eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
329 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت_ابالفضل_العباس_علیه‌السلام چکنم ماهِ حرم این قمرِ ریخته را تا به آغوش کشم برگ و بر ریخته را دست بر سر بگذارم نگذارم ...ماندم چکنم این بدنِ مختصرِ ریخته را دخترم چشم به راه است جوابش با تو با چه رویی ببرم بال و پرِ ریخته را خم شدم پیشِ دو دستت ، کمرم راست نشد آمدم پیش تو دیدم کمرِ ریخته را دست دارم به کمر ، یا که به سر یا به جگر که نشد جمع کنم چشم ترِ ریخته را مادرم هست ولی اُم‌بنین شکر که نیست خوب شد نیست ببیند پسرِ ریخته را اینهمه تیر به یاد حسن انداخت مرا یادم انداخت لبِ تو جگر ریخته را یک به یک می‌کشم از سینه فقط داد نکش یک به یک تیغه و تیر و تبر ریخته را تو تکانی بخوری کار به غارت نکشد جمع کن جانِ حرم بال و پرِ ریخته را بعدِ ما از دوطرف کاش  سرت جمع کنند که نبندند به سرِ نیزه سرِ ریخته را (حسن لطفی) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_ابالفضل_العباس_علیه‌السلام برای عشق که حدّ نصاب عباس است برای عقل فقط انتخاب عباس است برای خلق که رد خور ندارد این بیرق برای شعر دو خط مستجاب عباس است صدای جان سنه قوربان ، دمِ اوون آباد برای این همه خانه خراب عباس است برای آنکه تو را هم نمی‌شناسد : عشق برای ارمنیان یک جواب عباس است تویی تو راه میانبر برای توبه‌ی من امید خسته‌ی از منجلاب عباس است یکی اگر به تو گفتیم ده به ما دادی امیرِ با کرمِ خوش حساب عباس است کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست چه جای شک نفَسِ بوتراب عباس است وُ کُلُ خَیر به بابُ‌الحُسین یعنی که.. به امرِ فاطمه فصل‌الخطاب عباس است فشرده‌ایم جگر را و شد مصیبتِ او و آنکه کرد دلم را مذاب عباس است خمیده است است کنارش امامِ بی کس ما خدا به‌خیر کند از خیامِ بی کس ما به هم مپیچ تو ای در تُراب پیچیده نگاه کن قمرم ، آفتاب پیچیده بلند شو که بدون تو چادر خود را به دور گردن اصغر رُباب پیچیده سنان به حرمله می‌گفت خوش خبر باشی خبر چه زود، چه با آب و تاب پیچیده که چشم و اَبرو و پیشانی‌اش به هم خورده علَم به گیسویی پُر پیچ و تاب پیچیده محاسنم شده خاکی غمت زمینم زد ببین دوباره به پایم رکاب پیچیده تو را به مَشک چه بد دوختند از دو طرف تو را به هم تبری پُر شتاب پیچیده چقدر نیزه زدند و به سینه چرخاندند که دورِ نیزه‌شان مَشک آب پیچیده غیورِ ما به حرم رو وگرنه می‌بینی به دورِ بازوی زینب طناب پیچیده بلند شو که نبینیم با هم از نیزه به گِرد قافله بوی شراب پیچیده ( ۴۰۵/۰۴/۰۱) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
تا جوهره ی گوهر احساس شدیم بی تاب فرات و اشرف ناس شدیم تا گرد علمدارو علم گردیدیم صید حرم حضرت عباس شدیم ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ گلزخم عطش گلزخمی از عطش که به لب ها نشسته بود شط فرات را به تماشا نشسته بود یک خیمه تشنه کام در آن وادی عطش در انتظار آب سرا پا نشسته بود برق نگاه تشنه ی طفلان تشنه لب بر مَشک تیر خوده ی سقّا نشسته بود عباس با سخاوت از خود گذشتگی در قلّه های عاطفه تنها نشسته بود تصویر آب را چه نجیبانه می کشید دری دلی که برلب دریا نشسته بود تا آب را به کوچه ی آیینه ها برد لب تشنه با فرات به نجوا نشسته بود تا بگذرد زعلقمه سقّای کربلام بر صدر زین به هیبت مولا نشسته بود در آخرین عبور نگاهش به خیمه ها بی دست در قنوت تمنّا نشسته بود آری «فراز» بر دل دلداگان عشق زخمی ترین عطش به تماشا نشسته بود ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
