.
#امام_حسین
#با_حسین_علیه_السلام
#دهه_اول_محرم
#نکته_های_ناب
#کربلای_معلی
🔷🔶 #آیا_امام_حسین_صلوات_الله_علیه_الان_در_قبر_خود_دفن_است؟
مقام زائر کربلا و پاک شدن گناهان او
👈🏼👈🏼پسر بکر می گوید به امام صادق (صلوات الله علیه) عرض كردم:
جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْحُسَيْنِ (صلوات الله علیه) لَوْ نُبِشَ كَانُوا يَجِدُونَ فِي قَبْرِهِ شَيْئاً؟!
قَالَ:
«يَابْنَ بَكْرٍ! مَا أَعْظَمَ مَسَائِلَكَ.
الْحُسَيْنُ (صلوات الله علیه) مَعَ أَبِيهِ وَأُمِّهِ وَأَخِيهِ الْحَسَنِ فِي مَنْزِلِ رَسُولِ الله (صلی الله علیه وآله) يُحْبَوْنَ كَمَا يُحْبَى وَيُرْزَقُونَ كَمَا يُرْزَقُ فَلَوْ نُبِشَ فِي أَيَّامِهِ لَوُجِدَ وَأَمَّا الْيَوْمَ فَهُوَ حَيٌّ عِنْدَ رَبِّهِ يُرْزَقُ وَيَنْظُرُ إِلَى مُعَسْكَرِهِ وَيَنْظُرُ إِلَى الْعَرْشِ مَتَى يُؤْمَرُ أَنْ يَحْمِلَهُ.
وَإِنَّهُ لَعَلَى يَمِينِ الْعَرْشِ مُتَعَلِّقٌ يَقُولُ:
يَا رَبِّ! أَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي.
وَإِنَّهُ لَيَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ وَهُوَ أَعْرَفُ بِهِمْ وَبِأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَبِدَرَجَاتِهِمْ وَبِمَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَ الله مِنْ أَحَدِكُمْ بِوَلَدِهِ وَمَا فِي رَحْلِهِ.
وَإِنَّهُ لَيَرَى مَنْ يَبْكِيهِ فَيَسْتَغْفِرُ لَهُ رَحْمَةً لَهُ وَيَسْأَلُ أَبَاهُ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ وَيَقُولُ:
لَوْ تَعْلَمُ أَيُّهَا الْبَاكِي مَا أُعِدَّ لَكَ لَفَرِحْتَ أَكْثَرَ مِمَّا جَزِعْتَ فَلَيَسْتَغْفِرُ لَهُ كُلُّ مَنْ سَمِعَ بُكَاءَهُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فِي السَّمَاءِ وَفِي الْحَائِرِ وَيَنْقَلِبُ وَمَا عَلَيْهِ مِنْ ذَنْبٍ».
📝 فدايت شوم به من خبر دهيد از حضرت ابىعبدالله (عليهالسّلام)، اگر قبر آن حضرت را نبش كنند در آن چيزى مى يابند؟
🍃حضرت فرمود: اى پسر بكر، سؤال بسيار بزرگى نمودى.
حسين (صلوات الله عليه) با پدر و مادر و برادرش حسن (صلوات الله عليهم) در منزل رسولخدا (صلّىالله عليه و آله) بوده به ايشان اعطاء مىشود همان طورى كه به آن جناب اعطاء مى گردد.
روزى مىخورند همانطورى كه آن حضرت روزى مىخورد.
🍃 اگر در همان ايام قبر را نبش مىكردند، البته آن حضرت را در آن مىيافتند، امّا امروز آن حضرت زنده بوده و نزد پروردگارش روزى مىخورد و به لشكرش و به عرش مىنگرد تا چه كسى و در چه وقت امر شود كه آن را حمل كند.
آن حضرت در سمت راست عرش ايستاده مىگويد:
پروردگارا، وعدهاى كه به من دادهاى عملى كن.
🍃 به زوّارش نگريسته و او به ايشان و اسماء پدرانشان و به درجات و مراتب آنها نزد خدا از شما نسبت به فرزندتان و آنچه در منزل داريد اعرف و آگاهتر است.
🍃 آن حضرت مىبيند كسانى را كه بر او مىگريند پس از خدا طلب آمرزش براى ايشان مىكند و از پدر بزرگوارش نيز طلب آمرزش براى ايشان مىكند و مىگويد:
🍃 اى گريه كننده! اگر بدانى براى تو چه آماده شده فرح و شادى تو بيش از جزع و ناراحتى تو خواهد بود پس تمام فرشتگانى كه در آسمان و حائر بوده و صداى گريه او را مىشنوند برايش استغفار مىكنند و وى حركت مىكند در حالىكه هيچ گناهى بر او نمىباشد.
