اجرایموبایلی|بدونمستمعفیش دوم جوادالائمه.mp3
زمان:
حجم:
12.53M
🔴صوتِ اجرای کامل: فیشدوّم👆
🎵اجرایآموزشی | بدونمستمع
#روضه_امام_جواد ۲
.
#روضه_امام_جواد_علیه_السلام
السلام علیک یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَوادُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا
یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه
🔸بغداد هم از حال و روزش بی خبر بود
🔸تنها تر از تنها و قلبش پرشرر بود
ایام، ایام شهادت میوه دل امام رضا...
آقا جوادالائمه است...
دلت رو آماده کن...
با پای دل بریم کنار حرم باصفاش...
ان شاء الله سال بعد یک همچین روزهایی این دست جمع بریم کاظمین...
کنار حرم باصفاش عرض ادب کنیم...
این روزها خانه آقا جوادالائمه چه خبره...
خدا لعنتش کنه ام الفضل ملعونه...
وقتی به آقا زهر داد...
صدای ناله حضرت بلند شد وای جگرم...
🔸در کنج حجره بی کس و بی یار و مونس
🔸دور از وطن افتاده و خونین جگر بود
دو نفر از ائمه ما خیلی غریب بودند...
یکی آقا امام حسن. ..
یکی هم آقا جوادالائمه...
این دو بزرگوار توی خونه خودشون هم غریب بودند...
قربون غریبیت برم آقا یا جوادالائمه
شما هم مثل امام حسن خیلی غریب بودید...
حتی تو خونه خودتون هم غریب بودید...
اما وقتی خواستند بدن شما رو دفن کنند ... شیعیان اومدند با احترام تشییع کردند ...
با احترام بدن رو داخل قبر گذاشتند...
کسی به بدن شما جسارت نکرد...
دلها بسوزه برا اون آقایی که وقتی خواستند بدنش رو دفن کنند تابوتش رو تیر باران کردند...
🔸بعدکشتن تیرباران، پیکرت گردید، کاش
🔸این جنایت، در کنار قبر پیغمبر نبود
خدا میدونه چه حالی داشتند یتیمان امام حسن... وقتی جلو چشمانشون تیرها رو از بدن بابا خارج کردند...
اما میخام بگم هر طوری بود بلاخره بدن امام حسن رو دفن کردند...
لا یوم کیومک یا اباعبدلله...
دلها بسوزه برا امام سجاد...
روز یازدهم...
صدا زد...
عمه جان زینب...
ببین این نانجیبها... دارن بدنهای خودشون رو دفن میکنند...
اما بدن بابای غریبم حسین...
بی غسل و بی کفن...
روی زمین کربلا...
هر کجا نشستی ناله بزن یاحسین...
#روضه_امام_جواد صلوات الله علیه
.
هدایت شده از امام حسین ع
حاج علی کرمیShahadat_Emam-Javad_Karami_1403.mp3
زمان:
حجم:
11.61M
🔊 تشنه بودی و کسی پیدا نشد آبت دهد
یاد لبهای عطشناک تو بارانیم ما
🏴يااَباجَعْفَرٍيامُحَمَّدَبْنَ عَلِي اَيُّهَاالتَّقِىُّ الْجَواد
◼️ #روضه_امام_جواد علیه السلام ، به همراه توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام
🎤#حاج_علی_کرمی
عاشقی را بهترین اعمال میدانیم ما
تا نفس باقیست، درسِ عشق میخوانیم ما
صحبت چلهنشینی، حرف خامی بیش نیست
ساقیِ کوثر نخواهد، غوره میمانیم ما
قلب ما را، عشق اولادِ علی پُر کرده است
لایقِ این عشق، هر کس را نمیدانیم ما
ای خدای جود، ما از آشنایان توییم
میشناسی، رعیتِ شاهِ خراسانیم ما
کاش مثل مادرت، ما را رُطَب مهمان کنی
مثل سلمان نه، ولی از نسل سلمانیم ما
رود باشی ساحلیم و جود باشی سائلیم
هر چه را لبهای تو فرمان دهد، آنیم ما
مثل مرواریدِ یکتایی و مانند تو نیست
مثل شنزارِ بیابانها، فراوانیم ما
آنکه ما را میخرد با قیمت بالا تویی
گرچه در بازار دنیا، جنس ارزانیم ما
در تمامیِ علوم دَهر هم، کامل شویم
باز در مدح شما، طفل دبستانیم ما
تشنه بودی و کسی پیدا نشد آبت دهد
یاد لبهای عطشناک تو بارانیم ما
گرچه از خورشید سوزان در امان ماندی ولی
تا قیامت دلخور از خورشیدِ سوزانیم ما
جسم جدّ اطهرت زیر همین خورشید بود
سینهسوزانِ غمِ آن نورِ عریانیم ما
.
