داستاننویسان بزرگ🌹🌹🌹
هوشنگ گلشیری
او که نامدارترین داستاننویس اصفهانی است، در سال ۱۳۲۲ شمسی، در اصفهان به دنیا آمد. سالها معلمی کرد. کار ادبی را با نشریات دههی چهل آغاز نمود و علاوه بر داستان، شعر و ادبیات عامیانهی مناطق اطراف اصفهان را نیز به چاپ رساند؛ اما بعدها این دو را رها کرد. با این حال، آن چه فعالیت اصلی قلمی اوست، داستان است.
نخستین مجموعهی داستان گلشیری، به نام مثل همیشه در سال ۱۳۴۷ منتشر شد و خیلی زود، نام او را در ردیف داستاننویسان صاحب سبک قرار داد. رمان کوتاه یا داستان بلند شازده احتجاب، یکباره گلشیری را صاحبنام کرد. او در این اثر، زندگی چهار نسل از شازدههای قاجار را در سبکی بدیع و موجز که در ادبیات معاصر ما بیسابقه بود، بیان میکند. این اثر، نمونهی برجستهی داستان روانشناختی به حساب میآید.
برخی از آثار دیگر وی عبارتند از: نمازخانهی کوچک من، برهی گمشدهی راعی، آینههای دردار، جُبّهخانه، پنج گنج، نیمهی تاریک ماه، جننامه و... . او در سال ۱۳۷۹ در تهران درگذشت.
با تلخیص از داستان نویسان معاصر ایران، محمد قاسمزاده، ص ۳۳۳ - ۳۳۶.
#داستاننویسانبزرگ
#هوشنگگلشیری
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستاننویسان بزرگ🌹🌹🌹
جلال آل احمد
او در ۱۱ آذر سال ۱۳۰۲ شمسی، در خانوادهای مذهبی، در تهران به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی، پدرش او را به کسب و کار در بازار واداشت. جلال پنهان از چشم پدر، در کلاسهای شبانهی دبیرستان دارالفنون، تحصیل را ادامه داد. به دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران رفت، دانشکده را به اتمام رساند و در سال ۱۳۲۶ شغل معلمی را برگزید.
در دوران تحصیل در دانشکده، با گروهی از یاران خود، در انجمنی که تشکیل داد، به ترجمه و نشر کتاب مشغول بود. از سال ۱۳۲۳ تا ۱۳۳۲ به فعالیتهای سیاسی پرداخت. در همین سالها، چند داستان و مقاله نوشت و کتابهایی را از زبان فرانسوی به فارسی برگرداند.
پس از آن، با سفر به شهرها و روستاها، نوشتههایی دربارهی آداب و رسوم مردم پدید آورد. او سرپرستی چند نشریه را به عهده داشت و با مجلات گوناگون همکاری میکرد. آخرین کار او در این زمینه، انتشار "کیهان ماه" بود که با همکاری همسرش سیمین دانشور، به انتشار دو شماره موفق شد.
جلال در بازگشت از حج، پس از انتشار سفرنامهی حجّ خود به نام خَسی در میقات، در سال ۱۳۴۵ توانست سبک نوینی در سفرنامهنویسی حج پدید آورد. او در ۱۸ شهریور سال ۱۳۴۸ در ۴۶ سالگی در اَسالِم گیلان درگذشت و در مسجد فیروزآبادی شهرری به خاک سپرده شد.
آثار معروف وی، عبارتند از: دید و بازدید، سهتار، زن زیادی، اورازان، مدیر مدرسه، نون و القلم، غربزدگی، خسی در میقات، ارزیابی شتابزده، در خدمت و خیانت روشنفکران، هفت مقاله، جزیرهی خارک و ... .
با تلخیص از تاریخ ادبیات ایران، دکتر توفیق سبحانی، ص ۶۵۴ و ۶۵۵ و چون سبوی تشنه، دکتر یاحقّی، ص ۲۰۵ - ۲۰۸.