📚 منابع:
1⃣ کامل الزیارات باب۱۰۸ ح۲
2⃣ بحارالأنوار (ط - بيروت)، ج۲۵، ص۳۷۶
🔆
#نوکری_اهلبیت_علیهم_السلام
#با_امام_صادق_علیه_السلام
#آشیخ_عباس_قمی
#نکته_های_ناب
🔷🔶 #قدر_نوکری_در_خانه_اهل_بیت_علیهم_السلام_را_بدانید
👈🏼👈🏼 نـقـل اسـت كـه:
حـضـرت امـام جـعفر صادق عليهالسلام را غلامى بود كه هرگاه آن حضرت سـواره بـه مـسـجـد مـىرفـت آن غـلام هـمـراه بود.
چون آن حضرت از استر پياده مىگشت و داخـل مـسجد مىشد آن غلام استر را نگاه مىداشت تا آن جناب مراجعت كند.
🍃 اتفاقا در يكى از روزهـا كـه غـلام بـر در مـسـجـد نـشـسـتـه و اسـتـر را نـگـاه داشـتـه بود چند نفر مسافر از اهـل خـراسـان پـيـدا شـدنـد يـكـى از آنـهـا رو كـرد بـه او گـفـت:
اى غـلام ! ميل دارى كه از آقاى خود حضرت صادق عليه السلام خواهش كنى كه مرا مكان تو قرار دهد و مـن غـلام او بـاشـم و بـه جـاى تـو بـمـانـم و مـالم را بـه تـو بـدهـم و مـن مـال بـسـيـار از هـرگـونه دارم تو برو و آن مالها را براى خود قبض كن و من به جاى تو ايـنـجا بمانم.
🍃 غلام گفت: از آقاى خود خواهش مىكنم اين را.
پس رفت خدمت حضرت صادق عـليـهالسـلام و عـرض كـرد:
فـدايـت شـوم! مـیدانـى خـدمـت مـرا نـسـبـت خـود و طـول خـدمـتم را، پس هرگاه حق تعالى خيرى را براى من رسانيده باشد شما منع آن خواهيد كرد؟
فرمود: من آن را به تو خواهم داد از نزد خودم و از غير خودم منع مى كنم تو را.
🍃 پس غلام قصه آن مرد خراسانى را با خود براى آن جناب حكايت كرد.
حضرت فرمود:
اگر تـو بـىمـيـل شـدهاى در خـدمـت مـا و آن مـرد رغـبـت كـرده بـه خـدمـت مـا قبول كرديم ما او را و فرستاديم تو را.
پس چون غلام پشت كرد به رفتن، حضرت او را طـلبـيـد و فـرمـود:
بـهجـهت طول خدمت تو در نزديك ما يك نصيحتى تو را بنمايم آن وقت مـخـتـارى در كـار خـود، و آن نـصـيـحـت ايـن اسـت كـه چـون روز قـيـامـت شـود حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلم آويخته و چسبيده باشد به نورالله و اميرالمؤمنين عـليـهالسـلام آويـخـتـه بـاشـد بـه رسـولخدا صلىاللهعليهوآلهوسلم و شيعيان ما آويـخـتـه بـاشـنـد بـه مـا پـس داخـل شـونـد در جـايـى كـه مـا داخـل شـويـم و وارد شـوند آنجا كه ما وارد شويم.
🍃 غلام چون اين را شنيد عرض كرد:
من از خـدمـت شـمـا جـايـى نـمىروم و در خدمت شما خواهم بود و اختيار مىكنم آخرت را به دنيا و بيرون رفت به سوى آن مرد.
🍃 آن مرد خراسانى گفت: اى غلام ! بيرون آمدى از نزد حضرت صادق عليه السلام به غير آن رويـى كـه بـا آن خـدمـت آن حضـرت رفتى، غـلام كـلام آن حضـرت را براى او نقل كرد و او را برد خدمت آن جناب.
حضرت قبول فرمود ولاء او را و امر فرمود كه هزار اشرفى (دينار) به غلام دادند.
🔻 #شیخ_عباس_قمی طاب ثراه پس از نقل این قضیه میگوید:
يقول هذا الفقير (عباس القمي):
أقول له عليه السّلام يا سيدي انّي منذ عرفت نفسي رأيتها بفنائكم وقد نبت لحمي و جلدي تحت ظلّ إحسانكم فأرجو رجاء واثقا وآمل أملا صادقا ان تحافظوا عليّ ولا تتركوني ولا تطردوني من بابكم فيما بقي من عمري، وأقول بلسان العجز والافتقار دائما..
📝 این فـقير (عباس قمى) خدمت آن حضرت عرض مىكنم:
كه اى آقاى من! من تا خود را شناختهام خود را بر در خانه شما ديدهام و گوشت و پوست خود را از نعمت شما پرودهام.
