آیات ۵-۱۱ نجم
* #عَلَّمَهُ_شَدِیدُ_الْقُوی
* ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوی
* وَ هُوَ #بِالْأُفُقِ_الْأَعْلی
* ثُمَّ #دَنا #فَتَدَلَّی
* فَکانَ #قابَ_قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی
* #فَأَوْحی إِلی #عَبْدِهِ ما أَوْحی
* ما کَذَبَ #الْفُؤادُ ما رَأی
(#وحی را #خداوندِ) قوی قدرت به او آموخت. (خداوندِ) صاحب صلابت که سلطه یافت. در حالی که او در #افق_برتر بود. سپس نزدیک شد پس نزدیکتر. تا جایی که فاصلهاش به اندازه دو کمان یا کمتر شد. پس به #بندهاش #وحی کرد، آنچه را وحی کرد. #قلب، آنچه را دید دروغ نخواند.
_________________________________
▪«مِرَّةٍ» به معنای تابیده شده و محکم است و در قدرت و توانایی به کار میرود، چنانکه رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: صدقه بر «مرّه» و «سویّ»، یعنی افراد توانمند، روا نیست.
▪«دَنا» یعنی نزدیک شد؛
▪«تدلی» یعنی خیلی نزدیک شد تا جایی که از شدّت نزدیکی وابسته شد.
▪«قابَ» معادل کلمه مقدار
▪«قوس» به معنای کمان است. تعبیر به «قابَ قَوْسَیْنِ» کنایه از شدّت نزدیکی و تقرّب پیامبر به خداوند به هنگام نزول وحی است.
👈در اینکه مراد از «شَدِیدُ الْقُوی» خداوند است یا جبرئیل، بحث و گفتگو است، ولی این عنوان، در موارد دیگر فقط برای خدا آمده است. مثلًا در دعای ندبه میخوانیم: «و أره سیده یا شدید القوی» خداوندا! امام زمان را به ما نشان بده، یا در دعای وارده از امام حسن علیهالسّلام برای دفع شرّ ظالم میخوانیم: «یا شدید القوی یا شدید المحال»
به علاوه در آیات دیگر، خداوند، معلّم قرآن معرّفی شده است؛ از جمله:
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» (الرحمن،۱) معلّم قرآن، خداوند رحمان است. «عَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ» (نسا،۱۱۳)، خداوند چیزهایی را که نمی توانستی بیاموزی، به تو آموخت.
👈البتّه در سورۀ تکویر دربارۀ جبرئیل میخوانیم: «ذِی قُوَّةٍ» (تکویر،۲۰) ولی بسیار تفاوت است میان «ذِی قُوَّةٍ» و «شَدِیدُ الْقُوی». بنابراین منظور از «شَدِیدُ الْقُوی» خداوند است.
💠در این آیات به مسئله #معراج_پیامبر صلّی الله علیه و آله اشاره شده است همچنین آیه اول سوره اسراء
✍در تفسیر روحالمعانی آمده است:در جاهلیّت، هنگامی که دو نفر هم قسم میشدند، کمان های خود را در کنار هم قرار میدادند و زه آن را میکشیدند و هر دو یک تیر میانداختند،کنایه از آن که هر دو یکی شدهاند.
👈فرشته، در افق اعلی نیست، بلکه در افق مبین است و پیامبر بسیار بالاتر است و میتواند او را مشاهده کند. «وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ»(تکویر،۲۳)
💠خداوند مکان ندارد و منظور از افق اعلی (ناحیه برتر)، مکان خاصّی نیست؛ بلکه مراد اوج بلند مرتبگی و کنایه از احاطه و تسلّط همه جانبه خداوند است.
💠وحی در زمین، با واسطه است؛ «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلی قَلْبِکَ» (شعرا،۱۹۳)، جبرئیل، قرآن را بر قلب تو نازل کرد. امّا در اینجا که سخن از معراج پیامبر است، فرمود: «فَأَوْحی إِلی عَبْدِهِ ما أَوْحی» یعنی در مقام قرب خبری از واسطه نیست و فرشته مقرب هم راهی به آنجا ندارد.
✅ دین به قدری ارزش دارد که باید معلّم آن، خداوندی باشد که دارای قدرت بینهایت است، «عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی» و شاگرد آن، پیامبری باشد بیلغزش و معصوم. «ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ»
👈 دریافت علوم الهی، نیازمند ظرفیّت خاصی است. «ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوی ...عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی»
👈 یکی از راههای شناخت افراد، شناخت استاد است. «ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ ... عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی»
👈وحی، همان تعالیم الهی است. «یُوحی ... عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی»
👈درقرآن تحلیلها و تهمتهای ناروا را پاسخ دهید. در مقابل کسانی که می گفتند: این قرآن را دیگران به پیامبر آموختهاند، «یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ» (نحل،۱۰۳)، خداوند میفرماید:«عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی»
✅ علم پیامبر از جانب خداوند است. «عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی»
👈 همه بشر شاگردان خداوند هستند، «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ» (علق،۵) ولی شخص پیامبر شاگرد مخصوص اوست. «عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی»
👈برنامههای الهی برای بشر، بسیار محکم و کامل است. «عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی ذُو مِرَّةٍ ...»
👈تقرّب به خدا، مرحله به مرحله و گام به گام است. «دَنا فَتَدَلَّی»
🍃🌸 رابطه معلّم و شاگرد باید نزدیک و صمیمی باشد. «دَنا فَتَدَلَّی»
👈 قرب به خداوند برای بندگان، محدودیّت ندارد. «أَوْ أَدْنی» ول فرشتگان نمی توانند.
✅ مردان خدا، در زمین باشند یا در آسمان، عبد خدایند. «أَسْری بِعَبْدِهِ» (اسرا،۱)، «فَأَوْحی إِلی عَبْدِهِ»
✅ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله هم در دریافت وحی معصوم است و هم در ابلاغ آن. «ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی ... ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی»
👈آن شهود باطنی حجت است که مورد تأیید خدا باشد. «ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی»