eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
8.1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
756 ویدیو
1هزار فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. «آرزویی که آرزو ماند» به قلم حقیر/۳ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ❄️ از تهران، روضه‌ی جان‌سوزی از لسان این عصمت پروردگار را یادآوری کرد که به خیمه‌ی دل‌ها آتش زد: قرآن کنار قبر نخوانید بهر من این جاست شام، بر لبتان چوب می‌زنند 💧این دو بیت را از دل‌سروده‌ی دیگرش، حفظ کردم و چه زیبا! نقش یک دوبیتی تمام و کمال را برایم ایفا می‌کند: دگر عبّاس و اکبر دارم امشب به بر قنداق اصغر دارم امشب نه کوفی گرد خود بینم نه شامی دوباره شش برادر دارم امشب 💦همهمه‌ی اشک‌ها، همه‌ی صحن‌ها و رواق‌ها را درمی‌نوردید. گویی مدفونین حرم رضوی هم با جمع زائران گریه می‌کردند؛ چرا که صدای که در حجره‌ای از صحن آزادی حرم مطهّر آرمیده، از صحن جامع رضوی شنیده می‌شد که حاضران کنگره‌ی سرشار از خیال ما را مخاطب قرار داد و این بیت از دیوانش را خواند: دریغ و درد! که کلثوم شد خرابه‌نشین ز خاک و خشت بر او، متّکا و بستر شد ۳
. بمناسب دهمین سالگرد درگذشت استاد علی آهی 🖤 🛑مگه‌میشه حضرت‌زینب‌ازامام‌حسین‌دل‌بِکَنه؟ 🔖 غزل معروف قتلگاه « او می دوید و من می‌دویم » که همه شما بزرگواران اون رو شنیدید از مرحوم هست.¹ ♦️اما اینجاست دو بیت از این غزل رو مداحان تغییر دادند و آن هم تغییری که به مضمون آن اشکال وارد هست... 1⃣ مورد اول : 🔰 چیزی که مداحان می‌خونند : آن دم بُریدم من از دل ² کآمد به مقتل شمر سیه دل 🔖 اما اصل شعر : آن گه بریدم از دل کامد به مسلخ شمر سیه دل 2⃣ مورد دوم : 🔰 چیزی که مداحان می‌خونند : او می‌برید و من می‌بریدم او از حسین سر من از حسین دل ³ 🔖 اما اصل شعر : او می‌برید و من می‌بریدم او از حسین سر من دل 📍1. دیوان جودی، ص 371 (به کوشش قاسم رفیعا) 📍2 , 3. مرحوم حاج علی آهی می‌فرمودند این خلاف نظر حضرت زینب سلام الله علیها هــست که میگید حـــضرت از امـــام دل بُرید، حـــضرت زیــــنب کِی از ابـــاعــــبدالله دل بُرید؟ ............ .👆 . . آن دَم بريدم من از حسين دل كآمد به مقتل شمرِ سيه دل او مي دويد و من مي دويم او سويِ مقتل من سويِ قاتل *اي واي حسينم... چقدر امروز زينب اين مسير رو مي دَويد، يا كنارِ بدنِ علي اكبر، يا كنارِ بدنِ قاسم، هي مي اومد بالايِ تَل ولی دوباره نگران خیمه ها میشد و برمیگشت که نکنه دشمن به خیام حمله کنه...* او مي نشست و من مي نشستم او روي سينه من در مقابل * وَالشِّمرُ جالِسٌ عَلى صَدرِك... وَالشِّمرُ جالِسٌ، نَفَسِ مادرم گرفت...* او مي كشيد و من مي كشيدم او خنجر از كين، من آه از دل *صداي هلهله داره مياد، يه عده دارن كف ميزنن، يه عده دارن تكبير ميگن، زمين كربلا داره ميلرزه، حضرت زينب سلام الله عليها اومد پيش امام سجاد، آقا داره توي تب ميسوزه، پرده ي خيمه رو كنار زدن، نگاه كردن... سري به نيزه بلند است در برابر زينب... هلال بن نافع ميگه: ديدم لب هاي حسين داره بهم ميخوره، نزديك اومدم، مي دونستم حسين نفرين كنه همه زير و رو ميشن، گفتم: بذار خيالم راحت بشه، اما ديدم داره ميگه: جگرم داره از تشنگي ميسوزه، تشنگي داره منو ميكشه... گفت: دلم سوخت رفتم سپرم رو پر از آب كردم، به سختي همه رو كنار زدم، نزديك گودال شدم، ديدم شمر با لباس هاي غرق خون از گودال بيرون اومد، گفت: هلال كجا داري ميري؟ گفتم: دارم برا حسين آب مي برم، گفت: دير اومدي كار تموم شد... دامن عربيِ شو كنار زد: ديدم سر حسينِ، گفتم: نانجيب! بالاترين جنايت رو كردي، چرا تن و بدنت داره ميلرزه؟ گفت: هلال! لحظه هاي آخر حسين، گوشه ي گودال هيچ زني نبود، اما يه صدايي ميشنيدم، يه خانومي هي مي گفت: "بُنَيَّ!" مادر!...* ــــــــــــــــــ .