eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
329 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
من قدرتی دیگر به تن ندارم دستی دگر چون در بدن ندارم دشمن چو بسته راه من ز هر سو به خیمه راه آمدن ندارم افتاده‌ام تنها به چنگ دشمن و آن بازوی لشگرشکن ندارم زین حال من، عدو گرفته نیرو چون قدرتی دیگر به تن ندارم شد پاره مشگ و آب‌ها فرو ریخت به خیمه، روی آمدن ندارم شرمنده‌ام اخا، چو پیشم آیی من قدرت بر پا شدن ندارم زینب مگر چشم مرا ببندد در کربلا، مادر که من ندارم پوشیده‌ام لباس فخر و عزت چه غم اگر که من کفن ندارم به مادرم ام‌البنین بگوئید: دیگر غمی ازین محن ندارم جز وصف حال عاشقان حسانا در مَطلبی میل سخن ندارم ✍ مرحوم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشک برداشت که سیراب کند دریا را رفت تا تشنگی‌اش آب کـند دریا را آب روشن شد و عکـس قمر افتاد در آب ماه می‌خواست که مهتاب کند دریا را تشنه می‌خواست ببیند لـب او را دریا پس ننوشید که سیراب کند دریا را کوفه شد علقمه، شقّ القمری دیگر دید ماه افتاد که محراب کند دریا را تـا خجالت بکشد، سرخ شود چهره‌ی آب زخم می‌خورد که خوناب کند دریا را ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس تا در آغوش خودش خواب کند دریا را آب مهریّه‌ی گل بود والّا خـورشید در توان داشت که مرداب کند دریا را روی دست تو ندیده است کسی دریا را چون خدا خواست که نایاب کند دریا را ✍️ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_عباس_ع_مدح_و_شهادت ای لشکر حق را سر و سردار، اباالفضل وی دست علی در صف پیکار، اباالفضل هم خون حسین بن علی در تن پاکت هم روح تو در پیکر ایثار، اباالفضل مانند تو در ارتش اسلام که دیده فرمانده و سقا و علمدار، اباالفضل تو ماه بنی‌هاشمی و ما شب تاریک تو لاله‌ی عباسی و ما خار، اباالفضل هم کاشف کرب پسر فاطمه هستی هم خیل بنی فاطمه را یار، اباالفضل بر حاجت خود کرده صد و سی‌وسه نوبت هر خسته‌دلی نام تو تکرار، اباالفضل عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت کردند به آقایی‌ات اقرار، اباالفضل تو رسته‌ای از خویش و گرفتار حسینی خلق‌اند به عشق تو گرفتار، اباالفضل ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده پیوسته به شمشیر شرربار، اباالفضل برخیز سکینه به حرم منتظر توست جامش به کف و اشک به رخسار، اباالفضل از سوز عطش آب‌شده طفل سه‌ساله مگذار بگرید به حرم زار، اباالفضل تا آن‌که ببینند به تن دست نداری یک‌لحظه سر از علقمه بردار، اباالفضل مگذار رود زینب کبری به اسیری ای دست علی! دست برون آر، اباالفضل تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت ای دور حرم چشم تو بیدار، اباالفضل کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست گردیده تو را فاطمه زوار، اباالفضل خون دل ما را که شده اشک عزایت زهرا و حسین‌اند خریدار، اباالفضل مگذار شود خشک دمی دیده‌ی "میثم" چشمی که بگریم به تو بسیار، اباالفضل ✍️ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌴 روز نهم 🌴 تو دل به خاطره ی یار مهربان دادی به عشق معنی و مفهوم جاودان دادی تویی که ماه بنی هاشمی و