eitaa logo
اقتصاد فرهنگی
6هزار دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
3.8هزار ویدیو
140 فایل
در میانه‌ یک جنگ تمام عیار ترکیبی مطالب کانال کپی‌رایت ندارد! ارتباط: حسین عباسی‌فر @h_abbasifar تبلیغات حرام است! 😊 "دکتر نیستم" https://virasty.com/ABBASIFAR
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حسین زمانی میقان
ضد علم ! @hzamanim
هدایت شده از محسن قنبریان
lotf latif_1401.01.30_2.mp3
6.62M
🔅 جرعه ای از نور/ برنامه رادیو اقتصاد/ رمضان ۱۴۰۱ ▫️ لطیفه هفدهم: انسان اقتصادیِ قرآن ۵ ❗️ نداشتن سکولاریسم اندیشه ای و دانشی!آیه۷۸قصص و نفی سکولاریسم دانشی: - قارون در استنکاف از "احسن کما احسن الله الیک"، ثروتش را نتیجه دانش خود دید(انما اوُتیتُه علی علم عندی) - این نگاه استقلالی به این علل مادی و علوم ظاهری و چشم پوشی از قواعد غیبی و وحیانی و طی طریق در چارچوبه احکام الهی برای تنمیه مال، همان سکولاریسم دانشی است! • این خود بنیادی و سکولاریسم به بغی و سلطه قارونی انجامید! • به گزارش آکسفام: - تنها در ۲۰۱۸ روزی ۲/۵ میلیارد دلار بر دارایی میلیاردرها افزوده شده در حالیکه نیمی از جمعیت زمین با دستمزد روزانه ۵/۵ دلار فقیرند! - اگر ثروتمندان ۰/۵٪ مالیات بیشتر دهند جلوی مرگ ۳/۳ میلیون نفر گرفته میشود! اما بغی قارونی نمی گذارد! ☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از محسن قنبریان
lotf latif_1401.01.31_2.m4a
4.94M
🔅 جرعه ای از نور/ برنامه رادیو اقتصاد/ رمضان ۱۴۰۱ ▫️ لطیفه هجدهم: اقتصاد تبرعی و مجانی ۱اقتصاد تبرعی/ اقتصاد مبادله ای - دین و پیامبران در ایندو فقط ارشاد و اعلام حلال و حرام نکردند، تاسیس نهاد هم کرده اند. • اقتصاد تبرعی بخشی از تولید و توزیع ثروت است که مالک از آن انتفاع نمی برد و مجانی در مقاصد اجتماعی قرار می دهد. - شاهکارهای انبیاء در این بخش پیداست. زکات، صدقه، وقف، تحبیس و... - برخی عبادی و برخی غیر عبادی/ برخی وجوبی و برخی مستحبی اند • نیمِ خمس برای امام در مصارف عمومی و نیم آن برای بخشی از نیازمندان جامعه - حجم بالقوه خمس در سال ۸۷ برابر۵۰٪ تولید ناخالص داخلی است • نذر در ادیان گذشته هم بوده و چرخش مالی بزرگی در اقتصاد تبرعی دارد. ☑️ @m_ghanbarian
یارانه تمام رسانه و روزنامه‌هایی که دم از اقتصاد آزاد می‌زنن رو قطع کنید تا ببنید چقدر روزنامه‌نگار "کمونیست مخفی" داشتیم و خبر نداشتیم🗞 @bohlool
