1.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#عید_سعید_غدیر
#مرگ_بر_اسرائیل
ما وعدهی صادقیم، ایمان داریم
ایمان به حمایت شهیدان داریم
هنگامهی ذبح توست ای اسرائیل!
در عید غدیر، عید قربان داریم
✍ #عباس_جواهری_رفیع
↳ @hosseinieh_net
#وعده_صادق
بیرون بیاورید سر از دخمههایتان
قومی که از هراس نمور است جایتان !
با من بگو که هیمنهی آهنین چه شد؟!
پیچیده زیر گنبدتان ضجههایتان...!
دنیا دوباره دیده به چشمان خود، که نیست
چیزی به غیر "بادِ هوا"، ادعایتان
مانند "موشِ آب کشیده" گریختند
فرماندهانِ بزدلِ یک لا قبایتان
ما نسل حیدریم و سوی خیبر آمدیم
از ریشه میکَنیم اساسِ بنایتان
زخمی زدید اگر چه؛ ولی خوب بنگرید
حالا نشسته مادرتان در عزایتان
ما قومِ وعدههای خداییم؛ صادقیم
با دست ما نوشته شود انتهایتان
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات
#شب_جمعه
به صحنش آمدم پیچیده گویا عطر سیب اینجا
همان عطری که میسازد ز هر لالی خطیب اینجا
چه تصویری از این بهتر؟چه شوری هست شیرینتر؟!
"هلا بیکم" به زائرهاش میگوید حبیب اینجا
چه اکسیری میان بارگاه خویش دارد که
زده بر دامنش دست توسل هر طبیب اینجا
مسلمان و یهودی و مسیحی فرق دارد؟ نه...
نمیماند کسی از بارِ عامش بی نصیب اینجا
خریده کربلا را تا که زائرخانهاش باشد
غریب است و نمیخواهد کسی باشد غریب اینجا
::
میان قتلگاه انگار دستی میرود بالا
به لب دارد گمانم مادری "امن یجیب"اینجا
به خود که امدم دیدم که تا امروز می آید
صدای بغض"هل من ناصر"مردی غریب اینجا
نوشته میشود با تیغ مردی از تبار او
سرودِ انتقام حضرت شیب الخضیب اینجا
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات
#حضرت_علی_اصغر_ع_شهادت
#حضرت_رباب_س_مصائب
چنان که میبرد عطش، ز طفل تشنه تاب را
ندیدن ضریح تو ز من گرفته خواب را
نمیرسد شمیم تو به دشمنت وگرنه او
به کعبه پیش عطر تو، نمیزند گلاب را
دو پادشاه و یک زمین؟ به این نگاه حق بده
که در کنار گنبدت نبیند آفتاب را
غنیمتی است بودنت برای سرزمینمان
نگین به ارزش خودش بها دهد رکاب را
بهشت در ورودی حریم تو نشسته است
بیا و لحظهای ببر ز چشمها حجاب را
چه خواهم از نگاه تو، کنار بارگاه تو
تویی که قبل هر سؤال دادهای جواب را
هزار غصه هست و من به امر "فابک للحسین"
برای گریههای خود بهانه کردم "آب" را
نوشتم آب سوختم، شبیه قلب مادری
که دیده است هر قدم برابرش سراب را
نوشتم آب! آه! آب!، امید میشود عذاب
که ذره ذره آب کرده قامت رباب را
به جنگ کفر میرود حسین معجزه به دست
پیمبرانه میرسد که رو کند کتاب را
و تیرهای حرمله چرا خطا نمیرود؟
بگو به باد لا اقل که کم کند شتاب را
رباب بود و سلسله، حرامیان و هلهله
و شعر لال میشود، که مجلس شراب را...
::
بساط روضه جمع شد، شفا گرفت کودکی
و مادری که آمدهست وا کند طناب را...