#داستاننویسانبزرگ
#جلالآلاحمد
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستاننویسان بزرگ🌹🌹🌹
هوشنگ گلشیری
او که نامدارترین داستاننویس اصفهانی است، در ۲۵ اسفند سال ۱۳۱۶ شمسی، در اصفهان به دنیا آمد. سالها معلمی کرد. کار ادبی را با نشریات دههی چهل آغاز نمود و علاوه بر داستان، شعر و ادبیات عامیانهی مناطق اطراف اصفهان را نیز به چاپ رساند؛ اما بعدها این دو را رها کرد. با این حال، آن چه فعالیت اصلی قلمی اوست، داستان است.
نخستین مجموعهی داستان گلشیری، به نام مثل همیشه در سال ۱۳۴۷ منتشر شد و خیلی زود، نام او را در ردیف داستاننویسان صاحب سبک قرار داد. رمان کوتاه یا داستان بلند شازده احتجاب، یکباره گلشیری را صاحبنام کرد. او در این اثر، زندگی چهار نسل از شازدههای قاجار را در سبکی بدیع و موجز که در ادبیات معاصر ما بیسابقه بود، بیان میکند. این اثر، نمونهی برجستهی داستان روانشناختی به حساب میآید.
برخی از آثار دیگر وی عبارتند از: نمازخانهی کوچک من، برهی گمشدهی راعی، آینههای دردار، جُبّهخانه، پنج گنج، نیمهی تاریک ماه، جننامه و... . او در ۱۶ خرداد سال ۱۳۷۹ در تهران درگذشت و در امامزاده طاهر کرج آرام یافت.
با تلخیص از داستان نویسان معاصر ایران، محمد قاسمزاده، ص ۳۳۳ - ۳۳۶.
#داستاننویسانبزرگ
#هوشنگگلشیری
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستاننویسان بزرگ🌹🌹🌹
بزرگ علوی (۱۲۸۲ - ۱۳۷۵)
سید مجتبی آقا بزرگ علوی، مُلَقّب به بزرگ علوی، در ۱۳ بهمن ۱۲۸۲ در تهران به دنیا آمد. در آلمان تحصیل کرد و بیشترین ایام عمر خود را به دلایل سیاسی، در آنجا به سر برد. در همان سالهای نخست، یک رمان و بعداً دهها داستان کوتاه نوشت. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷، نوشتههای او در ایران اجازهی انتشار نداشت.
رمان مشهور او، چشمهایش نام دارد که ظاهراً با الهام از زندگی و کارهای کمالالملک، نقاش معروف نوشته شده است. مجموعههای چمدان، میرزا، سالاریها و یادداشتهای زندان او با عنوانهای ورق پارههای زندان و پنجاه و سه نفر، وی را در مسیر نویسندگی به شیوهی رمانتیسم اجتماعی، تا حدود زیادی موفق معرفی میکند. این توفیق در نوشتن داستان کوتاه گیله مرد، از بقیهی داستانهای او بیشتر است.
مضمون بیشتر داستانهای علوی، از آرمانهای سیاسی و حزبی او الهام میگیرد. قهرمانان او، اغلب انسانهای ناکامی هستند که دور از وطن، در غربت و آوارگی به سر میبرند. علوی، در سال ۱۳۷۵ در ۹۳ سالگی، در برلین درگذشت.
با تلخیص از چون سبوی تشنه، دکتر یاحقی، ص ۲۰۰ و ۲۰۱.
#داستاننویسانبزرگ
#بزرگعلوی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستاننویسان بزرگ🌹🌹🌹
جمالزاده (به مناسبت ۱۷ آبان، سالروز درگذشت وی)
آغاز داستاننویسی به شیوهی نوین را میتوان از سال ۱۳۰۰ دانست که جمالزاده، مجموعهی داستان کوتاه خود را به نام "یکی بود یکی نبود" منتشر کرد. با نشر این کتاب، سبک نویسندگیِ واقعگرا در ایران آغاز گشت.