8.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به میدانِ نبردی می‌رود این بار آخر هم نمی‌بندد سپر از پشت در پیکار آخر هم به زینب می‌زند رو تا بگوید و او هم بگوید در آخر گفتار آخر هم موذن می‌زند بانگی چو بانگ جنگ خیبر را گذر کن باز از این در، از این مسمار آخر هم به رسم ناجوانمردان و تیغ از پشت آوردن میان پرده‌ی شب آمده کفتار آخر هم کشیده تیغ ابرو بوتراب از کنج محرابش چه گردی کرده‌ برپا در همین اذکار آخر هم میان خون که باشد عاشقش، آغوش بگشاید! به مسجد آمد و دیدش در آن دیدار آخر هم حسین آب آورَد تا خشکی لبهاش کم گردد حسن باید ببندد بر سرش دستار آخر هم یتیمان کاسه در دستند و شیر تازه آوردند نمک اما نمک‌گیر است در افطار آخر هم همین‌ها روزی اما بر حسین‌اش آب بستند و... به نوزادش ندادند آب در گهواره آخر هم به آهنگی که در کرب‌وبلا از اکبرش آمد جدا کردند از هم‌نامِ‌حیدر تار آخر هم و عبّاس‌َش بنا کرده‌ست محرابی کنار شط چه خونی ز ابروانش می‌چکد سردار آخر هم سری در پیش پای دخترش می‌گفت با لبهام جدا باید کنم از پای نازت خارِ آخر هم... به میدان پا نهاده اولین دلدار و چون حیدر به میدان عدالت می‌رسد دلدار آخر هم 💠 @h_abasifar
نمی‌شود سر سفره معاویه نشست و پشت سر علی علیه‌السلام نماز خواند... 💠 @h_abasifar
چگونه در ۱۴۰۰-۱۳۹۶ نسبت به ۹۶-۱۳۹۲، افزایش سالانه ۵۳ واحد-درصدی قیمت دلار و ۶۳ واحد-درصدی قیمت مواد اولیه تورم زا نیست، اما رشد ۳.۴ واحد-درصدی نقدینگی این قدر تورم زا است، با این که نسبت نقدینگی به تولید ۱۸ واحد-درصد کاهش یافت؟ اغراق روی تاثیر نقدینگی برای توجیه شوک قیمت ارز است. 💠 @h_abasifar
شاید بد نباشد بدانید دعوای این روزهای سر چیست؟ سر این معادله است که پولیون در اقتصاد آن را چون آیه قرآن میدانند اگر بالاتر ندانند! بیائید ساده به این فرمول نگاه کنیم: MV=PY P سطح عمومی قیمتهاست Y میزان کالاها و خدمات در اقتصادست V سرعت گردش پول‌ست M عرضه پول‌ست نقدهایی که به این نظریه شده آنقدر زیاد است که نیازی به بیان آن نیست. از فروض این نظریه گرفته تا نقدهایی که فیسکالها (مالیون) به این نظریه کرده اند. اما من میخواهم از دیدگاهی دیگر این نظریه را بررسی کنم سوال: تورم در این فرمول متاثر از رابطه سه متغیر است. آیا در جامعه هم همین است؟ یعنی آیا تورم در جامعه متاثر از فرهنگ، سیاست، فساد، نرخ ارز، قیمت انرژی،‌ روابط بین الملل و ده ها عامل دیگر نیست؟ یعنی رفتار مردم دهه شصت که نان شبشان را با هم قسمت میکردند با مردم یک جامعه که به خون هم تشنه هستند روی تورم تاثیر یکسان دارد؟ فساد اقتصادی و احتکار چه؟ همانطور که می‌بینید قبل از اینکه این فرمول نوشته شود یک جامعه و یک انسان اقتصادیِ خاصی فرض گرفته شده است. یک انسان و یک جامعه با یک ایدئولوژی مشخص. انسانِ منفعت طلب و جامعه بازاری. جامعه ای که در آن همه چیز کالاست و همه جا بازار. انسانی که هیچ انگیزه غیرمادی ندارد کدام یک از این عوامل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و ... در این فرمول دیده می شود؟ اگر سرمایه داران انحصار ایجاد کنند در بازار و قیمت را بالا ببرند، این فرمول در موردش سکوت میکند. اگر مردم اهل انصاف باشند یا نباشند این معادله در مورد آن نظری ندارد. چون اساسا انسان این معادله گرگ است همان که هابز میگفت: انسان گرگ انسان است. همان که اسمیت و میل و بنتام میگفتند: انسانِ لذت جویِ منفعت طلب که فقط به دنبال حداکثر کردن مطلوبیت مادی خود است. شاید بگوئید خب الان همین است. جواب این است که نخیر! اگر چنین انسانی در دنیای امروز تربیت شده است نتیجه این نگاه است نه برعکس! کسانی که سعی میکنند ایدئولوژی هایشان را پشت فرمولهای ریاضی پنهان کنند مهم نیست که مسلمانند یا غیرمسلمان. مهم نیست فریاد میزنند که نئولیبرال هستند یا نیستند. مهم نیست ریش دارند یا ندارند. مهم این است که «علم»ی که از آن دم میزنند سرتا پا ایدئولوژی است. سرتا پا جاهلیت مدرن است! الان ممکن است بگویند خب همین عوامل دیگر را هم میرویم و آمار میگیریم و مدلسازی میکنیم و می آوریم در فرمول :))) اولا که بروید و بیاورید! فعلا که نرفتید! ثانیا باز هم تازه میشود یک گزاره اثباتی. آنجا که قرار است بر اساس نظریه عدالت لیبرالی نسخه بپیچید دوباره پای ایدئولوژی وسط می آید خلاصه ماجرا را دکتر علی سعیدی گفته‌اند و حق مطلب را ادا کرده اند: من به‌جای این‌که به‌دنبال اثبات وجود چیزی به نام اقتصاد اسلامی باشم، می‌خواهم سؤال بنیادین‌تری بپرسم و آن اینکه مگر ما چیزی به نام علم اقتصاد داریم؟ یعنی آیا گزاره‌های بنیادین مکتب لیبرالیسم «علمی» اند؟ مثلا اینکه «بازار آزاد یا رقابت کامل میتواند بیشترین کارایی را برای اقتصاد فراهم کند» گزاره‌ای حاکی از واقع و عاری از هرگونه قضاوت هنجاری است؟ یا نظریه مقداری پول که حجم پول در گردش را با سطح عمومی قیمتها مرتبط میکند، گزاره‌ای اثباتی وفارغ از هرگونه دعاوی هنجاری و ایدئولوژیک است؟ یا نظریۀ عمومی کینز یا تعادل عمومی والراس یا نظریۀ مطلوبیت نهایی یا نظریۀ رفتار مصرف‌کننده یا نظریۀ رفتار تولیدکننده یا نظریات رفاه؛ کدامشان از کدام «واقعیت عینی» سخن می‌گویند؟ آیا جز این است که تمامی این نظریاتی که در کلاس‌های اقتصاد می‌خوانیم و درس می‌دهیم هر کدام به نحوی به‌دنبال تنظیم امور اقتصادی هستند؟ و آیا جز این است که هر کدام از این‌ها از نوع و هستند و امری را و عمل بر خلاف آن را می‌کنند؟ مگر نه این است که از نگاه طرفداران اقتصاد رایج، رسیدن به نقطۀ کارای پارتویی است؟ مگر نه این است که در مواقع تزاحم میان برابری و کارایی، از قواعد رفع تزاحم استفاده می‌شود؟ و مگر غیر از این است که تمام اقتصاد خرد، فقه استدلالی برای اثبات کارایی بازار کاملاً رقابتی در توزیع «بهینۀ» کالاهای خصوصی است و نهایتاً فتوای آقای آلفرد مارشال را در وجوب رساندن اقتصاد به نقطۀ تعادل عرضه و تقاضا مستدل و مستند می‌کند؟ به بیان صریح و ساده، تمام آنچه به‌عنوان «علم اقتصاد» تبلیغ و ترویج می‌شود، چیزی نیست جز فتواهای فقهی علمای لیبرال دربارۀ تعاملات اقتصادی جامعۀ خودشان! سخن پایانی نصیحتی است برادرانه به مهندسین عزیزی که بدون پیش زمینه وارد رشته اقتصاد می شوند: استقلال فکری خودتان را حفظ کنید. همین پ‌ن: در مورد کاربرد ریاضیات در اقتصاد از پرفسور درخشان: http://dr-derakhshan.ir/teachings/اقتصاد-ریاضی-و-اقتصاد-سنجی/post/41/کاربرد-ریاضیات-در-اقتصاد 💠 @h_abasifar
