رَکیذ*
تا قبل از رسیدن به حسین، شهری که در آن به دنیا آمده بود را وطن می دانست؛ اما برای کسی که به حسین رسی
قصدم بود این جمله روی عکسی که با این گوشی از گنبد اربابم میگیرم، تبدیل بهعکس نوشته بشه..اینجا میزارمش تا روزش،،
با امید به دعای شما!
رَکیذ*
گُنَه کارم گنه کارم گنه کار/ امید و عفو و غفرانم حسین است..
گر از آغاز و پایانم بپرسند/
همه آغاز و پایانم حسین است..
کنار باغچهٔ سرویس نشسته بود..
دقیقا همون شکل و شمایل لوتی ها
و مشتی های تو فیلما رو داشت.
تعریف میکرد که سابقهٔ زندان داره.
یك شهر میشناسنش..
مشتی گری و مرامْ معرفتِ زندونیش
رو کنار بگذاریم،،،نصیحت قشنگی داشت:«
من فقط یك عشق دارم که اسمش اعظمه☝🏻(اشاره به آسمون؛خدا رو میگفت) اسم زیاد داره ولی برای من اعظمه. یادت باشه هیشکی جز اعظم یار و یاور و عشق زندگیت نمیشه.»
یکی شبیه خیلیامون رفت محضر أبی عبدالله و عارض شد خدمت حضرت که: آقا جان من گنهکارم و تواناییِ شکیبایی بر معصیبرو ندارم. شما به من پندی بده که چه کنم!
آقا فرمودن:پنج کار به جا بیاور و بعد از آن
هر گناهی میخواهی انجام بده.
•از روزی خدا مَخور و هرچه میخواهی بکن.
•از تحت قیومیت و ولایت خدا خارج شو
و هرآنچه میخواهی بکن.
•برای گناه جایی را بطلب که خدا تو را نبیند.
•ملك الموت که آمد جانت را بگیرد، به او جان نده و هرچه میخواهی بکن.
•فرشتهٔ پاسدارِ دوزخ که آمد، تو وارد آتش
مشو و هر گناهی میخواهی بکن..
رَکیذ*
گر از آغاز و پایانم بپرسند/ همه آغاز و پایانم حسین است..
شفای قلب مجروحم بوَد اشك/
دوای دردِ هجرانم حسین است..
.... اگر چه که قطعه قطعه گردم یا بسوزم!
و من به سوی تو ای امیر عشق آمدهام
در حال توبه از آنچه از من سر زده به سوی
پروردگارم، وآنچه ظلم نمودهام به تو به
واسطهٔ خودم، تا در کنار تو جان از تنم
برون برود..آیا برای من راه بازگشتی می بینی؟
››حُرّ ریاحی علیه السلام.
رَکیذ*
.... اگر چه که قطعه قطعه گردم یا بسوزم! و من به سوی تو ای امیر عشق آمدهام در حال توبه از آنچه از م
یا این حال حُّرِ گرامی رو بردیم محضر أبی عبدالله و خدا،،یا خواهیم برد. و من الله توفیق و علیه تکلان
رَکیذ*
قالی صحن بین الحرمین اگر که بودیم با روزی دوبار تکونده و لول شدن الان انقدر غبار آلود و گِلی نبودیم.
یادم اومد نمازِ سه وعدهایِ اول وقت،کار همون تکوندن غبار رو انجام میده؛و شکر..
رَکیذ*
شفای قلب مجروحم بوَد اشك/ دوای دردِ هجرانم حسین است..
که گفته من نمیبینم خدا را؟/
جمال حیّ سبحانم حسین است..