سید محمدعلی جمالزاده، در۲۳ دی سال ۱۲۷۰ شمسی در اصفهان زاده شد. تحصیلات مقدماتی را در تهران گذراند. سپس به بیروت رفت و دو سال بعد، عازم پاریس شد و در فرانسه، به دریافت لیسانس حقوق نایل گشت.
در همان سال آغاز جنگ جهانی، به برلن رفت و در کنار آزادیخواهان ایران قرار گرفت. مدتی بعد، همکاری قلمی خود را با روزنامهی کاوه آغاز کرد. نخستین داستانش "فارسی شکر است" را ابتدا در همین روزنامه منتشر کرد و بعد در مجموعهی یکی بود یکی نبود. این مجموعه، شامل شش داستان است: فارسی شکر است، رَجُل سیاسی، دوستی خاله خرسه، درد دل ملا قربانعلی، بیله دیگ بیله چغندر و ویلانالدوله که همه به زبان ساده و تا حدی عامیانه نوشته شده است.
جمالزاده با وجود سالها در خارج از وطن به سر بردن، در آثار خود بر زبان و فرهنگ و سنتهای خاص ایرانی تأکید داشت. با این همه، اقامت طولانی او در خارج، وی را از سیر تحولات زبان و فرهنگ ایرانی، بیخبر نگه داشته، در نتیجه، آثار بعدی او، نتوانسته است از اصالت موجود در آثار دیگر نویسندگان ایرانی و رنگِ زمانه برخوردار باشد. وی در ۱۷ آبان سال ۱۳۷۶ در ۱۰۵ سالگی، در یک آسایشگاه سالمندان در ژنو سوئیس در گذشت و در همان جا مدفون شد.
مهمترین آثار بعدی او عبارتند از: دارالمجانین، سر و ته یک کرباس، راهآبنامه، تلخ و شیرین، شاهکار، هفت کشور، شورآباد، قصههای کوتاه برای بچههای ریشدار و قصهی ما به سر رسید.
با تلخیص از چون سبوی تشنه، دکتر یاحقّی، ص ۱۹۲ - ۱۹۴.
#داستاننویسانبزرگ
#جمالزاده
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستاننویسان بزرگ📚📚📚
بهرام صادقی(۱۳۱۵ - ۱۳۶۲)
در نجفآباد اصفهان به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات متوسطه در اصفهان، در دانشگاه تهران پزشکی خواند و در سال ۱۳۴۶ فارغالتحصیل شد.
در دههی سی، به چاپ آثارش در مجلهی سخن پرداخت و کمتر از نیم دهه، فعالیت چشمگیری داشت. پس از آن، از روی تفنن آثارش را چاپ کرد که بعدها، ۲۵ داستان کوتاهش، در مجموعهی "سنگر و قمقمههای خالی" گِرد آمد. تنها داستان بلندش، "ملکوت" است.
صادقی، با این که زیاد ننوشت، اما تأثیرگذار بزرگی بر نسلی از نویسندگان ما بود و باید او را در کنار هدایت، غلامحسین ساعدی، صادق چوبک، گلشیری، علوی و آل احمد، از داستانکوتاهنویسان ماندگار ادبیات معاصر دانست.
📚📚📚📚📚
با تلخیص از داستاننویسان معاصر ایران، محمد قاسمزاده، ص ۳۱۵ - ۳۱۷.
#داستاننویسانبزرگ
#بهرامصادقی
#محمدقاسمزاده
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستاننویسان بزرگ🌹🌹🌹
غلامحسین ساعدی، معروف به گوهر مراد
🌺به مناسبت ۲۴ دی، سالروز تولد وی🌺
ساعدی متولد ۲۴ دی ۱۳۱۴ در تبریز بود. در دانشگاه تهران، پزشکی خواند؛ اما سرانجام، نویسندگی را برگزید و داستانها و نمایشنامههای باارزشی را پدید آورد.