#⃣ #متن_کامل_روضه
#⃣ #روضه_متنی #روضه_امام_جواد
#⃣ #فیش_روضه_امام_جواد
#⃣ #شهادت_امام_جواد
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِيمِ
"الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ"
*کاظمین رفته ها! کاظمین نرفته ها! همه امشب کبوترای دلمونو پرواز بدیم کنار حرم آقامون جوادالائمه علیه السلام. امشب بدون هر قطره اشکی که برای غریبی این آقا میریزی امام رضا علیه السلام یجوری دعات میکنه..
چه کسی این همه احسان به گدایان دارد
که جگر گوشه ی سلطان خراسان دارد
هر چه حرف است بگویید که گوش شنواست
هر چه درد است بیارید که درمان دارد
*فرمود: همه حاجات های دنیایی تون رو بیارید در خونه جوادالائمه علیه السلام...*
به گدایی درش اهل کرم می آیند
خانه اش سائل از این دست فراوان دارد
چه پدر را به پسر یا که پسر را به پدر
این دو سوگند فیوضات دو چندان دارد
ای ولیعهد مرا ز هم ز عنایت بپذیر
رعیتی را که امان نامه ز سلطان دارد
* چشماش نابینا بود سال ها اسیر بود گرفتار بود. رنج می کشید اومد پهلو امام رضا علیه السلام. آقاجان! من که می دونم اگه یه دست عنایت به چشام بکشی همه چی تمومه. میتونه امام رضا علیه السلام ها. اما حضرت فرمود داری کجا میری؟ گفت دارم میرم مدینه گفت یه نامه می نویسم برو درِ خونه جوادالائمه علیه السلام. نامه رو آورد خدمت جوادالائمه علیه السلام. در سنین کودکی ام هستن. نامهٔ بابا رو باز کرد. نامه رو بوسید روی چشمش کشید. یه دست روی چشم این مرد نابینا کشید چشماش بینا شد. امشب بگيم یا جوادالائمه! ما هم امشب به امیدی اينجا اومديم يه دست رو سر ما هم بكش آقاجانم!..*
مشهد و باب جوادش به همه ثابت کرد
که اجابت فقط از سمت تو امکان دارد
مطمئناً به کرمخانه تو رو نزده ست
هر که در خانه خود سفره بی نان دارد
*مگه میشه کسی درِ خونه جوادالائمه علیه السلام بره محتاج برگرده..*
حتم دارم که جزایش گل لبخند رضاست
هر که در ماتم تو دیدهٔ گریان دارد
بی سبب ارث نبردی ز غریبیِ حسن
چاره ای نیست، غم فاطمه تاوان دارد
*تو خردسالیِ جواد الائمه به امام رضا خبر رسوندن. آقا! ما تا حالا هیچ موقع حالِ جوادتو اینطوری ندیدیم. بیا خودت نگاه کن. حضرت دوان دوان اومد. دید جوادش هی مشت محکم رو زمین میزنه. هی صدا میزنه: بیرون تون میکِشم، آتیش تون میزنم. امام رضا ع میدونه چه خبره. دوید بغلش کرد عزیز دلم. چه کسی و میخوای بیرون بکشی آتیش بزنی؟ صدا زد..بابا! ساعت ها تو فکرم آخه مادرم زهرا چه گناهی داشت؟ چرا سیلی تو صورتش زدن؟ امام رضا بغلش کرد، چشماشو بوسه زد... یا امام رضا ازت معذرت میخوام دارم از علی اکبرت میخونم...*
دست و پا می زنی و همسر تو دست افشان
اشک می ریزی و او هم لب خندان دارد
کاش آرام تنت را به سر بام برند
کاش میشد که بفهمند تنت جان دارد
زیر خورشید تنت سوخت ولی می دانم
که لبت زمزمهٔ جَدّیَ العُریان دارد
* اما کبوترا نذاشتن بدن امام جواد زير آفتاب بمونه. همه اومدن بالاسر بدنش بال به بال هم دادن.... سه تا بدن سه روز و سه شب رو زمین بود. یکی بدن ابی عبدالله و یکی بدن موسی بن جعفر... یکی بدن جوادالائمه... اینجا کبوترا اومدن بدن آفتاب نخوره. رو بدن موسی بن جعفر هم اینقد گل ریختن. من بمیرم برا اون بدنی که سه روز و سه شب روي خاك هاي داغ كربلا... يه خواهر باوفا آمد؛ وقتی اومد دید آفتاب رو بدن برادر افتاده گفت: حسین جان اینقدر مقابل آفتاب می ایستم بدنت آسیب نبینه، اما نانجیبا ریختند تو گودال ...یه عده با تازیانه میزدن یه عده با کعبِ نی*
خواهری نیست تو را تا که ببیند بر خاک
بدنت ردّ سُم تازه ی اسبان دارد
دختری نیست تو را تا که ببیند در تشت
خیزران قصد مصاف لب و دندان دارد
*اُم فضل جلو در حجره ایستاده نانجیب، هم خودش داره پایکوبی میکنه هم کنیزا رو جمع کرده بود، هلهله میکنن صداشو نشنون. یه نفر از کنیزا شنید آقا میگه آه! جگرم داره می سوزه. رفت یه ظرف آبی پر کرد تا جلو در حجره رسید نانجیب گرفت ظرف آب رو محکم رو زمین زد، گفت: آب برا کی داری می بری ؟ گفت: برا پسر امام رضا ببین چطور داره از تشنگي ناله میزنه، ببين چطوري داره دست و پا ميزنه...
اما آقاجان یا جواد الائمه هر چی هم که مصیبت کشیدی..درسته تنها بودی درسته تشنه بودی اما آقاجان!دیگه سر بریدهت رو مجلس شراب نبردند..دخترانت شاهد چوب خیزران به لب و دندانت نبودند.اما من بمیرم برای اون آقایی که نازدانه دخترش یه لحظه بلند شد بابا رو ببینه دید چوبِ خیزران، بالا و پایین میره...حسین...
هر جا نشستی..انشاءلله هر چه سریعتر این قدمها کربلا و کاظمین برسه..باز هم ناله بزن: حسين!...صلی الله علیک یا ابا عبدالله.
..
.
#⃣ #متن_کامل_روضه
#⃣ #روضه_متنی #روضه_امام_جواد
#⃣ #فیش_روضه_امام_جواد
#⃣ #شهادت_امام_جواد
#⃣ #شهادت_جوادالائمه
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
"اللّهمّ صلّ علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها و السّرّ المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک"
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا جَعْفَرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی اَیُّهَا التَّقِىُّ الْجَوادُ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَاللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَاللّه
به لطف خدای جوادُالائمه
گدایم، گدای جوادُالائمه
غریبم نخوانید یا أیُهاالنّاس
شدم آشنای جوادُالائمه
شب شهادتِ آقامون جوادالائمه است، بیایید از باب الجواد وارد بشیم .همه ی درای سمت حرم اما رضا، یه جوری زائر رو میرسونه حرم. اما وروديه باب الجواد یه چیز دیگه است. وقتی از باب الجواد وارد حرم میشی همون دم در امام رضا علیه السلام میگه گدای جوادمه، نذارین دست خالی برگرده..*
رسیدم به آزادگی تا دلم شد
اسیر ولای جوادُالائمه
از آن صورت گندمین بوی گندم
گرفته هوای جوادُالائمه
رضای خدای امامِ رضا را
بِـجو در رضـای جوادُالائمه
*نامه نوشت امام رضا علیه السلام به میوه ی دلش جوادش گفت: عزیزم شنیدم از در کوچک خانه خادمها بیرونت میارن، اینا نمیخوان از تو خیری به مردم برسه، عزیزِ دلم! از در بزرگ خانه بیرون برو، همیشه همراه خودت پول برای تصدق داشته باش، به همه برسون خیرت رو ...*
تو و جنّت و قصر و حور، آی زاهد
من و خاک پای جوادُالائمه
نه تنها فَلک، عرش هم، تکیه داده
به گلدسته های جوادُالائمه
شمیم دل انگیز مشهد می آید
زِ صحن و سرای جوادُالائمه
مرا بیمه ام می کند تا مُحرّم
لباسِ عزای جوادُالائمه
زنی بود و ظالم و دَف بود و پایکوبی
عطش بود و نای جوادُالائمه
درِ حجره را بسته اند، آه خانه
شده کربلای جوادُالائمه
بُریده بُریده، شکسته شکسته
می آید صدای جوادُالائمه
دَم العَطش شد دَم وا حسینا
عوض شد نوای جوادُالائمه
*جواد الائمه از امام حسنم غریب تر بود. آخه اون لحظه ی آخرِ برادرا کنار بستر امام حسن بودن، خواهرا براش گریه می کردن، عباس سر به دیوار گذاشته بود، حسین گریه می کنه..اما این آقا لحظه ی آخر تو حجره ی در بسته بود. یه دونه گریه کن دم در اینحجره نبود...ام فضل نانجیب یه عده از کنیزا رو جمع کرده بود می گفت هلهله کنید.. پای کوبی کنید..نمی خوام صداش رو کسی بشنوه...*
