-ڪٰفِيْل-
…
لبهای تشنهات هنوز «هل من ناصر» داشت؛
که شمشیرها جوابش را با خون نوشتند…
-ڪٰفِيْل-
…
نعل اسب؛ برای محافظت از سم استفاده میشود
برای عبور راحتتر اسب از خاك و سنگ
وقتی تازه باشد؛
«لبههایش تیزتر و برندهتر است»
در عاشورا...؛
اسبها را نعل تازه زدند! نه برای راه
رفتن روی سنگ! برای تاختن...
بر پیکر نیمه جان ابی عبدالله...
-ڪٰفِيْل-
...
بهترین یاوران و یارانی که در تاریخ پیدا میشوند، جلوی چشمش قطعه قطعه شدند. بچه هایش و فامیلش. زنها و بچههایش بعد از خودش بیکس و تنها میمانند، با آن همه دشمن. حق داشت اگر کمی بترسد یا نگران بشود. اما در تاریخ، عبدالله پسر عمار، میگوید: به خدا ندیدم کسی را که این همه دشمن دورهاش کرده باشد، فرزندان و یارانش را بکشد و او اینقدر پردل و شجاع باشد. به خدا نه قبل از او دیده بودم و نه بعد از او دیدم.