توفان غم آمد ز ره و ماه نیامد از سینه برون غیر غم و آه نیامد جز خون دل و ناله‌ی جانکاه نیامد دل رفت ز کف، دلبر و دلدار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» فریاد غمی، از طرف علقمه آمد گویا غم دیگر به سراغ همه آمد ناگاه که عطر نفس فاطمه آمد فریاد برآمد گُل ایثار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» طفلان مصیبت‌زده با همهمه گِریند با زینب ماتم‌زده و فاطمه گریند دور و بر گهواره‌ی اصغر همه گریند مرهم به دل خسته و غم‌بار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» او رفت و دل ما ز غمش تاب ندارد این باغ دگر یک گُل شاداب ندارد از بعد عمو دل هوس آب ندارد افسوس که آن مَحرم اسرار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» افسوس که غم در دل ما حجله‌ی غم بست افسوس که پشت پدرم خم شد و بشکست آمد خبر از علقمه، سقا شده بی‌دست سقای حرم جانب گلزار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» بر روی زمین تا که دو دست و علم افتاد آتش به دل اهل حرم از ستم افتاد وقتی به روی خاک، ستون حرم افتاد غم بر دل ما آمد و غمخوار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است چراکه حضرت مشکل‌گشا اباالفضل است دو دست داده به راه خدا و پس چه‌عجب اگر که معنی دست خدا اباالفضل است به جمله‌جمله‌ی «یا کاشِف‌َالکُروب» قسم که استجابت صدها دعا اباالفضل است نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین کسی که شد همه‌چیزش فدا اباالفضل است شدم اسیر تو و مادرم به‌من آموخت دوای درد گرفتارها اباالفضل است چه ترس دارد از آتش؟ چه ترس از دوزخ؟ اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است خود امام زمان گفته است می‌آید به‌مجلسی که درآن ذکر یااباالفضل است بگیر ذکر اباالفضل با امام‌زمان که‌هست حضرت‌ صاحب‌عزا امام‌زمان فقط نه گردش چرخ جهان به دستش بود که اختیار زمین و زمان به دستش بود فقط نه این که علمدار خیمه‌گاه حسین عمود خیمه‌ی هفت‌آسمان به دستش بود کریم بود شبیه برادر و پدرش که چشم خواهش هرناتوان به دستش بود به تیر اخم اباالفضل در کمین افتاد سپاه دشمن اگرچه کمان به دستش بود به قصد جنگ نیامد، ولی اگر می‌خواست به ضربه‌ای سر هر پهلوان به دستش بود دل تمام حرم بود قرصِ بودن ماه هرآن‌زمان علم کاروان به دستش بود تمام آبرویش مشک آب شد، وقتی نگاه العطش کودکان به دستش بود از آستانه‌ی هرچشم، اشک را برداشت خبر رسید اباالفضل مشک را برداشت شبیه باز شکاری که رو به علقمه رفت هزار چشم به همراه او به علقمه رفت سلاح غیرت خود را به تن حمایل کرد به اشک‌چشم و به بغض‌گلو به علقمه رفت دخیل بست به مشکش نگاه اهل حرم هزار حسرت و صد آرزو به علقمه رفت «وَ إن یَکاد» نشسته‌ست بر لب همه، چون میان چشم‌ونظرها عمو به علقمه رفت آهای دشمن اگر ذره‌ای شرف داری! به‌هوش‌ باش که با آبرو به علقمه رفت چه حکمتی‌ست که هرکس به‌جنگ می‌آمد برای کشتن او با وضو به علقمه رفت؟ ندای «اَدرِک اَخا» هم حکایتی دارد اگرکه عاقبت این گفتگو به علقمه رفت گریز آخر هر روضه‌خوان همین شد؛ آه... عمود خیمه‌ی ما نقش بر زمین شد؛ آه... گذشته است در اين داغ آب از سر آب که آب هم شده شرمنده در برابر آب دوباره روی دل آب ماند داغ لبش چرا که تشنه‌ی لب‌های اوست حنجر آب هنوز مزّه‌ی آن جرعه مانده در دهنش که ريخته‌ست به‌دست خودش به‌ساغر آب همین که قطره‌ی اشکش به‌روی آب افتاد نشست زخم عمیقی به روی پيکر آب گرفته بود سرش را به روی زانویش کنار علقمه با اضطراب مادر آب چه پيش آمده در علقمه مگر؟ که شده است «خجل‌کننده‌ی عباس» نام ديگر آب به مشک تیر زدند و فرات با خود گفت: اگر خجل شده عباس، خاک بر سر آب فرات و مشک و علم نیز روضه‌خوان شده‌اند شریک داغ غم صاحب‌الزّمان شده‌اند... به هر نوشته‌ی دیگر مقدم است هنوز کسی‌که هرچه بگوییم از او کم است هنوز علاج هجر به‌جز صبح بودن او نیست که بزم هر شب ما طالب غم است هنوز خودش «وحید و فرید و طرید» خوانده شده ولی پناه و امید دوعالم است هنوز به انتقام شهیدان دین می‌آید او که روی گنبد اسلام ‌پرچم است هنوز در این حسینیه‌ها لحظه‌لحظه با یادش بساط عاشقی ما فراهم است هنوز برای شستن درد فراق کافی نیست که روی گونه‌ی ما اشک نم‌نم است هنوز؟ خدا کند که دم انتقام سر برسد که صبح‌وشام برایش محرم است هنوز. دعا کنیم شب هجر را سحر برسد زمان غیبت مولای ما به سر برسد ✍ ┅ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