کنیزان شنیدند آهش بلند است
جوابی به حالِ خرابش ندادند
اگر منع کردند از شُرب آبش
ولی جا به بزم شرابش ندادند
شبیه حسین، آه آبش ندادند
صدا زد، بمیرم جوابش ندادند
*لبهای خشکیده ی حضرت تنها شباهت نبود.اینجا هم میگن یکی از کنیزا آب آورد اُم فضل گرفت ریخت رو زمین...کربلا هم هِلال میگه سِپرم رو پُر از آب کردم، نزدیک گودال شدم دیدم اوننانجیب از گودال بیرون اومد همه لباسا غرقه خونه، گفت: کجا داری میری؟گفتم، دارم برا حسین آب میبرم. صدای العطشش دیوونه ام کرده. یه وقت دامن عربیش رو کنار زد سر و ،روی دست گرفت گفت من سیرابش کردم..گفتم نانجیب بالاترین جنایت رو توی عالم انجام دادی پس چرا بدنت داره میلرزه؟ گفت: هلال اون لحظه ی آخر گوشه ی گودال هیچ زنی نبود. امایه صدایی روهی میشنیدم..یکی هی می گفت: بُنَیَّ قَتَلوکَ عَطشانا....*
تنش را رها بر روی بام کردند
ولی تیغ و نیزه عذابش ندادند
تنش از سر بام در کوچه افتاد
ولی نعل ها پیچ و تابش ندادند
دگر سنگها بغض خود را نشانِ
گُلِ رویِ از خون خضابش ندادند
ولی آه، در گودیِ قتله گاهی
غروبی، غریبی پس از بی سپاهی
تنش زیر سُمّ ستوران رها شد
به بغض علی یکصد و ده هجا شد
همین که سرش رفت روی سنان ها
نشستند در موج خون آسمان ها
در آمد زِ عمق جگر، آهِ زنها
که در بین گودال می گفت تنها
زنی قد خمیده: بُنیّ بُنیّ
گُلِ سر بُریده: بُنیّ بُنیّ
✍ #قاسم_نعمتی
آقا جوادالائمه رو در سن جوانی مسموم کردن، دشمن خانگی بود.موقع افطار به حضرت زهر داد.اون زهر اِنقدَر شدید بودجگرش از تشنگی میسوخت.. تشنه، مسموم، در غربت به شهادت رسید.حتی اجازه نداد بدن رو دفن کنن..سه روز این بدن، مقابل آفتاب افتاده بود ...ولی آقا جان امام رضا خودتون بهتر میدانید..بعدِ سه روز این بدن رو گلباران کردن پیکر مطهر جوادالائمه رو از زیر گُلها بیرون آوردن..کفن قیمتی پوشاندند..با احترام، دفن کردند...*
ولی کفن مگر به کربلا به غیر بوریا نبود
مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود
* هركجا نشستي براي فرج امام زمان ناله بزن بگو: ياحسين...
.
.
#⃣ #متن_کامل_روضه
#⃣ #روضه_متنی #روضه_امام_جواد
#⃣ #فیش_روضه_امام_جواد
#⃣ #شهادت_امام_جواد
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى عَلَمِ التُّقَى وَ نُورِ الْهُدَى وَ مَعْدِنِ الْوَفَاءِ وَ فَرْعِ الْأَزْکِیَاءِ وَ خَلِیفَةِ الْأَوْصِیَاءِ وَ أَمِینِکَ عَلَى وَحْیِکَ اللَّهُمَّ فَکَمَا هَدَیْتَ بِهِ مِنَ الضَّلاَلَةِ وَ اسْتَنْقَذْتَ بِهِ مِنَ الْحَیْرَةِ وَ أَرْشَدْتَ بِهِ مَنِ اهْتَدَى وَ زَکَّیْتَ بِهِ مَنْ تَزَکَّى فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ وَ بَقِیَّةِ أَوْصِیَائِکَ إِنَّکَ عَزِیزٌ حَکِیم.
