eitaa logo
کانال همخوانی کتاب
2هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
241 ویدیو
96 فایل
معرفی کتاب آرشیو مباحث کاربردی ابرگروه همخوانی کتاب وضعیت‌شناسی حوزۀ کتاب و نشر، آموزش و توانمندسازی، بسته و سیر مطالعاتی آدرس ابرگروه همخوانی کتاب: https://eitaa.com/joinchat/2481782988C8003dd016f جهت ارتباط: @Smm_ghalam
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸وقتی از هوش مصنوعی میخوای، رو به تصویر بکشه🙂 @hamkhaniketab
صدقه‌ی کتاب را ترویج کنید ..🌱📗📔 ❤️ 📚 @hamkhaniketab
🔔 مدتها بود که می خواستم یه کتاب خوب و با ارزش را بهتون معرفی کنم، کتابی که به قهرمانش، خیلی مدیون بودیم و هستیم، مخصوصا این روزها که این بیشتر قدرش را می دونیم 👌 قهرمان کتابمون، کسی نیست جز شهید حسن طهرانی مقدم، حاج حسنی که چند بار توسط منافقین تهدید شده بود به اینکه می کشیمت، در خوندن این کتاب لحظه ای شک نکنید، به نظرم هر ایرانی حداقل یکبار این کتاب را در طول زندگیش باید بخونه ✨ خب موافقید بریم سراغ معرفی کتاب 📖 خط مقدم ✍️ به قلم: خانم فائضه غفار حدادی 🖨️ انتشارات: شهید کاظمی ✅ روایتی جذاب از زندگی شهید حاج حسن طهرانی مقدم و تلاش های ایشون و یارانشون برای رسیدن به فناوری موشک در ایران. 💯 این کتاب، یکی از بهترین کتاب هایی هست که خوندم، فعل خواستن و ما می‌توانیم، خیلی قشنگ صرف شده در ماجراهای این اثر ناب 📄 برشی از کتاب: جلسه با محسن رضایی با حضور حسن‌آقا و حاجی‌زاده و سیدمجید و سیدمهدی و سیوندیان و چند نفر دیگر، فردای همان روز تشکیل شد. آقامحسن چند بار سؤال خود را تکرار کرد: «شما مطمئنین که خودتون می‌تونین موشک‌و پرتاب کنین؟» و هربار حسن‌آقا مطمئن‌تر از بار قبل پاسخ مثبت داد... @hamkhaniketab
قیمت یک پیتزای خوب با یک کتاب خوب یکی است، فرق آنها در طول مدتی است که میتوانند ما را خوشحال کنند... اولی یک ربع و دومی یک عمر! حیرت آور است که برای اغلب ما آن یک ربع مهم تر است.... @hamkhaniketab
خاطره شهید تهرانی مقدم از شیوه موشک گرفتن از سرهنگ قذافی کتاب صفحه ۳۷۳ - حاجی هیچ وقت نگفتی توی اون سفر پارسال، چطوری قذافی رو راضی کردی که بهمون موشک بده؟ حاج محسن (رفیق‌دوست) این بار بلند بلند خندید. - واقعا می‌خوای بدونی؟ - آره. واقعاً برام سواله. این قذافی هیچ کارش رو منطق درست و حسابی نیست. چطوری راضیش کردی آخه؟ - من از روز قبل از دیدار که با جلود جلسه داشتیم، شروع کردم. می‌دونی که این جلود خیلی با من رفیقه. - آره شنیدم. ولی از کجا با هم رفیق شدین؟ - تو جریان اون سفری که اول انقلاب اومده بود ایران و نذاشته بودند حتی از هواپیما پیاده بشه، من رفتم صحبت کردم، راهش دادند. حتی تونستم واسطه بشم با امام هم ملاقات کنه. خودش میگه که تا آخر عمر تحت تاثیر اون ملاقاتش با امامه. خلاصه، جلود مثل دیشب شروع کرد به تعریف کردن از انقلاب اسلامی و اینکه ما از شما حمایت می‌کنیم که یک دفعه دستم رو کوبیدم روی میز و بلند گفتم: «دروغ میگید!» خیلی جا خورد. ادامه دادم: «شما میگین که خط مقدم جبهه اسلام الان ایرانه. شما میگین صدام دشمن همه اسلامه. اون وقت شما موشک دارین و نمی‌دین ما به دشمن همه کشورهای اسلامی بزنیم.» جلود هنوز به حالت عادی برنگشته بود. زبونش گرفته بود بنده خدا! بعد از چند جمله که ربطی به بحث نداشت، گفت که «موشک‌ها دست خود رهبره و باید با اون حرف بزنی.» فردا که ما برای دیدن قذافی رفتیم سرت؛ به رحیم صفوی گفتم لباس فرم سپاه بپوش. خودم هم لباس پوشیدم. با رحیم هماهنگ شدیم و همین که وارد چادر شدیم، هر دو احترام نظامی کردیم و تا آزاد باش نداد همان جا ایستادیم. بعد من با همون لحن نظامی به عربی گفتم که دو تا سرباز اسلام اومدن به سرهنگ قذافی فرمانده کل نیروهای انقلابی دنیا گزارش بدن. - نه بابا! باور کرد؟ - آره. بعد یه سری نقشه اینا باز کردم بعد از توضیحات مختصر درباره وضعیت جنگ و پیشرفت خودمان، گفتم که حالا ما از شما موشک می‌خوایم که آخرین ضربه رو به دشمن وارد کنیم. قذافی هم سرش رو تکون داد و گفت: «آره جلود یه چیزایی می‌گفت. باشه من بهتون موشک می‌دم. فقط به شرطی که گاهی لابه‌لای عراق، عربستان رو هم بزنید.» @hamkhaniketab
🌷 شهید محمد بروجردی را می شناسید؟! می دونستید که به مسیح کردستان، مشهوره، و چرا به این لقب مشهور شده، چون مسیح کردستان، یعنی فردی که پیامبرانه برخورد می‌کرد و با اخلاق خود انسان‌ها را از این‌رو به آن‌رو می‌کرد. حتما فلیمش را هم دیدید، یکی از بهترین فیلم هایی که به نظرم تونست زندگی یکی از فرماندهان شهید دفاع مقدس را برای ما و نسل جدیدمون که با این شهدا، آشنا نیستن معرفی کنه. 🔔 اعتقاد داشت مساله کردستان جز با کمک و مشارکت مردم کردستان حل نمیشه. اعتقاد عمیقی به مردم داشت. 📖 محمد؛ مسیح کردستان 🖋️ به قلم: آقای نصرت الله محمود زاده 🖨️ انتشارات: روایت فتح 👌 یه روایت نابه از زندگی شهید محمد بروجردی. داستان زندگی صرف یک فرمانده لشکر شهید نیست؛ داستان انسان کامل هست. داستان شهیدانه زیستن قبل از شهید شدن هست ✅ من همون چاپ اول کتاب را خونده بودم، اما موفق نمی شدم که معرفی اش کنم، توصیه می کنم بهتون اگه تا حالا موفق به خوندنش نشدید، حتما در لیست مطالعه تون قرار بدهید این کتاب رو 📄 برشی از کتاب: ناگهان بی‌سیم‌چی صدایی غیر منتظره شنید: «می‌دانم بروجردی آن‌جاست. می‌خواهم او را نصیحت کنم. من فرمانده دمکرات این منطقه هستم.» بروجردی گوشی را قاپید و با طمأنینه گفت: «بروجردی هستم، بفرمایید.» می‌شناسمت. خیلی در کردستان اسم در کردی، اما هنوز با مرد رودرو نشدی. بهتر است مثل دو مرد باهم حرف بزنیم... @hamkhaniketab
