eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
8.1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
756 ویدیو
1هزار فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
@babolharam_net1403011604.mp3
زمان: حجم: 14.47M
|⇦•همه عمر در تباهی... و مناجات با امام زمان روحی له الفدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده به نفسِ حاج
. |⇦•ای آفتاب عشق و... و توسل با روحی له الفدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── ای آفتاب عشق و عدالت شتاب کن باز آی قنوت باغ مرا مستجاب کن این خاک تشنه بی تو به باران نمیرسد باغِ خزان زده به بهاران نمیرسد خورشیدی و زمین و زمان در مدار توست مولای من بیا که جهان بی قرار توست مولا بیا به دین بده روح دوباره ای با ذوالفقار فتح شکوه دوباره ای هر سنگ را نگاه تو سجّیل می‌کند یا هر پرنده را چو ابابیل می‌کند باز آ که دست ظلم و ستم را قلم کنی باز آ که باز عدل علی را علم کنی باز آ که در مدینه قیامت به پا شود صحن و سرای حضرت زهرا بنا شود در هر نگات نور خدا موج میزند امیّد سید الشهدا موج میزند آمیزهٔ صلابت و احساس دیدنی ست در قامتت رشادت عباس دیدنی ست دل بستگی به رحمت تو در نهاد ماست پلکی بزن نگاه تو باب المراد ماست بر پا شده است در دل عالم چه محشری دیگر بتاب ماه خدا یابن عسکری من تشنه نگاه توام ایها العزیز دلتنگ روی ماه توام ایها العزیز تا کی نصیب ماست اَرَی الْخَلْقَ وَلا تُریٰ کی میشود نوای اناالمهدی تورا... از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
@babolharam_net1403011806(1).mp3
زمان: حجم: 11.64M
|⇦•فرصت کم است... و مناجات با خدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده به نفسِ حاج
@babolharam_net1403011904.mp3
زمان: حجم: 19.08M
|⇦•اسیر درد شدیم... و مناجات با امام زمان روحی له الفدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده به نفسِ حاج
. |⇦•دوباره مادر و... به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── دوباره مادر و کرب و بلا، شبِ جمعه دوباره مادر و اشک و عزا، شبِ جمعه *هرکی صدا ناله های این مادرُ میشنوه، باید یاری بده به حضرت زهرا سلام الله علیها..امام صادق علیه السلام فرمود : ابوبصیر میخوای مادرمون زهرا رو یاری کنی؟ عرضه داشت : چرا که نه ! اما من کجا، یاری رسوندن به مادرِ شما کجا؟! چیکار باید بکنم ؟ فرمود : تو روضه هایِ جَدّمون بلند بلند گریه کن..* حالا اهلِ روضه : دوباره روضه ‌ی والشمرُ جالسٌ، ای وای دوباره روضه ‌ی سر نیزه ها، شبِ جمعه دوباره گریه‌ی زهرا کنارِ گودال و دوباره ضجه‌ی وا غُربتا، شبِ جمعه *خوب گوش بدی الآن صدا حضرت زهرا رو دوباره میشنوی ...* خدای من، خدای من عریان بچه ی با حیای من دوباره ناله ‌ی جانسوزِ یابُنَیْ قَتَلوک رِسد ز حضرتِ خَیرُالنِّساء شبِ جمعه زِ عرش هودَج نوری به اشک و آه رسید خبر دهید که زهرا به قتلگاه رسید ... *شما میرید تا نگاهتون به ضریح میفته، میگید السلام علیک یا اباعبدالله السلام علی الحسین ...ان شاءالله بزودی روزیت بشه ..اما مادرش وقتی میاد سلاماش فرق داره ...* سلام ای پسر بی سَرم، سلام حسین سلام تشنه لبِ مضطرم، سلام حسین سلام ای بدنِ قطعه قطعه‌ی در خاک سلام کُشته‌ی بی یاورم، سلام حسین سلام ای تنِ عریانِ بی کفن، پسرم سلام صیدِ شکسته پَرم، سلام حسین مُرَمِّلٌ بِدماء، یا مُقطَّع الأَعضاء گلو بُریده ی از خنجرم، سلام حسین کنار قبرِ تو بر پیکرت سلام کنم سَرت کجاست که بالا سرت سلام کنم *انبیاء و اولیاء همه جَمعند کنارِ گودال،این مادرم میاد اما گاهی خودِ حضرت زهرا دنبال یه روضه‌خون میگرده ...عجب روضه‌خونی داره میاد..یه‌ وقت نیگا میکنه یه خانومِ دیگه هم قد خمیده داره میاد تا میرسه میگه وا أُمّاه...* خودم دیدم زِ بالای بلندی که محبوبِ خدا را سر بُریدند ... .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
@babolharam_net1403012006.mp3
زمان: حجم: 17.09M
|⇦•جاری است چو‌ باران... و ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجراشده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── جاری‌ست چو باران عرق شرم به رویم از عفو تو یا از گنه خویش بگویم ترسم نگذارند به فردای قیامت یک برگ گل از باغ وصال تو ببویم مولای من ....! تو زود رضا می‌شوی از بنده ولی من دیرآمده‌ام تا که رضای تو بجویم من رو به در غیر تو بردم، تو ز رحمت آغوش گشودی که بیا باز به سویم صد سالم اگر در شرر نار بسوزی از دوستی‌ات کم نشود یک سرِ مویم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج .
@babolharam_net1403012105.mp3
زمان: حجم: 12.07M
|⇦•گم‌کرده ام به ظلمت... و مناجات با روحی له الفدا اجرا شده به نفسِ حاج
. |⇦•گفت بیا که ... و اجراشده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── گفت بیا که گریه کنم لحظه‌های آخر را بخوان ز چشم ترم حال و روز خواهر را دلم قرار ندارد بیا که تا دم صبح بنالم از سر شب روضه‌های مادر را حسین جان! پریده خواب رباب از خیال حرمله باز گرفته است به چادر گلوی اصغر را خدا کند که بمیرم در این شبو فردا که روی نیزه نبینم سر برادر را خدا کند که نبیند دو چشم مبهوتم به زیر بوسهٔ نیزه تنی مطهر را *پیش پیش زینب کبری داره روضه‌ها رو میگه...* خدا کند که نبینم به روی تشت طلا جسارت نوک چوب و لبان پرپر را *این یه بود. یه وداع با خواهر، یه وداع با دختر،ابی عبدالله همه رو آروم کرد دید اسب حرکت نمی‌کنه.دید دستای ذوالجناحو گرفته خانم حضرت سکینه.. بابا نمی‌ذارم بری، عزیز دلم بذار بابا بره گفت شرط داره اول باید از اسب پیاده شی من کارت دارم ابی عبدالله پیاده شد دختر اومد رو زانوش نشست. گفت: بابا من که می‌دونم بری دیگه برنمی‌گردی. یه دست یتیمی رو سر من بکش اصلاً خانم حضرت سکینه سلام الله علیها روضه‌خون ابی عبدالله است دیگه.. اولین روضه را هم تو گودال ایشون خونده.. اینطوری روضه خونی می‌کنه برای ابی عبدالله.. فقط ابی عبدالله گفت: "لا تحرقی قلبی" ابی عبدالله با عجله برگشت هی نگاه می‌کنه اثری از صاحب صدا نیست جلو اومد دید خواهر غش کرده رو زمین افتاده سر زینبو رو زانو گذاشت عزیز دلم زینبم! مگه نگفتم دیگه از خیمه بیرون نیا گفت داداش دست خودم نبود شب آخر مادرم منو در آغوش گرفت. صدا زد.. زینب من کربلا نیستم. عوض من یه کاری انجام میدی مادر؟ روی چشمام مادر بگو چه کار باید بکنم؟ فرمود: اون لحظه آخری که برادرت داره میره عوض من زیر گلوی حسینمو ببوس...می‌خوای ناله بزنی بعدش گوش بده.زینب زیر گلو رو بوسه زد اما هنوز دلیلش نمیدونه چیه چرا مادر نگفت پیشانیشو ببوس چرا نگفت دستشو ببوس تا اون ساعتی که آمد بالای تل زینبیه دید نانجیب رو سینه برادر نشسته خنجر کند و روی حنجر ابی عبدالله....* «صدای نالتو آزاد کن هر چقدر کار داری با حسین از پرده جیگر بگو یا حسین...» .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇
. |⇦•طی شد زمان دیدار ... و توسل به سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── طی شد زمان دیدار علی خدا نگهدار * خداحافظی میخوایم بکنیم.هیچ خداحافظی مثل خداحافظی امیرالمومنین و حضرت زهرا نبود...* طی شد زمان دیدار، علی خدا نگهدار خانه نشینِ بی یار، علی خدا نگهدار علی جانم...! در موسم جوانی، سیرم ز زندگانی از بس که دیدم آزار، علی خدا نگهدار من می‌شوم ز دستِ اهلِ مدینه راحت اما تو می‌شوی گرفتار، علی خدا نگهدار * گفت عزیز دلم! چرا با این حالت پا شدی کار خونه انجام میدی...؟ * شانه زدم به مویِ حسین و زینبینم برای آخرین بار، علی خدا نگهدار چرا تو سر به زیری، زانو بغل نگیری منم به تو بدهکار، علی خدا نگهدار * از بدهکاری هاش چی میگه...؟ * ببخش اگر به کوچه دست تو وا نکردم افتاد دستم از کار، علی خدا نگهدار * اگه همه حرفمو نزدم بازم ازت معذرت خواهی میکنم...* فکر دل تو بودم، اگر نگفته بودم از ماجرای مسمار، علی خدا نگهدار * علی جان! بازم فکر توأم قربونت برم...* تا چشم تو نیفتد، بر صورتم، شبانه تنم به خاک بسپار، علی خدا نگهدار * دورت بگردم. یه کاری رو عوض فاطمه انجام میدی...؟* شبها به جای مادر، بالاسرِ حسینم یک ظرف آب بگذار، علی خدا نگهدار * علی جان! یه حرف نگفته دارم بهت بگم...* قرار بعدی ما باشد میان گودال کنار جسم خونبار، علی خدا نگهدار * یه مرتبه زینب وارد شد. گفت مادر بیا قربونت برم یه حرفم با تو دارم...* سربسته با تو گویم در کربلا که رفتی معجر اضافه بردار، زینب خدا نگهدار .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇
. |⇦•علی بیا به برم... و توسل به سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── علی بیا به بَرَم، که راهیِ سفرم خدانگهدار علی خدا نگهدار علی * شب خداحافظیه...* مي طلبم ز خدا، سلامتي تو را  خدا نگهدار علي خدا نگهدار شکسته بالم، کن نظر به حالم رفتنی ام من، کن علی حلالم اي رهبر مظلوم من اي شمعِ وجودم نذر تو جواني من و بود و نبودم * یدونه علی یدونه فاطمه میگه. زهرا جان...! * دار و ندار علي، ياور و يار علي فاطمه جانم خانم فاطمه جانم بانوي خانه مرو، يار يگانه مرو فاطمه جانم مرو فاطمه جانم همسفر من بشکسته پر من سنگ صبورم، سینه سپر من ای دلخوشی ام هم نفسم نور دو عینم حالا مرو زود است بمان جان حسینم * عزیز دلم...گفت علی جان! بذار فاطمه راحت جون بده...* عشق تو حاصل من ، اشک تو قاتل من خدانگهدار علی خدانگهدار *علی جانم...* به دختِ (دختر) در مَحنم ، سپرده ام کفنم خدانگهدار علی خدانگهدار *وصیت داره میکنه...* شبانه بردار، تابوت منه زار تا که نگردد قاتلم خبردار من می روم و هست تو را، غربت حاکی گوشواره و مسمار در و چادر خاکی * عزیز دلم...!چه وداعی کرد. یه وداع اینجا بود. یه وداع هم وقتی بدن رو غسل داد کفن کرد. امیرالمومنین هم خودش وداع کرد هم فرمود حسنم حسینم، زینبم کلثومم، بیاید برا بار آخر با مادر وداع کنید. از این جا روضه خون خود امیرالمومنینه. می فرماید: تا بچه ها اومدن رو سینه مادر، والله قسم دیدم بندهای کفن باز شد، دستای فاطمه بیرون اومد. با یه دست حسنو در آغوش گرفته، با یه دست حسینو در آغوش گرفته. بابا اینجا کنار بدن اسما داره بچه ها رو نوازش میکنه، امیرالمومنین داره دلداری میده، با این وجود مولا می فرماید: شنیدم بین زمین و آسمان هاتفی صدا میزد علی جان! بچه ها رو از بدن مادر بردار. ملائکه طاقت ندارن این منظره رو ببینن. یا الله... آیا این ملائکه نبودن کربلا ؟ وقتی بچه رو بدن بابا افتاده بود."فاجتمعت عده من الاعراب... "یه عده بی حیا ریختن تو گودال. "حتّی جَرّوها من نعش أبیها..."ناله ات رو آزاد کن. حسین ...* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ‌👇
