#رمان_از_سوریه_تا_منا
#قسمت_17
دو روز مشهد بودیم و دل سیر زیارت کردیم.☺️
صالح یک هفته مرخصی داشت. قصد داشتم به شمال برویم و حسابی تفریح کنیم.هنوز در مسیر استان گلستان بودیم که از محل کار با او تماس گرفتند و به او گفتند که باید بازگردد.😳ناراحت بودم اما ...😔
بیشتر از کلافگی صالح پکر می شدم . انگار می خواست چیزی بگوید اما نمی توانست . به اولین شهر ساحلی که رسیدیم ، لب دریا رفتیم.🌊
_تا اینجا اومدم خانومم رو نبرم ساحل؟!
شرمنده مهدیه....😔
این حرفو نزن. من شرایط کاریتو می دونم.☺️
وقت زیاده . خدا رو شکر که حداقل زیارت رفتیم.😍
چنگی به موهایش زد و چادرم را گرفت
و با خودش کشاند توی آب. آب از زانویمان بالا آمده بود و چادرم را سنگین کرده بود. محکم آنرا دور خودم پیچاندم و به دریا خیره شدم.
_مهدیه جان...
__جان دلم؟
_ فردا ظهر اعزامم...
برگشتم و با تعجب گفتم:
_کجا؟!😳
چیزی نگفت . می دانستم سوریه را گفت.
قلبم هری ریخت. انگار معلق شدم بین زمین و آسمان. شاید هم روی آب بودم. به باروی صالح چنگ زدم و خودم را نگه داشتم. باهم بیرون آمدیم و روی ماسه ها نشستیم. چادرم غرق ماسه شده بود. کمی تنم می لرزید نمی دانم از سرما بود یا از ضعف خبری که شنیده ام؟!😔
"مهدیه آروم باش. یادت نره بابا گفت باید
پشتیبان شوهرت باشی. اینجوری دلشور می رنجونی و نمی تونه با خیال راحت از خودش مراقبت کنه.☹️همش باید نگران تو باشه. تو صالحو سپردی دست خدا. زندگیتو گره زدی به حرم آقا... پس نگران نباش و توکل کن به خدا...😊
_چرا یهو خواستی بیفتی؟ حالت خوبه عزیزم؟🤔
خندیدم و گفتم:😁
_آره خوبم. نگران نباش. ماسه های زیر پام خالی شد.
نگاهی به ساعتم انداختم⌚️و گفتم:
وقت زیادی نداریم ها... اگه تموم شب رو رانندگی کنیم🚘فردا صبح می رسیم خونه.🏨
بلندش کردم و باهم سوار ماشین شدیم. دلم را به دریا زدم و گفتم:
من رانندگی می کنم. تا وقتی شب میشه
بخواب که بتونی تا صبح رانندگی کنی. باشه؟☺️ سوئیچ را به من داد و حرکت کردیم.
@Shahadat_dahe_haftad
کانال❣شهادت + دهه هفتاد❣
❲• دختران سلیمانی 🧕🏻🕊️❳•
🍃بسمـ رب شهدا 🍃
#شهید_دهه_هفتادی😍❤️
زمان_و_مکان_شهادتش
را_میدانست✨
خبرگزاری حوزه:
# شهید_ محمد رضا_ دهقان امیری💞
ازجمله شهدای حوزوی کشور است که با وجود علاقه وافر به علما و روحانیت، در دفاع از حرم اهل بیت(ع) و جهاد علیه تکفیریهای وهابی به سوریه رفت و در منطقه "حلب" به شهادت رسید.
در همین راستا سرکار خانم فاطمه طوسی مادر شهید محمدرضا دهقان امیری نکاتی خواندنی از زندگی آن طلبه شهید بازگو کرد.
لطفا در ابتدا به #معرفی_شهید_محمد_رضا_دهقان_امیری بپردازید و اینکه از چه زمانی ایشان قصد پیوستن به #مدافعان_حرم را داشتند و با چه #انگیزهای اقدام به این کار کردند؟
محمدرضا 26 فرودین سال 74 در تهران و در خانواده مذهبی متولد شد و رشد کرد. خانواده ای که درد انقلاب را چشیده بود. من دو برادر شهید دارم که در دوران دفاع به مقدس به شهادت رسیدند. پسرم عشق و علاقه زیادی به امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) داشت☺️و وقتی جنگ عراق را می دید خیلی ناراحت😔 و نگران بود و می گفت چرا حرم اهل بیت(ع) عرصه تاخت و تاز دشمنان اسلام قرار گرفته است.🍂
محمد رضا در مدرسه عالی شهید مطهری در رشته فقه و حقوق اسلامی تحصیل می کرد که به سوریه اعزام شد.❣
#ادامه_دارد... 😍
@Shahadat_dahe_haftad
کانال❣شهادت + دهه هفتاد❣
🌹بسم رب الشهداوالصدیقین🌹
----------------------
بیسیم چی 👣 نوشت 📞
دعاکنید که شهیدباشیم.
نه اینکه فقط شهیدبشویم.
اصلاتاشهیدنباشیم.
شهیدنمیشویم.
تاحالافکرکرده اید.
پشت بعضی دعا های شهادت
یکجورفرارازتکلیف است.
سریع شهیدشویم تاراحت شویم.
اما...
دعاکنید قبل از اینکه شهیدبشویم یک عمرشهیدباشیم.
مثل حاج قاسم سلیمانی که رهبربه اومیگویند.
|توخودت شهید زنده ای برای ما|
مثلاهشتادسال شهیدباشیم.
شهید که باشیم خودش مقدمه میشود.
تاشهیدهم بگویم.
ان شاءالله...
#در-راه-خدا
#شهدا_گاهے_نگاهے
#اللهم_ارزقـنا_توفیق_الشهاده_فی_سبیلکــ
#پیرو_راه_شهـدا_باشیم
@Shahadat_dahe_haftad
کانال❣شهادت + دهه هفتاد❣
4_723784306722144673.mp3
9.74M
من گریه ام گرفته کمی هم به من بخند...🍃
صوت #دعای_عهد 🍂
با نوای استاد فرهمند🌹
#التماس_دعا
http://eitaa.com/joinchat/2443706369Cf2cb04cbae
کانال❣شهادت+دهه هفتاد❣