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن_ع_شهادت
بردهست بنده سوی مولا هر زمان دست
شد واسطه بین زمین و آسمان، دست
جز از درِ این آستان خیری ندیده
وا کرده هر کس رو به دست این و آن، دست
در سجده و بر خاک افتادن، زبان، سر
وقت قنوت و ربنا گفتن زبان، دست
در پهنهی تاریخ اگر کنکاش باشد
دارد برای ما هزاران داستان، دست
خیبر برای خود دژ مستحکمی بود
تا آن زمان که زد به در، یک پهلوان، دست
اسلام را پیروز میدان کرد حیدر
حق زد برای قدرت این بازوان، دست
جانها به قربان مرام آن که از لطف
در اوج قدرت میگرفت از ناتوان، دست
با دست پر برگشته مسکینی که حتی
یکبار برده بر در این آستان، دست
با قصد بیعت سوی او آمد که آن روز
انداخت بر دستان مولا ریسمان، دست
یک روز در جنگ اُحد آقای عالم
تهدید را از جانب مولاش رانده است
::
یک روز حیدر در دفاعِ از پیمبر
امروز عبدالله پای کار مانده است
تا گفت پیرِ کلِ عالَم یَنصُرونی
در بیعتش بالا گرفت این نوجوان، دست
راه گلو را داشت طی میکرد خنجر
سد کرد راه حملهاش را ناگهان، دست
مانند ابراهیم شد در آزمونش
چون سربلند آمد برون از امتحان، دست
آمد به مهمانیِ آغوشِ عمویش
هدیه چه آورده برای میزبان؟ دست
زینب دو دستی بر سرش میزد در آنجا
میرفت وقتی سمت چوب خیزران، دست
::
هر قدْر کمتر در غم او زد به سینه
روز قیامت بیشتر بیند زیان، دست
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح
آیهی نازل شده بر مصحف حيدر، حسن
اولین حرف از حروف سورهی کوثر، حسن
اولینبار از لب تو نام مادر را شنید
روشنای خانهی صدیقه اطهر، حسن!
از جمال و از جلالت خَلق حیران ماندهاند
اَشبهُ الناسی به خَلق و خُلق پیغمبر، حسن!
ذوالفقاری را که مولا داشت بین معرکه
یک دمش عباس بود و آن دم دیگر، حسن
در جمل آن گونه رفتی سوی میدان نبرد
که علی میرفت سمت قلعهی خیبر، حسن!*
::
کوچههای شهر پیغمبر بدهکار توأند
ای عصای روزهای پیری مادر، حسن!
بین مردم جای خود، در خانه هم ماندی غریب
آه! ای تنهاترین سردار بی لشکر، حسن!
شیعه مانده استوار از اقتدار صلح تو
بوده صلحت در غریبی کربلا پرور، حسن!
هر قدَر ماندهست تیر از روز تشییع تنت
میرسد در علقمه بر جسم آبآور، حسن!
::
مادرم میگفت با نام تو شیرم داده است
بوده نامت ذکر لالای شب مادر، حسن
✍ #عباس_جواهری_رفیع
*آنگونه سوی شام رود این سهساله که
گویی علیست عازم آوردِ خیبرش
#محسن_قاسمی_غریب
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح_و_مناجات
#حضرت_قاسم_بن_الحسن_ع_شهادت
سپردهام غزلم را به اختیار حسن
پریده مرغ دلم باز در مدار حسن
زبان چگونه بگوید فضائل او را
چگونه وصف شود حُسن بیشمار حسن؟!
کریم اگر که تو باشی، همه گدا هستیم
خدا گذاشت کرم را در انحصار حسن
و همنشینیِ او با جزامیان یعنی
که خارها همه گل میشود کنار حسن
کمانِ ابرو و تیغِ نگاه او کافیست
که بین معرکه هر کس شود شکار حسن
فدای همت مردانهاش که افتاده
جمل به زیر قدمهای استوار حسن
برای مصلحت دین سکوت کرد و نشست
زمان صلح مشخص شد اقتدار حسن
دوباره زنده شد انگار مجتبی وقتی
که آمدند به میدان دو یادگار حسن
دو بال لشکر او قاسماند و عبدالله
به معرکه دو لب تیغ ذوالفقار حسن
پسر به زیر لب "احلی من العسل" میگفت
به قلب معرکه میرفت با شعار حسن
که ناگهان همهی دشت از حسن پر شد
هجا هجا شد فرزند نامدار حسن
::
روایت است به محشر نمیشود غمگین
هر آنکسی که به دنیاست سوگوار حسن
که بر صراط، قدمهای او نمیلرزد
کسی که رفته به پابوسی مزار حسن
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_علی_اکبر_ع_مدح
همانگونه که در سیما، پیمبر بودنش پیداست
میان کارزار جنگ، حیدر بودنش پیداست
کسی که خون مولا در رگش جاریست، معلوم است
که در جولان شمشیرش، دلاور بودنش پیداست
"علی ابن حسین ابن علی ابن ابیطالب"
در این اصل و نسب، از عالمی سَر بودنش پیداست