شب همه شب ستاره از نفس خود به آسمان دادی در آسمان وفا چون قمر درخشیدی به ماه هدیه به خورشید ارمغان دادی تو راه و رسم وفای به عهد و پیمان را نشان مردم آزاده ی جهان دادی تمام واژه ی ( ایثار) با تو معنا شد هر آنچه عشق طلب کرد از تو ، آن دادی گذشتی از سَرِ هستی چرا که وعده ی آب به غنچه‌های عطشناک باغبان دادی همین که عکس تو افتاد روی شط فرات به آب ، غیرت آیینه را نشان دادی به حیرتم که زمان وداع با خورشید چگونه دست خداحافظی تکان دادی شهادت تو نظیری نداشت در عالم بدون دست در آغوش یار جان دادی زمانه " روز نهم " را نوشت : تا سوعا چرا که "روز دهم" خوب امتحان دادی ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌴 رباعیات قمری🌴 🔹عباس که روح تو علی پرورده است سرار فتوت تو ، پشت پرده است ای کاش به خیمه‌های عطشان برسد مشکی که در آغوش تو جا خوش کرده است 🔹 صد بار فرات را ، ز خود راضی کرد صد مرتبه در دجله سرافرازی کرد صد مرتبه ، آب برده ام با این مشک این مرتبه ، با بندِ دلم بازی کرد 🔹ما را غم هجر، تشنه‌تر کرد عمو ! از علقمه کس خبر نیاورد عمو ! دل سوخته‌ایم و با عطش ساخته‌ایم آب از سرمان گذشت ، برگرد عمو ! 🔹عباس ، اگر گره بر ابرو زده است خود را به خطر به خاطر او زده است ای چرخ و فلک ! نماز آیات بخوان خورشید کنار ماه ، زانو زده است ✍ "" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
السلام علیک یاقتیل‌العطشان یاابی عبدالله الحسین(ع) الا كه سينه ما چون حرم عزای تو دارد سر ارادت ما ميل خاك پای تو دارد حسين فاطمه ای مظهرالعجائب عالم تو كيستی كه محمد به لب ثنای تودارد تو كيستی كه علی بوسه ميزند به لبانت مگر مقام حَجَر لعل جانفزای تودارد مگر تو داروی دردب برای سينه زهرا كه فاطمه به لبش نام دلربای تو دارد فداب نام توگردم حسين ای شه خوبان كه برشهان جهان برتری گدای تو دارد خوشا كسيكه دمی بی ولای تو نزند دم خوشا كسيكه به سر روز و شب هوای تو دارد مگر تو روح خدائی مگرتو جان جهانی كه جان عالميان رو به كربلای تو دارد الا سفينه بحر وجود، لنگر ايمان شريعت نبوی هستی از رضای تو دارد تو آبروی زمينی كه نه فلك ز ارادت نگاه خويش سوی كهنه بوريای تودارد تو فخر آدميانی كه شمع بزم ملائك فروغ خويشتن از روی دلگشای تو دارد قسم به هشت و چهار ای كليم طور شهادت كه عشق گرمی خود را ز نينوای تو دارد قسم به آب حيات و قسم به زمزم وكوثر كه آب جلوه ز سقای با وفای تودارد به پنج ركن نماز وبه حمد و سوره توحید كه حج قوام منای خود از منای تودارد ذبيح عشق جهانی فدای لطف و صفايت صفا و مروه بقای خود از صفای تو دارد حسين سوی حسينت نگاه مرحمتی كن ببين كه "سالك " تو ديده بر عطای تودارد ✍ #سالک‌هنزائی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نبودم ندیدم که محشر بپا شد - محمد الجنامی.mp3
زمان: حجم: 13.8M
نبودم ندیدم که محشر بپا شد شنیدم دو دست تو از تن جدا شد میدونم که خیلی خجالت کشیدی صدای عمو آب وقتی شنیدی ... 💔 🎙 😭😭😭😭😭😭😭
