eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بگو برای من ای شعر از زمانهٔ او کدام بیت مرا می‌برد به خانهٔ او شبی دلم به هوای زیارت آمده است مگر قرار بگیرد در آستانهٔ او ... از او بپرس به عقلم نمی‌رسد اصلاً که چیست فلسفهٔ عشق بی‌کرانهٔ او خوشا به حال عبایی که در کشاکش باد گذاشته‌ست سرش را فقط به شانهٔ او گذشته‌ها نگذشته‌ست باقی است هنوز زبانه می‌کشد آتش از آشیانهٔ او بگو چگونه از این شهر، صبح صادق رفت بگو برای من از رفتن شبانهٔ او نه از غم است که من گریه می‌کنم امشب فقط به خاطر لبخند صادقانهٔ او... ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
حتی قلم ز شرح چنین غصه قاصر است قبر امام، تولیتش دست کافر است حین قدم زدن به امامت سلام کن کمتر بایست! زائر این خاک عابر است ما شیعه‌ی حلاوت یک قال صادقیم نَقل حدیث اوست که نُقل منابر است شیخ الائمه، عالم آل محمد اوست یعنی یمی که یک نم از آن، علم جابر است فرموده حضرتش که "نوحوا علی الحسین" بانی گریه اوست اگر روضه دایر است در شیوه‌ی جسارت ابن ربیع‌ها نسل علی و فاطمه‌بودن مؤثر است بانوی پا به ماه ندارد به خانه‌اش حداقل از این جهت آسوده خاطر است هرجا دری یا جگری سوخت شک نکن آتش‌بیارِ شهر مدینه مقصّر است... 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
مباد آن كه عباي تو يك كنار بيفتد ميان راه، تن تو بي اختيار بيفتد تو را خميده خميده ميان كوچه كشيدند كه آبروي نجيبت از اعتبار بيفتد توقع اثري غير آبله نتوان داشت مسير پاي برهنه‌ت اگر به خار بيفتد چه خوب شد كه لباست به ميخ در نگرفت و چه خوب شد كه نشد پهلويت ز كار بيفتد اگر چه سوخت حريمت، ولي نديد نگاهت ز گوش دختركان تو گوشوار بيفتد هنوز هم كه هنوزست جلوه‌هاي تو جاري‌ست كه آفتاب، محال‌ست در حصار بيفتد ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
نه رواقی، نه گنبدی، حتی سنگ قبری سرمزار تو نیست! غیر مُشتی کبوترِ خسته خادمی، زائری، کنار تو نیست بغض‌هایم کجا دخیل شوند؟! پس ضریحت کجاست آقاجان؟! روضه‌خوان‌ها چرا نمی‌خوانند؟! گریه‌ها بی‌صداست آقاجان گنبدی نیست تا دلم بپرد پابه‌پای کبوترانِ شما کاش می‌شد که دانه‌ای گیرم امشب از دستِ مهربان شما حرفِ گلدسته را نباید زد تا حسودانِ شهر بسیارند از شما خانواده آقاجان در مدینه همه طلبکارند! کاش ایران می‌آمدی آقا نزد ما اهل‌بیت محترمند پیر مظلوم بی حرم! اینجا پسران تو صاحبِ حرمند کاش ایران می‌آمدی آقا مُلک ری قبله‌ی ولا می‌شد مثل مشهد برایتان اینجا مشهدالصادقی بنا می‌شد کاش ایران می‌آمدی آقا مردمش از مغیره بیزارند حُرمت گیسوی سپیدت را در مدینه نگه نمی‌دارند... ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
گوشه‌ای از حرای حجره‌ی خویش نیمه‌شب‌ها، خدا خدا می‌کرد طبق رسمی که ارث مادر بود مردم شهر را دعا می‌کرد هر ملک در دل آرزویش بود  بشنود سوز ربنایش را آرزو داشت لحظه‌ای بوسد مهر و تسبیح کربلایش را هر زمان دل شکسته‌تر می‌شد «فاطمه اشفعی لنا» می‌خواند زیر لب با صدای بغض آلود روضه‌ی تلخ کوچه را می‌خواند عاقبت در یکی از آن شب‌ها دل او را به درد آوردند بی نمازان شهر پیغمبر سر سجاده دوره‌اش کردند ناجوانمردهای بی انصاف! سن و سالی گذشته از آقا می شود لااقل نگهدارید حرمت گیسوی سپیدش را؟! پابرهنه، بدون عمامه روح اسلام را کجا بردید؟ سالخورده‌ترین امامم را بی عبا و عصا کجا بردید؟ ای سواره! نفس نفس زدنش علت روشن کهن سالی‌ست بسکه آقای ما زمین خورده!؟ در نگاه تو برق خوشحالی‌ست جگرم تیر می‌کشد آقا چه بلاهایی آمده به سرت! تو فقط خیزران نخورده‌ای و شمر و خُولی نبوده دور و برت به گمانم شما دلت می‌خواست شعر را سمت کربلا ببری دل آشفته‌ی محبان را با خودت پای نیزه‌ها ببری شک ندارم شما دلت می‌خواست بیت‌ها را پُر از سپیده کنی گریه‌هایت اگر امان بدهد یادی از حنجر بریده کنی ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
قسم به غربت خاكي كه فوق تفسير است هواي شعر براي بقيع دلگير است نفس كشيدن بين غبارها سخت است سرودن از حرم بي مزارها سخت است چگونه شعر بگويد دلي كه مي‌گيرد الا بقيع! چرا شاعرت نمي‌ميرد قرار نيست تو را بي سبب بهانه كنم ولي بگو كه دلم را كجا روانه كنم كبوتري كه در اين خانه لانه داشته است در آستان رضا آشيانه داشته است چگونه باخبر از آن سراي درد و غم است دلش خوش است كه نامش كبوتر حرم است بقيع، سامره و كربلا و مشهد نيست در اين سرا خبري از رواق و گنبد نيست بقيع مثل نجف نيست تا كه مهمانش به راحتي بنشيند ميان ايوانش ولي بقيع، بهشتي‌ست با چهار مزار بقيع مژده‌ی سالي‌ست با چهار بهار چهار مظهر غربت، چهار تن مظلوم چهار قبر غريب از چهارده معصوم فقط ميان بقيع است اين قرار و تمام به يك سلام شوي زائر چهار امام ولي نه، آه دلم ناتمام مانده هنوز به سينه حسرت عرض سلام مانده هنوز سلام از عمقِ دلِ ديده‌اي كه پُر ابر است به مادري كه بدون حرم، نه بي قبر است اگر سلام تو آتش به سينه‌ات افروخت از آن دري‌ست كه روزي ميان آتش سوخت مرا ببخش! نمي‌خواهم آتشت بزنم چگونه گويم از آن روز، خاك بر دهنم ز هرُم شعله‌ي در، ياس را كه پژمردند در آن هجوم، علي را به ريسمان بردند ميان تلخي آن صحنه‌ي غبارآلود شكست قامت مرد و مدينه شاهد بود از آن غروب غم‌انگير چند سال گذشت كه باز خاطره‌ي كوچه از خيال گذشت مدينه همدم اندوه دودمان علي‌ست و باز شاهد مردي ز خاندان علي‌ست... ...كه باز آمده آتش در آستانه‌ي او هزار شكر كه محسن نداشت خانه‌ي او :: رسيده‌اند كه از باغ، لاله را ببرند امام صادق هفتاد ساله را ببرند تصورش چقدر سخت مي‌شود اي واي بزرگ طايفه در كوچه مي‌دود اي واي ميان سينه‌ي او روضه‌ي مدينه به‌پاست طنين روضه‌اش از «واي مادرش» پيداست عزيز فاطمه را بي اراده مي‌بردند همه سواره و او را پياده مي‌بردند دويد و از نفس افتاد پشت آن مركب دويد و از نفس افتاد گفت يا زينب اگرچه رفت ولی قامتش خميده نبود به نی مقابل چشمش سَر بُريده نبود اگرچه رفت ولی سلسله به شانه نداشت به جاي جاي تنش رد تازيانه نداشت... ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
حسرت گرفته باز حصار مدینه را غم، تیره کرده است دیار مدینه را آثارِ حزنِ فاطمه و غربت علی پُر کرده است گوشه‌کنار مدینه را در کوچه‌های شهر چو ماه علی گرفت رنگی دگر نماند عُذار مدینه را داغ عزای حضرت صادق فکنده باز با اشک و آهِ ما، سر و کار مدینه را تا خاک ریختند بر اندام آن امام کردند دفن، دار و ندار مدینه را گویا فشانده‌اند بر آن قبر بی چراغ غم‌های بی نشانه، مزارِ مدینه را می‌گریم از مصیبت جانسوز او مگر بر دیده‌ام زنند غبار مدینه را در خلوتِ بقیع به جز اشک مهدی‌اش شمعی کجا بُوَد شبِ تار مدینه را من جان‌نثار مکتب اویم "مؤید"م دارم از او امید، جوار مدینه را ✍مرحوم 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