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
اگر چه عاشقِ تو در بدی زبانزد بود
ولی همیشه به من خوبیِ تو بی حد بود
*يا صاحب الزمان!...*
من آن کبوترِ هر جایی ام که بر بامت
به شوقِ دام، دلم گرمِ رفت و آمد بود
من آن سلامِ پس از هر نمازِ هر روزم
که در تلاشِ رسیدن به تو مُقَیَّد بود
چگونه میشود آقا که با وجودِ تو باز
درونِ برزخِ عاشق شدن مُرَدد بود
همیشه حرف زدن با تو مهربانِ آقا
برای عاشقی ام فرصتی مُجَدد بود
چقدر خوب نگاهت مرا به روضه کشاند
چقدر خوب شدم حالِ من اگر بد بود
مرا همیشه به جَدَّت شناختی گفتی
همان که بینِ حسینیه سینه میزد بود؟
نبود قسمتم امشب به کاظمین رَوَم
کبوترِ دلم ای کاش بین مشهد بود
*شب شهادت آقا جوادالائمه است، ميوه ي دلِ آقامون امام رضا، ميگن: هر وقت گره كوري به كارِت افتاد، امام رضا رو به حق ميوه ي دلش امام رضا قسم بديد، حتما امام رضا جوابتون رو ميده، ان شاءالله چنين ايامي رو كاظمين باشيم اونجا عرض ادب كنيم، اونجا برا جوادالائمه روضه بگيريم اشك بريزيم...*
در بارگاه تو تمام خلق جا دارند
حتی همان ها که فقط بار خطا دارند
ایرانیانی که به پابوس تو می آیند
پیش تو روی لب نوای یارضا دارند
*دلمون برای حرمت پر میزنه..قربون کاظمینت برم یا جواد الائمه! انگار خونه مادریِ عاشقای امام رضاست*
آنها که از مشهد مشرف میشوند اینجا
در محضر تو حس و حالی آشنا دارند
روی از فقیران دَرَت پنهان مکن مولا
مردم گرفتارند، غیر از تو که را دارند
راز مگوی زائرانت را تو میفهمی
چه حرفهایی گریههای بیصدا دارند
قبل محرم قلب عالم کاظمینی شد
حاجات ما باز اربعینی و حسینی شد
ای که هوای دست خالی مرا داری
مثل حسن دست کَرم بهر گدا داری
شد قاتلت آن کس که باید همدمت باشد
خیلی شباهت به امام مجتبی داری
*بابا میگن امام حسن غریبه درسته. اما لحظهٔ آخر خواهر زینب کنار بسترش بود تا خونآبه بالا میآورد زینب به صورتش میزد. اما من بمیرم برای اون آقایی که هرچی داد میزد صدای هلهلهها بلندتر میشد. خون که بالا میآورد ام الفضل بلند بلندمیخندید*
مانند زهرا زود از دنیا گذر کردی
در سینهات داغی بزرگ از کوچهها داری
از آتش زَهر از عطش بر خاک میافتی
خون در جگر از نالههای بیصدا داری
*آقامون امام جواد اون لحظات آخرش پسرش امام هادي رو زير لب صدا ميزد، هي ميگفت: كجايي پسرم؟ اصلا! همه ي ائمه همشون میگفتن دم جون دادن بگید همه بیان،پیغمبر مگه نبود؟! دستور داد علی بیاد،فاطمه بیاد،حتی حسن و حسین که خودشون رو روی سینه ی پیغمبر انداختن امیرالمومنین خواست بلندشون کنه، پیغمبر فرمودند: علی جان اینا رو سینه ی من باشند من راحت جون میدم،بیام جلوتر ؛ مگه حضرت زهرا از دنيا میخواست بره همه دورش نبودن؟!! زینب یه طرف ،حسن یه طرف حسین ... حتی وقتی کفنش کردند بچه هاش دورش بودند، بیام جلوتر، امیرالمومنین مگه نبود؟خودش گفت همه دورم باشند حتی عباسش رو نذاشت ببرن ، امام حسن همه دورش بودند..." عبدالله و قاسم..." بقیه اهلبیت هم همینطور، امام رضا تو خراسان جون میده امام جواد از مدینه آمد،امام جواد تو بغداد جون میده امام هادی علیه السلام به علم امامت رفت کنار بدن..." همه ی ائمه ی ما گفتن بیاید کنار ما... فقط یه نفر گفت:زینب نیا ... زینب نیا بالای گودال ... اگه بیای میبینی رو سینه ی حسینت نشستن... وای .... زینب آمد بالای تل دید حسین داره میگه : "ارجِعی اُخَیَّ"خواهرم برگرد ... زین العابدین تو خیمه ست ... بچه ها تو خیمه اند ...زینب بر گشت، خیلی طول نکشید دید زمین کربلا داره میلرزه،همه دارند تکبیر میگن...چه خبره؟یه نگاه کرد دید سر حسین بالای نيزه ... حسین ...فرج امام زمان بگو حسین.....
.....
.
|⇦•افتاده بود تشنه لب...
#روضه #امام_جواد علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مهدی #میرداماد
●━━━━━━───────
افتاده بود تشنه لب و آه میکشید
فریاد بی کسی اش به جایی نمی رسید
*همش میگن روضه امام جواد شبیه ابی عبدالله است هر دو تشنه بودن،باز امام جواد یه رمق داشت آه بکشه ارباب ما سه ساعت تو خون خودش دست و پا زد
هزار و نهصد و پنجاه زخم مگه شوخیه .
