین بیرون میآورند.
دروغگوی دومی گفت: در شهر ما، دیگهایی میسازند که از بس بزرگ است، پنجاه کارگر، در دیگ کار میکنند و عجب این است که صدای چکش همدیگر را نمیشنوند.
دروغگوی اولی گفت:در این دیگ، چه میپزند؟ دروغگوی دومی گفت: چغندر آبادی شما را! بیله دیگ، بیله چغندر!
این مثل، از زبان تُرکی وارد فارسی شده و ترجمهاش، چنین است: چنان دیگی، چنین چغندری(میخواهد).
ضربالمثلهای معروف ایران، مهدی سهیلی، ص ۳۵.
#داستانمثل
#بیلهدیگبیلهچغندر
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303