بسم الله الرحمن الرحیم صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام ماه محرم و ایام شهادت امام حسین علیه السلام 🪴سلام علیکم 🪴 🦋 جمعه: 👈🏼 از ساعت: 17/30تا 19👉🏼 👨‍🦳👨‍🦰 از اینکه دوستان عزیز جهت و و به را از شما بسیار سپاسگزاریم.🤗 قم: خیابان صفائیه، کوچه ۲۸ (بیگدلی) بعداز چهارراه اول، سمت چپ، بن بست دوم (جنب دکتر فرهاد برقعی) - پلاک ۴۸👇🏼 📍https://nshn.ir/sbsVNmPxQiOg روابط عمومی انجمن ادبی محیط قم عامری
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«اَلسَّلامُ عَلَیكَ یٰا ثارَاللّٰهِ وَابنَ ثارِه» 🏴 بخوان بخوان! که قلم کردہ شِکوه‌‌ها را سر به‌روی صفحه‌ی دل؛ رفته چون به یغما سر قلم به سینه‌ی کاغذ، چو بید می‌لرزد که از کجا بنویسد؟ ز دست ـ پا ـ یا ـ سر؟ بلی! ز سر بنویسد، ولی چگونه سری؟ از آن سری که ندارد قرینه، حاشا سر سری که سَروَر «سرهای نینوایی» بود جدا شد از تن و، با نیزہ رفت بالا، سر به نیزہ خواند کلام خدا و بعد از آن برفت سوی خداوند حیّ یکتا سر زمین چگونه نلرزد به خود چو می‌بیند : عزیز فاطمه (س) را بر فراز صحرا ، سر چه گویم از دل زینب چو دید دست جفا که کرده با دلِ سنگ از بدن، مجزا ، سر... کشید آهی و با حالتی غم افزا گفت : که؟ دیده است به عالم چنین خدایا سر «رقیه» کنج خرابه به خود بگفت آیا... زنَد دگر به من اکنون، جناب بابا سر ؟ به تشتِ خون نظر افکند و دید رأس پدر به آه و ناله بگفتا که: دیده بگشا سر نگاه کن به من ای سَر که خفته‌ای در تشت! که یک نگاهِ تو بر من ‌دهد تسلّا، سر اگر که وا نکنی دیده، پس ببَر با خود که نیست از تو مرا غیر ازین تقاضا سر قلم چگونه نلرزد ازین ستم بر خود ؟ چنین حدیث غم‌افزا، شنیدہ آیا سر ؟ به تیر و نیزہ و شمشیر، اوفتاد از اسب بدون دست، «علمدار» بر زمین با سر تنی که بود شبیه پیمبر خاتم (ص) به تیغِ خصم شدہ قطعه قطعه سرتاسر به روی دست پدر حنجرش هدف گردید رضیع دشت بلا، گویم از تنش یا ـ سر؟ ندیدہ چشم فلک این‌چنین ستم هرگز ز هیفدہ تن گلگون، به عرش اعلا، سر اَلا که در پی «مفهوم عشق»، حیرانی! ببین که عشقِ به حق را نموده معنا سر به دشتِ کرببلا در میان آتش و خون قلندرانه به پا کردہ است غوغا سر چنانکه تیغِ زبان تیزتر ز شمشیر است در آن میان شدہ حتی تمام اعضا سر به راہِ «دین خدا» در ستیز، با کفار دمی نداشته از تیغ مرگ، پروا سر به «سجدہ‌‌گاہ عبادت» به «مسجد کوفه» نگر به «ماه خدا» دادہ اَست «مولا» سر... همین بس‌است که عبرت بگیرد این دشمن که کردہ «دین خدا» را همیشه «احیا» سر قلم شکست در اینجا و بر زمین افتاد نوشت تا که جدا شد ز روی تن‌ها سر اَلا امام مبین! «منجی جهان» برخیز...! شتاب کن که بگیری تقاصِ سر را سر به جمکران وصالت چه جمعه‌ها که گذشت نیامدی و نشد تا ببینمت با سر چو نیست قسمت ما پای‌بوسی‌ات، اما به وقت موت، کرم کن بزن تو بر ما سر‌ دوبارہ دست شقاوت، به انهدام بشر از آستین زدہ بیرون و کردہ بلوا سر بیا و «آتش کفّار» را ، فرو بنشان! که می‌کِشد ز ثریٰ شعله تا ثریا سر به حق (ساقی) بی‌دست کربلا برخیز بزن به «تیغ عدالت» تمام اعدا... سر حکومت علوی را به رغم بدخواهان به پا نما و جهان را ، بگیر سرتاسر ردیف کردم اگر سر درین قصیدہ، ولی خلاف قاعدہ طی می‌کنم همین جا سر بدان امید، که گیری تقاص مظلومان... نشسته‌ام به تماشا ز خاک، تا محشر . ✍ سید محمدرضا شمس (ساقی) 1393 @shamssaghi