امام جواد به دیوار حجره تکیه داد و آه کشید جد ما تو گودال به نیزه شکسته ها تکیه داد و آه کشید آخ بمیرم برت آقا ..*
مجموعه ای ز مقتل اولاد فاطمه است
پس روضه هاش میطلبد گریه ی شدید
باید به پای روضه ی این سرور صبور
سر را شکست گریبان ز غم درید
*خودت رو تو حرمش ببین و ناله بزن..*
کف میزدن با نفس آتشین او
چندین کنیز پست زنا زاده ی پلید
شرمنده ام ز حضرت زهرا از این کلام
آنقدر ناله زد ز عطش تا نفس برید
*چهل روز دیگه،چهل شب دیگه شب عاشورای حسینه ...بگم یا جواد الائمه تشنگی سخته..مادر شهید حججی میگفت همه صحنه های بچه ام رو دیدم هیچ کجا دلم آتیش نگرفت حتی سر بریدنش رو دیدم.یه جا دلم کباب شد اونجایی که لبای بچه ام خشکه فهمیدم بچه ام تشنه است کاشکی آبش میدادن ..*
بنی قتلوک و من شرب الماء منعوک
مادر آب کجایی پسرت آب نخورد
*بعضی نقل میگن..ابی عبدالله روزه بوده تو اون گرما تیر،زخم، خون از بدن بره آدم تشنه میشه من نمیدونم اون عطش ،چه عطشی بود کسی که هزار و نهصد زخم به بدنش خورده تصورش میکشه آدم ..از عالمی پرسیدن این حرف با عقل ما جور نمییاد هزارو نهصد و پنجاه زخم که سید تو لهوف گفته.. نشست رو زمین عمامه اش رو برداشت گفت درست گفته سید تو لهوف
گفتم چه جوری ممکنه ؟گفت: میاومدن، میرسیدن به بدن، میدیدن جای سالمی نداره نیزه تو جای قبلی فرو میکردن
شمشیر تو جای شمشیر قبلی، زخم تو جای زخم قبلی ،یه جای سالم تو بدن آقای ما نذاشتن ...حسین ،حسین...بیخود نبود عمه ی ما رگها رو بوسید..*
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
#سید_مهدی_میرداماد
#روضه_امام_جواد
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
.
|⇦•هرچه جوان...
#روضه_امام_جواد و توسل به حضرت جوادالائمه علیه السلام اجرا شده به نفسِ #سید_رضا_نریمانی
●━━━━━━───────
هرچه جوان از دست و پا افتاده باشد
زشت است که پیش چشم ها افتاده باشد
ای کاش با افتادنش تشتی نکوبند
روی زمین بی سرصدا افتاده باشد
تلخ است همسر زهر همسر را بنوشد
مردی ز ظلم آشنا افتاده باشد
انصاف اصلا نیست در بیرون برقصند
در حجره اش آقای ما افتاده باشد
در راه پشت بام می بیند مصیبت
پیکر که بین پله ها افتاده باشد
هرجا بیفتد روزگارم کربلاییست
فرقی ندارد که کجا افتاده باشد
ای وای اگر در ازدحامِ سخت گودال
روی تنی سر نیزه ها افتاده باشد
این آبرودارِ قبیله ست و روا نیست
عریان در این صحرا رها افتاده باشد
«حسین ....»
جنجال بود و
لب تشنه ای در گودال بودو...
گودال بودو...
از نیزه و شمشیر پامال بودو....
میرفت بالا...
تیغی که دست نفرتِ دجال بود و ....
دجال بود و....
در زیر پایش پیکری پامال بود و...
ای وای ای وای....
ذکر لبان مادری...بدحال بودو....
گودال بودو....
روی گودال مادر افتاده....
توی گودال....خواهر افتاده....
مادر افتاده ..
«بُنَی...قتلوکَ...ذبحوک...ومن الماء منعوک
حسین...»
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
#سید_رضا_نریمانی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
|⇦•ندار عشقم و با...
#روضه #شهادت_امام_جواد علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه
●━━━━━━───────
ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست
که تاب و طاقت آن مستی خمارم نیست
من اختیار نکردم پس از تو یار دگربه غیر
گریه که آن هم به اختیارم نیست
به رهگذار تو چشم انتظار خاکم و بس
که جز مزار تو چشمی در انتظارم نیست
تو میرسی به عزیزان سلام من برسان
که من هنوز بدان رهگذر گذارم نیست
چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نه