نظری به نظریه مقداری پول.pdf
350.2K
این روزها بحثهای مفصلی در مورد تورم و نقدینگی و نرخ ارز و گرانی و ... می‌شنوید. شاید بد نباشد بدانید ریشه این بحث‌ها به کجا برمی‌گردد... 💠 @h_abasifar
پیام وارده از یکی از مخاطبین (دارنده مدال المپیاد ریاضی و از دانش‌آموختگان ریاضی و اقتصاد دانشگاه شریف) فاجعه ای به نام ریاضی وار کردن علوم... با سلام درباره پست اخیری که گذاشتید. کسی که کمی ریاضی و مدلسازی بلد باشد بخوبی می داند یک مدل ریاضی بر اساس رابطه ی بین چند متغیر هست. اضافه بر این که نسبت متغیرهای مدل را خودمان تعریف می کنیم( در واقع مدل را براساس نظریه ای اقتصادی ای که داریم تعریف می کنیم) متغیرهای مدل را هم خود ما تعریف می کنیم. هر مدلی هرچقدر پیچیده، متغیر های محدودی دارد و انتخاب آن دست ریاضیدان یا اقتصاددانی هست که با ابزار ریاضی می‌خواهد مساله‌ای را در اقتصاد تعریف یا تبیین کند. فکر می‌کنند با ریاضی وار کردن اقتصاد، آن را علمی کرده‌اند در حالی‌که تمام و کمال انتخاب‌های ایدئولوژیک خودشان را پشت مدل‌ها و رابطه متغیرها پنهان کرده‌اند. آدم‌هایی که نمی‌دانند علم چیست و ریاضی کجای علم است آن را مطلق می‌بینند. درحالیکه ریاضی به تمامی، ساخته ذهن بشر است و مدل سازی ، چیزی جز انتخاب و تعریف نیست. ریاضی وار کردن یعنی تمام عوامل انسانی، اجتماعی و فرهنگی و... را در چند متغیر ساده و محدود، محصور کردن و روابط اجباری و بر اساس ایدیولوژی، خواست و تجربه‌ی یک مکتب اقتصادی را نهایتا بین آن متغیرها کشیدن و سر انجام مدل آن را ترسیم کردن و نرخ تعادل و غیره را بیرون کشیدن. کار ادم تهی مغز یا فریب کار، کار کردن با مدل‌ها و نرم افزارهای از پیش ساخته شده بر اساس همین مدل هاست. بگونه‌ای که این مدل ها را مثل وحی مطلق جلو دانشجو و مسئول فلان بخش بگذارند و شروع به تحلیل کنند... انگار که وحی الهی را تبیین می کنند. اما حقیقت ماجرا عکس است و این انسان‌ها، ایدیولوژی و روش‌شناسی آنهاست که مدل و نرم افزار را می‌سازد. کسی که فقط یک فوق دیپلم ریاضی داشته باشد معنای این کلاه گشاد ریاضی در اقتصاد و دیگر علوم اجتماعی را می فهمد. افسوس از حوزویان و آدم هایِ سالها از بحث و درس دور مانده، که نمی توان با آنها از یک مفهوم ساده صحبت کرد. صد افسوس که گاهی شاگرد نیلی در این زمینه با شاگرد دانشگاه امام صادقی فرق چندانی ندارد. همه غرقند در ریاضی کاش فقط یک درس‌گفتار مدلسازی ریاضی میشد برای بعضی ها گذاشت... 💠 @h_abasifar