تقسیم رمان و داستان کوتاه از لحاظ زاویهی دید
۳ - روایتِ نامهای یا مکاتبهای
گروه سوم، بر اساس مجموعهی نامههایی تدوین و تکوین یافته است. این زاویهی دید داستانپردازی، در قرن هجدم بسیار رواج داشت و در قرن نوزدهم، نویسندگان بزرگی چون داستایوسکی از این شیوه استفاده کردند. وی در اولین کتابش، یعنی"مردم فقیر" از این روش استفاده کرد. داستان، مجموعهی نامههایی است که میان زن و مردی تهیدست، رد و بدل میشود.
این شیوه که اکنون رونق پیشین خود را از دست داده است، انواع گوناگونی دارد. گاه نامهها، یکطرفه است؛ گاهی دو طرفه و میان دو تن است؛ یا چند نفر با هم نامه مینویسند و مجموعهی نامههای آنها، قالب و معنای داستان را پدید میآورد.
ادبیات داستانی، جمال میرصادقی، ص ۵۰۲.
#زاویهیدیدداستان
#روایتنامهاییامکاتبهای
#جمالمیرصادقی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
تقسیم رمان و داستان کوتاه از لحاظ زاویهی دید
۴ - روایت یادداشتگونه
گروه چهارم، رمانهایی است که یادداشتهای روزانه یا هفتگی یا... آفرینش داستان را موجب میشود و به آن، روایت یادداشتگونه میگویند. این یادداشتها، ممکن است تاریخ داشته باشد؛ یا بدون تاریخ باشد.
قسمتی از رمان"روبینسون کروزو" و تقریباً قسمت اعظم "غمهایجوانی ورتر" گوته و تمام قسمتهای رمان "قمارباز" داستایوسکی، با این شیوه نوشته شده است.
در این شیوه، مخاطب خواننده است و نگارش، در زاویهی دید اول شخص صورت میگیرد. داستان کوتاه"گِره کور" نوشتهی م. ا. بهآذین و رمان "باید زندگی کرد" اثر دکتر مصطفی رحیمی، چنین زاویهی دیدی دارد.
ادبیات داستانی، جمال میرصادقی، ص ۵۰۵ و ۵۰۶.
#زاویهیدیدداستان
#روایتیادداشتگونه
#جمالمیرصادقی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
تقسیم رمان و داستان کوتاه از لحاظ زاویهی دید
۵ - تکگویی
تکگویی، صحبت یکنفرهای است که ممکن است مخاطب داشته باشد یا نداشته باشد و این مخاطب، ممکن است خواننده باشد؛ یعنی نویسنده، خواننده را به طور مستقیم، مورد خطاب قرار دهد و از حادثه یا وضعیت و موقعیتی، با او حرف بزند.
تکگویی، ممکن است پارهای از داستان یا نمایشنامه باشد؛ یا به طور مستقل، همهی داستان یا نمایشنامه را به خود اختصاص بدهد؛ مثل رمان "بادها خبر از تغییر فصل میدهند" نوشتهی جمال میرصادقی که در آن سراسر داستان، به شیوهی تکگویی نقل شده است.
تکگویی، انواع گوناگونی دارد که عبارتند از:
الف - تکگویی درونی.
ب - تکگویی نمایشی.
ج - حدیث نفس یا خودگویی.
ادبیات داستانی، جمال میرصادقی، ص ۵۰۷ و ۵۰۸.
#زاویهیدیدداستان
#تکگویی
#جمالمیرصادقی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
تقسیم رمان و داستان کوتاه از لحاظ زاویهی دید
انواع تکگویی: الف - تکگویی درونی
تکگویی درونی، یکی از شیوههای ارائهی جریان سیّال ذهن است. بیان اندیشه هنگام بروز آن در ذهن است؛ پیش از آن که پرداخت شود و شکل بگیرد. در این شیوهی روایت، اساس بر مفاهیمی است که ایجاد تداعی معانی میکند. خواننده به طور غیرمستقیم، در جریان افکار شخصیت داستان و واکنشهای او نسبت به محیط اطرافش قرار میگیرد و سیر اندیشههای او را دنبال میکند.
تکگویی درونی، بسیار شبیه حرف زدن بچههای کوچک است؛ وقتی با خودشان بازی میکنند و حرف میزنند و مخاطبی ندارند. به بیان دیگر، هرگز انتظار ندارند که کسی به آنها توجه کند، یا به آنها جواب بدهد و با صحبتشان همراهی کند، یا نسبت به افکارشان که به زبان می آید و کارهایی که از آنها سر میزند، از خود عکس العملی نشان دهد.
نمونهای از رمان سنگ صبور صادق چوبک: بلبل سرگشته منم، کوه و کمر گشته منم.
ادبیات داستانی، جمال میرصادقی، با تلخیص از ص ۵۰۸ - ۵۱۰.
#زاویهیدیدداستان
#تکگوییدرونی
#جمالمیرصادقی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
تقسیم رمان و داستان کوتاه از لحاظ زاویهی دید
انواع تکگویی ب - تکگویی نمایشی
نوعی از تکگویی است که در بعضی از داستانهای کوتاه و رمانهای امروزی از آن استفاده میکنند. اختلاف تکگویی نمایشی با تکگویی درونی، در این است که در تکگویی نمایشی، کسی مخاطب قرار میگیرد؛ حال آن که در تکگویی درونی، هیچ کس مورد خطاب نیست و خواننده غیر مستقیم، در جریان وقایع داستان قرار میگیرد.
در شیوهی نگارش تکگویی نمایشی، گویی کسی بلند بلند با کس دیگری حرف میزند و دلیل خاصی برای گفتن موضوع خاصی به مخاطب خاصی دارد. این مخاطب در خود داستان است.
از جمله رمانهایی که به این شیوه نوشته شده است، رمان "سقوط" نوشتهی آلبر کامو است. رمان "حرف و سکوت" نوشتهی محمود کیانوش نیز با چنین زاویهی دیدی، نگارش یافته است.
ادبیات داستانی، جمال میرصادقی، ص ۵۱۱.
#زاویهیدیدداستان
#تکگویینمایشی
#جمالمیرصادقی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
تقسیم رمان و داستان کوتاه از لحاظ زاویهی دید (قسمت آخر)
انواع تکگویی: ج - حدیث نفس یا خودگویی
حدیث نفس یا خودگویی یا حرف زدن با خود، آن است که شخصیت، افکار و احساسات خود را به زبان بیاورد تا خواننده یا تماشاچی، از نیّات و مقاصد او باخبر شود و بدین طریق، اطلاعاتی در مورد شخصیت نمایشنامه یا داستان به خواننده داده میشود و در عین حال، با بیان احساسات و افکار شخصیت، به پیشبرد عمل داستانی کمک میشود.
کاربرد حدیث نفس، بیشتر در نمایشنامه است؛ مثلاً قطعهی" بودن یا نبودن" در نمایشنامهی هملت اثر ویلیام شکسپیر، حدیث نفس است. از حدیث نفس در سینما هم بسیار بهره میگیرند.
در حدیث نفس، تنها اطلاعاتی به خواننده یا تماشاگر داده نمیشود، بلکه خصوصیتهای روانی راوی نیز بر خواننده یا تماشاگر آشکار میشود. حدیث نفس، یکی از روشهای استفاده از جریان سیال ذهن است.
با تلخیص از ادبیات داستانی، جمال میرصادقی، ص ۵۱۴.
#زاویهیدیدداستان
#تکگویی
#حدیثنفسیاخودگویی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303