او در داستاننویسی، به شیوهای گرایش پیدا کرد که در اصطلاح، رمان روانی یا روانشناختی نامیده میشود. این نوع رمان، به تحلیل و تجسم حالتهای پیچیدهی ذهن و خصوصیات درونی اشخاص داستان میپردازد و انگیزههای پنهان در رفتار قهرمان را مورد توجه و بازشناسی قرار میدهد.
در ایران، علاوه بر ساعدی، هوشنگ گلشیری و تقی مدرّسی نیز به این شیوه، علاقه نشان دادهاند. ساعدی، در دوم آذر سال ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت.
از داستانهای او، میتوان به این کتابها اشاره کرد: شبنشینی با شکوه، عزاداران بَیَل، واهمههای بینام و نشان، آرامش در حضور دیگران، ترس و لرز و... .
معروفترین نمایشنامههای او، عبارتند از: چوب به دستهای وَرَزیل، آی باکلاه آی بیکلاه، پرواربندان، دیکته و زاویه، جانشین، وای بر مغلوب، بهترین بابای دنیا.
📚📚📚📚
با تلخیص از چون سبوی تشنه، دکتر یاحقّی، ص ۲۱۲، ۲۱۳ و ۲۲۸.
#داستاننویسانبزرگ
#غلامحسینساعدی
#بازنشر
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستاننویسان بزرگ🌹🌹🌹
صادق هدایت
💐 به مناسبت ۱۹ فروردین، سالروز درگذشت وی
او در ۲۸ بهمن ۱۲۸۰ در یک خانوادهی اشرافی در تهران زاده شد. پس از گرفتن دیپلم، در سال ۱۳۰۰ جزو دانشجویان اعزامی به فرانسه رفت و نُه سال بعد به ایران بازگشت و به استخدام بانک ملی درآمد؛ اما پس از آن چند شغل عوض کرد.
در سال ۱۳۱۵ به هندوستان رفت و در آنجا زبان پهلوی آموخت و رمان معروف بوف کور را منتشر کرد. بوف کور، انعکاس روحیِ مردمی زیر فشار را در قالب داستانی مرکب از شک قدیم آریایی و عرفان ایرانی، به شیوهای سورئالیستی بیان کرده است و خواننده، زشتی و نادلپذیری زندگی و حرمان و درماندگی را در آن احساس میکند. این خصوصیت، در دو مجموعه از داستانهای کوتاه هدایت، زنده به گور و سه قطره خون هم دیده میشود.
مجموعه داستانهای کوتاه سایهروشن، سگ ولگرد، عَلَویه خانم، ولنگاری و مجموعهی انتقادی وغوغ ساهاب و نمایشنامههای آفرینش (خیمهشببازی) و پروین دختر ساسان از دیگر آثار اوست.
از هدایت، پژوهشهایی همچون رباعیات خیام، فواید گیاهخواری، اوسانه (ترانهها و افسانههای محلی) و سفرنامهای به نام سفرنامهی اصفهان نصف جهان را میتوان نام برد. از ترجمههای او، ترجمه از آثار نویسندگانی مانند کافکا، چخوف، ژان پل سارتر و ... برجا مانده است.
او سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در پاریس به زندگی خود خاتمه داد و در همان جا به خاک سپرده شد.
📚📚📚📚
با تلخیص از چون سبوی تشنه، دکتر محمدجعفر یاحقی، ص ۱۹۸ و ۱۹۹.