نفس‌نفس‌زدنم را حسین می‌بیند جراحت بدنم را حسین می‌بیند نحیف هستم و آتش به جانم افتاده و شعله‌زارِ تنم را حسین می‌بیند دویدن از پیِ مرکب برای من سخت است نحیف‌تر شدنم را حسین می‌بیند حریم شخصیِ من جای این اراذل نیست غریبی وطنم را حسین می‌بیند چه روضه‌ای‌ست اگر مادرت زمین بخورد نوای واحَسَنم را حسین می‌بیند شبیه دامن طفل سه‌ساله می‌سوزم عزای سوختنم را حسین می‌بیند تمام فکر من این است لحظۀ دفنم سفیدیِ کفنم را حسین می‌بیند برای کرب‌وبلای حسین بی‌تابم دو دست سینه‌زنم را حسین می‌بیند ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
این نیمه‌شب ز خانه کجا می‌بری مرا؟ پا و سر برهنه چرا می‌بری مرا؟ برهم زدی دعا و شکستی نماز من از ذات حق نکرده حیا، می‌بری مرا؟ اهل و عیال من نگران ایستاده‌اند دیدند زار و غم زده تا می‌بری مرا من را نمانده تاب دویدن، کمی بایست این قدر باشتاب کجا می‌بری مرا؟ از بس کشاندی‌ام، ز نفس اوفتاده‌ام ماتم که می‌کُشی تو وَ یا می‌بری مرا از من به جز عدالت و تقوا چه دیده‌ای؟ کآسیمه سر به کاخ جفا می‌بری مرا آخر مرا چه کار به منصور کاین چنین دنبال خویش چون اُسرا می‌بری مرا ✍مرحوم 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بردند برای همه دنیا خبرش را غمنامه‌ای از سرخی چشمان ترش را هم سنّ زیادش سبب خستگی‌اش شد، هم شعله زده زهر، تمام جگرش را آن‌قدر‌ تنش آب شده گوشه‌ی بستر دیدند همه حال بد محتضرش را عمری‌ست برای دل خود روضه گرفته پُر کرده غم کوچه فضای سحرش را سخت‌ است برایش که فراموش نماید آن مادر و آن ناله‌ی در پشتِ درش را ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
این اراذل که چنین دور و برت ریخته‌اند سال‌ها پیش به بیت پدرت ریخته‌اند دست بسته وسط کوچه علی را بردند شرح آن حادثه را در نظرت ریخته‌اند حرمت موی سفید تو مراعات نشد سرزده از سر دیوار سرت ریخته‌اند به لبت ذکر خدا بود، سرت داد زدند وسط نافله‌های سحرت ریخته‌اند گرم سجاده تسبیح و دعا بودی که - آتش کینه روی بال و پرت ریخته‌اند خانه‌ات سوخت، دلت سوخت، پر و بالت سوخت شعله‌ها روی دل پُر شررت ریخته‌اند اینکه در اوج بلا کرببلایی‌ست دلت غم سرخی‌ست که در چشم ترت ریخته‌اند روضه خوان تن افتاده ته گودالی زهر روی جگر نوحه‌گرت ریخته‌اند آه... با نیزه و با سنگ و سنان و شمشیر سر جدِّ از تو مظلوم‌ترت ریخته‌اند ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
عزای صادق آل عباست ای مردم دوباره فاطمه صاحب عزاست ای مردم به داغ حضرت شیخ الائمه گریه کنید به داغ او که به غم مبتلاست ای مردم ندارد آینه‌ی حق، عمامه‌ای بر سر عزیز آل عبا بی‌عباست ای مردم کسی که جلوه‌ی علم و صداقت و مهر است کجا سزاش چنین ناسزاست ای مردم فدای او که خودش زیر بار غم فرمود تمام غصه ما ای مردم :: تن کسی که خودش دستگیر عالم بود به زیر لشکری از دست و پاست ای مردم برای کشتن او نعل تازه آوردند برای او که عزیز خداست ای مردم.. ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e