من قدرتی دیگر به تن ندارم دستی دگر چون در بدن ندارم دشمن چو بسته راه من ز هر سو به خیمه راه آمدن ندارم افتاده‌ام تنها به چنگ دشمن و آن بازوی لشگرشکن ندارم زین حال من، عدو گرفته نیرو چون قدرتی دیگر به تن ندارم شد پاره مشگ و آب‌ها فرو ریخت به خیمه، روی آمدن ندارم شرمنده‌ام اخا، چو پیشم آیی من قدرت بر پا شدن ندارم زینب مگر چشم مرا ببندد در کربلا، مادر که من ندارم پوشیده‌ام لباس فخر و عزت چه غم اگر که من کفن ندارم به مادرم ام‌البنین بگوئید: دیگر غمی ازین محن ندارم جز وصف حال عاشقان حسانا در مَطلبی میل سخن ندارم ✍ مرحوم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشک برداشت که سیراب کند دریا را رفت تا تشنگی‌اش آب کـند دریا را آب روشن شد و عکـس قمر افتاد در آب ماه می‌خواست که مهتاب کند دریا را تشنه می‌خواست ببیند لـب او را دریا پس ننوشید که سیراب کند دریا را کوفه شد علقمه، شقّ القمری دیگر دید ماه افتاد که محراب کند دریا را تـا خجالت بکشد، سرخ شود چهره‌ی آب زخم می‌خورد که خوناب کند دریا را ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس تا در آغوش خودش خواب کند دریا را آب مهریّه‌ی گل بود والّا خـورشید در توان داشت که مرداب کند دریا را روی دست تو ندیده است کسی دریا را چون خدا خواست که نایاب کند دریا را ✍️ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_عباس_ع_مدح_و_شهادت ای لشکر حق را سر و سردار، اباالفضل وی دست علی در صف پیکار، اباالفضل هم خون حسین بن علی در تن پاکت هم روح تو در پیکر ایثار، اباالفضل مانند تو در ارتش اسلام که دیده فرمانده و سقا و علمدار، اباالفضل تو ماه بنی‌هاشمی و ما شب تاریک تو لاله‌ی عباسی و ما خار، اباالفضل هم کاشف کرب پسر فاطمه هستی هم خیل بنی فاطمه را یار، اباالفضل بر حاجت خود کرده صد و سی‌وسه نوبت هر خسته‌دلی نام تو تکرار، اباالفضل عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت کردند به آقایی‌ات اقرار، اباالفضل تو رسته‌ای از خویش و گرفتار حسینی خلق‌اند به عشق تو گرفتار، اباالفضل ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده پیوسته به شمشیر شرربار، اباالفضل برخیز سکینه به حرم منتظر توست جامش به کف و اشک به رخسار، اباالفضل از سوز عطش آب‌شده طفل سه‌ساله مگذار بگرید به حرم زار، اباالفضل تا آن‌که ببینند به تن دست نداری یک‌لحظه سر از علقمه بردار، اباالفضل مگذار رود زینب کبری به اسیری ای دست علی! دست برون آر، اباالفضل تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت ای دور حرم چشم تو بیدار، اباالفضل کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست گردیده تو را فاطمه زوار، اباالفضل خون دل ما را که شده اشک عزایت زهرا و حسین‌اند خریدار، اباالفضل مگذار شود خشک دمی دیده‌ی "میثم" چشمی که بگریم به تو بسیار، اباالفضل ✍️ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌴 روز نهم 🌴 تو دل به خاطره ی یار مهربان دادی به عشق معنی و مفهوم جاودان دادی تویی که ماه بنی هاشمی و شب همه شب ستاره از نفس خود به آسمان دادی در آسمان وفا چون قمر درخشیدی به ماه هدیه به خورشید ارمغان دادی تو راه و رسم وفای به عهد و پیمان را نشان مردم آزاده ی جهان دادی تمام واژه ی ( ایثار) با تو معنا شد هر آنچه عشق طلب کرد از تو ، آن دادی گذشتی از سَرِ هستی چرا که وعده ی آب به غنچه‌های عطشناک باغبان دادی همین که عکس تو افتاد روی شط فرات به آب ، غیرت آیینه را نشان دادی به حیرتم که زمان وداع با خورشید چگونه دست خداحافظی تکان دادی شهادت تو نظیری نداشت در عالم بدون دست در آغوش یار جان دادی زمانه " روز نهم " را نوشت : تا سوعا چرا که "روز دهم" خوب امتحان دادی ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌴 رباعیات قمری🌴 🔹عباس که روح تو علی پرورده است سرار فتوت تو ، پشت پرده است ای کاش به خیمه‌های عطشان برسد مشکی که در آغوش تو جا خوش کرده است 🔹 صد بار فرات را ، ز خود راضی کرد صد مرتبه در دجله سرافرازی کرد صد مرتبه ، آب برده ام با این مشک این مرتبه ، با بندِ دلم بازی کرد 🔹ما را غم هجر، تشنه‌تر کرد عمو ! از علقمه کس خبر نیاورد عمو ! دل سوخته‌ایم و با عطش ساخته‌ایم آب از سرمان گذشت ، برگرد عمو ! 🔹عباس ، اگر گره بر ابرو زده است خود را به خطر به خاطر او زده است ای چرخ و فلک ! نماز آیات بخوان خورشید کنار ماه ، زانو زده است ✍ "" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا