رَکیذ*
شفای قلب مجروحم بوَد اشك/ دوای دردِ هجرانم حسین است..
که گفته من نمیبینم خدا را؟/
جمال حیّ سبحانم حسین است..
از مجری های خود فروختهٔ اینترنشنال گرفته
تا به ظاهر تحلیلگرانِ نِفلهٔ رژیم سفاك صهیونی،،همه با حرص و سرخی چهره فریاد میکشند:جمهوری اسلامی با غذا و پول هنگفت ملتِ جعلی ساخته است تا پیروزی سازی کند و بگوید ملت ما در صحنه است و حکومت ایران مقبولیت و اقتدار دارد..
سوال؟! اگر این ملتِ در صحنه هوش مصنوعی یا جیره خور هستند و شما معتقدید همهٔ این حماسه ها حقه و صحنهسازی جمهوری اسلامیست پس چرا شبیه به سگ زوزه میکشید؟؟مگر بازندهٔ قطعی این صحنه نیستند؟ پس دردتان چیست؟
خونخوارین پروندهٔ کنار رفتهٔ اپستین
و بردگانشان یقین داشته باشند
اگر ملت ایران،خدا،درس حماسیِ عاشورا
و خون شهیدانشان را به غذا و پول فروختهباشند،،،
خداوند زودتر از شما ناچیزهای حرامی آنها را شکست میدهد و رها خواهد کرد..
این بازیِ مسخرهٔ پول و غذا که از روی حرص
و بیچارگیتان به شیعیان أمیرالمؤمنین نسبت میدهید، دقیقا کَلَكِ خودِ بی شرفتان برای
حمایت از طاغوت و دنیا پرستی است..
راستی، اگر اینجا به مردم غذا میدهند
به حق پرستان و تظاهرکنندگان آمریکایی
و اروپایی چه کسانی خدمات میرسانند؟
بسیج آمریکا؟؟؟
عباس، سر حلقهٔ بزم باده نوشان جامِ ولایت است؛ پس آنان که میخواهند نامشان را در
دفتر عشاق کربلا ثبت کنند، ناچار پیش از
عید قربان خود در حج حسینی، باید در عرفات عباس، درس ولی شناسی پس دهند
و مشق فنای در معشوق کنند. عاشورا، ذبح
نفس است، با تیغ عشق، در مقابل دیدگان
محبوب؛ جوازش؟ حضور در خیمة العباس
و احرام ادب کردن!
حس و حال فضا ها هم بو دارن..
نمونش: شما با دیدن نخل و دیوار های گِلی
یاد و بوی کوفه و نجف براتون تازه میشه.
حساب که کنیم روزانه به تعداد آشنا هایی
که میبینیم بغل کرده میشیم.ولی بغلی که
صرفاً برای احوال پرسی و سلامْ سلامت باشیه.اما من از معانقه و آغوش حرف میزنم،،،روزانه چند بار بدون هیچ دلیلی بغل گرفته میشید؟! هی....چ
رَکیذ*
گهگاهی که عمق درد از دركِ زمینی ها خارجه،، 1640 : سرزمین کربُ بلا 05148888 :مشهد الرضا 025371755
همه یادشون اومد شب تولدت بهت زنگ بزنن امام رضا.و این شد که امشب برای اولین بار پشت خطت موندم،همیشه زود برمیداشتی..این شد که سرگذشت امروز رو هنوز برات نگفتم.خیلی حرف برای گفتن داشتم امشب؛ از امروز و دیروز و روز گذشته تر،،خیلی دلتنگیا و حرفا رو سینمه. همه رو جمع کرده بودم که با انتخاب واژه های مناسب زنگ بزنم و برات بخونم..
اگه طبقه های امانت داریِ بین الحرمین،،
انسان هم به امانت تحویل میگرفتن،شاید
چند روزی روزگار خوش تر میگذشت.
به امانت میبُرد امانتداری های حسین،
ما رو از دست دلتنگی ها،گناهُ افکار بی–
پایان.
رَکیذ*
که گفته من نمیبینم خدا را؟/ جمال حیّ سبحانم حسین است..
اگر شاهم،گدای کوی اویم/
و گر مورم سلیمانم حسین است..