چه زندگی که غمم هست و غمگسارم نیست
به لالههای چمن چشم بسته میگذرم
که تاب دیدن دلهای داغدارم نیست
*گفت: هر کی میخواد بره کربلا، باید یه دستشو بده بره کربلا، مدتها آروم آروم شیعیان می رفتن، بعد یه مدت دیدن پیرزنه رسید دست چپشو گذاشت گفت بزن میخام برم کربلا، گفتن حاکم گفته دست راست، گفت دست راستمو سال پیش دادم، چقدر دست و پا دادن تا این مسیر باز بشه، چقد زحمتها و نون حلال دادن تا امروز چقدر شهید دادیم اینهمه جوون ، به اسم جوادالائمه همه میان زیر این خیمه میگن حسین..خدایا این اسم حسینو از ما نگیر..قربون اسم با نمکت برم ارباب..جمع میشیم یکی میگه حسین یکی میگه اباالفضل، اما مادرش انقدر دوست داره اون لحظه ای که همه دور هم زمزمه می کنن میگن حسین، مادرش از عرش می فرماید: اگه حسین خودتو میگی خدا برات نگهش داره، اما اگه حسین منو میگی کربلا با لب تشنه شهید کردن. من نمیدونم چه تشنگی ابی عبدالله کشید. هر امامی رو زهر دادن لحظات آخر همه گریه می کردن میگفتن فدای لب تشنه ات حسین، «یا اباعبدالله»
روضه ی امام جواد رو از این زاویه روضه بخونم...*
خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد
یا گرد و خاک پیروهنت را تکان دهد
*یا امام رضا تو روضه ها میگفتیم یه سری به ما بزن اما امشب میگم آقاجان نیا چون برا پدر سخته روضه ی جان دادن بچشو بخوان بخونن.. اما اگه حقی هم باشه امام رضا یه حق ویژه ای به گردن ما و ایرانیا داره
تاریخ میگه مثل مارگزیده حضرت به خودش می پیچید. همسر ملعونه اش نگاه می کرد حضرت هی صدا می زد جگرم داره می سوزه.. رباب یه عمر زیر آفتاب گریه می کرد همه فکر میکردن برا علی اصغرش گریه می کنه اما جلو میومدن میگفت برات بمیرم حسین..هنوز صدات تو گوشمو هی میگفتی جگرم...حالا از شما سوال دارم
آقا داره گریه می کنه همسرش داره می خنده. صدا زد.. کنیزا بیاید کل بکشید دست بزنید صداش به گوشم نرسه..*
از روی خاکِ حجره سر خاکی تو را
بردارد و به گوشه ی دامن مکان دهد
می خواهی آب آب بگویی نمی شود
گیرم که شد ولی چه کسی آبتان دهد
چندین کنیز را وسط حجره جمع کرد
می خواست دست و پا زدنت را نشان دهد
تا بام می شود سر سالم تری رسید
با شرط اینکه لبِ در امان دهد
بالا نشسته ای و جهان زیر پای توست
وقتش شده گلوی شهیدت اذان دهد
*گفت آب بیارید همه گفتن دیگه دلش سوخته می خواهد به جوادالائمه لحظات آخر آب بده کنیزا کاسه ی آب اوردن ملعونه گفت این آبها رو زمین بریزید نذاشت یه قطره آب به جواد الائمه برسه...حسین..
العی من بمیرم برا اون آقایی که تو گودال یه جوری گفت جگرم که وقتی ذولجناح برگشت سمت خیمه، یکی میگه ذوالجناح آقامو چه کردی ؟ یکی میگه ذوالجناح بابامو چه کردی؟ یکی میگه ذوالجناح داداشمو چه کردی؟ فقط یه دختر بود همه رو کنار زد دست انداخت گردن ذوالجناح، اسب بابا، میدونم بابامو کشتند فقط یه سوال دارم بابام وقتی داشت میرفت لباش تشنه بود آیا بهش آب دادن یا نه...؟
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
این آقا رو آوردند بالا پشت بام...شیعه ست عاشقه، گفت تا اینجا اومدم یه سر برم در خانه ی جوادالائمه، میگه همچین که اومدم دیدم ازدحام جمعیت.چه خبر شده؟ همه دارن یه نقطه ای رو نشون میدن نگاه کردم دیدم کبوترها جمع شدن بالهاشونو بهم دادن گفتن جوادالائمه بدنش زیر آفتابه ، کبوترا اومدن سایه درست کنن، ای جانم آقا...قربونت برم حسین جان بدنت سه روز زیر آفتاب سوزان کربلا...حسین*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#روضه_امام_جواد
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
.
|⇦•افتاده جود ولطف...