. |⇦•در نفس های آخر عمرش... و توسل ویژهٔ شهادت پیامبر صلوات الله علیه اجرا شده به نفسِ حاج ●━━━━━━─────── آنکه با غمزه‌‌های گفتارش درس‌آموزِ صد مدرّس بود در نفس‌های آخرِ عمرش قلم و کاغذی طلب بنمود چون که می‌خواست مردمِ دینش نشوند از مسیر حق، گمراه خواست در آخرین وصیت خویش بنویسد: "علی ولی‌الله" ناگهان از میان جمعیت محضر حضرت رسول‌الله یک نفر آن‌که دانی و دانم... گفت "اِنّ الرجل لَیَهجُر"... آه *هنوز پیغمبر زنده ست اینطور دارن جسارت میکنن. نانجیب بلند شد گفت: این مرد تب داره، هذیان داره میگه. امیرالمؤمنین سرشو پایین انداخت. حضرت صدیقه سلام الله علیها.. از همون جا پیغمبر، تمام این روضه ها رو انگار داره می بینه. فقط رسول خدا روشو ازشون برگردوند. دیدن آروم آروم داره گریه می‌کنه...* او که آیات را نمی‌فهمید گفت قرآن برای ما کافی‌ست او نفهمید که کلام رسول جز کلام خدای سبحان نیست آن رسولی که گفت: ای مردم! یک امانت زِ من کنار شماست اجر پیغمبریِ من، تنها احترامِ به دخترم زهراست *یا رسول الله! خوب احترامش رو نگهداشتن...* چند روزی گذشت، مردی که بر نبی بست تهمتِ هذیان او که قرآن برای او بس بود حمله‌ور شد به کوثر قرآن کوچه آماده، هیزم آماده یک نفس مانده بود تا آتش داد زد: ای اهالیِ خانه یا که بیعت کنید یا آتش همه گفتند: فاطمه آنجاست گفت: فضه، حسن، علی، یا او هرکسی پشت درب این خانه‌ست طعمه‌ی آتش است حتی او همه گفتند: محسنش پس چه؟ ✍ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇
. |⇦•آزرده گشت خاطرت.... با امام زمان روحی له الفدا اجرا شده شب صلوات الله علیه به نفسِ خاج ●━━━━━━─────── از بس‌که از فراق تو دل نوحه گر شده روزم به شام غربت و غم تیره‌تر شده یابن الحسن! آزرده گشت خاطرت از کرده‌های من آقا ببخش نوکرتان دردسر شده است *دو ماه آقامون اذن داده اومدیم تو جلسات گریه کردیم بهره بردیم زیر خیمه های امام حسین..بعد از دو ماه میگیم آقا ببخش‌نوکرتان دردسر شده همه جا آبرو برا منه بی مایه خرج کردی تا شکایت آوردن برات فرمودی گریه کن جدم انشاءالله عوض می‌شه.. و بر میگرده* آقا جان تنها خودت برای ظهورت دعا کنی وقتی دعای من ز گنه بی اثر گشته بودم مریض و روضه‌ی تو شد دوای من حالم به لطف‌تان چقدر خوب‌تر شده *چقدر این ایام زود گذشت آقا جانم..!* رفت از نظر محرم و آقا نیامدی حالا بیا که آخر ماهه صفر شده بعد از دو ماه گریه به غم‌های کربلا حالا زمان ندبه به داغی دگر شده *همه‌ی این ایام یه طرف این دو سه شب آخر ماه سفر یه طرف خیلی روضه‌ها سنگینه..اصلا شروع فاطمیه از شهادت رسول خدا سنگینیش مال اینه..* یثرب برای فاطمه نقشه کشیده است یثرب چقدر بعد نبی خیره سر شده آقا جان ! باید که بعد از این به غم مادرت گریست فصل شروع ماتم خیر البشر شده با این دو بیت دلتو آماده‌ی روضه امشب کن...رسول خدا هم تو بستر برای این روضه ها داره گریه می‌کنه.. از شعله‌های پشت در خانه‌ی علیست گر آتشی به کرب و بلا شعله‌ور شده آن روز اگر به صورت مادر نمی‌زدن لطمه دگر به چهره ‌ی‌ دختر نمی زدن .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜.👇