🌷 امروز سالروز شهادت شهید سردار حسین بادپا هست، شهیدی که حاج قاسم او را سال‌های سال می‌شناخته و دوست و برادرش می‌دانسته 📖 دردانه کرمان 🖋️ به قلم: سارا افضلی 🖨️ انتشارات: خط مقدم مجموعه خاطرات سردار شهید حسین بادپا @hamkhaniketab
🌸 🌸 ✨ از دوره دوم دبستان به بالا ✨ 📚۲۳۲ عنوان کتاب (مجموعه) (علیهم السلام) ؟؟؟ #خواهربدعنق_من #آمریکا #رومی_های_بی_رحم #وخداپاسخ_داد #اندوه_بالابان #خفاش_کوچولو #پتوی_پرنده #بچه_های_واگنی #پروازاسب_سفید #تاکسی_فضایی #جیمزوهلوی_غول_پیکر #جشن_تولد_گل‌آلود #پلشتی_که_بچه_مثبت_شد #سامک_ماجراجو #جمعه_درمحاصره_کارآگاهان #قول #آن_سوی_پرچین_خیال #اینجاسیاره‌ی_مانیست #ننه_گلابی #ماکاموشی #راه_ورسم_سامورایی #آرزوی_پرماجرا #من_وعجیب_وغریب #بچه_های_کارون #العبد #کتاب_خوان_عجیب_وغریب #سامک_ماجراجو #کوهی_که_خنده_روبود #کشتی_نجات #میثم_وشهرترس_های_ممنوعه #صوفی_و_چراغ_جادو #رازتولد #شایدعروس_دریایی #درسرزمین_درس_های_یادنگرفته #خیمه_ماهتابی #کوهی_که_خنده_روبود #ماجراجویی_های_رایلی #راحوما #بسته_کتاب #کودک @hamkhaniketab
بسم الله گاهی اوقات اهل بیت علیهم‌السلام به شکل عجیبی دست می‌اندازند در زندگیت و از اعماق زندگی که غرقش شده‌ای بیرونت می‌کشند. نه تنها بیرونت می‌کشند بلکه زندگیت، رغبت هایت، آرزوهایت، هدف هایت، همه چیزت را می‌گیرند و چیزی که خودشان دوست دارند را به تو می‌دهند. اینجاست که این بیت معنا می‌شود: ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن خیری ندیده ایم از این اختیارها داستان مردی با وضع مالی بسیار خوب و شرایط کاری بی‌نظیر در ترکیه که ناگهان دختری سه ساله دستش را می‌گیرد و سر به راهش می‌کند. او می‌شود خادم بانو، همانطور که خانم سه ساله در خواب به او گفته‌ بود. جنگ سوریه با داعش پیش می‌آید اما او از حرم بانوی سه ساله تکان نمی‌خورد. می‌ماند و زندگیش می‌شود رقیه خانم ارباب. از هر کاری که برای این حرم نیاز باشد دریغ نمی‌کند و خودش را وقف این صحن و سرا می‌کند. شرط همیشگی اش برای کار این است که در حرم بماند و کار مرتبط با حرم داشته باشد. چرا؟ چون بانوی سه ساله در خواب به او فرموده بودند که: همین‌جا بمان. او خودش را وقف همین کلام بانو کرده است. حکایت عجیب و غریبی است در این روزگار. داستان کتاب حقیقتاً به تخیل می‌ماند. اما اهل بیت آمده‌اند تا محال های ذهنی و عقلی ما را جا به جا کنند و به ما بفهمانند که فهم‌مان را از دنیا و آخرت درست کنیم. بسته نیندیشیم و خودمان را دست کم نگیریم. حیف است این کتاب را از خودتان دریغ کنید. کوتاه است و خوش خوان. پس به یک وعده جمعش کنید و لذت ببرید. 🌸 📚 @hamkhaniketab
به فرزندانمان هم از کودکی عادت بدهیم کتاب بخوانند؛ .. وقتی ایام فراغتی هست، روز جمعه ای هست که تفریح می‌کنند، حتما بخشی از آن روز را به کتاب خواندن اختصاص دهند. 🌸📗📔 ❤️ 📚 @hamkhaniketab