#روضه #امام_جواد علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج محمد رضا طاهری
●━━━━━━───────
بیاید از باب الجواد وارد بشیم قربونت برم یا امام رضا.. همه ی درهای سمت حرم زائر رو میرسونه اما باب الجواد یه جور دیگه است ..هموناول آقا میگه این گدای جوادم نذارید دست خالی برگرده..*
در بار گاه تو تمام خلق جا دارند
حتی همانها که فقط بار خطا دارند
افتاده جود و لطف هم حتی به پاهایت
در خاندانی که همه دست عطا دارند
ایرانیانی که به پابوس تو میآیند
پیش تو روی لب نوای یا رضا دارند
آنها که از مشهد مشرف میشوند اینجا
در محضر تو حس و حالی آشنا دارند
چیزی نمی خواهند از جایی به جز این در
این مردمی که پیش تو دست به دعا دارند
آخه دیوونه است اونی که بگن حاجات رو در خونه ی جواد الائمه بخواه جایی دیگه بره...روز شهادتش دو رکعت نماز بخون بگو آقا اینجوری به من گفتن گرفتارم مشکل دارم حاجت دارم. وقتی نمازت تموم شد بگو آقا به حق مادرت زهرا ...*
روی از فقیران درت پنهان نکن مولا
مردم گرفتارند غیر از تو که را دارند
*خبر رسید به امام رضا حضرت در کودکیه باباش تبعید شده مردم گرفتارها، می اومدن حضرت اذیت میشد بین این همه گرفتار و مستمند.. موفق اومد گفت آقا در دیگه ببریم شما رو خبر رسید به امام رضا
حضرت براش نوشت جگر گوشه ی مولا جوادم این گرفتارها به امیدی در خونه ی تو میان از همون جا برو که سائل ها نشستن
امشب بگو.."أنا سائلکم" من گرفتارتم آقا اومدم روزی محرم رو از تو بگیرم،اومدم روزی اشگ بر ابی عبدالله رو بگیرم ..*
راز مگوی زائرانت را تو میفهمی
چه حرفهایی گریه های بی صدا دارند
قبل محرم، قلب عالم کاظمینی شد
حاجات ما باز اربعینی و حسینی شد
ای که هوای دست خالی مرا داری
مثل حسن دست کرم بهر گدا داری
شد قاتلت آنکس که باید همدمت باشد
خیلی شباهت به امام مجتبی دارد
* اما امامجواد از امام حسنم غریبتر بود..امام مجتبی اون لحظه ی آخر برادر ها کنار بسترش بودن ،خواهر ها براش گریه میکردن ،عباس سر به دیوار گذاشته بود
حسین داره گریه میکنه، اما این آقا لحظه ی آخر تو حجره ی در بسته یه دونه گریه کن جلو این حجره نبود.. نانجیب یه عده از کنیز ها رو جمع کرده بود میگفت هلهله کنید، پای کوبی کنید صداش رو نمیخوام کسی بشنوه ..*
آقا جانم !
مانند زهرا زود از دنیا گذر کردی
بر سینه ات داغی بزرگ از کوچه ها داری
از آتش زهر از عطش بر خاک میوفتی
خون در جگر از ناله های بی صدا داری
لبهای خشکت مثل جدت میخورد بر هم
یکی از کنیزها آب آورد ام فضل گرفت رو زمین زد..اونجام هلال ميگه سپرم رو پر از آب کردم نزدیک گودال شدم دیدم نانجیب از گودال بیرون آمد همه لباسها غرق خونه گفت کجا داری میری؟ گفتم دارم آب میبرم صدای العطش دیوونم کرده یه وقت دامن عربی کنار زد سر رو روی دست گرفت گفت من سیر آبش کردم..گفتم نانجیب بالاترین جنایت رو تو عالم کردی چرا بدنت میلرزه ؟
گفت هلال اونگوشه ی گودال هیچزنی نبود اما یه صدای زنی رو میشنیدم هی میگفت:بنی قتلوک عطشانا...*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
#حاج_محمد_طاهری
#روضه_امام_جواد
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
|⇦•لب تشنه بود...
#روضه #شهادت_امام_جواد علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج مهدی سلحشور
●━━━━━━───────
لب تشنه بود تشنه ی یک جرعه آب بود
مردی که دردهایِ دلش بی حساب بود
آه میکشید گوشه ی حجره به روی خاک
پروانه وار غرقِ تب و التهاب بود
در ازدحام و هلهله هایِ کنیزکان
فریاد استغاثهٔ او بی جواب بود
یک جرعه آب نذرِ امامش کسی نکرد
هرچند آب دادنِ تشنه، ثواب بود
*بخدا قسم آرزوشون بود این خانواده همه یه شباهتی به جدِ غریبشون ،حسین داشته باشن..*
آخر شبیه جدِّ غریبش شهید شد
آری دعایِ خسته دلان مستجاب بود
تا سایه بانِ پیکر نورانیش شود
بال کبوترانِ حرم را شتاب بود
*میگه دیدم یه جایی این پرنده ها بال هاشون رو بهم دادن سایه بون درست کردن. اومدم دیدم رو بدنِ آقا جوادالائمه سایه بون درست کردن آفتاب به بدنِ عزیزِ زهرا نتابه.. آره بخدا معامله پرنده ها با عزیزِ زهرا همینه..*
غیر از این باشه جای سوال داره
اما فدایِ بی کفنِ دشتِ کربلا
آلاله ای که زخمِ تنش بی حساب بود
هم تیغ ونیزه ،خون تنش را مکیده بود
هم داغدیده ی شَرَر آفتاب بود
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
#حاج_مهدی_سلحشور
#روضه_امام_جواد
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
حاج سید مهدی میرداماد4_5888843162922786125.mp3
زمان:
حجم:
30.28M
#روضه_امام_جواد
#حاج_سید_مهدی_میرداماد
شب #شهادت_امام_جواد عليهالسلام
۵ خرداد ماه ١۴٠۴
#محفل_زوار_البقیع_طهران