#داستاننویسانبزرگ
#صادقهدایت
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستاننویسان بزرگ🌹🌹🌹
صادق چوبک
💐 به مناسبت ۱۳ تیر، سالروز درگذشت وی
او در سال ۱۲۹۵ در بوشهر به دنیا آمد. اولین نوشتهاش را در پانزده سالگی، در روزنامهی محلی بیانِ حقیقت به چاپ رساند. در ۲۱ سالگی، پس از استخدام از سوی وزارت فرهنگ و هنر، مشغول تدریس در دبیرستانی واقع در خرمشهر شد. پس از اتمام خدمت سربازی، برای گذران زندگی، مجبور شد علاوه بر تدریس و ترجمه، به مشاغلی دیگر، از جمله منشیگری نیز بپردازد.
در همین دوران، در سال ۱۳۲۴ نخستین کتاب و مجموعهی داستانش با عنوان خیمهشببازی چاپ شد که با وجود استقبال خوب از آن، تا ده سال بعد، مجوز تجدید چاپ پیدا نکرد. او در سال ۱۳۵۳ وطن را ترک و به امریکا مهاجرت کرد و همان جا در ۱۳ تیر ۱۳۷۷ در گذشت؛ در حالی که در سالهای پایانی عمرش نابینا شده بود.
صادق چوبک که از بنیانگذاران داستاننویسی جدید ایران به شمار میرود، مهمترین آثارش عبارتند از: مجموعه داستانهای خیمهشببازی، انتری که لوطیاش مُرده بود، روز اول قبر، چراغ آخر و رمانهای سنگ صبور و تنگسیر.
در داستانهای چوبک، معمولاً افراد بدبخت و بیپناه و سرگردان جامعه وجود دارند. او در داستانهایش، در گفتگوی شخصیتهای خود، به صورت موفقیتآمیزی از زبان محاوره استفاده کرده است.
📚📚📚📚
چون سبوی تشنه، دکتر محمدجعفر یاحقی، ص ۲۰۲ و ۲۰۳.
#داستاننویسانبزرگ
#صادقچوبک
#کانالگلزارادبیات
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستاننویسان بزرگ🌹🌹🌹
محمود دولتآبادی
💐 به مناسبت ۱۰ مرداد، سالروز تولد وی
محمود دولتآبادی، در ۱۰ مرداد سال ۱۳۱۹ در روستای دولتآباد سبزوار، دیده به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی او در دِهِ زادگاهش گذشت و همهی تجربههای زندگی در روستا، اعم از فقر و نداری، کارگری، دامداری و کار کشاورزی را پشت سر گذاشت.
در سال ۱۳۳۴ به مشهد و از آنجا به تهران رفت. نخستین داستان او با عنوان "ته شب" در سال ۱۳۴۱ در مجلهی آناهیتا به چاپ رسید. اولین مجموعه قصهی او، یعنی "لایههای بیابانی" در سال ۱۳۴۷ و نخستین داستانش "اوسنهی بابا سبحان" در ۱۳۴۹ منتشر شد. گاوارهبان، سفر، با شبیرو، عقیل عقیل، از خم چمبر، جای خالی سلوچ، و دیدار بلوچ، داستانهای دیگری است که طی دههی چهل و پنجاه نوشته است.
از سال ۱۳۴۷ بود که دولتآبادی بر اساس یک ماجرای تاریخی که در ایام خردسالی او در حوالی زادگاهش اتفاق افتاده بود، نوشتن رمان بلند و پرآوازهی "کلیدر" را آغاز کرد که نوشتن آن تا پانزده سال بعد به درازا کشید. او با روی آوردن به مسائل روستایی خراسان و تصویر هنری و گویایی که از روستاییان ایرانی در مرحلهی گذر زندگی شهری پدید آورده، سهم سزاوار توجهی، در رسانیدن رمان فارسی به مرحلهای از کمال به خود اختصاص داده است. شخصیتهای قصههای دولتآبادی، محرومان روستانشین و رنجدیدگان قصبات دورافتادهی خراسانند.
📚📚📚
چون سبوی تشنه، دکتر محمدجعفر یاحقی، ص ۲۲۰ و ۲۲۱.
#داستاننویسانبزرگ
#محموددولتآبادی
#کانالگلزارادبیات
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303