پدر دریای نور و مادرش دریای احساس است
در این پیوند ارزشمند، گوهر بودنش پیداست
پدر خورشید افلاک و عمو ماه بنیهاشم
میان آسمانِ قوم، اختر بودنش پیداست
چنان با شور میگوید اذانش را که در معنا
زمانِ گفتنِ الله، اکبر بودنش پیداست
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_سجاد_ع_مدح_و_مصائب
لب با طهارت میبرد نام شما را
نامی که داده آبرو، سجادهها را
سجاد یعنی تو؛ تویی که میتوان یافت
در سجدههای هر نماز تو خدا را
جویند اهل معرفت، اهل شریعت
در زمزمِ چشمانِ تو آب بقا را
در هر فرازی از صحیفه میتوان دید
جمله به جمله، جلوهی خوف و رجا را
زین العبادی و ملائک دست بوسَت
وقتی که بالا میبری دستِ دعا را
از کربلا تا شام داغ و رنج دیدی
بعد از پدر نوشیدهای جام بلا را
ما وامدار خطبهات در شام هستیم
شیعه یقیناً از تو دارد روضهها را
::
درماندهایم و دستمان پیشت دراز است
جز تو نمیگیرد کسی دست گدا را
قلب مرا آباد کن با گوشه چشمی
مانند معماری که میسازد بنا را
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_رقیه_س_شهادت
#غزال
دلها گرفته
کنج خرابه روضهی بابا گرفته
با گریه برخاست
در خواب خود دستان بابا را گرفته
بابا کجایی
قلب سه ساله دخترت اینجا گرفته
بعد از تو دشمن
با تازیانهها سراغ از ما گرفته
بابا ببخشید
دارم صدایت میزنم؛ اما گرفته
::
از در در آمد
بابا برای دیدن او با سر آمد
این رأس خونین
بعد از چهل منزل به سوی دختر آمد
بابا رسید و
این انتظار لعنتی آخر سر آمد
عمه به خود گفت
از آنچه ترسیدیم بر سر آخر آمد
سر درد دارد
از آن شبی که دست، سوی معجر آمد
::
غوغا شد آخر
کنج خرابه روضهای بر پا شد آخر
دستش به دیوار
بعد از چهل منزل رقیه پا شد آخر
چشمش نمیدید
با دستها بابای او پیدا شد آخر
از بوی بابا
بغض گلوی نازدانه وا شد آخر
الحمدلله
طفلت شبیه مادرت زهرا شد آخر
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_رقیه_س_شهادت
شاعر برای گفتن از این غم کمک میخواست
روضه برای شرح این ماتم کمک میخواست
آنقدر روی پیکرش زخم و کبودی بود
مرهم برای زخم از مرهم کمک میخواست
از راه رفتنهای او چیزی نمیگویم
گاهی برای ایستادن هم کمک میخواست...
آتش میان خیمهها افتاد و از آن روز
شانه میان گیسوی درهم کمک میخواست
در خاطرش آمد رباب آن روز از باران
حتی به قدر بارشی نم نم کمک میخواست
یاد مدینه زنده شد در کنج ویرانه
عمه برای غسل او آن دم کمک میخواست
.
.
.
یادش بخیر آن روز آخر مادر پیرم
از من برای نصب یک پرچم کمک میخواست
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#امام_رضا_ع_مدح_و_شهادت
چنان که میبرد عطش، ز طفل تشنه تاب را
ندیدن ضریح تو ز من گرفته خواب را
نمیرسد شمیم تو به دشمنت وگرنه او
به کعبه پیش عطر تو، نمیزند گلاب را
دو پادشاه و یک زمین؟ به این نگاه حق بده
که در کنار گنبدت نبیند آفتاب را
غنیمتی است بودنت برای سرزمینمان
نگین به ارزش خودش بها دهد رکاب را
بهشت در ورودی حریم تو نشسته است
بیا و لحظهای ببر ز چشمها حجاب را
چه خواهم از نگاه تو، کنار بارگاه تو
تویی که قبل هر سؤال دادهای جواب را
هزار غصه هست و من به امر "فابک للحسین"
برای گریههای خود بهانه کردم "آب" را
نوشتم "آب" سوختم، شبیه قلب مادری،
که دیده است هر قدم برابرش سراب را
نوشتم "آب آه آب"، امید میشود عذاب
که ذره ذره آب کرده قامت رباب را
به جنگ کفر میرود حسین معجزه به دست
پیمبرانه میرسد که رو کند کتاب را
و تیرهای حرمله چرا خطا نمیرود؟
بگو به باد لااقل که کم کند شتاب را
دو گام سمت لشگر و دو گام سمت خیمهها
تحیر اینچنین به او رسانده اضطراب را
رباب بود و سلسله، حرامیان و هلهله
و شعر لال میشود، که مجلس شراب را...
::
::
بساط روضه جمع شد، شفا گرفت کودکی
و مادری که آمده است وا کند طناب را....
✍ #عباس_جواهری_رفیع
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e