رجاء واثق و اميد صادق كه در اين آخر عمر از من نگهدارى فرماييد و از اين در خانه مرا دور نفرماييد و من به لسان ذلت و افتقار پيوسته عرض مىدارم
📚 منتهی الآمال فی تواریخ النبی والآل، شیخ عباس قمی، ج۲ ص۲۳۵
🔆
.
#روضه_خوانی_بالکنایه
#با_علما_و_فرزانگان
#نکته_های_ناب
#روضه_توسل
🔵⚪️ #چگونه_روضه_بخوانیم؟
گفتاری از #حاج_شیخ_عباس_قمی
👈🏼👈🏼 مرحوم #محدث_قمی رضواناللهتعالیعلیه در کتاب #نفثة_المصدور نکته جالبی در رابطه با نحوه روضه خواندن ذاکرین اهلبیت ذکر مینماید.
وی میفرماید: «شایسته است در ذکر مصیب، خصوص در #غیر_ایام_عاشورا مراعات نماید و به همانی اکتفاء کند که مایه سخت دلی و سهل گیری مشکلات (یعنی #مصیبت_های_سنگین) نگردد و #مصیبت_های_جانگداز و #دل_خراش را بر زبان نیاورد.
محدث فاضل و مورخ متبحر #میرزا_هادی_خراسانی نجفی ایده الله گفت: در عالم خواب دیدم گویا در یکی از #حجره_های_صحن امیرالمؤمنین علیه السلام هستم و همه ائمه یا بیشتر آنان در آن جا نشستهاند و #مردی_از_اهل_منبر برای آنها روضه میخواند و گوش می کنند تا گفتارش به این جا رسید که شمر به سکینه گفت: «ای بنت الخارجی»‼️
دیدم #چهره_امیرالمؤمنین علیهالسلام از این سخن نفرت کرد و به سختی روی درهم کشید و رنگ چهره او دگرگون گردید، چون چنین دیدم به آن مرد روضه خوان اشاره کردم: بس کن! نمیبینی چه بر حال امیر المؤمنین علیهالسلام میگذرد⁉️
امیرالمؤمنین علیهالسلام، به من فرمود: آن سخنی هم که خودت دیروز گفتی کمتر از این نبود، به یادم آمد که من دیروز #مصیبت_آویختن_سر_اباالفضل علیهالسلام را از سینه اسب خوانده بودم. عذر خواستم و توبه کردم».
📚در کربلا چه گذشت (ترجمه نفس المهموم) ص۶۸۲
🔆
.
#روضه_امام_جواد گریز به کربلا
#با_جوادالأئمه_علیه_السلام
#نکته_های_ناب
#30ذیقعده
◼️ العیاذ باللّه، از تهمتهایی که به امام جواد علیهالسلام زدند...
👈🏼👈🏼 روزی شخص نانجیبی به نام "عمر" از خاندان "فرَج" که فرماندار مدینه بود، به امام جواد علیه السلام گفت:
أَظُنُّك سَکْرَانَ! به گمانم تو مست هستی!
امام جواد علیهالسلام در مقابل این گستاخی تنها به درگاه الهی پناه برد و فرمود:
اللَّهُمَّ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنِّی أَمْسَیْتُ لَك صَائِماً فَأَذِقْهُ طَعْمَ الْحَرْبِ وَ ذُلَّ الْأَسْرِ
خدایا! چنانچه تو میدانی امروز برای تو روزه بودم، پس طعم غارت شدن و خواری اسارت را به او بچشان.
➖ طولی نکشید که در سال ۲۳۳ ه.ق متوکل بر او غضب کرد و دستور داد ۱۲۰ هزار دینار به عنوان مالیات و ۱۵۰ هزار دینار از برادرش بگیرند. او بار دیگر به عمر غضب کرد و دستور داد هر چه میتوانند بر گردنش ضربه بزنند و ۶ هزار ضربه زدند و بار سوم کشان کشان به بغداد بردند و همان جا در اسارت مُرد.
➖ واقعه توهین به امام جواد علیهالسلام چنان سنگین بود و دل امام هادی علیهالسلام را به درد آورده بود که وقتی خبر مرگ عُمَر را برای امام هادی علیهالسلام آوردند،راوی گوید:
شمردم که آن حضرت ۲۴ مرتبه فرمود:
«الحمد للّه»
📚 المناقب، ج۴ ص۳۹۷
➖ آه یا جوادالائمه...
همینکه تهمت نوشیدن شراب (العیاذ بالله) به شما می زنند، قلب ما آتش میگیرد...
امّا آقاجان! چه بگوییم و چگونه گریه کنیم بر آن ساعتی که مقاتل نوشتهاند:
إنّ يَزيدَ شَرِبَ الخَمرَ وصَبَّ مِنها عَلَى الرّأسِ الشّريف؛
يزيد ملعون شراب میخورد و تَهمانده آن را بر سر مطهر سیدالشهداء عليهالسّلام میريخت.
📚 نفس المهموم، ص۴۳۹؛ معالي السّبطين، ج۲ص۵۸
.